بیانات ایت الله فاطمی در باره ی مقام معظم رهبری



 

حجت الاسلام فاطمی نیا 





متن زیر قسمتی از سخنرانی حجت الاسلام فاطمی نیا هست که در پایان یکی از مجالس حضرت زهرا (س) در مورد مقام معظم رهبری می فرمایند:



بنده روی منبر امام حسین ، در خانه خدا ، آن هم در مجلس حضرت زهرا اگر چیزی را یقین نکنم نمیگویم.



بدانید و آگاه باشید:



هر کس کوچکترین حرف در تضعیف مقام رهبری بزند ، هر کس اندیشه ای داشته باشد که ضد مقام رهبری باشد ، خدا او را نخواهد بخشید !



این را یقین داشته بدانید ! قدردان رهبر باشید ! اگر افکار پاشیده ای ، پوسیده ای به شما عرضه کردند قبول نکنید !



این مرد بزرگ عزّ اسلام است و هر کس با این مرد بزرگ ، با مقام معظم رهبری مخالفت کند خدا از او نمی گذرد !

محبوب ترین عدد

 عارفی سالک  را پرسیدند محبوب ترین عدد در دنیای مجازی چه باشد ای شیخ ؟ فرمود: 18+ چرا که وقتی خلایق آن را بینند، بی‌اختیار عنان اختیار از کف دهندی و چشم‌ها را گشاد گردانندی و آب از دهانشان چکه نمودی و دست‌هایشان همی لرزیدندی و در صورتی که لازم باشد ازتمام دیوارهای نامرئی گذر کنندی و در آخر نیز یا دست از پا درازتر باشندی و یا احساس دست از پا درازتری نمایندی و من همچنان در عجبم از راز این عدد... مریدان همی مدهوش شدندی و نعره زدندی و جامه دریدندی.

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن


مسلمانان؛ زمان حمایت از پیامبر است

یا محمد؛ جهان را به یمن قدوم تو آفریده‌اند و تو را رحمة‌ٌللعالمین نام نهادند، اما هستند كسانی كه از درك این رحمت عاجزند.

خواب دیدم

كمپين يادآوري امام نقي به شيعيان,, imamnaghi, emamnaghi imam naghi, emam naghi

خواب دیدم خواب این که مرده ام

خواب دیدم خسته و افسرده ام

روی من خروارها از خاک بود

وای قبر من چه وحشتناک بود

تا میان گور رفتم دل گرفت

قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

ناله می کردم ولیکن بی جواب

تشنه بودم تشنه یک جرعه آب

بالش زیر سرم از سنگ بود

غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

خسته بودم هیچ کس یارم نشد

زان میان یک تن خریدارم نشد

هرکه آمد پیش حرفی خواند و رفت

سوره حمدی برایم خواند و رفت

نه شفیقی نه رفیقی نه کسی

ترس بود و وحشت و دلواپسی

آمدند از راه نزدم دو ملک

تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا بگو اسم تو چیست

آن یکی فریاد زد رب تو کیست

ای گنهکار سیه دل بسته پر

نام اربابان خود یک یک ببر

در میان عمر خود کن جستجو

کارهای نیک و زشتت را بگو

گفتنم عمر خود کردی تباه

نامه اعمال تو گشته سیاه

ما که ماموران حق داوریم

نک تو را سوی جهنم می بریم

دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود

دست و پایم بسته در زنجیر بود

نا امید از هر کجا و دلفکار

می کشیدندم به خفت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد

از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان

نور پیشانی اش فوق کهکشان

چشمهایش زندگانی می سرود

درد را از قلب آدم می زدود

گیسوانش شط پر جوش و خروش

در رکابش قدسیان حلقه بگوش

صورتش خورشید بود و غرق نور

جام چشمانش پر از شرب طهور

لب که نه سرچشمه آب حیات

بین دستش کائنات و ممکنات

خاک پایش حسرت عرش برین

طره ای از گیسویش حبل المتین

بر سرش دستار سبزی بسته بود

بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

در قدوم آن نگار مه جبین

از جلال حضرت عشق آفرین

دو ملک سر را به زیر انداختند

بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتند این زمزمه

آمده اینجا حسین فاطمه

صاحب روز قیامت آمده

گوئیا بهر شفاعت آمده

سوی من آمد مرا شرمنده کرد

مهربانانه به رویم خنده کرد

گفت آزادش کنید این بنده را

خانه آبادش کنید این بنده را

اینکه اینجا این چنین تنها شده

کام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است

گریه کرده بعد شیرش داده است

بارها بر من محبت کرده است

سینه اش را وقف هیئت کرده است

اینکه می بینید در شور است و شین

ذکر لالائیش بوده یاحسین

دیگران غرق خوشی و هلهله

دیدم او را غرق شور و هروله

با ادب در مجلس ما می نشست

او به عشق من سر خود را شکست

سینه چاک آل زهرا بوده است

چای ریز مجلس ما بوده است

خویش را در سوز عشقم آب کرد

عکس من را بر دلش قاب کرد

اسم من راز و نیازش بوده است

خاک من مهر نمازش بوده است

پرچم من را بدوشش می کشید

پا برهنه در عزایم می دوید

اقتدا بر خواهرم زینب نمود

گاه میشد صورتش بهرم کبود

بارها لعن امیه کرده است

خویش را نذز رقیه کرده است

تا که دنیا بوده از من دم زده

او غذای روضه ام را هم زده

اینکه در پیش شما گردیده بد

جسم و جانش بوی روضه می دهد

حرمت من را به دنیا پاس داشت

ارتباطی تنگ با عباس داشت

نذر عباسم به تن کرده کفن

روز عاشورا شده سقای من

گریه کرده چون برای اکبرم

با خود او را نزد زهرا می برم

هر چه باشد او برایم بنده است

او بسوزد ، صاحبش شرمنده است

در مرامم نیست او تنها شود

باعث خوشحالی اعدا شود

در قیامت عطر و بویش می دهم

پیش مردم آبرویش می دهم

آنکه بالاتر به روز سرنوشت

میشود همسایه من در بهشت

آری آری هر که پابست من است

نامه اعمال او دست من است

اخلاق قوم لوط

"شش چیز از اخلاق قوم لوط در این امت است: پوشیدن روپوش بلند از روی تکبر که بر زمین کشیده می‌شود، گشودن و باز گذاشتن دکمه‌های پیراهن و قبا و ...؛ نیز می‌فرماید: هر کس لباس فاخر بپوشد به تکبر گراید و متکبر در آتش دوزخ است."
 
"رسول خدا(ص) امتش را از دست کردن انگشتر طلا و پوشیدن انواع لباس زرباف و ابریشمی و ارغوانی نهی فرمود."
 
"کفش باریک و نوک دراز نپوشید، چرا که آن، کفش فرعون است و نخستین بار او آن را پوشید."
 
"رسول خدا(ص) مردان را از پوشیدن لباس زنان و زنان را از پوشیدن لباس مردان نهی می‌فرمود."
 
"رسول خدا(ص) از انگشت نما شدن در هر دو سو(افراط و تفریط) نهی فرموده است: نرمی و بلندی لباس یا تفریط در ضخامت، زبری و کوتاهی آن و نیز می‌فرماید: لباسی که در زیبایی یا زشتی شهرت دارد نپوشید و نیز می‌فرماید: هر کس لباس شهرت بپوشد خدا از او رو گرداند تا وقتی که آن را کنار نهد و همچنین می‌فرماید: هر کس در دنیا لباس شهرت بپوشد خدا روز قیامت لباس ذلت بر او بپوشاند."
 
از این نوع روایات سبک زندگی اسلامی که از 14 معصوم(س) نقل شد در "مفاتیح الحیات" کم نیستند. تمام جملات زیبای مذکور از امامان و پیامبر گرامی اسلام است که می‌بینیم کوچکترین نکات مبتلابه امروز ما را مورد اشاره قرار داده‌اند.
 
چند روایتی که آمد تنها بخش از فصل "لباس و پوشش" مفاتیح الحیات است. این کتاب نمونه عملی زندگی به سبک اسلامی است که می‌توان به وسیله آن خود را طراز داد، اینکه تا چه میزان اسلامی رفتار می‌کنیم، می‌پوشیم، فکر می‌کنیم، سخن می‌گوییم و ... .
 
اگر همین الآن برای دومین مرتبه برگردیم و روایات بالا را بازخوانی کنیم می‌بینیم که اگر نگوییم تماما بلکه اکثرا عامل به نهی‌شدگان هستند! کفش نوک باریک، انگشتر طلا، پوشیدن لباس زنان توسط مردان و بلعکس، لباس نازک و حریر، لباس شهرت، باز گذاشتن دکمه‌های پیراهن و غیره تماما همان‌هایی هستند که نهی شده و جامعه مانند قوم لوط را رقم زدند.
 
حالا کافیست اگر در تهران هستید، به خود زحمت دهید و به مرکز پایتخت، میدان هفت تیر بروید و ببینید چند درصد فروشگاه‌های این میدان که بورس لباس زنانه‌ است، لباس‌های قوم لوط را نمی‌فروشند؟ چند درصد عابران و خریداران لباس‌های قوم لوط بر تن ندارند؟!
 
دین مبین اسلام که تا این حد مسائل را باز کرده و مردم را نهی و امر، واقعا نباید در حکومتی که پس از 1400 سال توانسته تشیع را مبنا و پایه قرار دهد و از مظلومیت قدری رهانیده شود، الگو قرار گیرد؟
 
در پایان باید پرسید: آیا "الگوی ایرانی، اسلامی" که سال‌هاست در کلام رهبر معظم انقلاب دیده می‌شود، شنیده و عمل هم می‌شود؟

بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)


 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود. عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم." اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد. نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.  

وضعیت جهان در آخر الزمان

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلّم فرمودند:

وضعیت جهان در آخر الزمان و قبل از ظهور این گونه است:

نماز و توجه به خدا بی اهمیت می شود مردم بر اساس دلخواه و پسند خود تصمیم می گیرند, به دنبال تمایلات شخصی هستند, پولدار بودن ارزش  می شود, برای رسیدن به رفاه ولذت , حقایق دین را قابل صرف نظر می بینند.در چنین شرایطی , یک انسان مومن که این خلاف کاری ها را در برابر دیدگان خود می بیند ولی قدرت تغییر و اصلاح ندارد, چنان آزرده می شود که گویی قلبش از شدت حرارت این ناراحتی در حال ذوب شدن است.

 ای سلمان ! در آن هنگام زنان بر مردان مسلط هستندو در امور مملکتی و مدیریتی نیز مسئولیت دارند وبا آنها مشورت می شود افراد بی بصیرت و بی دانش برای مردم سخنرانی می کنند و زمام افکار عمومی را افراد کم تجربه و کم خرد در دست می گیرند.

دروغگویی و دروغ پردازی , هوشمندی و زرنگی شمرده می شود, زکات دادن را ضرر می دانند , هرگونه دسترسی به بیت المال و بهره برداری از اموال عمومی را غنیمت می شمارند . مردم با پدر و مادر خود جفا می کنند, به آنها بی اعتنایی کرده , حقوق آنها را ادا ء نمی کنند در حالی که همین افراد به دوستان و رفقای خود احترام می گذارند ونیکی می کنند.

ای سلمان ! در آن زمان زنان دوشادوش شوهرانشان در کسب و کار همراه می شوند . باران در تابستان می بارد , مردمان محترم و بزرگوار پیوسته مورد خشم و غضب قرار می گیرند و به مردم بی چیز  و تنگدست اهانت شده و تحقیر می شوند. در آن عصر , بازارها به هم نزدیک می شوند و مبادله کالا سهولت پیدا می کند ولی با وجود اینکه موقعیت های  بسیاری برای خرید و فروش است , همه ی مردم از کسب و کار خود شکایت دارند , یکی می گوید: بازار راکد است , دیگری می گوید :سودی نمی بریم!

می بینی که تمام مردم در مقام گلایه از خدا و مذمت او هستند.

ای سلمان !در آن زمان طلاق زیاد می شود حدّ الهی جاری نمی گردد و البته اینها ابداً به خداوند ضرری نمی رساند , در آن زمان آوازه خوان های زیادی به صحنه می آیند و استعمال آلات موسیقی رواج پیدا می کند و بدترین انسان ها برمردم مسلط می شوند.

 

. در آن زمان ثروتمندان برای تفریح و تفرج به خانه خدا می روند , حج افراد متوسط برای تجارت و حج فقرا برای خودنمایی و شهرت است.

 در آن زمان حیا ء و عفت از بین می رود و معصیت های خدا رائج می شود , لجاجت و خود رایی  در رفتار عموم مردم دیده می شوند,نیازمندی  و احتیاج همه ی توده ها را فرا می گیرد . مردم با لباس و ظاهر خود بر یکدیگر فخر می ورزند, اشتغال به لهوو لعب استفاده از آلات موسیقی را پسندیده می شمرند و امر به معروف و نهی از منکر را گذشته از آنکه به جای نمی آورند امری ناپسند می دانند

منبع : تفسیر علی بن ابراهیم  طبع سنگی از ص 627 تا ص 629

قبل از امام زمان (عج) امت باید ظهور کند

  آیت الله سید حسن الهی طباطبایی در باره شرایط ظهور امام زمان (عج) می فرمایند: رویت فردی ظهور انفرادی می گویند اما ظهور اجتماعی شرایط می خواهد این ظهور وقتی واقع می شود که امت ظهور پیدا کند ما یازده اماممان شهید شدند دیگر کافی است برای  همین دوازدهمی نباید بیاید و شهید شود امت باید ظهور پیدا  کند   بعد امام بیاید و آن ها را رهبری کند ( بر گرفته از کتاب یاران فیض ص119

دست هایم بوی بهشت می دهد

دست هایم را که فرشته ها در سبدی از اخلاص به آسمان بردند بوی بهشت همه جانم را سرشار کرد از آن روز تا امروز هر روز در عطر شهادت وضو تازه می کنم و پر از بوی بهشت می شوم تکبیرة الاحرام نماز را که قامت می بندم به سجده که می روم قنوت که می خوانم بوی بهشت را بیش از همیشه حس می کنم ومحرم که می شود عاشورا که می آید نام عباس که تازه می شود حس می کنم سردستانم دستان قطع شده ام  شکوفه می دهد شکوفه هایی با عطر بهشت عطری که امروز آن را در آغوش شما حس می کنم بهشت آغوش شما آقاجان مرا تا صداقت شهیدان تا صفای جانبازان تا غیرت بسیجیان می برد  در آغوش شما آقاجان من خانه امن و امان را یافته ام خانه ای با عطر بهشت بگذار هر که هرچه می خواهد بگوید به هرجا می خواهد برود به هر که می خواهد رو کند من با شما بهشت را حس می کنم و نماز عشق را قامت می بندم هر جا باشم امام نمازم شمایید نمازی با عطر بهشت .........

مسجد جمکران


اشاره: کارکنان مسجد مقدس جمکران در زمان حیات فقیه اهل بیت‌‌حضرت آیة‌‌الله مرعشى نجفى، قدس‌‌سره، ضمن دیدار با ایشان در زمینه تاریخچه و جایگاه معنوى و… مسجد جمکران نظر معظم‌‌له را جویا شدند که حضرتشان مطالبى را بیان فرمودند که جهت آشنایى بیشتر علاقه‌‌مندان با این مسجد مقدس خلاصه‌‌اى از این مطالب را مى‌‌آوریم:

… عرض مى‌‌شود که این مسجد شریف در اوایل غیبت صغراى حضرت ولى‌‌عصر، علیه‌‌السلام، بنا شده است ودر نوشته‌‌هاى قدیمى سه اسم براى آن ذکر شده که هر یک از آنها به مناسبتى بوده است:

- مسجد جمکران گفته شده است; چون متصل به قریه جمکران است.

- مسجد حسن بن مثله گفته‌‌اند; چون در زمان حسن بن مثله و به همت او ساخته شده است.

- مسجد صاحب‌‌الزمان، علیه‌‌السلام، مى‌‌گویند; چون وجود مبارک امام زمان، علیه‌‌السلام، مکرر در آن دیده شده است.

این مسجد از اول زمان غیبت صغرى تا به امروز مورد احترام همه شیعیان بوده است. مرحوم شیخ بزرگوار محدث عالیقدر حجة‌‌الاسلام صدوق، قدس‌‌سره، کتابى بنام «مونس الحزین‌‌» دارند که حقیر آن را ندیده‌‌ام ولى مرحوم آقاى حاج میرزا حسین نورى استاد استاد حقیر از آن کتاب نقل مى‌‌فرماید، در آن کتاب مفصلا وقایع احداث مسجد جمکران نقل شده است و بالجمله این مسجد مورد احترام علماى اعلام و محدثین کرام شیعه بوده و کرامات متعددى هم از این مسجد دیده شده است.

بناى اول این مسجد در زمان حسن بن مثله و بناى دوم آن در زمان صدوق، قدس‌‌سره، بوده است. در زمان صفویه هم چند مرتبه در آن تعمیراتى انجام گرفته است. در زمان زعامت مرحوم آیة‌‌الله حائرى، مرحوم حجة‌‌الاسلام آقا شیخ محمدتقى بافقى، قدس‌‌سره، و بعد از او آقاى حاج آقا محمد معروف به آقازاده، از تجار محترم قم تعمیراتى نمودند.

در این مسجد مکرر کراماتى دیده شده است که مرحوم شیخ محمدعلى کچویى معروف به قمى در کتاب «تاریخ قم‌‌» در جلد اول و دوم به بعضى از کراماتى که در آن جا اتفاق افتاده و به اشخاصى که شرفیاب حضور مبارک حضرت ولى عصر، علیه‌‌السلام، شده‌‌اند اشاره کرده است. جاى تردید نیست که این مسجد مورد احترام شیعه بوده و نمازى هم در آنجا نقل شده است که البته بهتر است که این نماز به قصد رجاء به جا آورده شود.

این مسجد موقوفات و اراضى متعدد در اطراف داشته و در خود شهر مقدس قم رقباتى وقف بر این مسجد بوده است که اکثر آنها از حال وقفیت‌‌بیرون رفته و ملک شخصى شده است.

براى این مسجد تاریخچه‌‌هاى مختصرى نوشته شده ولى آنچنان که باید خصوصیات آن نقل نشده است.

حقیر خودم مکرر کراماتى را از آن مشاهده کرده‌‌ام. چهل شب چهارشنبه مکرر موفق شده‌‌ام که در آن بیتوته نمایم و جاى تردید نیست که این مسجد از امکنه مورد توجه و محل نزول برکات الهى است.

این مسجد بعد از مسجد سهله – که شبهاى چهارشنبه اهالى نجف اشرف به آنجا مشرف مى‌‌شوند – از مساجدى است که منتسب به وجود مبارک حضرت ولى عصر، علیه‌‌السلام، است.

نکته دیگر آنکه اصل مسجد جمکران مسجد کوچکى بوده است که در طى زمان بر آن افزوده شده که اخیرا در این دو سال باز به آن افزوده‌‌اند. به استدعاى حقیر، از بانیان خیر، آن قطعه که مسجد اصلى است رنگ موزاییک‌‌هاى آن با آنچه بعدها به آن افزوده شده فرق دارد تا اگر کسى خواست در مسجد اصلى عبادت کند، نماز و دعایى به جا آورد آن قسمت مشخص باشد.

… خداوند توفیق‌‌همه را زیاد و بزودى چشم همه ما را به جمال مبارک آن حضرت روشن بفرماید.

ماهنامه موعود شماره ۱۳
منبع : سایت موعود

سایت فرهنگی مذهبی راه وصل

http://eslaami.mihanblog.com/

مکر زنان

آورده اند که مردی بود که پیوسته تحقیق مَکرهای زنان میکرد و از غایت غیرت هیچ زنی را محل اعتماد خود نساخت و کتاب "حیل النساء"(مکرهای زنان) را پیوسته مطالعه می کرد.


روزی در هنگام سفربه قبیله ای رسید وبه خانه ایی مهمان شد مرد خانه حضور نداشت ولکن زنی داشت در غایت ظرافت ونهایت لطافت زن چون مهمان را پذیرا شد با او ملاطفات آغاز نمود مرد مهمان چون پاپوش خود بگشود وعصا بنهاد به مطالعه کتاب مشغول شد.


زن میزبان گفت: خواجه ! این چه کتاب است که مطالعه میکنی؟ گفت:حکایات مکرهای زنان است. زن بخندید وگفت : آب دریا به غربیل نتوان پیمود وحساب ریگ بیابان به تخته خاک برون نتوان آوردو مکرهای زنان در حد حصر نیاید پس تیر غمزه در کمان ابرو نهاد و بر هدف دل او راست کرد واز در مغازلت و معاشقت در آمد چنانکه دلبسته او شد در اثنای آن حال شوهر او در رسید.
زن گفت : شویم آمد وهمین آن هر دو کشته خواهیم شد مهمان گفت:تدبیر چیست؟ گفت :برخیز و در آن صندوق رو.


مرد در صندوق رفت! زن سر صندوق قفل کرد . چون شوهر در آمد پیش دوید و ملاطفت ومجاملت آغاز نهاد و به سخنان دلفریب شوهر را ساکن کرد چون زمانی گذشت گفت: تو را از واقعه امروز خود خبر هست؟


گفت نه بگوی...  گفت: مرا امروز مهمانی آمد جوانمردی لطیف ظرایف و خوش سخن و کتابی داشت در مکر زنان و آن را مطالعه میکرد من چون آن را بدیدم خواستم که او را بازی دهم به غمزه بد اشارت کردم مرد غافل بود:چینه دید و دام ندید به حسن واشارت من مغرور شد و در دام افتاد .و بساط عشق بازی بسط کرد وکار معاشقت به معانقه (دست در گردن هم)رسید ساعتی در هم آمیختیم! هنوز به مقام آن حکایت نرسیده بودیم که تو برسیدی وعیش ما منغض کردی! زن این میگفت و شوهر او میجوشید ومیخروشید وآن بیچاره در صندوق از خوف میگداخت و روح را وداع میکرد.


پس شوهر از غایت غضب گفت: اکنون آن مرد کجاست؟ گفت:اینک او را در صندوق کردم و در قفل کردم کلید بستان و قفل بگشای تا ببینی!!


مرد کلید را بستاند و همانا مرد با زن گرو بسته بودند(جناق شکسته بودند) و مدت مدیدی بود هیچیک نمیباخت مرد چون در خشم بود بیاد نیاورد که بگوید *یادم * و زن در دم فریاد کشید *یادم تو را فراموش *


مرد چون این سخن بشنید کلید بینداخت وگفت :"لعنت بر تو باد که این ساعت مرا به آتش نشانده بودی و قوی طلسمی ساخته بودی تا جناق ببردی.
پس با شوهر به بازی در آمد و او را خوشدل کرد چندانکه شوهرش برون رفت .در صندوق بگشاد و گفت: ای خواجه چون دیدی هرگز تحقیق احوال زنان نکنی؟


گفت:توبه کردم و این کتاب را بشویم که مکر و حیل شما زیادت از آن است که در حد تحریر در آید !


معجزه شق القمر

معجزه شق القمر

  حسب اخباری که از ناسا انتشار یافته ، تصاویری از ماه وجود دارد که حاکی از وجود یک رشته صخره های تغییر شکل یافته در سطح ماه می باشد که تا عمق آن امتداد یافته و از نیمه دیگر آن برآمده و این دلیلی بر شکافته شدن ماه و پیوند دوباره آن در دورانی از حیات آن می باشد.

    در روایات اسلامی آمده که کفار مکه از پیامبر اسلام (ص) تقاضا کردند برای صدق دعوی خود ماه را به دو نیم بشکافد و به او قول دادند که اگر چنین نماید به دین اسلام و صدق گفتار او ایمان خواهند آورد... آن شب آسمان صاف و ماه به صورت کامل ( بدر) بود، پیامبر (ص) از خداوند خواست تا آنچه را که کفار مکه از او خواسته اند به آنها نشان بدهد تا ایمان بیاورند ...خداوند دعای پیامبرش را اجابت کرد ...و سپس ماه به دو نیم شکافته شد نیمی در کوه صفا و نیم دیگر در کوه قیقعان در مقابل آن قرار گرفت.

    کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد (ص) ما را سحر کرده است، سپس گفتند ، اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد (ص) چشمان مارا سحر کرده است.

    بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه آمد و این خبر را تصدیق کرد و آنگاه ابو جهل و مشرکان گفتند " این سحر مستمر است" و آنگاه این آیات مبارک نازل شد... "اقتربت الساعة وانشق القمر ..." باری این موضوع پایان یافت و مشرکان ایمان نیاوردند.

    در یکی از نشستهای دکتر زغلول النجار در یکی از دانشگاههای انگلیس، وی در خصوص معجزه شق القمر در صدر اسلام به دست پیامبر (ص) به عنوان یکی از معجزات پیامبر (ص) که توط ناسا به اثبات رسیده است صحبت می کرد. در این میان یکی از حاضران که به اسلام خیلی توجه و اهتمام داشت به نام "داوود موسی بیتکوک " که در حال حاضر نیز رئیس حزب اسلامی بریتانیا است ماجرای مسلمان شدن خود را اینگونه نقل کرد:

    هنگامی که می خواستم در مورد اسلام تحقیق کنم یکی از دوستانم ترجمه ای از قران کریم به زبان انگلیسی را به من هدیه کرد و من نیز بطور اتفاقی آن را باز کردم و اتفاقا سوره قمر  آمد. سپس شروع به خواندن کردم ....و ماه شکافته شد...وقتی به این جمله رسیدم از خود پرسیدم آیا واقعا ماه شکافته شده است؟؟! سپس با ناباوری کتاب را بسته و به کناری گذاشتم و از تحقیق در باره اسلام هم منصرف شدم. و دیگر سراغ آن کتاب هم نرفتم. روزی در مقابل تلویزیون نشسته بودم و طبق معمول شبکه بی بی سی را مشاهده می کردم ، برنامه ای بود که در آن مجری با سه نفر از دانشمندان ناسا متخصص در علوم فضایی مصاحبه داشت. موضوع برنامه جنگ ستارگان و صرف میلیاردها دلار در این راه و اعتراض به این موضوع بود. مجری با بیان اینکه صدها میلیون نفر در سراسر جهان از گرسنگی رنج می برند دانشمندان را مورد انتقاد قرار داده بود و آنان هم با بیان مفید بودن این تحقیقات در مجالات کشاورزی و صنعت و غیره از این طرحها دفاع می کردند... مجری سپس سئوال دیگری را طرح می کند بااین مضمون که "شما در یکی از سفرهای خود به ماه حوالی 100 میلیارد دولار هزینه کردید و تنها خواسته اید که پرچم آمریکا را بر روی ماه نصب کنید...آیا این عاقلانه است"؟؟!  در جواب این گوینده دانشمند آمریکایی لب به سخن گشوده و می گوید که در آن سفر ، هدف ما مطالعه ترکیب داخلی ماه بوده که بدانیم چه تشابهاتی با زمین دارد و در این زمینه به موضوع عجیبی برخورد کردیم که عبارت بود از یک کمر بندی از سنگها و صخره های تغییر شکل یافته که سطح کره ماه را به طرف عمق و به طرف سطح دیگر آن پوشانده بود و هنگامی که این اطلاعات را به زمین شناسان منتقل کردیم مایه شگفتی آنان شده و گفتند چنین چیزی امکان ندارد مگر آنکه ماه در مرحله ای از حیات خود به دو نیم تقسیم شده و سپس دوباره جمع شده باشد و به شکل اول بازگشته باشد.و این نوار از صخره های تغییر شکل یافته نتیجه برخورد دو نیمه ماه در لحظه جمع شدن و به هم پیوستن دو نیمه آن می باشد.

    "داوود موسی بیتکوک " سپس می گوید: با شنیدن این مطلب از جای خود پریدم و گفتم این معجزه ای است که در 1400 سال قبل به دست پیامبر اسلام در قلب صحرا اتفاق افتاده و از عجایب روزگار این است که آمریکایی ها باید میلیاردها دلار خرج کنند تا آن را برای مسلمانان اثبات نمایند! بی شک این دین حق و حقیقت است...

    به این ترتیب سوره قمر سبب اسلام آوردن این شخص شد ، پس از آنکه عاملی برای دوری او از اسلام شده بود و این خود از دیگر معجزات اسلام است.

      <http://www.f1.ebnmaryam.com/Files/Images/moon2.jpg>

     <http://upload.wikimedia.org/wikipedia/ur/thumb/b/ba/%D8%B4%D9%82_%D8%A7%D9%84%D9%82%D9%85%D8%B1.jpg/663px-%D8%B4%D9%82_%D8%A7%D9%84%D9%82%D9%85%D8%B1.jpg>

    

     <http://history.nasa.gov/SP-362/hrp190.jpg>

    

    منبع: مجله الشریعه شماره 502 اکتبر 2007 چاپ اردن 
    See Explanation. Clicking on the picture will download
the highest resolution version available. <http://antwrp.gsfc.nasa.gov/apod/image/0210/rille_apollo10_big.jpg

دو چيز را هميشه فراموش كن:



 
دو چيز را هميشه فراموش كن:
خوبي كه به كسي مي كني
بدي كه كسي به تو مي كند
 
 
هميشه به ياد داشته باش:
در مجلسي وارد شدي زبانت را نگه دار
در سفره اي نشستي شكمت را نگه دار
در خانه اي وارد شدي چشمانت را نگه دار
در نماز ايستادي دلت را نگه دار
 
دنيا دو روز است:
يك روز با تو و يك روز عليه تو
روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه عليه توست مايوس نشو. چرا كه هر دو پايان پذيرند.
به چشمانت بياموز كه هر كسي ارزش نگاه ندارد
به دستانت بياموز كه هر گلي ارزش چيدن ندارد
به دلت بياموز كه هر عشقي ارزش پرورش ندارد
 
دو چيز را از هم جدا كن:
عشق و هوس
چون اولي مقدس است و دومي شيطاني، اولي تو را به پاكي مي برد و دومي به پليدي.
در دنيا فقط 3 نفر هستند كه بدون هيچ چشمداشت و منتي و فقط به خاطر خودت خواسته هايت را بر طرف ميكنند، پدر و مادرت و نفر سومي كه خودت پيدايش ميكني، مواظب باش كه از دستش ندهي و بدان كه تو هم براي او نفر سوم خواهي بود.
 
چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده ميكني؟ مانند تيري زهرآلود يا آفتابي جهانتاب، زندگي گير يا زندگي بخش؟
 
بدان كه قلبت كوچك است پس نميتواني تقسيمش كني، هرگاه خواستي آنرا ببخشي با تمام وجودت ببخش كه كوچكيش جبران شود.
 
 
هيچگاه عشق را با محبت، دلسوزي، ترحم و دوست داشتن يكي ندان، همه اينها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.
 
 
 
هميشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن، آنگاه مي بيني كه چگونه قبل از اينكه خودت دست به كار شوي ، كارها به خوبي پيش مي روند.
 
 
از خدا خواستن عزت است، اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.
از خلق خدا خواستن خفت است، اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.
پس هر چه مي خواهي از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه براي او غير ممكن وجود ندارد و تمام غير ممكن ها فقط براي شماست.

توصیف زنان غربی و زن مسلمان از نگاه استاد آمریکایی !

توصیف زنان غربی و زن مسلمان از نگاه استاد آمریکایی !

 

در حالی که این روزها برخی گروه های مدعی حقوق زنان سعی دارند با الگو گیری از  غرب و با هدف جذب مخاطب بیشتر وضعیت آزادی زنان در کشور را تیره و تاریک نشان دهند و ضمن مرثیه سرایی برا ی زنان ایرانی به تمجید از الگوی تعامل غرب با زنان می پردازند، متفکران و محققان غربی به شدت از ابزاری شدن زن در این جوامع که موجب شرمساری زنان است گلایه دارند.

 
دکتر "هنری ماکوو" استاد دانشگاه، مخترع بازی معروف «Scruples»، نویسنده و پژوهشگر در مسایل زنان و جنبش های آزادی بخش در مقاله ای با عنوان "حجاب یا بکینی؟ گناه زن آمریکایی!!" با مقایسه زنان مسلمان و زنان آمریکایی می نویسد:  

«
روی دیوار دفترم دو عکس چسبانده ام: عکس اول تصویر زنی مسلمان و با حجاب است و در کنارش، تصویر زنی آمریکایی قرار دارد که در مسابقۀ ملکۀ زیبایی شرکت کرده و چیزی جز یک بکینی بر تن ندارد. زن نخست کاملا پوشیده است و دیگری کاملا عریان!» جمله های از مقدمه این مقاله و درآمدی بود برای نمایش دو نمونۀ متفاوت در گرایش و رفتار.» 

«
نقش زن در عمق هر فرهنگ نهفته است، جنگ خاورمیانه علاوه بر دزدی نفت مسلمانان، به دنبال گسست آنان از دین و فرهنگشان و جایگزین کردن حجاب با بکینی است»!! 

«
من کارشناس مسایل زنان مسلمان نیستم. من زیبایی زنان را دوست دارم، به همین دلیل اینجا، انگیزه ای برای دفاع از حجاب ندارم ولی از برخی ارزشهایی که حجاب گویای آن است دفاع می کنم . حجاب از نظر من به این معناست که زن خود را برای همسر و خانواده اش متمرکز کند. تنها کسانی هستند که زن مسلمان را بدون حجاب می بینند، خانوادۀ او هستند و این مساله تأکیدی بر ویژه بودن زن مسلمان است» 

اما زن آمریکایی...
بعد از شرح تصویر نخست دیوار دفترش یعنی عکس زن مسلمان، دکتر هنری عکس دوم را تفسیر می کند و می نویسد: «در نقطۀ مقابل ملکۀ زیبایی آمریکایی است. بکینی به تن کرده و شبه عریان، در برابر میلیون ها نفر در صفحات تلویزیون، عشوه گری می کند. او ملکه ای عمومی است! بدنش را در مزایده همگانی به بالاترین قیمت عرضه کرده و هر روز در مزایدۀ علنی خود فروشی می کند! در آمریکا معیار ارزش فرهنگی زن، جذّابیت اوست. بر اساس این معیارها، ارزش زن به سرعت کاسته می شود چون خود و اعصاب و روانش را برای خودنمایی به کار می گیرد.» 

«
الگوی دختران نوجوان آمریکایی، «پریتنی اسپیرز» است. او آوازه خوانی شبه عریان است. پرینتی به تو می آموزد که تنها وقتی محبوب هستی که روابط نامشروع داشته باشی! و این گونه است که وابستگی به عواطف پوچ را جایگزین روابط خانوادگی، محبت حقیقی و صبر می کنند.» 

«
پیش از ازدواج ده ها پسر با او مرتبط هستند. پاکی خود را که بخشی از جذابیتش است، از دست داده. تبدیل به انسانی جامد و حیله گر می شود که توان محبّت ورزیدن نخواهد داشت.زن در جامعۀ آمریکا، خود را مجبور به پیروی از زندگی مردان می بیند. همین مساله باعث شد زنان آمریکایی، پرخاشگر و مضطرب باشند، شایستۀ همسر و مادر شدن نباشند. تنها به ابزاری برای کامیابی جنسی تبدیل شوند نه انسانی که عشق و مادر شدن را پیشه کرده است.» 

 «آزادسازی زن، فریبی از فریب های نظم نوین جهانی است. فریبی سنگدلانه که زنان آمریکایی را اغوا نموده و تمدن غرب را ویران کرده است.آزاد سازی زن تهدیدی برای مسلمانان به شمار می رود.

این مساله میلیون ها نفر را تباه کرده و تهدید بزرگی برای مسلمانان است.» 

 

وضعیت بعد از ظهور

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

وضعیت بعد از ظهور


«یا خذ الوالی من غیرها عمالها علی مساوی اعمالها؛ اول كاری كه آن والی الهی می‏كند این است كه عُمّال و حُكّام را یك‏یك می‏گیرد، اعوان خودش را اصلاح می‏كند و دنیا اصلاح می‏شود؛ «و تُخرِج له الارضُ افالیذَ كبدها؛ زمین پاره‏های جگر خود را بیرون می‏دهد.»؛ یعنی زمین هر موهبتی كه در خودش دارد از هر معدنی و استعدادی كه شما تصور بكنید را بیرون می‏دهد. هر چه تا امروز مضایقه نموده بیرون می‏دهد. «و تُلقی الیه سِلما مقالیدها زمین می‏آید مثل یك غلام در حالی كه تسلیم است كلیدهای خودش را در اختیار او قرار می‏دهد»؛ یعنی دیگر سرّی در طبیعت نمی‏ماند مگر این كه به دست او كشف می‏شود. «فیُریكم كیف عدل السیره؛ آن وقت او به شما نشان خواهد داد كه عدالت واقعی یعنی چه؟» نشان خواهد داد كه این همه كه دم از اعلامیه حقوق بشر و آزادی می‏زنند همه‏اش دروغ است. این همه كه دم از صلح می‏زنند همه‏اش دروغ و نفاق و جو فروشی و گندم نمایی بود. «یُحیی میّت الكتاب والسنة؛ قوانین كتاب و سنت را كه متروك مانده و به حسب ظاهر مرده و از میان رفته است را زنده خواهد كرد» و نیز فرمود «اذا قام القائم حكم بالعدل»(11) اصلاً حضرت یك لقبی دارد مخصوص به خود كه از مفهوم قیام گرفته شده است آن كه در جهان قیام می‏كند «القائم». اصلاً ما حضرت مهدی علیه‏السلام را با به قیام و عدالت می‏شناسیم.

«و ارتفع فی ایامه الجور؛ جور و ظلمی دیگر در كار نیست». «و امنت به السُبُل؛ همه راه‏ها، راه‏های زمینی دریایی، هوایی امن می‏شود.» چون منشأ این ناامنی‏ها، ناراحتی‏ها و بی‏عدالتی‏ها است، وقتی كه عدالت برقرار شود چون فطرت بشر فطرت عدالت است؛ دلیل ندارد كه ناامنی وجود داشته باشد. «و اخرجت الارض بركاتها؛ و زمین تمام بركات خودش را بیرون می‏آورد.» «ولا یجد الرجل منكم یومئذ موضعا لصدقته و برّه، و هو قوله تعالی و العاقبة للمتقین»؛ آیا می‏دانید ناراحتی مردم در آن وقت، چیست؟ ناراحتی مردم فقط این است كه اگر بخواهند یك صدقه‏ای بدهند و یك كمكی به كسی بكنند یك نفر (مستحق) پیدا نمی‏شود یك فقیر روی زمین پیدا نخواهد شد.( از سخنان استاد شهید مطهری)

راههای رسیدن به آرامش خیال

به نام خدای خوبم

راههای رسیدن به آرامش خیال

-از گفتن (نه) نترسید گاهی یک (بله) ممکن است آرامش تمام زندگی شمارا از بین ببرد .

-پیاده روی را جزیی از برنامه روزانه خود قرار دهید.

- به خدا پناه ببرید و همه چیز را به او بسپارید تا آسوده باشید.

- هیچ چیز را به زور نخواهید , حکمت الهی درست ترین کار را خواهد کرد.

- به زبانتان اجازه ندهید قبل از فکر کردن به کار نیفتد.

- به فدر کافی بخوابید و استراحت کنید ( ساعت خواب منظم باعث سلامتی روح وجسم است)

- تفریح را یکی از ضروریات زنگی خود بدانید .

- بیشتر به آغوش طبیعت بروید.

- برنامه مسافرت سالیانه را فراموش نکنید.

-خنده را فراموش نکنید.

- با خوشرویی حق را طلب کنید زیرا حق گرفتنی است ولی می توان آنرا با آرامش مطالبه کرد.

آن چیست که قانونی است ولی منطقی نیست،

آن چیست که قانونی است ولی منطقی نیست؟


دانشجویی پس از اینکه در درس منطق نمره نیاورد به استادش گفت: قربان، شما

واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید...؟ استاد جواب داد: بله حتما.
در غیر اینصورت نمیتوانستم یک استاد باشم! دانشجو ادامه داد: بسیار خوب،
من مایلم از شما یک سوال بپرسم ،اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول
میکنم در غیر اینصورت از شما میخواهم به من نمره کامل این درس را بدهید.

استاد قبول کرد و دانشجو پرسید: آن چیست که قانونی است ولی منطقی نیست،منطقی است ولی قانونی نیست و نه قانونی است و نه منطقی؟ استاد پس از تاملی طولانی نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره کامل درس را به آن دانشجو بدهدبعد از مدتی استاد با بهترین شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسید. و شاگردش بلافاصله جواب داد: قربان شما 63 سال دارید و با یک خانم 35 ساله ازدواج کردید که البته قانونی است ولی منطقی نیست. همسر شما یک معشوقه 25 ساله دارد که منطقی است ولی قانونی نیست.واین حقیقت که شما به معشوقه همسرتان نمره کامل دادید در صورتیکه باید آن درس را رد میشد نه قانونی نه منطقی !!!!!

مادر

چرا مادرمان را دوست داریم؟

چون ما را با درد ‌به دنيا آورد و بلافاصله با لبخند ‌درآغوش گرفت

چون وقتي بچه بوديم شیرشیشه را قبل از توی حلق ما، پشت دستش می‌ریخت

و وقتی توی اتاق پی پی می‌کردیم با ما بداخلاقی نمی‌کرد و وقتی بعدها توی تشکمان جی جی می‌کردیم آبروی ما را نمی‌برد

و وقتی بعدها به زندگی‌ اش‌ ترکمون می‌زدیم فقط می‌گفت: خب جوونه دیگه، پیش میاد! 

چون وقتی تب می‌کردیم، او هم عرق می‌ریخت

چون اون موقع كه بچه بوديم وقتی توی میهمانی خجالت می‌کشیديم و توی گوشش می‌گفتیم سیب می خوام، با صدای بلند می‌گفت :" منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید"

 و وقتی پدرمان ما را به خاطر بي احترامي به مادر کتک می‌زد، با پدر دعوا می‌کرد

 چون وقتي بچه بوديم هر روز صبح "بسم الله" می گفت و دنبال کیف و دفتر و مداد و جوراب ما می‌گشت

چون شبهای امتحان و کنکور پابه‌پای ما بيدار مي ماند ومارا تروخشك ميكرد، اما کسی نبود که برای او قهوه بیاورد و میوه پوست بکند 

به خاطر اینکه موقع سربازی رفتن ما، گریه می‌کرد و نذر می کرد و کسی راکه این بساط را راه انداخته نفرین می‌کرد

و پوتین‌هایمان را در هر مرخصی واکس می‌زد

...

چون وقتی در قابلمه عدسی را برمی دارد، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد سر صبح زمستانی غش کند

چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکر و ذکرش این است که مبادا کاسب‌های بی انصاف سر طفل معصومش را کلاه گذاشته باشند 

چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب به دستش می دهیم یک طوری تشکر می کند که واقعا باور می‌کنیم شاخ قول شکانده‌ایم

 چون هیچوقت یادش نمی‌رود که از کدو بدمان می‌آید و عاشق كوفته ودلمه ايم

چون بچه هايمان را هم مثل خودمان و شايد هم بيشتر دوست دارد

چون حتي وقتي يك شب با اوجروبحثمان مي شود و از خانه اش مي رويم،فردايش زنگ مي زند سركارمان و از دلمان درمي آورد

چون موقع خواندن مفاتیح عینک می‌زند و وقت اشک ریختن برای رفتگان عینکش را برمی‌دارد

چون

چون...

 

چون مادراست!

خلوت با بهترین دوست




خلوت با بهترین دوست

گفتم: خسته‌ام

گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
     .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
     .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
     .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: فاذکرونی اذکرکم
     .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
     .:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
     .:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
     .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم

.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
     .:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفتی: ان الله یحب المتوکلین
     .:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!

ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم

گفتی: فانی قریب
     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
     ..:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌کنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفتی: الیس الله بکاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟  

گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما


.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

التماس دعا

عوارض خوابیدن در بین الطلوعین

عوارض خوابیدن در بین الطلوعین

بین الطلوعین یعنی بین دو دمیدن طلوع روشنایی،

 یعنی بین طلوع فجر(نماز صبح) تا طلوع آفتاب  ( صبح صادق) . چنین حالتی در غروب هم وجود دارد.در مورد خوابیدن كه یك امر طبیعی است، در كلام اومه هدی صلواه الله عليهما اجمعين  آمده است كه "در ساعات اولیه شب بخوابید و بین الطلوعین بیدار باشید".متاسفانه درحال حاضر افراد بسیاری  این گونه مسائل را صرفاً به عنوان دستورالعمل های ارشادی و اخلاقی در نظر می گیرند، در حالی كه این دستورات ابعاد كوناكوني دارد. به عنوان نمونه یكی از فواید عمل به فرمايش مذكور، این است كه هورمونی در بدن به نام هورمون رشد (سوماتوتوروپ) وجود دارد كه بیشترین میزان ترشح آن حدود دو ساعت بعد از غروب آفتاب می باشد (زیرا بدن انسان یك فیزیولوژی خاصی دارد كه با عالم هماهنگ می باشد)

از طرفی در كلام خازنان وحي آمده كه بعد از عشا بخوابید. اینكه خواب کافی در زمان مناسب، باعث بلندی قد می شود، به این دلیل است كه در اوایل شب، این هورمون ترشح می شود و اگر كسی سر شب بخوابد، رشد متناسب و متعادلی پیدا می كند.اما یك سری از هورمون های استرس زا وجود دارند (البته در جای خود مفید می باشند) كه به آنها "كورتیكواستروئید" گفته می شود، مانند هورمون های "آدرنالین" و "نور آدرنالین". بیشترین میزان ترشح این هورمون ها دو ساعت قبل از طلوع آفتاب می باشد؛ یعنی دقیقا هنگام بین الطلوعین (از طلوع فجر تا طلوع آفتاب). این كه خواب بعد از اذان صبح، باعث ناراحتی و كسلی و پریشانی انسان می شود، ولی بیدار شدن در موقع اذان حالت شادابی می آورد، به خاطر ترشح این هورمون هاست. همچنین اگر زمانی كه این هورمون ها حداكثر ترشح خود را دارند، انسان خواب باشد، احتمال سكته زیاد است. لذا بیشترین آمار مرگ در خواب، در ساعات بین الطلوعین می باشد.حال اگر همین مسئله یعنی نخوابیدن بین الطلوعین را یك پزشك به ما توصیه می كرد، با شوق و اطمینان بیشتری به آن عمل می كردیم، زیرا به كاربردی بودن آن معتقد بودیم، اما دستورات دینی را به عنوان مسائل صرفاً اخلاقی پنداشته و كمتر به آنها توجه می كنیم.متن برخي از احاديث شريفه:

مَا عَجَّتِ الْأَرْضُ إِلَى رَبِّهَا عَزَّ وَ جَلَّ كَعَجِیجِهَا مِنْ ثَلَاثٍ مِنْ دَمٍ حَرَامٍ یُسْفَكُ عَلَیْهَا أَوِ اغْتِسَالٍ مِنْ زِنًى أَوِ النَّوْمِ عَلَیْهَا قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ (من‏لایحضره‏الفقیه- جلد4- ص20)عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّ النَّوْمَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ صَلَاةِ الْعِشَاءِ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ شَتَاتَ الْأَمْرِ  (مستدرك‏الوسائل- جلد 5 - ص 110)عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ لَا تَنَامَنَّ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنِّی أَكْرَهُهَا لَكَ إِنَّ اللَّهَ یُقَسِّمُ فِی ذَلِكَ الْوَقْتِ أَرْزَاقَ الْعِبَادِ عَلَى أَیْدِینَا یُجْرِیهَا  (وسائل‏الشیعة - جلد6 - ص 498)

قال رسول الله ص : النوم من أول النهار خرق و نوم القائلة نعمة و النوم بعد العصر حمق و بین العشاءین یحرم الرزق (مكارم‏الاخلاق- ص288)

استقبال میتران رییس جمهور فرانسه از جسد مومیایی فرعون

 

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981م زمام امور فرانسه را برعهده گرفت،ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخیآزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود . **


*هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست،بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و ازجسد طاغوت استقبال کردند


 

http://www.pasdaranweekly.com/red-cp/images/entries/513.jpg


پس از اتمام مراسم،جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکزآثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه،آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند . *


*رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد

ترمیم جسد داشتند،*

 

http://www.white-history.com/earlson/rameses_files/ramesses.jpg

*او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود .تحقیقات پرفوسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده ومرده است وپس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد،آن را مومیایی کرده اند . اما مسئله ی غریب وآنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسوربوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجسادباقی مانده است در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در موردکشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او

بلافاصله پس از بیرون کشیدن ازدریا ) بود که یکی از حضار درگوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند،*


* چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مور غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. اوبر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر

با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.

در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ راخبر داده است. *  

*حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امرممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال   1898

م و تقریبا درحدود دویست سال قبل کشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟


چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته وزمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟ ****


موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در موردسخن دوستش فکرمیکرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد

بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما ازنجات جسد هیچ سخنی بمیان نمیآورد.. و با خود میگفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟ *


*و آیا ممکن است که محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟ او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند

ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسدفرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز

کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:


{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ  کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ

آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]**امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هر چند خیلی از مردم از آیات ما غافلند...** **

این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با

صدای بلند فریاد زد:

من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم.

 
موریس بوکای بار تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت ودهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده ذر عصر

جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن رانیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.*


*
وبر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین

یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).


حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتابی بود بنام( قرآن وتورات وانجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید).