باشم تا ره گم نکنم....حدیث تازه ای نیست پریشانی اصول گرایان در قدرت که شاهد این امر مکرر بوده ایم در این سالها
از نزاع میان سه قوه اصول گرا در برابر دیدگان مردم تا تک تازی و تکبر از اقبال عمومی
از یاد بردن های مردمی که زیر چرخ این منازعات استخوان خرد کردند و به مصلحت هیچ نگفتند
از نادیده گرفتن و محکوم کردن انتخابی در دور قبل که با عشق به نظام و ملاک قرار دادن حال افراد نه آینده شان صورت گرفت
از تمام گند های اقتصادی که با احترام سوء مدیریت اقتصادی نام نهادیمش
از تمام حق مردم که دو دستش از دو سو کشیده شد و مادری دلسوز نبود میانشان تا رها کند یکسر این دعوا ها را
از مادرانی که خانه نشستند و خون دل خوردند از این همه دایه های دلسوز
حال رقیب از اینهمه تفرقه و خوش خیالی و توهم حمایتهای مردم از جریانی خاص سور عزایشان را به سفره نشسته است
اصلاح طلبانی که با زیرکی از همه تئوریهایی که سال ۸۴ و ۸۸ جواب میداد و همه سمبل ها و سوپر من های اصول گرایی لاک پشت وار گذشتند و به سر منزل مقصود رسیدند
و حیف از مدیرانی که دلسوز بودند و با کفایت
و خوش خیالیست که جریان مقابل اتوبوس خود را مقابل سازمانها پارک نکند و شاهد تغییراتی گسترده در سطح نظام نباشیم
اصول گرایانی که با خوش خیالی به دور دوم رسیدن اتنخابات و حتمی بودن آن در فکر رجز خوانی برای هم حزبی ها و عدم ائتلاف برای به تقدیم معاون اولی با افتخار به هم حزبی اصول گرایشان بودند
از قالیبافی که با مشاوره غلط اطرافیانش تبلیغات شهری اش را به ستاد های مردمی سپرد و سوزاند ۸ سال انتظار طرف دارانش را
از جلیلی که هنوز با تئوری های ۸۴ احمدی نژاد به دنبال ساختن چهره ای مردمی و عدالت طلب بود غافل از اینکه مردم دوبار این فرمول را با عدد امتحان کرده اند و آخر به جواب نرسیده اند
از محسن رضایی که صادقانه کار کرد و میکند اما در میان ایستادنش و معلوم نبودن جناح و مواضعش یک جای کار را میلنگاند.
از ولایتی که مغرورش کردند به پشتیبانی برخی احزاب و نهاد ها و یادش رفت عهدی که بسته بود
از حداد عادل که ژستی پدرانه گرفت و از منزل خارج شد
از غرضی که یاد خاطرات میکرد بیشتر این روزها
از عارف و روحانی که بی سیاستی های گذشته درس عبرتی شده بود و میدانستند که چه میکنند
......
اما مردم از طلا شدن پشیمان گشتندو تصمیم گرفتند که مس شوند...
و حال با سیاستی رو به گذشته به جلو میرویم باشد که سنسورهای دنده عقبمان کار کند!!!