شعر من، حرف دلی است که در آن چشمه جوشان محبت جاریست!؟
گاهي مثله خنكاي يك نسيم، آرام ، گاهي مثله سنگ، سنگين، گاهي مثله طغيان يك رود،غضبناك، گاهي به اندازه ي غرش يك شير، وحشي، گاهي به زيبايي يك غروب، غمگين، و گاهي به اندازه ي يك عشق، تنـها، هر چه باشم و در هر كدام اين وجه ها كه لانه گزينم، عاقبت... من يك زن مستقل و قوي هستم و همچنان خواهم ماند! پ.ن: اين روزها افكارم بسيار درهم و برهم و آشفته است، نوشته هايم ربطي به هم ندارد.
من يك َزنـــم و زَنـانگـي ام صورتي دارد شايد چندوجهي؛
نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت
23:42 توسط بهــــانه|
| Design By : Pars Skin |