از سال های نبودنم....
از بزرگراه بن بست تقدیر....
دنده عقب زدم...
ساعتی دیگر
روبروی
دوراهی بودنت
منتظرم باش....
از سال های نبودنم....
از بزرگراه بن بست تقدیر....
دنده عقب زدم...
ساعتی دیگر
روبروی
دوراهی بودنت
منتظرم باش....
می شنوی ؟
دیگر صدای نفسم نمی آید
به دار کشیده مرا بغض نبودنت !
لطفـــــاً
مزاحــم کســـي کــه در حــال فرامــوش کــردن شمـــاست نشــويــد !
خـــــودش به حــد كــافــي درد ميكشــــد!!!!

تو از راه پله های آسمان صدایم میکنی
افسوس
افسوس که
من در اسانسور زمین گیر افتاده ام....
میخواهم
اما نمیشنوم....
آراممممم....
تارها از موی تو کم شد
ولی رگ غیرت من باد نکرد....
رگ غیرتم برید
وقتی قاصدک خبر تنهاییت را آورد
بیا این خون ها را جمع کن
برای
آتشی که در حریمت نهادند
چون آب
می ماند
بیا تا رگ غیرتم را بر باد ندادم
بیا...

آرام غیرتم را بر باد نده...
آرام بگو از سمت تو ببارد نا نگاهم در او تو را در بر گیرد...
بگو ببارد بر حالام....
بگو ببارد که محتاجم
که انقدر فقیر بودم که هنوز
روزه ام را افطار نکردم
بگو ببارد از سمتت
من به بوی تو محتاجم....
بگو تا روزه ام را باز کنم....
وقتی ازم دوریییییییییییییییی
دنیا را
خالی میکنم از
خودم....
بیشتر باش
تا من هم
باشم....