تولدم ینی نبودنت
اصن اشتیاقی برای جشن بدون حضور تو ندارم
تودوس داری دَر ری سریع منم یه احساسیه شهریوری
تولدت مبارک چه حرفه خنده داری،چه فایده داری وقتی توگل برام نیاری
بدونه توهیچی نیسم ،لعنت به من لعنت به تو!!!!

اصن اشتیاقی برای جشن بدون حضور تو ندارم
تودوس داری دَر ری سریع منم یه احساسیه شهریوری
تولدت مبارک چه حرفه خنده داری،چه فایده داری وقتی توگل برام نیاری
بدونه توهیچی نیسم ،لعنت به من لعنت به تو!!!!


گاهی وقتا احساس میکنی دارَن بادستاشون خفت میکنن
گاهی وقتا احساس میکنی دارن زیر حرفاشون لهت میکنن
گاهی وقتا احساس میکنی مَرگ تنها راهه فراره
گاهی وقتا باید دق کردو مُرد
توصادق ترین آدم تواون لحظه ای چون همه چی آرومه
همه چی آرومه چون توساکتی
همه چی آرومه چون هیچ کی نیس
همه چی آرومه چون همه چی سرجاشه
همه چی آرومه چون همه خیلی آروم ازکنارت میگذرن
همه چی آرومه منم آرومم
نمیخوام برام کامنت بذاره،نمیخوام برام معشوقه باشه فقط میخوام مخاطب خاص خودم باشه
نمیخوام آرومم کنه نمیخوام آغوشش مال من باشه فقط میخوام مخاطب خاص خودم باشه
نمیخوام مَـردِ من باشه نمیخوام تکیه گاهم باشه فقط میخوام مخاطب خاص خودم باشهنمیخوام رنگ قلممو ببینه فقط میخوام مخاطب خاص خودم باشه
مخاطبِ خاص من خاص نیس جدیدا زیادی خیانت میکنه
خیلی شیکو بی دردسر میشه مُـــــرد
گاهی اونقدر برات میگنو میگنو میگن که یادشون میشه توهم حرفایی داری
اون موقع مجبوری خفه خون بگیری توخودت بریزی توخودت بشکنی توخودت بمیری
چقدر سخته مجبور باشی روبروشون وایسیو بهشون لبخند بزنی
چقدر سخته مانیتورت بشه همدمت
کاش درک کنی چی میگم !!!!!!!

لعنت به ذات خراب اونی که یه روز اومد یه روزم رفت
اما دیگه حسی برای نفس کشیدن باقی نذاشت
دیگه حتی بی اون شدم یه برف که لحظه لحظه آب تر شد
مرگ به هرچی عشق دروغه که گند میزنه به زندگی آدم
چی باید بگم واقعاچی میتونم بگم؟
میشه نری؟بمون به فاصله ی یک رگ زدن تا مردن بمون
بمونو مردنمو تماشا کن، میشه ؟
+پرهام برو ادامه مطلب (رمزنداره)
به خنده هام خیره نشو اینا که واقعی نیستن
آخه توکه نمیدونی ؛
این روزا خنده هام شریکِ کاریه اَشکام شدن
هرچی خواستی گفتی، هرجا خواستی رفتی
همشون یه کنار توحتی همون یه ذره اِعتِمادَمَم باخودت بُردی
توهَمونی نبودی که روزای خوبی باهاش داشتم ؟
هَمونی که همیشه کنارم بود، دستامو میگرفت بهم ارامش میداد؟
اَما
حالاکه داری روزامو خراب میکنی
حالاکه تنهام
حالاکه دستام سرد سردن
حالا که خودت آرامشمو بردی
فقط یه سوال دارم الان که دلمو شکستی احساس خوشبختی میکنی؟
همین که احساس خوشبختی کنی واسم کافیه ...
مگه دورترازین هم میتونی بری ؟
چقدردورتر؟فرسخ هافاصله میخوای بگیری؟
برای رفتن دِل دِل نکـُن
اگه رفتن تمام مشکلات روحل میکنه برو
من مگه حرفی زدم ؟مگه نالیدم ؟مگه من بارفتنت مخالفت کردم ؟
فقط اگه بعدازرفتنت:
تنهاشدم ،بی کـَس شدم، آواره شدم ؛تعجب نکن
این عدالت روزگارمنه؛
روزگاری که من دارم عدالتش همین رفتن هاس، همین جدایی ها ،همین خیانت ها
تنها یه چیزو بدون جای خالی که تو توی زندگیم گذاشتی بااومدن هیچ کـَس پُرنمیشه
خوب میدونم که ترجمه ی توازدوست داشتن باترجمه ی من فرق داره ؛؛
زمین تا آسمون فرقشه
خوبیش این بود که حتی نذاشتی به درستی رنگ چشماتو ببینم
حالادیدی ؟
دیدی که من عاشق رنگ چشمات نیستم ؟
حالا فهمیدی که عشق من توی چشمای توخلاصه نمیشه ؟
فقط برو ،
بارفتنت که چیزی ازدنیام کم نمیشه به جزتمام خاطرات ،به جزتمام احساس هام.
______________________________________________________________________________
/**/
مرزخسته شدن تادیوونگی فقط یه سکوته؛
مرز خوشبختی تابدبختی فقط یه سرنوشته؛
ومرز عشق تانفرت فقط یه خیانته؛
انگار شومی ازوجودت داره میباره
انگارنمیخوادت باید تَرکِش کنی
انگار تنهایی جزءاموالته
خیلی وقته دلم میخواد به دنیا نگاه کنم
وبایه لبخند بهش بگم "بس کن دیگه خیلی بی مزه شدی"
اما ازخدا خجالت میکشم،
خجالت میکشم بگم هیچ کدوم اززیبایی های دنیاش سهم من نیس
خجالت میکشم بهش بگم چقدرازش دورم
"خداجونم دنیات خیلی قشنگه خیلی خوبه اما من داغونم
شاید من بی جنبه بازی در آوردم"
شاید...
