|
معتقدم . به آمدنت . حتا در ساعته 25
|
تو خواهی آمد
من به انگشتانم ایمان دارم
روزها با تو سر میشود و شبها با تف
سالها گذشت و نفهمیدم
عاشق سینه چاک یا چاک سینه اش شدم ؟
دقیقن همون لحظه فهمیدم غلط کردم
تا به ما درسهایی بیاموزند
که اگر میماندند ، هرگز یاد نمیگرفتیم
خسرو شکیبایی
هوووف
هم نجیب بود و ناز بود و هم که تحصیلات داشت
عشق فیزیک و خصوصن بخش مغناطیس بود
برق چشمش نسبتی با اُهم و وُلت و وات داشت
و دهان به دهان خواهم شد
با تو .
و رودها پر آب است
امان از سدهای "خاردار"
زخم دلم بی تو درمان نمیشود
با نمکه من