٧تیرماه ١٣٩٨
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
در کانال تلگرامی #بلوط_دانش با ما همراه باشید.
@balotedanesh
#پشتکوه
#پیشکوه
#میکوه
#بختیاری
#کهگیلویه
#شولستان
💢آنچه یک لر باید بداند.
#آگاهی و #اتحاد شرط پیروزی و بهروزی ماست.
٧تیرماه ١٣٩٨
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
در کانال تلگرامی #بلوط_دانش با ما همراه باشید.
@balotedanesh
#پشتکوه
#پیشکوه
#میکوه
#بختیاری
#کهگیلویه
#شولستان
💢آنچه یک لر باید بداند.
#آگاهی و #اتحاد شرط پیروزی و بهروزی ماست.
یکی از زیباترین رسومی که در میان
مردمان لر وجود داشته
فرهنگ گرانقدر داد و دهش بوده که
به لطف رشد شهریگری و مکانیزه شدن امکانات رو به کاستی نهاده است !
از جمله ی این دهش ها که در میان مردم
روستانشین وجود داشته رسم شیرین
#شیر_واری بوده است !
داستان شیر واری از این قرار بوده
که دو یا چند خانوار که هر کدام
معمولا" یک یا دو الی سه گاو داشته اند
و شیر گاوها کفایت پر شدن مشک
را نمیکرده و به زحمتش نمی ارزیده ؛
شیرها را با همسایه ها به اشتراک
گذاشته اند به این ترتیب که :
هرشب خانواده های هم پیمان
شیرها را دوشیده و به یک
خانواده تحویل میدادند به مدتی
مشخص مثلا" یک ماه !
و ماه بعد خانواده ای دیگر !
هنگام تحویل شیر صاحب شیر
تیکه چوبی را که شاخه ای ( چِلی )
اضافه داشت به عنوان شاخص در
ظرف شیر فرو میبرد و اگر شیر
به زیر شاخه نمیرسید از ته چوب
میشکشتند و به این نحو مقدار شیر
تحویلی را نشان میکردند و این تیکه
چوب به مانند رسید تا سر ماه نگهداری
میشد !
روز بعد از جمع آوری ؛ تحویل گیرنده
به اندازه چوب شیر ( له له ) موظف
بود دوغ به خانواده ها بدهد !
در طول آن ماه تمام مشتقات شیر
برای تحویل گیرنده بود !
سر ماه که میرسید همگی جمع میشدند
و چوبها ( رسید ها ) را می آوردند و
با استفاده از آب حساب میکردند که
فلان خانواده چقدر شیر داده و میبایست
در ماهی که نوبتش میشد تحویل بگیرد !
و اینگونه بوده که در یک تعامل زیبا
و سازنده زندگی را پیش برده و در کنار
هم با میل و مهر گذران روزگار کرده اند.


💢بازخوانی آیین لری
« #رقص_سوگ » / ﺭﻗﺺ ﺭﺍﺭﺍ، ﭼﻤﺮ، ﭼﻤﺮانه ﯾﺎ ﺭﻗﺺ ﭼﭙﯽ
✍ #حسین_ﻋﯿﺴﻮﻧﺪ_اﺳﺪﯼ/ #ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ_ﺍﺳﮑﻨﺪﺭﯼ
#ﺭﻗﺺ_ﺭﺍﺭﺍ ﯾﺎ #ﭼﭙﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻗﺺﻫﺎﯼ ﺁﯾﯿﻨﯽ ﻟﺮﺗﺒﺎﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﻮﮒ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻧﺎﮐﺎﻡ ﯾﺎ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ به نمایش درمیآید. که یکی از اشتراکات مهم فرهنگی لرتباران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ولات لر (مناطق لرنشین) است. این آیین سوگواری در نزد لرهای شمالی (فیلی) تحت نامهایی چون «رارا » یا «چمر» معروف است و لرهای جنوبی و مرکزی (بختیاری، بیراحمدی، ممسنی، لیراوی، لاری) آن را با نام چپی میشناسند و در تمام نحلههای فرهنگی لر با یک شکل و روش و برای سوگ به نمایش درمیآید.
💢شرح رقص درسوگ
ﺭﻗﺼﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﺴﺎﻥ ﺭﻗﺺ ﺷﺎﺩﯼ ﺩﺳﺖ ﻫﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻣﺎ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺭﻗﺺ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻋﻘﺐ ﻭ ﭼﭗ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﻣﯽﺩﺍﺭﻧﺪ در بازیگه (میدان رقص)، اﯾﻦ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ هماﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺳﺎﺯ ﮐﺮﻧﺎ ﯾﺎ ﺳﺮﻧﺎ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ﻣﻌﻮﻻً ﺭﻗﺼﻨﺪﮔﺎﻥ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮑﺎﻥ ﺩﺭﺟﻪ ﯾﮏ ﻓﻮﺕ ﺷﺪﻩ ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﻧﻔﺮ ﻧﺨﺴﺖ ﮔﺮﻭﻩ ﺭﻗﺼﻨﺪه ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻪ ﺳﺮﭼﻮﭘﯽ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺭﻗﺺ ﺭﺍ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﺭﻗﺺ ﺩﺭ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ فیلی ﻣﻌﺮﻑ ﺑﻪ ﺭﻗﺺ «ﺭﺍﺭﺍ» ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﻮﻉ ﺁﻫﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﻧﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻣﯽﻧﻮﺍﺯﺩ ﺑﻪ ﺁﻫﻨﮓ «ﺭﺍﺭﺍ» معروف است.
ﺩﺭ ﺷﺎﻫﮑﺎﺭﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ «ﺍﯾﺮﺝ ﺭﺣﻤﺎﻧﭙﻮﺭ» موسیقیدانان بزرگ لر ﺍﯾﻦ ﺁﯾﯿﻦ ﮐﻬﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻏﻤﻨﺎﮐﯽ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
"ﺳﺎﺯ ﺯﻧﻪ ﻫﻮﺍﺭ ﺧﻮﺷﯿﻢ ﻧﻤﻨﻪ ﻫﺮ ﺭﺍﺭﺍ ﺑﮋﻥ ﻫﺮ ﺭﺍﺭﺍ ﺑﮋﻥ، ارا سردار پا بوریا بژن هر رارا بژن..."
همانطوری که شرح داده شدﺁﯾﯿﻦ ﺭﻗﺺ ﺳﻮﮒ ﺩﺭ ﻟﺮﻫﺎﯼ ﺟﻨﻮﺑﯽ و مرکزی معرف ﺑﻪ ﺭﻗﺺ ﭼﭙﯽ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﻧﻮﻉ ﺳﺎﺯ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﭙﯽ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺷﺎﺧﻪ ﭼﻬﺎﺭﻟﻨﮓ ﻭﻫﻔﺖ ﻟﻨﮓ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺳﺖ ﻣﻌﻮﻻ ﻟﺮﻫﺎﯼ ﭼﻬﺎﺭﻟﻨﮓ ﺍﺯ ﮐﺮﻧﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺳﻮﮒ ﻭ ﻋﺰﺍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﺮﻧﺎ ﻣﻌﺮﻑ ﺑﻪ ﺳﺎﺯ ﭼﭙﯽ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ ﺣﺎﻻ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭﺷﺎﺧﻪ ﻟﺮﯼ ﻫﻔﺖ ﻟﻨﮓ ﮐﺮﻧﺎ ﻫﻢ ﺳﺎﺯ ﻋﺰﺍ ﻭ ﻫﻢ ﺳﺎﺯ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺳﺖ و سورنا کاربرد بسیاری کمی در شاخه لری هفت لنگ دارد ﻻﺯﻡ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺁﯾﯿﻦ ﺳﻮﮔﻮﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺭﻗﺺ ﺭﺍﺭﺍ ﻭ ﭼﭙﯽ ﻫﺴﺖ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﺸﻦ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﮐﻞ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺗﯿﺮﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و زنان مویه میخوانند که این مویه در لری بختیاری معرف به #دانگدال یا #غم_سرو یا #سرو است.
همانطور که اشاره شد این آیین یکی از اشتراک مهم فرهنگ لرتباران است که یکی از ویژگیهای منحصربه فرد فرهنگ لرتباران نیزبه حساب میآید ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﯾﻦ ﺁﯾﯿﻦ ﻫﺎ ﺁﺑﺸﺨﻮﺭﻫﺎﯼ ﺑﮑﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻟﺮی هستند ﮐﻪ ﺩﺭﻧﻬﺎﯾﺖ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻟﺮﺗﺒﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺳﺎﺭﯼ ﻭﺟﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻌﻼﻥ ﻋﺮﺻﻪ ﺷﻌﺮ ﻭ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺁﺑﺸﺨﻮﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺻﯿﻘﻞ ﺩﻫﻨﺪ ﻭﺑﺮﺑﺎﻡ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﻧﻨﺪ .
ﺑﺰﺭﮔﺎﻧﯽ ﭼﻮﻥ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺁ #ﺑﻬﻤﻦ_ﻋﻼﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﺩ #ﺍﯾﺮﺝ_رﺣﻤﺎﻧﭙﻮر ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺭﮎ ﻭﺁﺛﺎﺭ ﻓﺎﺧﺮ ﻭ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪﯼ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩند ﮐﻪ ﺳﻬﻢ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻭ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻟﺮﯼ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ.
#محمد_بهمن_بیگی در کتاب #به_اجاقت_قسم صفحه ۵۳ می نویسد:
#بویراحمد ها ذاتاً ناطق و سخنگو هستند و زبان بچههای بویر احمد فقط چند روز پس از تولد باز میشود.
نوزاد بویر احمدی زودتر از نوزاد های دیگر حرف می زند .
شاید زبان لری بویراحمدی آسان تر از سایر زبان هاست. شاید جسارت و شجاعت بویراحمدهاست که آنان را این چنین زبان آور می پرورد .
من مستمع سخنرانی های مستقیم و غیر مستقیم رادیویی و تلویزیونی بسیاری از سخنرانان ایران و جهان بوده ام ، ولی در هیچ جا به اندازه ی بویراحمد ناطق طبیعی، راحت و بی پروا ندیده ام .

#آگاهی و #اتحاد
شرط پیروزی و بهروزی ماست.
🌱 @balotedanesh 🌱
💢یاری رسان ما درپیغام رسانی باشیدوکانال رابه دیگرهمتباران معرفی کنید💢
پهلوان حاج عبدالحسین فعلی معروف به 'حاج فیلی' از مربیان اسبق تیم ملی کشتی آزاد ایران در سال های دور و مربی سازنده کشتی گیران نامدار و بزرگی همچون جهان غلامرضا تختی بوده است.ایشان حق بسیار بزرگی بر گردن ورزش پهلوانی و زورخانه ای ایران دارد. حاج فیلی در سال ۱۲۸۵ در استان لرستان متولد شد و در اوان نوجوانی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. وی از جمله بانیان ورزش کشتی آزاد در ایران بود.

حاج فیلی پس از چند سال کشتی گیری، به مقام پهلوانی پایتخت و ایران در زمان رضاخان رسید. پهلوان حاج عبدالحسین فیلی در دوران پهلوانی خود به غیر از پهلوانان ایران زمین، با پهلوانان بزرگی از کشورهای خارجی از جمله روسیه تزاری، گرجستان، هندوستان، پاکستان، ترکیه عثمانی و عراق، دست و پنجه نرم کرد و پشت آنان را به خاک مالید. وی یکی از مربیان بزرگ تیم ملی کشتی آزاد ایران در دهه های 50، 60 و 70 میلادی بود که در بیش از سه دهه مربیگری خود در تیم ملی ایران، شاگردان زیادی را در کشتی ایران و جهان معرفی کرد.حاج عبدالحسین فیلی در سال مسابقات جهانی ۱۹۵۴ توکیو سر مربی تیم ملی ایران بود که در این مسابقات توفیق نوبخت مقام اول و محمدعلی فردین به مقام پنجم رسید و تیم ایران در مجموع با ۲۲ امتیاز به مقام نایب قهرمانی دست یافت.
حاج فیلی علاوه بر مربیگری در تیم ملی کشتی آزاد ایران، در باشگاه ها نیز به کار سازندگی از جمله باشگاه های پولاد، ببر، البرز و ایزد فردوسی اشتغال داشت و قهرمانان بزرگی همچون غلامرضا تختی، عباس زندی، عباس حریری، حسین نوری، نبی سروری، منصور مهدی زاده، منصور برزگر، محمد فرهنگ دوست، محسن فرح وشی، رضا سوخته سرایی، علیرضا سلیمانی، محمدرضا طالقانی،محمد بزم آور و... از جمله دست پروردگان حاج عبدالحسین فیلی بودند که هر کدام صاحب مدال های بی شمار طلا، نقره و برنز جهان و بازی های المپیک شدند. آخرین شاگرد نامدار حاج عبدالحسین فیلی، علیرضا رضایی کشتی گیر سابق وزن 130 کیلوگرم تیم ملی کشتی آزاد ایران و دارنده مدال برنز سال 2003 جهان در نیویورک و نایب قهرمان بازی های المپیک 2004 آتن بود.
پهلوان حاج عبدالحسین فعلی(حاج فیلی)، اواخر سال 1382 هجری شمسی به رحمت ایزدی پیوست.

شناخت فرهنگ و سنن قومهای مختلف باعث تقویت و شناخت هویت انسانها میشود. در اثر مصور حاضر، تمدن، آدابورسوم، نوع پوشش و پوشاک این قوم بزرگ که در مناطق لرستان، ایلام و کرمانشاه زندگی کردهاند، بهطور اجمالی مورد کنکاش و تحقیق و بررسی قرار گرفته است.

میر مُهَنّای بندرریگی در زمان پادشاهی کریم خان در بندر کوچکی از توابع بندر گناوه در استان بوشهر بنام بندر ریگ بدنیا آمد او فرزند میر ناصر بندر ریگی بود که در واپسین سالهای فرمانروایی نادرشاه افشار، حاکم بندر ریگ و رود حلّه و جزیره خارک بود. میر مهنا در یک اقدام انقلابی و ناباورانه پدرش "میر ناصر دوغابی"را که نوکر عناصر هلندی و انگلیسی بود را به ضرب گلوله می کشد.او حضور بیگانگان را در ایران موجب فقر مردم میدانست لذا برای مبارزه با آنها بود تصمیم می گیرد بر راههای بازرگانی (دریایی، زمینی) فائق آید.او برای این کار به جمع آوری نفراتی می پردازد و به به مدت 15 سال به عنوان قدرتی بلامنازع و قهرمانی شکست ناپذیر بر خلیج فارس حاکمیت می کند. اقدامات جنگی میر مهنا آنقدر قدرتمند بود که تمام ناوگانهای نظامی متعلق به دولت هلند و انگلیس و پرتغال از حمله او و غارت اموالشان در خلیج فارس دچار رعب و وحشت شده بودند و به همین دلیل مرتب از دولتهای مرکزیشان طلب نیرو وکمک می کردند.او در سال ۱۷۶۲ به آنها در خارک هجوم آورد که حملهاش دفع گردید. او بار دیگر در سال ۱۷۶۶ به خارگ حمله کرد و ۵۸ هلندی و ملوان بومی را اسیر کرداو در زمان حیات پدرش ،به کمک او به بحرین حمله کرده و اعراب و انگلیسی ها را از آنجا بیرون می کند. او در یورش هایش به کشتی های بیگانگان از قانون " حمله مورچگان به ملخ " استفاده می کرد.عدم اطاعت میر مهنا از کریم خان زند که او هم تبار لری داشته است موجب حمله سپاهیان زندیه به فرماندهی زکی خان برادر وکیل الرعایا به او و افرادش می شود. میرمهنا بعد از جنگ های متعدد با نیروهای خودی و غیر خودی و تعقیب مداوم زکی خان به ناچار ابتدا بندر خارک را تصرف کرد و بعد از مقاومت زیاد در برابر محاصره نیروهای زکی خان بناچار به بصره پناه می برد و بر اثر خستگی ،گرسنگی و تشنگی زیاد به مردم پناه می برد، ولی مردم او را می شناسند و تحویل حاکم بصره می دهند. والی بغداد در سال ۱۱۸۲ ق میر مهنا را به قتل رساند. کریم خان زند به اعتراض این عمل به بصره لشکر کشید و آنجا را تصرف کرد.
تبار لُری میر مهنا
دکتر #احمد_اقتداری مورخ ، پژوهشگر و ایرانشناس بزرگ لارستانی در مطلبی تحت عنوان"واقعیتهای تاریخی میر مهنا" چاپ شده در هفته نامه نسیم جنوب در مورد اصل و تبار میر مهنا می نویسد:
"نکته دیگر آن که برخلاف آنچه نوشته اند وظاهرا آقای فقیه هم پذیرفته است، میرمهنا عرب نبوده، خاندانش هم عرب نبوده اند، پدر وجدش هم عرب نبوده اند. زبانش لری ومذهبش شیعه بوده است واعراب واردبه خلیج فارس ازدوره قبل از صفویه تا اواخردوره افشاری عموما سنی مذهب وعرب نبوده اند، ولی لر زبانها به خصوص آن ها که در دوره کریمخان زند به سواحل خلیج فارس وارد شده اند، مجموعا اهل کهکیلویه بوده، لر زبان وایرانی تبار بوده اند. کتاب " ایلات کهکیلویه " نوشته ی #محمود_باور ، و کتاب " خوزستان و کهکیلویه و ممسنی " تالیف احمد اقتداری، دراین خصوص بحثی مفصلی دارند.لیراوی ها وحیات داودی ها هردو لرزبان وتبار کهکیلویه ای ولری دارند ومطلقا عرب و یا ترک نیستند. نام طایفه وغایی راباید به طایفه " زهابی " – زه + آب – بدل کرد . کریم خان زند هم (که به میر مهنا جنگید) خود لر زبان ایرانی است. امروز هم لهجه های تمام سواحل خوزستان وبوشهر وفارس ،لُری است".

💢استاد #حبیب_الله_امیر_یاراحمدی متخلص به #محبوب فرزند مرحوم حاج محمدخان امیرامنع (1327-1242) از طایفهی #یاراحمدی، سال 1297 هجری خورشیدی در روستای قعله چالانچولان دیده به جهان گشود.
امیرامنع پدرش، مردي با کفایت و بزرگ بود و مناصب حكومتي هم داشت و در تأمين آسايش و امنيت مردم ميكوشيد.
حبيبالله در کودکی همراه خانواده به شهر بروجرد کوچ میکند و در دبستان اعتضاد اين شهر دوران ابتدایی را سپری نموده و سپس راهی تهران ميشود.
آنجا در دبیرستان پهلوی ادامه تحصیل ميدهد و بعد عازم کالج امریکائیها ميشود.
وي دارای حنجره و صدايی خوب بود و در موسیقی هم مهارت داشته است. در این فن از استادانی مثل علی نکیسا، استاد صبا و استاد شهبازی کمال استفاده را ميبرد.
استاد حبیبالله یاراحمدی در روزنامهنگاری نيز تا حدودي مشاركت داشت و 3 سال #روزنامه_قیام_لر را منتشر كرد. در زمينه سرودن شعر نيز از دکتر نوربخش، الهام گرفت و در اين زمينه نيز دستي بر آتش داشت. سرودهي زير از اوست:
به لبهای شیرین حمیرا قسم
به آن نرگس شوخ شهلا قسم
به مژگان عاشقکش دلبران
به چشمان مست فریبا قسم
به گلهای رنگین فصل بهار
به فصل دی و برف و سرما قسم
تویی ماه "محبوب" شبهای تار
به درویشی و عشق و مولا قسم
💢نشريه قیام لر
قيام لر نشريهاي بود که حبیباللهخان امیریاراحمدی آن را منتشر میساخت. یاراحمدی آن زمان در #جبهه_ملی به رهبری دکتر مصدق عضویت داشت و خود را برای نمایندگیِ مجلس از بروجرد نامزد کرده بود.
اگر چه قیام لر در تهران چاپ و در سراسر کشور منتشر میشد، اما بخش مهمی از گزارشها و اخبار آن را مسائل مربوط به بروجرد تشکیل میداد. قیام لر به دلیل چاپ مقالاتی علیه شاه از سوی شهربانی توقیف شد، با این حال تا چند شماره با عنوان "شاهد امروز" به انتشار ادامه داد.

درویش رضا منظمى نوازنده و مدرس کمانچه در ۱۶ فروردین سال ۱۳۱۸ در الشتر از توابع استان لرستان متولد شد. او از سال اول دبیرستان، به صورت خودآموز یادگیری کمانچه را آغاز کرد. وی با آموختن کمانچه در الشتر و ویولون در خرم آباد، توانست در رادیوی محلی لرستان به اجرای برنامه بپردازد. از سال ۱۳۴۰ به مدت پنج سال نزد حسین یاحقى و مدتى نیز در هنرستان موسیقى ملی به آموزش علمی این ساز و ویولن پرداخت. منظمی بعد از این دوره، در دانشکدهی هنرهاى زیباى دانشگاه تهران نزد نورعلى برومند و دکتر داریوش صفوت، ردیفهاى میرزا عبداللَّه را نیز فراگرفته و از این دانشکده با مدرک لیسانس موسیقی در رشتهی نوازندگی کمانچه فارغالتحصیل شده است. او در زمینه یادگیری کمانچه از محضر علی اصغر بهاری و در زمینه تئوری موسیقی، جواد معروفی نیز استفاده کرد.
از فعالیتهای مهم منظمی به همکاری با محمدرضا لطفی در تاسیس و تشکیل گروه شیدا و اجرای برنامههای متعددی با این گروه در رادیو- تلویزیون، جشن هنر شیراز و جشن طوس میتوان اشاره کرد. او از اوائل انقلاب اسلامی، با ترک گروه شیدا به خرمآباد برگشت و در آنجا ضمن تدریس موسیقی و معلمی در دبیرستانها کنسرتهایی نیز برگزار کرد.
منظمی در سال ۱۳۶۹، به دعوت دانشکدهی هنرهاى زیبا براى تدریس به تهران آمده و از آن زمان به تدریس ردیفهاى میرزا عبداللَّه مشغول است. او ضمن تدریس در دانشگاه، در بخش معاونت آموزش حوزهی هنرى سازمان تبلیغات اسلامى نیز کمانچه و ردیف تدریس کرده و همزمان نیز مدرک کارشناسی ارشد خود را گرفته است.
از فعالیتهای دیگر منظمی به عضویت در شورای عالی شعر و موسیقی صدا و سیما، عضویت در شورای قیمتگذاری مرکز موسیقی و سرود صدا و سیما و ریاست دانشکدهی هنرهای زیبا (برای مدتی کوتاه) میتوان اشاره کرد. او همچنین به همراه گروه عارف (با سرپرستی پرویز مشکاتیان و خوانندگی علیرضا افتخاری) کنسرتهای متعددی در شهرهای مختلف ایران و کشورهایی چون آلمان، سوئیس و فرانسه برگزار کرده است.

جشن نیمه در شهرهای مختلف ایران بزرگ
جشن نیمه در شبستر (آذربایجان شرقی):
در روستاهای حومه شهرستان شبستر، نوجوانها در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان، درب خانه ها را می کوبند و با شعر به زبان محلی می گویند : «پانزدهم ماه رمضان میهمان شماییم». در این هنگام صاحبخانه سنجد و گردو به آنها می دهد و برخی نیز که خسیسترند با یک سطل آب آنها را میهمان می کنند. (منبع: کتاب وفاق اجتماعی در آذربایجان شرقی، نوشته فهیمه حسین زاده)
جشن نیمه در ساوه (استان مرکزی):
اين مراسم در شب نیمه ماه مبارک رمضان یا آخرين چهارشنبه اين ماه انجام ميشود. نوجوانان با اجتماع در مقابل منازل اقوام، خويشان و همسايگان پس از گشودن در از سوي صاحب خانه، همصدا اين شعار را ميگويند: «الم ترانيت دیم، ماه رمضانيت دیم، يك خركي خريدهايم، دم و گوشش بريدهايم، هرچه ميزنيم راه نميره، يك چيزي بدين تا راه بره». شركتكنندگان در اين مراسم سپس نام يكي از فرزندان آن خانهاي كه در مقابل آن تجمع كردهاند را به نيكي صدا ميزنند. نوجوانان، با ذكر اين گفته كه «يا ثواب يا جواب»، براي گرفتن انعام ازصاحب آن خانه بهانتظار ميايستند.
سپس صاحبخانه با خوشرويي و تقديم شيريني و تنقلات از جوانان شركتكننده دراين مراسم به گرمي پذيرايي ميكند. در برخي مواقع در اين مرحله از مراسم، ممكن است كه جواني از منزل صاحبخانه با رفتن به پشت بام و ريختن ظرف آب بر روي شركتكنندگان در اين مراسم اقدام به شيرين كاري كند. بعد از اين، افراد به در منازل بقيه می روند و تا پاسي از شب به اجراي مراسم ميپردازند.
جشن نیمه در محلات (استان مرکزی):
سنت دیرینه «اهو اهو» یکی دیگر از آداب متداول در استان مرکزی است که شامگاه چهاردهم ماه رمضان شب تولد امام حسن(ع) در روستای خورهه از توابع شهرستان محلات برگزار می شود. براساس این سنت قدیمی با تاریک شدن هوا نوجوانان و کودکان در دسته های مجزا به در خانه ها می روند و یکی از اعضای گروه که از همه بزرگتر است با صدای بلند اشعاری را می خواند و دیگران با صدای بلند «اهو اهو» می کنند. این گروه ها معمولا به در منازلی می روند که دارای فرزند خردسال پسر باشند و وقتی که اشعار خوانده شد، پسر کوچک خانواده مقداری آجیل و تنقلات برای اعضای گروه می آورد و اگر پسر خانواده با تاخیر اقدام به آوردن تنقلات کند این گروه اشعارشان را که حالتی فولکور دارند تکرار می کنند.
جشن نیمه در شهرهای مازندران:
در شهرهای مازندران، کودکان و نوجوانان نيز در شب نیمه رمضان با خواندن ترانه هاي شاد از قبيل «هوم بابايي»، «الله در رمضوني» به درب منازل خویشان و همسایگان می روند و از هداياي بزرگ ترها برخوردار مي شدند. بعضي وقت ها نيز با شيطنت خاص خود با ترانه هاي طنزآميز به روزه خواران هشدار مي دادند و بدين وسيله موجي از شادي در تمام شهرها و آبادي ها برپا مي شد.
جشن نیمه در شهرکرد (چهارمحال بختیاری):
مردم استان چهارمحال بختیاری در شبهای خاص ماه رمضان نظیر نیمه رمضان و شب های قدر، آئین «کاکولی پزون» یا «نون گردک» را اجرا می کنند. در این شب، هر خانواده با توجه به بضاعت مالی، و با نیت برآورده شدن حاجت و استجابت دعا، به پخت و نذر کاکولی پرداخته و این نذر را هنگام افطار در بین مردم به ویژه کودکان و نوجوانانی که با خواندن اشعار ویژه ماه رمضان به درب منازل مراجعه می کنند، توزیع می کنند. زنان فامیل، بیشتر به صورت همیار گروهی کاکولی می پزند.
جشن نیمه در شهرهای استان بوشهر:
در شهرهای گناوه، دیلم، پارسیان و برخی مناطق شمالی استان بوشهر، در شب ولادت سالروز امام حسن (ع)، آین گلی گشو یا گره گشو اجرا می شود. نونهالان شرکت کننده در مراسم براساس سن به چند گروه تقسیم و دور هم جمع شده و با در دست داشتن و یا انداختن کیسه در گردن خود، در کوچه ها حرکت و شعار «گره گشو سرت بشو» با شور و نشاط خاصی سر داده و در منازل حاضر می شوند. خانواده ها نیز با شنیدن صدای آنان با گشاده رویی در را روی آنان باز و داخل کیسه هایشان آجیل، شیرینی و دیگر تنقلات می ریزند و خوشحال و خندان روانه منزل دیگری می شوند و این شعر را می خوانند که «خونه گچی... پرهمه چی...». اگر خانواده ای بنا به دلایلی در کیسه آنان چیزی نریخت و بچه ها از آنها بهره ای نبردند، باهم می خوانند: «خونه گدا... خیرش ندا» یعنی خانه گدا خیرش را به ما نداد.
🔸ادامه دارد
لرها چون بلوطند قوی چون زاگرس ،رنج کشیده چون بلوط.