چگونـہ آغـــاز ڪنم گفتن از آنڪـہ آغـــازم است!
نفســمان از نفسش و
روحـــمان منشاء گرفتـہ از روحش است
مــــا هستیم چون هستیمان از هستِ اوست
آنڪس ڪه...
تحسینش در بڪرے عشقمان نگاهش بین خیرگے چشمانمان
دستانش در قدم زدن ها،پشتمان ڪمڪ هایش در توڪلمان است
و لبخندش در لا بـہ لاے شیطنت ها و بازے ڪردن هایمان است
خدا !
خودمان را پیدا ڪردیم
خودت از غفلت ها غافلمان نڪن.
دلــــ♥ـــــ هایمان صاف است
،نگذار سپیدیش تیرـہ شود
آسمان آبیت نشان وسعت امید آیندیمان است
یڪے ڪن این دو زندگے را
آرزو ...
امید ...
توکل...
یڪے شدن ...
خدایا!
من و رضایت ...
تنها بـہ رضایت دلت
و فائزـہ و رستگارے آخر راهمان دل بستـہ ایم!!!
دلزدیمان نڪن از این زندگے !
بابت شیرینیِ زندگیمان...
به اندازه ی ارحم الراحمیتت...
شڪرت...!!!