welcome

123Friendster.Com
به خاطر ِ دوست داشتن خجالت نکش !

اونی باید خجالت بکشه ، که میدونه دوسش داری ،


اما دوست داشتن "بلد" نیست ...!!

 



 

مردانگی ات را
با شکستن دل دختری
که دیوانه ی توست
ثابت نکن
مردانگی ات را
 با غرور بی اندازه ات
به دختری که عاشق توست
ثابت نکن
مردانگی را
زمانی میتوانی نشان دهی
که دختری
با تمام تنهایی اش
به تو تکیه کرده
که دختری با تکیه به غرور تو
به قدرت تو
در این دنیای پر از نامردی
قدم برمی دارد...123Friendster.Com

بدترین کاری که ما با آدما میکنیم اینه که یه

دنیا پراز خاطره براشون میسازیم

و بعد تنها توی این دنیا رها شون میکنیم   

341.gif

شکرت خدا...


سخته

تلخ است ،


همه فکر کنند سرت شلوغ است ،



و تنها خودت بدانی چقدر



تنـــهایی ...

زندگی

زندگی میکنم ... 

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!! 

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد 

بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که 

به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را

گاهی

گـاهـی دور از چـشـم ابـرهـا هـم


مـیـتـوان عـاشـق شـد

مـیـتـوان بـغـض کـرد

مـیـتـوان بـاریـد

گـاهـی دور از چـشـم مـداد رنگی ها هـم

مـیـتـوان نـقـاش شـد

مـیـتـوان آسـمـان داشـت

مـیـتـوان آبـی شـد ...

امـا گـاهـی !

دور از چـشـم گـذشـتـه

نـمـیـتـوان امـروز را

پـشـت هـیـچ فـردایـی پـنـهـان کـرد ...

آرام

آرام تر سکوت کن، صدای بی تفاوتی هایت آزارم میدهد... 

خیانت

خیانت...........

خیانت تلخ ترین قسمت یک زندگی عاشقانه استجایی که با قلبی شکسته و وحشتناکترین دردها متوجه میشی که با تمام وجودت,زیباترین داشته ات "عشق"رو به بی لیاقت ترین شخص دادی!!!!

من

مـن…!

مـرا که میـشنـاسـی؟!

خـودمـم…

کسـی شبیـه هیچـکس!

کمـی کـه لابـه لای نـوشتـه هـایـم بـگـردی پیـدایـم میکنـی…

مهـربـان، صبـور، کمـی هـم بهـانـه گیـر …

اگـر نوشتـه هـایـم را بیـابـی ، منـم همـان حـوالـی ام

دروغه

همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو نیستی



همه میگن کهدوباره دل تنگمو شکستی



…دروغه…‏



چه جوری دلت می اومد منو اینجوری ببینی‏



با ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببینی



همه گفتن که تو رفتی ولی گفتم که دروغه …‏



همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم



همه حرفاشون دروغه تا ابد اینجا میمونم‏



بی تو و اسمت عزیزم…اینجا خیلی سوت و کوره



ولی خوب عیبینداره ..دل من خیلی صبوره



…صبوره…‏



همه میگن که تو رفتی همه میگن که تونیستی



همه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی



…دروغه…‏



چه جوری دلت می اومدمنو اینجوری ببینی‏

میتونننن

برای بعضـــی دردـ هـا نه میتوان گریــــــه کَــرد



نه میتوان فریــــــآد زد



برای بعضـــی دردـها



فقـــط میتوان



نگــــآه کَرد و



بی صـــــدا شکست

آوار

بی پناهی یعنی



زیر آوار کسی بمانی



که 



قرار بود



تکیه گاهت باشد...


اشک


ای ابــــرهـا نـبــاریـد !!

مــــن دریـــا را بــه پـایــش ریـخـتــم . . .

بـرنـگشتـــــــــــــ ....

لازمه

سخت است.... 


میان حاجت هایت گریه کنی و بگی .....


خدایا عشقش رو از دلم بیرون کن ....
اما یه وقت هاییی واقعا لازمه...


خوبی

حق را به تو میבهمـ...


خوבم همـ ...

از این همه خوب بوבنمـ حالم بهمـ میخورב....

چه برسـב به تو

پاسخ

نوبت من که رسید



سهم من یخ زده بود



سهم من چیست مگر؟



"یک پاسخ" 



پاسخ یک حسرت



سهم من کوچک بود



قد انگشتانم



عمق آن وسعت داشت



وسعتی تا ته دلتنگی ها



"شاید" 



از وسعت آن بود که بی پاسخ ماند!

ایستاده ام

ایســــــتــــاده ام 





ایســــــتــــاده ام … بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود … ! مـــن ، همیــن جا ، کنار قـــول هـایت ، درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ، محـــــکم ایــستاده ام !! ...

اشتباه

چـه کـــــــرده ای بــا مــن ..!!؟



به خــــــــــاطر داری !!؟



کـه ایـن روزهــــــا ،



تــــو را



فـقــط بـه انـدازه ی یـک اشتبــاه مـی شنـاسـم.....

مرد واقعی

مرد نباید بپرسه:میآی......؟



باید اینجوری ورداره ببره..!!! :D

بی شرح


وقتی من بمیرم...

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﻤﯿـــــــــﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫـــــــﺪ ﺍُﻓﺘﺎﺩ ...



ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃِـــــــــﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺷــــــــﻮد،



ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒـــــــــﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺷـــــــــﻮﺩ ...



ﻧﻪ ﺗـــــــــﻪِ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘـــــــــﻪ ﻣﯿﺸـــــــــﻮﺩ ...



ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾـــــــــﻢ،ﺧﻄّﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮِﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸـــــــــﻮﺩ ...



ﺗﻨـــــــــﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳِﭙﯿﺪ ﻣﯿﺸـــــــــﻮد....



ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨـــــــــﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﺸـــــــــﻮﻧﺪ،...



ﻋﺸﻘـــﻢ ﺑﻌـــــــــﺪ ﺍﺯ ﻣُﺪّﺗﯽ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾـــــــــﺶ



ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵِ دیگران ﻣﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﺒــــــــﺮﺩ!!



ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌـــــــــﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗــــــــﻊِ ﺧﻮﺭﺩَﻥِ ﻏﺬﺍ 



ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻫﺎﯾِﺸـــــــــﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺷـــــــــﻮﺩ ...



ﻭ ﻣﻦ ﺗﻨـــــــــﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﮑﻨـــــــــﻢ..،



ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ مﯿﮕﻮﯾـــــــــﺪ ......



ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﻤﯿـــــــــﺮﻡ،



ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫـــــــﺪ ﺍُﻓﺘﺎﺩ .....

نفس

گفتم: لعنت بر شیطان

لبخند زد

پرسیدم: چرا می خندی؟

پاسخ داد: از حماقت تو خنده ام می گیرد

پرسیدم:مگر چه کرده ام؟

با تعجب گفت:مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام؟!

با تعجب پرسیدم:پس چرا زمین می خورم

جواب داد:نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای.نفس تو هنوز وحشی است.تو را زمین می زند

پرسیدم:پس تو چه کاره ای

پاسخ داد:هر وقت سواری آموختی .برای رم دادن اسبت می آیم.فعلا برو سواری بیاموز.در ضمن این قدر مرا لعنت نکن

گفتم:پس حداقل بگو چگونه اسب نفسم را رام کنم

در حالیکه دور می شد گفت:من پیامبر نیستم جوان!!!

مخاطب خاص

دیـوانه ات شــدم،



دیــوانه...



اما غــرورم اجازه اثبـات آن را نمـی دهد...



می دانـم دیوانه ام هستی، 



دیــوانه...



از چشـمانت می فـهمم



تمــــام زندگــی ام بــاش...



اگر غــرور من سنگــدل اســت،



چرا غــرور تو صـاف و سـاده نیســت؟!!

آشنای غریبه

وقتی دو عاشق از هم جدا میشن ...



دیگه نمی تونن مثل قبل دوست باشن....



چون به قلب همدیگه زخم زدن...



نمی تونن دشمن همدیگه باشن...



چون زمانی عاشق بودن...



تنها می تونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن...

سرنوشت

راستش را بــگو

وقتی دستـــم را گرفتی

کدام خط دستـــم را

دستکـــاری کردی

که ســـرنوشتم از سر نوشته شــد...

باران

غـــــمی آمد ز نـــــــظر باز تـــماشا گــم کــرد

پلــــکِ ما بست و تمــــاشاگـــه ی رویا گم کرد



ابــــرِ تاریـــکِ شـــد ، عـــــفریته ی پر از باران

آمــــــد و روح پــــر آرامــــــشِ دریـــا گـــم کرد



روز ِخوبـــــی به قــــشنگی دل عاشــــــق بود

این غمِ لعــــنتی اینهم ز همــینجا گم کرد



دست مـــــا از چه رها کرد ز هم این حس غم؟

چــــــه بلا بود که ما را ز خود مـا گـــــــم کرد

بازی

نمیدانم!



کجای بازی ما اشتباه بود که تـــو دیگر همبـــازی من نیستی!



و من هنوز گـرگــم به هـــوای تو…!

صدایت



صــدایت نمی کنـــم کــه بــرگردی..

مهمـ بــاشمـ..

خــودت بــرمیگــردی!!!

جغرافیای



جغرافیای كوچك من ، بازوان توست !



كاش تنگ تر شود این سرزمین من ...



باران

میگفتند باران که می بارد بوی خاک بلند میشود...

اما اینجا باران که میزند فقط بوی خاطره ها می آید...

مردها

 
پس می زنــم لحظــــــــه ها را



تا برسم به بلنـــدای آغوش مردانـــه ات



تا در آغوشــم بگیـــری و مــن ...



دنیایــم را ببـازم در پس عطـــــر تنـــت