جهنم

جَهَـنَـمـــے کہ مَــن مـــے رَوَمـ

شُعلـــہ اے بَــرآےِ آتَــشــ زَدَن خیــآلَتــ نَــدآرَد ...

جَهَـنَـمـــے کـہ مَــن مـــے رَوَمـ

حَتـــے آن قَـــدر گَـــرمــ نیـــســتــ کـہ یَخِــ خــآطِرهـ اَتـ رآ آبـــ

کنَــد ...

جَهَـنَـمـــے کـہ مَــن مـــے رَوَمـ

فَـقَـطـ جَهَـنَــمــ اَســتـــ ...

جـــآیـــے کـہ تــُـو آن جـــآ نیــســتـــے ... 


شخصیت

حکایت غریبی است حکایت "جبر و اختیار". از طرفی کاملا در زندگی مان می بینیم که می توانیم آنچه را می خواهیم انجام دهیم و از طرف دیگر چنان مقهورسرنوشت و محیط خود هستیم که واقعا جا دارد در مختار بودن خود شک کنیم.

یکی از مصادیق جبر ویژگیهای "شخصیت"  آدمهاست.

آدمها بسته به شرایط ژنتیکی شان "شخصیت" مختص به خود را پیدا می کنند و این شخصیت بسته به شرایط محیطی، اجتماعی ، فرهنگی و... ویژگیهایی پیدا می کند که خود فرد کمترین نقش را در شکل دهی به آن دارد. "شخصیت" فرد نقش بسیار تعیین کننده ای در رفتارها، تصمیمات و جهت گیری های فرد دارد و به همین جهت نقش فوق العاده مهمی در برداشتی که از طرف اطرافیان و اجتماع از فرد می شود و واکنشهایی که فرد از اجتماع و اطرافیان می بیند دارد. این شخصیت چیزی نیست که قابل تغییر باشد، تنها می توان ناهنجاری های آن را صیقل داد یا آنرا ناهنجار تر کرد، اما شالوده آن ثابت است.

بنابراین بخش عمده زندگی انسان متاثر از ویژگیهای فردی وی است که جبرا به وی تحمیل شده است و چندان توانایی تغییر آنها را ندارد.

روزگـــــــــــــار......

روزگار همچنان میگذرد تازیانه اش را هنوز در اندامم دارم حس میکنم

سنگینی بارش شانه هایم رو شکسته

هر لحظه ی صدای خرد شدنش را میشنوم اما سکـــــــــــــوت میکنم

شاید رازیست که من لیاقت درک کردنش را ندارم

امیدهایم یک به یک بدون صرف زمان دارن به خاکستر تبدیل میشوند

هر شب ارزوی سوخته ام را در دلم دفن میکنم

باز این دلم هر شبش را به امید صبح تپش .... میکند !

وای وای میترسم

میترسم از اون روزی که در قبرم جایی برای دفن خاکستر اروزها و خاطره های تلخ و شیرینم نباشد !

نمیدونم نمیدونم اون روز باید خودمو بکشم تا تبینم اونروز رو یا نه .....!

                                                                                             دست نوشته ای از خودم........

...........

    

      


ســـــــفر ترکیــــــــــــــــــــــه...

سلام به دوستای خوبم...چرا کمتر به من سر میزنین/این اخر بی انصافیه..قابل توجه /اقا سروش .از شما بعیده..خوب بگذریم.لحظه ی تحویل سال کجا بودی؟ عید مسافرت کجا رفتی.؟ منتظر جواباتون هستم.خوبــــــــــــــــــــــــــــــ من خاطرمو در ادامه ی مظلب مینویسم دوست داشتین بخونین.میــــــــــــــسی .....

ادامه نوشته

سال جدید......

 

سلام دوستای عزیزم امیدوارم سال پر برکتی همراه با عشق و صمیمیت

داشته باشین.منو هم دعا کنید.موید باشید.بدرود

به این میگن زن خوب.....

از تنهایی سر به بیابان زدن...........

مهران............

http://www.pic.iran-forum.ir/images/jr9u32ywc3vduqia641n.jpg

sky  

Sky is always cloudy. Sky is crying to be alive to the ground. Krda you crying man who has revived. Perhaps, perhaps! Think to yourself what was not cloudy sky or heaven, did not cry.! I love God with all my heart. Mehran