**روزگاری بنایم بر این بود که نام این نوشته
را بگذارم مسوول سه لتی!یا دست کم تقدیمش کنم به مسوولان سه لتی... و مسوول سه لتی
را برساخته بودم از عبارت مسوول دو لتی.با این توضیحات ...
که اولا مسوول سه لتی را دقت کنیم که هفت قرآن به میان،با مسوول صلتی
اشتباه نشود.و مگر میشود مسوول،اهل صله و پاداش و زیرمیزی و رومیزی باشد؟
در ثانی هر مسوولی اصولا دری است به سوی بهشت! بعضی از مسوولان درشان
دو لت دارد،دو لتی هستند و بعضی دیگر سه لتی؛وسیع تر و فراخ تر و گشاد تر! و من
حسب اتفاق با مسوولان سه لتی،همان ها که باب بهشتشان سه لت دارد و فراخ تر است،حرف
ها دارم!
.
.
.
**خانواده هست مفلوک.کار پدر بدانجا کشیده که مجبور است طلای مادر
بفروشد تا نان سفره فرزندان فراهم آورد و البته بیشتر از آن نیز خرج خود کند...
به پدر چه خواهید گفت؟بیکاره؟مفلس؟معتاد؟هرچه خواستید بگویید اما
بدانید که از چنین مردی باید نا امید بود.اگرکسی به فکر نجات چنین خانواده ای
باشد،تنها به فرزندان جوان امید خواهد بست...
مادر یعنی وطن.طلا یعنی نفت.پدر یعنی دولت...این ملک پدرانی داشته که
برای حکومت،نه طلای مادر که خود مادر را نیز فروخته اند!در چنین خانواده ای تنها
مایه نجات،همت فرزندان است... از پدر کاری بر نمی آید...
سلام دوستان
دو بندی که خوندید،بند اول و بند آخر کتاب فوق العاده زیبای "نفحات
نفت" بود که رضا امیرخانی اون رو نوشته. چیزی که بیشتر از همه توی این کتاب
توجه امو جلب کرد صداقت گفتاری بود که بدون جهت گیری ایراد ها رو بیان میکرد.
نکته ی دیگه هم بیان ساده و مثال های روزمره ی اون بود. این کتاب درکل
راجع به مدیریت وابسته به نفت توی ایران و اثرات مخرب اون روی
اقتصاد،فرهنگ،دانش،ورزش،صنعت و.... صحبت میکنه. یه جاهایی با انتقادهای شدیدش به
دولت( که بعضن با توهین همراهه!!) دل آدم رو خنک میکنه،با گفتن حرف های توی سینه
مونده. یه جاهایی هم با پافشاری روی اصولی که احتمالا همه قبولش دارن آدم رو به
آینده امید وار میکنه.
در کل پیشنهاد میکنم فارغ از هرسلیقه و ایدئولوژی! و جهتگیری که دارید
این کتاب رو بخونید(و بخرید،چون بنظرم گهگاهی رجوع بهش خوبه). مطالب کتاب میتونه
توی شیوه فکر کردنتون و تصمیم گیری هاتون تاثیرات مثبت زیادی بزاره.
پس
نوشت: شروع سال جنجالی 2012 رو تبریک میگم.برای همه آرزوی موفقیت توی امتحانا رو
دارم.