حکم صادره

حکم دادگاه بدوی به نفع  من صادر شد.

عکس

 

ادامه نوشته

سلام .من چرا نمیتونم کامنت بذارم.اما وقتی میام وبلاگم رو باز میکنم

 کلی کامنت ثبت شده از طرف دوستان دارم. 

چطوریاست من نمیتونم انوقت همه دوستان میتونن!! استاد کمک کن [گریه][تشویش]


قسمت اول دیدار

نزدیکهای ساعت 6 غروب بود . سرگرم کارهای خونه بودم.دختری هم سرگرم کامپیوترش بود. 




ادامه نوشته

شوک.سکوت.

من:بفرمایید!

...:سلام. حالت خوبه؟

من:.......................................................(شوک وسکوت).

.....:الو..الو..

من:(طپش.لرزش.سکوت).

.....:جواب بده

من:چی بگم؟ سلام.

.....:من خونه مادرم دختری رو میاری ببینم؟

یک خبر کوتاه

سلام .

بعداز سفرونتیجه نامطلوبش خیلی آشفتگی درونی داشتم /البته از اونجای که خصلت درونگرایی دارم سعی کردم

شرایط روحیم باعث آزرده خاطرشدن خانواده نشه وتااونجا که ممکن بود ظاهر رو حفظ میکردم که از درونم چیزی لو 

نده.بهرحال پیگیر کارهای جدایی شدم همه چیز به نفع من هست البته هنوز حکم دادگاه صادر نشده ودر مرحله 

رسیدگی هست اما خوب اقدام کردم.چندین بار دربین کارمنصرف شدم اما هنوز دارم ادامه میدم.


علت غیبت وتایید کامنتهای بی پاسخ

سلام به همه دوستان همراه که هرچقدرهم از محبت ومهربونیشون تشکرکنم بازهم کمه بخدا.

مدتی بود بخاطر بنایی وکارهای خونه درگیر بودم که نمیتونستم خیلی بیام نت وبعداز اون هم طی یک عملیات

انتحاری در لپ تاپم شکست ومجبور شدم مدتی بدون اون بمونم اینبود که دسترسی به نت برام مشکل بود

البته گهگاهی بوسیله تبلت همه دوستان رو پیگیری میکردم اما متاسفانه تایپ  نمیکردم .خیلی از دوستان

توی این مدت بهم سرزدن برام کامنت گذاشتن وجویای حالم بودن وحتی چندنفری هم از جواب ندادن هام و

تایید کردنهای بی پاسخ دلخور بودن از همینجا ازتک تک شما عزیزان عذرخواهی میکنم واقعا توی موقعیتی بودم

که نمیشد تایپ کرد البته به یکی دوتااز دوستان پیام داده بودم ودرجریان قضیه بودند اما برای تک تک دوستان

یکم برام مشکل بود.بهرحال خواستم بدونید تک تک شما برام مهم وباارزش هستین وخیلی از اینکه

باشمادوستان هستم خوشحالم.ازهمه مهربونیهاتون سپاسگذارم.

...........................................................................................................................

محمدعزیز.مهدی ومجید خان بزرگ.استادبزرگوار.مهندس محترم.ققنوس گلم.نگین طلایی .پرینازوتارای عزیزم.طاها 

خان وهماجونم.فرشته وبهار قلب شیشه ای.عاطفه عزیزم ورهای نازم.زیبا بانوی گلم .ونوس مهربونم.آزاده و

شیوای عزیزم .باران خوشگلم از همه شما تشکر ویژه دارم

که احوالپرسی هاتون بی چشم داشت وبی منت ومستمر بود.دست تک تک شما دوستان رو میبوسم.ممنونم .

از بودن باشما خوشحالم.

خبرجدید

بعد از اون که بخاطر بهرام از محیط کار دور شده بودم دیگه یجورایی میترسیدم وارد محیط جدیدی بشم 

دلم نمیخواست باکسی رابطه داشته باشم حتی به اندازه یک کارکوچک واز طرفی هم چون نیاز مالی نداشتم 

بیشتر به این قضیه دامن میزد که منو از محیط جمعی وکار دورکنه.

بعد گذشتن مدتها ونصیحت دوستان وآشنایان که کار میتونه روحیه ام رو عوض کنه پیگیر کاری بودم که به 

سفارش یکی ازدوستان بانفوذ تونستم این کار رو بگیرم وبعد مدتها انتظار خلاصه باهام تماس گرفتن

 وشنبه صبح باید برای مصاحبه خدمتشون برسم. انشالله که مقبول بیفته.

بعد اون سفر وقتی برگشتم تصمیم گرفتم یجورایی توی روحیه ام تغییر بدم که بهترین راهش تغییر دکوراسیون 

منزل ویه بنایی حسابی بود البته نزدیک به دوهفته ای هست که شروع کردم ودیگه آخراشه خودم که راضیم

ودیگه اینکه دخترمم بسیار به محیط جدید ودوستان علاقه پیداکرده وصبح ها ساعت 6:30 بیداره که اماده

بشه واسه مدرسه.

حالا بعد یه خونه تکونی وتعمییرات ونقاشی حسابی خوبه که اینکارهم جور بشه ومن برای همیشه روحیه ام رو 

پیداکنم.اینم یه خبری از خودم خووووووووووووووووووووووووب شد؟؟؟

موزیک وبلاگ به درخواست تعدای از دوستان محترم عوض شد.

آخرین فصل زندگی من

این هم یک عمر مستی کردنم

سالها شبنم پرستی کردنم

ای دلم زهر جدایی رو بخور

چوب عمری باوفایی رو بخور

ای دلم دیدی که ماتت کرد ورفت؟

خنده ای بر خاطراتت کرد ورفت؟

من که گفتم این بهار افسردنی است

من که گفتم این پرستو رفتنی است

آه عجب کاری به دستم داد دل

هم شکست وهم شکستم داد دل ....



ادامه نوشته

پایان سفر

سلام

تمام قد در حضور همه دوستان سرتعظیم فرود میارم و به پاس قدردانی دست تک تک شمادوستان

 رو هم میبوسم از اینکه دراینچندروز چراغ خونه ام رو روشن نگه داشتید برام آرزوهای خوب کردید

 ونگران نتیجه سفرم بودید خصوصاچندتن از دوستان صمیمی که هرروز کامنت محبت آمیزشون رو برام گذاشته 

بودندودعای خیر کرده بودند. ازهمه شما صمیمانه متشکرم 

از دوستانی چون محمد عزیز .مهندس مرتضی عزیز.جناب استادشهریار محترم.دکتربزرگ محترم .

استاد علیرضا خان ..ققنوس خوبم.نگین گلی عزیزم.شیوای دلبندم.

میگی جون دخترمامان.همای گلم .پریناز مهربونم وبهارخانم قلب شیشه ای .

زیبا عشقم .باران خانوم گل وبلبل وفرشته خانم عزیز ازهمینجا ازهمه شما دوستان تشکرویژه دارم .

خصوصا جناب شهریارخان که برامون آش پشت پا هم تدارک دیدند.

ازهمه شما ممنون وسپاسگذارم .حتما در پست بعدی نتیجه سفر رو خواهم نوشت.

روز موعود فرارسید


روز موعود فرارسید.سفرخیلی طولانی نیست اما خیلی برای من و زندگیم حساسه.


به دعای خیرتون  محتاجم.حلالم کنید.خدانگهدار

این روزها بیقرارم...

سفری با یک نتیجه مبهم

سلام .

میخواستم تا بعد یک نتیجه درست حرفی نزنم اما تهدید بعضی از دوستان خوب 

همراه وبلاگی نتیجه داد ومن آپ کردم تا خبری از خودم وشرایط موجود بدم

 هرچند که از روزانه نویسی خیلی لذت نمیبرم اما بنابر لزوم

واینکه دور از انصاف بود شما همراهان رو درجریان قضیه قرار ندم.

من بعد پیگیری های که کردم ولطفی که خواهر بهرام در حقم کرد به آدرس بهرام 

دسترسی پیداکردم وانشالله طی یک سفر چندروزه برای پیداکردن

 بهرام میروم هرچند نمیدونم چقدر کار درستی میکنم وباخودم ودلم 

درجدالم اما بخاطر دخترهم که شده میخوام این سفررو برم.

روز سفر هنوز مشخص نیست .

هرچی به روز سفر نزدیکتر میشم حالم بدتر میشه.نگرانم

واینک برای تو مینویسم بهرام


تو به من خیانت نکردی تو به خودت خیانت کردی 

ادامه نوشته