امروز چهارمین سالگرد ازدواجمون تو شیرازه
6 آذر هم تو یزد
مبارکمون باشه و به پای هم در کنار سلما و ... پیر شیم...(دلستر بهتر از نوشابه هست لطفا یه دلستر!!!)
جونم براتون بگه که سلما گلی خونه ما یه هفته دیگه16 ماهگیشو پشت سر میذاره
15ماهگی راه افتاد...الانم همش در حال راه رفتنه...حتی تلویزیون هم ایستاده میبینه...رسما دهن من یکی که صاف کرده...
افتاده رو دور حرف زدن البته به زبون مریخی جمله هاشو میگه بعضیهاشم که متوجه میشم اینهاست:
کفتر(ککک تتتت)-منه(مال منه)-بده من-ماه-چشم چشم دو ابرو-دایی-شیر-پارسا(پاپی)-جیش-چرخ-دست-پا-الله-بابا مامان-آ ب ث-123-خدافظ(شنیده میشه عدس)-صلوات هم میفرسته اینجوری اداااااا...-به به-لالا-آب-مو-اوف- اخ-اوخ -هیس-خوروپوف و...
عاشق کتاب و خودکاره-به خودکار میگه چشم چشم دو ابرو-بچم عشقشه بره تو دسشویی سیفون بکشه(خیلی خوشش میاد)مسخرش نکنید لطفا-جسارته جیش که کرد اشاره پوشکش میکنه و میگه جیش-هرکجا شمع ببینه دست میزنه و میخونه تولد...بنابراین هرروز باید از کنار آب گرمکن بکشمش کنار چون میشینه نگاه شمعش میکنه و میخونه تولد...نماز و عبادتش هم که دیگه هیچی حرف نداره...تسبیح ور میداره و ذکر میگه...یکی که خواب باشه میگه هیس و یه چیزایی زیر لب یواش میگه-مرسی هم میگه مثلا یه چیز میده من میگه میسی!!بچم قاط زده خوب این همه کلمه!
از چیه گفتنش بگم که روزی 1000بار میگه چیه این...سوزنش هم گیر میکنه هی من میگم مثلا این اینه میگه چیه این ...یه کاری که بد باشه را دستاش تکون میده و میگه نه نه...
بازی کلاغ پر و لی لی لی حوضک و اتل متل هم میکنه-عاشق تابشه-روزها تو اون خواب میره و وقتی خوابش میاد به من میگه تاتا...
عاشق برنامه اردشیر و چغا از شبکه پویا هست(نمیذارم زیاد تلویزیونی بشه البته)
متاسفانه هنوز غذاشو میکس میکنم و هنگام تماشای تلویزیون بهش میدم...وگرنه نمیخوره...به دکترش گفتم که میکس میکنم و...گفت اشکال نداره تا هروقت میخوره بهش بده منم خیالم راحت شد...
ماشاالله قد و وزنشم خوبه
این بود انشای من
پی نوشت:متعاقبا تصاویر دختر نازم رو میذارم