زندگی با خدا
خدایا ای شنوای همیشه تو خود مرا مجوز انسان شدن داده ای و از تمامی ویژگی من آگاهی می دانی ظرفیت وجودی من چقدر گنجایش نعمت ، بلا و امتحان را دارد پس مرا با همان توانم خواهی آزمود اما خدایا ما آمده ایم که پرورش یابیم و این ظرف وجودی را ، مخزنش را از خوبی سرشار کنیم و روحمان را تعالی دهیم
خدایا متعالی ام کن ،زیبایم کن از درون سبزم کن ،رویش را در مسیر زندگی ام به رویان
که هر نفس معطر از یاد خدا باشد .آرامش را قرین لحظه هایم گردان
یاد خودت را در ذرات مو لکولهای بدنم حاکم کن. کاری کن تا حتی اگر دنیای بیرونم در تلاطم بود اما درونم آرام و صبور باشد
کمکم کن تا به این پذیرش برسم که آدم ها را نمی شود تغییر داد. نمی شود دهانشان را گرفت تا از یاوه گویی دست بر دارند اما می شود برای خود کاری کرد. آرای تنها خود خود ت با اراده ای پولادی که می توانی تغییر را به تمام معنا در ثانیه های قلبت سیار کنی.
گوش هایت را بگیری و چونان کران و لالان شوی
به قلبت بیاموز که گاهی باید بی تفاوت بود و گاهی سخت که فرو نریزی و گاهی صبور گاهی هم چون دریا باشد
زندگی زیباست به شرط آنکه ذهن زیبا باشد و پرورش داده باشی به مثبت نگری به بالندگی حتی در دل مشکلات به رفتن و رفتن تا اخرین جان، اما برای هدفی باشکوه و خوب، مهم نیست کوچک باشد یا بزرگ، مهم نیست مردم خوب بدانند یا نه و اما سکون تورا فلج می کند ودر گرداب نتوانستن ها غرق و زمین گیر می کند. پس برو حتی اگر شده دست خالی و لنگان کنان ولی برو که مسافر باید برود
و جاده قدم های تورا می نوازد
گاهی راه هموار است و گاهی پر از سنگ پاره های که سخت وکمی هم صعب العبور ولی تو باید از همه این شادی ها و غم ها به سلامتی بگذری
یاد باشد تمام وسایل این سفر را مهیا کرده باشی و کوله ات پر باشد از تمامی مهارت های لازم این سفر مهیج و هیجان انگیز زندگی که هم چیز امکان دارد اتفاق بیافتد
حادثه های سخت تو را مانند باد های سریع و سهمگین از ریشه جدایت نکند و یاد باشد برای رسیدن به قله ی زندگی یا همان اهداف از مسیر دامنه ها غفلت نکنی. لذت تمام را ببر و ببین این مساله چه می خواهد به تو بگوید و نکته اش چیست
خدا تو را به چیز هایی که دوست داری امتحان می کند اما او مهر بان است زیاد سخت نمی گیرد فقط کافیست به مرگ هر لحظه فکر کنی و زیاد به دنیا و تعلقاتش وابسته نشوی چون زنجیره های غول آسا
سبک باش و توشه ات را از تقوا لبریز کن ان گاه می توانی پرواز را تجربه کنی
شاید تو آمدی و بی هیچ اعتنایی می خواهی بروی اما پس دل من چه می شود که در این گیر و دار زندگی قلبش را به تو هدیه داد
کاش می شد تمام شود لحظه های خاموشی و تو همانی باشی که من فکر می کردم
کاش تو همان همسفری باشی که من سالها منتظرش بودم تا در آغوش گرمش رها شوم
با تو مشود تا ته جاده خوشبختی رفت ،تا طلوع خورشید، تا ته سرسبزی درخت ،تا انتهای همه ی خوبی ها،تا عمق شادی رفت
اگر تو همانی باشی که من منتظرش بودم ایمان دارم که می شود
قلبم که پاسخ می دهد همه چیز خوبست
زندگی را زندگی کن
همراه
بعد از یک سکوت پر هیاهو
کوله بارم را پر از عطر یاد تو کردم
مسافر شدم و
آمدم
به خودم قول دادم
در این روزگار
تنها یادت
آرامش زندگیم و فانوس راهم باشد
لطفا حواست به من باشد
خدایا دوستت دارم
مسافر
بادها می وزد
بالهایم را می تکاند
من چقدر سبکم
امروز تمام حجم غصه هایم
وزن های سنگین دنیام را
زمین می گذارم
من با باد همسفر
بهشت تو ام ![]()
خدایا کمکم کن
تو این دنیای پر تشویش
تو این جهنم ها
من امروز کشف کردم آسمونو رو
خدایا از کی بگیرم سراغ تو
خیلی وقت گمت کردم از فکرهای بدم معلومه
منو پیدام کن
از این بن بست های پی در پی
خدایا نمی فهم
کجا این دنیایم
اصلا کجا باید برم
من خیلی وقت راهمو گم کردم
چشمانم رابستم از بی مهری تو
نمی دانم چه بگویم
حرف هایم همه در دلم ته نشین شده
راستی کی می رسد اندوه دلم حل شود در عمق نگاه تو
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
آهای ثانیه ها بروید
زود حرکت کنید
من از این اتفاقات بیزارم
از لحظه های سرد ترک خورده
از حریم های شکسته شده
کاش .....ایستاد
دستی تکان داد
گفت بیا همسفرم باش در جاده های پر مهیج زندگی
اما من دیگر قطاری زندگیم را از مسیر ریل خارج کرده بودم
از همان مسیر بودن
چقدر دیر آمدی به سراغ من زندگی
مدت هاست که من سوت قطار زندگیم را خاموش کرده ام
خودم ا در گوشه ای از کوپه ی قطار مبحوس کردم
گوش سپرده ام به هیاهوی مسافران دیگر
همه انگیزه های ته کشیده اند
من خودم را به دست تند باد حوادث می سپارم
شاید
روزی بلند شدم و حرکت را از نو آغاز کردم
آری برای خودم آرزوی جدید خلق می کنم
من ایمان دارم به باور بودن وشدن
شاید زندگی همین دلتنگی های دنیاست
یادت باشد هیچ گاه دلی رانشکنی
دل حریم خداست