عشـــق مــمــــنوع . . .
![]()
بخواهی یا نخواهی
من عاشق ات شده ام
دور باشی یا نزدیک
مهم نیست
اینکه من
یک لحظه حتی
از یاد تو
خیال تو
و عشق تو غافل نباشم
یعنی اینکه عاشقی را،
رو سپید کرده ام!
نخواه فراموشت کنم!
آخر کدام درخت
در کدام اردیبهشت
خانه تکانی کرده است؟
دیوانه
من تازه عاشقت شده ام!

اگر حـωـوב نبوבҐ
برایـــــ♥ـــت شعرے میگفتҐ
ڪه بعـב از خوانـבنش
تماҐ زناלּ בنیـــــــــــــا
عاشــــــــقت شونــــــــב ...!!!♥♥

یڪ بار خواب בیـבלּ تـــــ♥ـــو ...
به تــــــماҐ عمر مے ارزב ...
پـω نگــــــو ...
نگو ڪه رویـــــــــاے בور از בـωـترω خوش نیـωـتـــــــ ...
قبول نـבارҐ !
گرچه جـωـمҐ خـωـته اـωـتـــــــــــ ...
ولےבلـــ♥ــــҐ בریایے اـωـتــــــــ ...
تاب و توانش بیش از اینهاـωـتـــــــ...
پـس ...
باز هҐ בوωـتتـــ♥ــــ خواهҐ داشتــــ...
تاوانش هرچه میخواهـב باشـב ...

حکـــايت تلـــخيـــست ...
مانــــــده ام بــــــراي او
رفتـــــــــه بــــــراي ديـــگـــــــــري….
و در ســوال دلـتـنگــیهای دیــگران...
میگویم....!
حـالم خوب است !
و همچنان...
به رویا پردازی با او مشغولم !
آن چنان که
باورم شده است
عمری را با او
زندگی کرده ام !

+ هنوزم هست
•♥یا مقلب قلب من در دست توست ...
یا محول حال من سرمست توست •♥
•♥ کن تو تدبیری که در لیل و نهار
حال قلب من شود همچون بهار • ♥
•♥یا مقلب ، قلب اورا شاد کن
یا مدبر ، خانه اش آباد کن•♥
•♥یا محول ، احسن الحالش نما
از بدیها فارغ البالش نما•♥
•♥ پیشاپیش سال نو مبارک•♥

هیچکس نمیفهمد ،
نمیداند ، نمیخواهد که بداند چه حالی ام ،
نمیخواهد که بفهمد خیره به چه راهی ام

نمـــــیـدانــــی،
چه دردی دارد !
وقـــتـی ..
حــــالـم ..
در واژه هــا هــم نــمی گنــــجــد …

دلــم بالکنی میخواهد رو به شهر و یک فنجان چای!
یک جرعه تـــو….
یک جرعه مـــن!
وســکوتی که در آن دو نــــگاه به هم گــره خـــورده باشـــد!
بـــی کلام….مــیدانی؟
" دلـــم یـک مَــــن میخواهد برای تـــو و یـک تـــو تـا ابد برای مـــن!

دیدگانت را نبند . . .
نگاهت را ندزد . . .
تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم،
از گوشه چشمهایت تلاوت میشود . . .

امشب تولد توست
و باز من کنارت نیستم
امشب تو شادمانی و باز در دلت نیستم
تولدت مبارک . . .

سهم من از تو
دلتنگی بی پایانیست
که روزها دیوانه ام میکند
شب ها شاعر …

آهـــــــــــــــــــــای ســـــــــــــرنوشـــــــ ـــت!!
اسکار حق توست سال هاست مــــــــرا
فیلـــــــــــــــــم کرده ای….!!

شکـــ نکـــــن !
آیــ●ــنده اے خوـاهــم ساختــــ کــه
گذشتـــه ام جلویش زآنــو بـــزند !
قـــرآر نیستــــ مـــن هـــم دلِ کَسِ دیگـــری را بسوزانـَــم !
برعکـــس کســے را کــه وارد زندگـــیم میشود
آنقـــــدر خــــوشـــبـ ♥ـخـتـــــ میکنــم کـــه
بـــه هر روزے کـــه جاے " او " نیستــــے
بـــه خودتـــــ لعنتـــــ بفرستــــے! !!!
خدایا
از صبرت همین بس که داری مرا تحمل میکنی
از بخششت همین بس که به من ناسپاس هم روزی میدهی
. . . خدایا . . .

حالم خوب نیست... ؛
دروغ می گویم که خوبم !
باور نکنید...
فقط ادای کوه بودن را در می آورم...!!
اما...!
پُر از ترَکم
هر لحظه امکان دارد ؛
فرو بریزم...
قطره دلش دريا میخواست. خيلی وقت بود كه به خدا گفته بود.
هر بار خدا می گفت: از قطره تا دريا راهی ست طولانی. راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لياقت دريا نيست.
قطره عبور كرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت.
قطره ايستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به آسمان رفت. و هر بار چيزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.
تا روزی كه خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره را به دريا رساند. قطره طعم دريا را چشيد. طعم دريا شدن را. اما...
روزی قطره به خدا گفت: از دريا بزرگتر، آری از دريا بزرگتر هم هست؟
خدا گفت: هست.
قطره گفت: پس من آن را می خواهم. بزرگترين را. بی نهايت را.
خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: اينجا بی نهايت است.
آدم عاشق بود. دنبال كلمهای می گشت تا عشق را توی آن بريزد. اما هيچ كلمهای توان سنگينی عشق را نداشت. آدم همه عشقش را توی يك قطره ريخت. قطره از قلب عاشق عبور كرد. و وقتی كه قطره از چشم عاشق چكيد، خدا گفت: حالا تو بی نهايتی، چون كه عكس من در اشك عاشق است.
یل یاتار طوفان یاتار یاتماز تراکتور پرچمی
تراختوری ال ایستر/شرف لی ملت ایستر
.
.
آذربایجان دیاری میزتراختور افتخاری میز

ایــــــــــــــول تراکتور خودمون:)))))
عــــــاشــــقتم
قهرمانی تیم لایق وشایسته ی آذربایجان شرقی"تراختورسازی"رو به هموطنان عزیز
مخصوصاٰ مردم غیور آذربایجان شرقی تبریک میگم...

آذربایجان وار اولسون
ایستمیین کور اولسون

من مجرمم !!
جرم من سادگیست ..!
ساده میبینم...
ساده زندگی میکنم...
ساده می مانم...
ساده هم میمیرم...
با اینکه مجرمم.....
ولی ترک نمی گویم پاکی این سادگی را.....


تمام شعرهایم در وصف نیامدنت است...
اما اگر روزی ناگهان ناباورانه سر برسی!!!
از شاعر بودن استعفا میدهم
و نقاش میشوم
و تا ابد نقش پرواز میکشم …

گـــــاهی نـــــه گریـــــه آرامت می کنــــدو نـــــــــــه خنــــــــده
نــــــــه فریـــــــــاد آرامــت می کنــــــــدو نـــــــه سکــــــــوت
آنجـــــاست کـــــه بـــا چشمانی خیس
رو بـــه آسمـــــان می کنی و می گویی
خدایــــــاتنهـــــا تــــو را دارم تنهـــــــایم مگـــــــذار

خُدایــــــــــــــا قِســـمَــــــتــــــ و حـــِکمـــَــتـــَــتـــ بــِـــمــانــَــد
بــَــرای انـــانـــــــی
کـــِـــــه
درکــَــش مــــــــی کــُـــننـــد
بــَــــرای مــَـــن نــَـــفــَـــهم فــَـــقـــَـط
مــُــعجــِـــزِه کــُـــــــــــــــن...
خدایا!!!

کی گفته دختــــــــــرا پارک کردن بلـــــــــد نیستن؟؟؟؟؟؟
هاااااااااااا؟؟؟؟

تمام اكسيژن هاي دنيا را هم بياورند.....
ب كارم نمي آيد من پر از هواي توام.....

هیزم نبودم...ولی سوختم در زمستان نبودنش...!
خواستم گلــــــــــه کنم از نامهــــــــــربانــــــی هایت . . .
امــــــــــــــــــــــــّـــــــــــــا . . .
خوب کـــــــــه فکـــــــــــــر میکنم . . .
مـــــــــــــــن بی مقدمه عاشق تـــــــــــو شدم . . .
تقصیـــــــــر تــــو نیست . . . اشتبـــــــاه مَـــــن است . . .!

سلام خــــــــــــدا
پارسال امروز یادته؟؟؟یادته چقدر خوشحال بودم؟؟؟
یادته از سر شوق گریه ام می گرفت؟؟؟
ولی امسال چـــــــی؟!
امسال بخاطر پارسال با یاد پارسال دارم گریه میکنم البته از سر دلتنگی...
دلتنـــــــــگم. . . داغـــــــــونم. . .
کمکم کن خــــــــــــــدا. . . کمکم کن!
پارسال بود ولـــــــــی امسال نیست
نیست ... نیست ...


چه کسی حرف مرا می فهمد؟
چه کسی درد مرا می داند؟
در پس پرده ی اشک چشمم
چه کسی راز مرا می خواند؟
چه کسی واژه ی تنهایی را
در دل غم زده ام می بیند؟؟





ای فلک گر من نمی زادی،اجاقت کور بود؟
من که راضی بر این خلقت نبودم،زور بود؟
من که باشم یا نباشم،کار دنیا لنگ نیست...
من بمیرم یا بمانم که کسی دلتنگ نیست...

کاش
كاشــكی من كبوتــر حــرم بــودم
میمونــدم كنــار اون منــارههــا
یا بـــــرای دیـــــدن همیشـــــگیت
میشــدم یــكی از اون سـتارههـا
آقـا جـون؛ دلـم گرفته، بی كسم
تو بگیــر دســتِ منــو كه میتونـی
بــه دادِ دلهــای ِ بــیپنــاه بـرس
هــمه غصــههامو، تــو میدونــی
میدونـــم غریبـــی اما آقاجـــون
همیشــه غریــب نــوازی میكنــی
دل شكسـتههـا، می آن كنـارِ تو
همه رو، یه جوری راضی میكنی
هر كســی بیــاد پیشـت امام رضـا
نـــمیزاری تـــو كه ناامیـــد بــره
كاری میكنی كه هر شكسته دل
وقتـی كه بـه كام خـود رسـید بـره
من گنـــه كارم و اینـــو میدونــم
عاقبـــت منــو شــفاعت میكنــی
هر كســی چنــگ بزنــه بــه دامنــت
همیشــه از اون حمایــت میكنــی
ایـن دفـه حس میكنم یه جوریام
مثــل كفتــری كه پــرواز میكنـه
وقتـــی كه میآد رو گنبـــد طلا
بـه هـمه، از اون بالا نـاز میكنـه


کجاست؟
مردی كه آســمان بــه زمین داده بود كو
در ســـجدهاش شـــبانه غــزل میســرود كو
مردی كه از مدینـه به این خاك پا گذاشت
روشـــنتـــر از ســتاره و خورشــید بـود كو
آن مرد ســبز پـوش، غزل نوش هشتمین
در كوچــــههــــا نـــماز، اقـــامه نـــمود كو
مردی كه بـــــا طنیـــــن لا الای خـــود
گرد و غبـــــار، از تــــن شــــهری زدود كو
دسـتی اشـاره كرد و خروشـید رود شهر
آن دســــــت و آن تلاطــــــم و امواج رود كو
یــك مرد نیســت كه ضامن آهو شود چرا
نـــور الهـــدی، چـــراغ خــدا، مرد جــود كو
امشــب چگونــه وصـف كنـم ماهتـاب را
دعبــــل كه آفتــــاب جهــــان را ســــتود كو
بـــا من بخـــوان ترانــه سرســبز بــاغ را
ای ســـــروناز نغـــــمه گل در ســـــجود كو
آنجاســت ســمت بــاور دل، بـاغ آسمان
مأمون كه روی بســــــتر زر میغنـــــود كو
بـا یـك بغل شكوفه و گل میرسد بهار
مردی كه بــــال چلچلــــه را میگشــــود كو
فـــردوس، امتــداد مســیر نـگاه اوسـت
ای ابرهـــــــای معجــــــزه، رود خلــــــود كو
بــاران! ببــار تــا هــمه ایــمان بیاوریـم
در آیــــههـای چشـم تـــو ابـــر كبـــود كو
ایـن روزهای سبز كه میلاد این گل است
در رقص واژهها، دف و نی، چنگ و عود كو

عاقبت از زهر مأمون، پاره شد قلب رضا
در میان حجرۀ در بسته، میزد دست و پا
گه، جوادش را، گهی معصومه، را میزد صدا
داغ او تا صبح محشر، بر دل سوزان ماست
شهادت امام رضا(علیه السلام) تسلیت باد

دلم بدجوری هوای حــــــــرم رو داره . . .
خیــــــــــلی دلم واسه امام رضا تنگ شده خیـــــــــــلی![]()
فاصـــــــــــــله،دوری از خونواده ســــــــخته . . .
به خاطر عشقت خونواده ات رو رها کنی،بده . . .
فاصــــــــله عشق و زندگی رو از آدم می گیره . . .
.
.
باشه،اصلأ قبـــــــــول . . .
میدونم تو تجربه اش کردی!!!
ولی آخه عزیــــــــــــزدلم مگه میشه بدون عشـــــق زندگی کرد؟
قربونت بشم چه جوری بهت بگم،
خجالت میکشم،
نمیــــــــــــشه . . .

دل من…
از تبار،دیوارهای کاهگلی است…!!
ساده می افتد…
ساده می شکند…
و ساده می میرد!!
دل من،بدون تو سخت می گیرد…
حال این روزهایم زیاد خوب نیست...




ساده امده ام*ساده باورم کن
ساده دلبستم*ساده دل ببند
درهجوم بی وفایی ها*ساده از من نگذر
درون قلب خود کلبه ای* ساخته ام ساده
پنجره ای ساده *روبه سوی خورشید
تاگرم کند روزهای سرد*دلتنگیم را
ساده امده ام*ساده بنگر
ساده بشنو*صدای انتظار را
ساده بگیر*روزهای تلخ را
ساده*ببند پنجره بی وفایی را
ساده گوش کن*صدای فریادهای قلبم را
ساده درکم کن*ساده کنارم بمان
همه چیز ساده است*اگر تو بخواهی
ساده تر هم میشود*اگر من بخواهم


