به منطقه ی  آزاد خوش امدید

 

 

تكراركدام اعتراف گناهم

روكرده به تقصيردايمي

تمام زورم رازده ام

تاتهديد راي مثبت باشم     درحكم زندان ابد

باخاصيت زبان سرخ

كه سهميه كلمات را به دوش ميكشد

سگ دومي زند     برصفحه ي نانوشته

رزمايش احساس خوشبختي

باعروس هم جنس باز

دست برشانه دو داماد دارد   

 اين سرخاب 

             سفيدآب

وسعادت سيب سرخ نيست        درماراتن رسيدن

جعبه جادو نيست   

كه باچشم بندي شعبده باز

               به صندوقچه ي جواهرات بدلي تبديل شود

تكرار اعتراف پدرروحاني

درپيشگاه  رنج ژان وال ژان

خوشبخت پشت ميله هاي نامرعي

نان به زندان بان قرض ميدهد

ودريك چشم به هم زدن

                   سرازخانه ي خدا درمياورد

اين يك چشم بندي ساده نيست

نه ازداخل كلاه / خرگوش بيرون ميايد

نه ازميان دهان/ طناب چندمتري

پاي ثابت تمام ترفندها

كافيست درهرنقطه اي كه نشسته ام

چشم برهم بگذارم

تادنياي دوست داشتني

دريك –آن-

ناپديد

شود

 

           28/6/90ك ج

 

 

موج نو

  

نه مرده ی متحرکم

             که تن به تنفس دهان به دهان دهم

نه کورمادرزاد

که برای حرکت تانقطه ی نامعلووم

عصای سپیدبرزمین بکوبم

باهربارزمین که میخورم

سیبی ازدارمی افتد

درختی بی صداقربانی می شود

این هیمه های خیس

                          طعم یاسی تلخ می دهند

وقتی تن به اتشی نمی سپارند

برای ورود به وادیه مقدس باید پابرهنه بود

ودست برصورتهای فلکی کشید

براین صفحه ی سپید رنگهاتغییرمسیرمی دهند

ونقاشی های کودکانه را خراب می کنند

وقت نمی کنم

به سنجاقکی برسم

                 که بالهایش رابه هم سنجاق کرده اند

وقت نمی کنم

به کبوتری برسم

               که باابهای گل الود سیراب می شود

برگها به چنگال زوزه ی باد حساسند

وعلت تاخیرباران رانمی فهمند

مرزدوستی هارامی گشایم

وسقوط

تنهاواژه ای

 که تاسرحدمرگ     ازان   می ترسم.92.07.06

           

تشکر ,تشکر

۱چند روز پیش داشتم  به انرژی هسته ای فکر می کردم و قدرت گروه هسته ای ایران در دوره ی اخیر که درراس آن اقای ظریف قرار داشت .وزیرکی آقای روحانی که نابغه ای  چون او را  برای  پیشبردسیاست خارجه ی خویش برگزید. روحانی نمونه ی یک شیعه ی اعتدالی ست .فساد از افراط  و تفریط میاید. ودرمیانه روی  که عکس مفهوم محافظه کاری ست تمام خوبی ها اتفاق میافتد .بعنوان مثال  شجاعت مابین گستاخی وترس قرار دارد.انچه درعرصه ی روابط انسانی که به مشکلات می رسد عدم  پایندی به مقوله ی اعتدال ست . وهرکس شیعه ی علی ست مهمترین قانونش در ارتباطات بشری باید رعایت اعتدال باشد. 

۲مسئله ی هسته ای ومذاکرات مربوط به امروز چند روز پیش نیست .ازچندین سال قبل ودولتهای ماقبل این  روند در حال انجام بوده ودراین برنامه ی چند ساله گفتگو تیم های مختلفی درگیر بوده اند وما نباید به نام یک یا دونفر تمام کنیم .اقای مطهری اعتراف جالبی داشتند که (اراده ی احمدی نژاد در پیشرفت هسته ای اثر بخش بوده ست ).وما نباید فراموش کنیم که برای رسیدن به این توافق احتیاج به کله شقی چون او درعرصه ی بین المللی داشتیم وتصمیم گیری های او درانرژی هسته ای در حیطه ی برنامه های سیاسی کشور بوده ست یعنی یک کار جمعی  وما باید از اومتشکر باشیم .ولی مزیت اقای ظریف در این دوره درعین مسلط بودن برزیروبم فرهنگ غرب و زبان خارجه حیله گری او از نوع ومکرو ومکرالله ...می باشد.او حیله را درکنار اخلاق رندانه بکار برد وبا تسلطی که برزبان انگلیسی دارد زمان گفتگوها تا نتیجه گیری راکاهش داد.شما این زمان را باترجمه اگرمیخواست اتفاق بیفتد در نظر بگیرید که چقدر فرسایشی می شد هم برای گروه ایرانی وهم برای تیم مقابله کننده غربی.

۳انچه نباید دراین حرکت چند ساله ی ریاضتی که همچنان ادامه دارد فراموش شود مقاومت مردمی ست که مردانه دراین جنگ فرسایشی به جان خریدند.دولت در کنار تمام افتخارات اول باید مفتخر مردمی باشد که در رگ وریشه شان چیزی به نام تسلیم تعریف نشده ست واین همان هوش سرشار هیجانی مردم ایرانی ست .وما مردم ایران در درجه بالا از خودمان  متشکریم.

مادیبا

نلسون ماندلا درگذشت.رهبرسیاه پوست که درمبارزه با آپارتایت رنج زندان وشکنجه رابه جان خرید تابه امال خود برای مردم سرزمینش یعنی ازادی مدنی وبرابری نژادی برسد.ابراز همدردی مردم دنیا نشان می دهد هنوز باوجود قانون تکثر قدرت ونسبی شدن مطلق ها باز قهرمان پروری و تمجید اسطوره ها در ذات مردم وجود دارد .رهبران اکثر کشورهای دنیا از اوباما تا کرزی ،از روحانی  تا نتانیاهو و...این ابرمرد را ستودند.اگر قرار بود او الگوی این شخصیت های سیاسی باشد ما می بایست شاهد رفتار تقریبا مشابهی حداقل درارتباط بامقوله ی انسانیت از این سردمداران باشیم .اما عملا با کلنی متناقضی برخورد می کنیم .شاید هرکس از ظن خود یار اوشده بود .شاید ماندلا ادم چند بعدی بود که هرکس رادرگیر یکی از ابعاد شخصیتی خود کرده بود.ولی بزرگترین خاصیتش شاید بخشش بود واینکه نباید فراموش کرد .کلینتون شاید درقطب متضاد ماندلا درعرصه ی سیاست چرخ می زد اما درعین اختلاف عقیده با او باز به دوستی خود با ماندلا می بالید.باهر تحلیلی به بزرگی این مرد باید معترف بود وقتی باشکنجه گران و زندانبانان خود برروی میز دوستی روبرو نشست وغذا خورد.او این رسم رابه مردم خود نیز اموخت .یعنی بدور ریختن کینه ها.وقتی کینه بدور ریخته می شود چاله ای عمیق در دل انسان باز می شود که با عشق ومحبت وبرکت پر میشود.وامروز مردم افریقای جنوبی به جای اشک وماتم پای می کوبند وخوشحالند در زمانه ای زندگی کردند که گرمای نفس اور ا لمس نمودند.

بازی بعدی

 

درمذاکرات هسته ای فشارهای متعدد برآمریکا ،نوید کوتاه امدنش ازلج بازی با برنامه ی هسته ای ایران می داد.وقتی نتانیاهو این کوتاه امدن وخستگی دولت امریکا رااحساس کرد برای کم نیاوردن وجلوگیری از توافق نامه متوسل به فرانسه شد .اما فرانسه ضعیف تروگرفتارتر از آن بودبتواند دررقابت با امریکا دراین معامله چیز دندانگیری گیرش بیایدازیک طرف بازار ایران برای این کشور بد پاتوقی نیست مخصوصا صنعت خودرو سازیش .بایک تشر، کوتاه امد طوری که ایران رابعنوان یک ابرقدرت منطقه پذیرفت .بازنتانیاهو برای پیگیری سیاست موذیانه اش متوسل به روسیه شد ولی روسیه هم پیمان سرسختی برای ایران ست که منافع لازم رادراین دوستی برده ومی برد.درکل نتانیاهو دستش خالی ماند وبا حرفهاو وعده های باز امریکا دلخوش شد .یعنی برگشت به همان یار دیرینه ی خود.درکنار این برگشت باتحریکات مذهبی عربستان رانیز به وسوسه ی ادعای منطقه ای رساند تا سردمداران شیخ به این باور برسند که ایران دنبال گسترش تمدن پارس وشیعه درمنطقه ست .امریکا دنبال ژاندارم درمنطقه می باشد اما دیگر چقدر سیاست مدارهایش این خفت رامی توانند تحمل کنند که فقط بخاطر پول لابی های صهیونیستی دیوانه ای چون اسراییل را ساپورت منطقه ای بکنند.دیوانه دیوانگی میاورد.شاید انها روزی به این نتیجه برسند که باید دنبال ژاندارم دیگری باشند.اسراییل انقدر دیوانگی دارد که از رنج تنهایی وبی پشتیبانی اولین کاراحمقانه  راانجام دهد یعنی وسوسه ی زدن ایران را. بعد جنگ منطقه ای .ازانجا که زورش به ایران نمی رسد سراخر کار موشک هاوبمب های خودش را روی خاک امریکا سرازیر خواهدکردالبته به شکل جنگهای تروریستی.اخر دوست ودشمن درروش سیاسیشان تعریف نشده .مانند کسی که چون به نابودی خودش می رسد همه رامی خواهد نابود کندمخصوصا دوستان هم کاسه اش را.اینکه نتانیاهو ازتوافق نامه ی هسته ای ناراحت ست نشانه ی برد ایران دراین مذاکراتست .اینکه جان کیری واوباما هی  لی لی به لالای نتانیاهو می گذارند درعین حال که کم اوردن خودشان رادربین افکار جهانی توجیه می کنند دارند این دیوانه ی زنجیری را دست بسر می کنند.انگلیس و فرانسه والمان و...رفتار عاقلانه ترپیش گرفته اند.چون دراین بحران اقتصادی بازار وپول حرف اول رامی زند وچه گزینه ای بهتر از بازار ایران .وما امروز خوشحالیم که سیاست درست همراه باگردن کلفتیمان جواب داده وبرای بالانس منطقه مهره ی اساسی هستیم .ایران ازتکنیک به مرگ بگیر تا به تب راضی باشددرصحنه ی بین المللی  استفاده کرد.یعنی درغنی سازی دست بالا گرفت تاباکوتاه امدن نسبی از۲۰درصداصل غنی سازی رابه مقبولیت مجامع جهانی رساند. حال باید مابه فکر باج گرفتن از دوستانی باشیم که برای هواداری از ما تا توانستند به ما تیغ زدند.

طنزگفتگوی تلفنی باراک اوباما وحسن روحانی

 

 

مدتها بود داشتم فکرمی کردم درروزگفتگوی تلفنی بین حسن روحانی وباراک اوباما چه حرفهایی رد وبدل شد.گفتگویی که ازدسترس سرویس های امنیتی هم به خیال باطل خارج بود.واقعا بعداز30واندی سال چه حسی درکلمات دودولت متخاصم می تواند ردوبدل شود.دیگرداشت پدرم درمی امد تا درحالتی روحانی به قلبم بارقه هایی ازفیض اشراق الهام شد که نتوانستم درگوشه ی قلبم برای ابدودهربایگانی اش کنم بنابراین ترجیح دادم مکتوبش کنم تاشاید برای ایندگان برای ردیابی حل اختلافات دیپلماتیک حتما بکار بیاید.

الو اقای روحانی تلفن دارید

الان موقع پرواز کدام وقت ناشناسی بامن کارداره؟تاحالا کجا بود؟نمی دونه خسته از سخنرانی سازمان ملل و گفتگو باخبرنگارام

اقای باراک حسین اوباماست ازکاخ سپیده

عجب رویی این بشر داره .به مهمونیش که نرفتیم روش کم نشد اینجا هم دست بردار نیست ؟دیگه چی می خواد.

قربان گناه داره .اونم بالاخره برای خودش برووبیایی داره . شماهم که همش دم از دیپلماسی سازنده می زنید.الهی من قربان تدبیرو پایندگیتون برم.وصل کنم باچند کلمه دست به سرش کنید حله

بعد جواب  خلق حماسه جوراچه بدم؟قراربراین بوده توروی کوفتیش نگاهم نکنم تاچه رسد بااودست بدم وحرف بزنم

ناراحت نباشید قربان توی نظر سنجی های هردوملت تمایلات قوی به اشتی دیده شده .فقط مثل اینکه شما دولت مردا باهم مشکل دارید .

جواب تندروهارا رو...اوه  اوه

بالاخره یه چیز می شه دیگه قربان .شما باهمین شعارا دل مردم راتسخیر کردید وگرنه اگه قعرکرده ها به شما رای نداده بودند عارف راهو براتون باز نذاشته بود؟...

خوبه دیگه زیادی وارد جزییات نشو

البته این روهم اضافه کنم هرچه هست زیرسر این سگ زرد اسراییله .باراک هم بین این لابی صهیونیستی گیرکرده برای همین یکی به نعل می زنه یکی به به میخ یکی هم به  سرخودش

توهم چشم بسته غیب میگی .امان ازدست سیاست مداری که جیبش خالی باشه وازخودش اختیاری نداشته باشه برای دستشویی رفتنش هم باید اجازه بگیره .

قربان اوباماست  میگه داره قطع می شه

چی قطع می شه ؟روابط.اون که سالهاست ما بی خیالش شدیم

مثل اینکه برای دورزدن سرویس امنیتی امریکا ازیک باجه ی عمومی تماس گرفته تا این گفتگو محرمانه بمونه میگه دیگه سکه هم ندارم حرفام نیمه کاره می مونه

طفلک چه می کشه ازدست این جاسوسای سیا.وصل کن ببینیم چی میگه دیگه دلم سوخت

الو سلام حسن

الو heloحسین .how  are  you

دیگه حال برای ماگذاشتی برادر.هرچی ما هیچی نمیگیم توگازتو تندتر می کنی تومملکت ماهم اومدی حتی حاضرنمیشی یه دستم به مابدی ناسلامتی ما صاحب خونه هستیما.کلی منت خواهش تلفن چی راکردم تاوصل کنه دوکلمه باهم درمورد مسایل مهم جهان اختلاط کنیم.اخه چقد ناز می کنی اخوی

من باتودرمورد مسایل مهم جهان کاری ندارم .مدیریت جهانی شما دولت مردای خودخواه پدرعالم رادراورده .بذار مردم جهان زندگی خودشان رابکنند.بسه هرچه قیم بازی وبزرگتری کردناتون

اخه اینطوری که نمیشه ماناسلامتی پدربزرگ جهانیم

اخه پدرسالار، هرکه مخالف شما باشه باید بمب بندازید سرش یاتو عرصه ی بین المللی سکه یه پولش بکنید؟

الو حسن جان زیادعباراته بومی استفاده نکن مترجم برعکس ترجمه می کنه فقط پولش رامن فهمیدم

خوب شد گفتی پول اول تکلیف این پولای بلوکه شده ی ما را مشخص کن

همه رامی دم فقط توباما راه بیا دیگه ازاین اوضاع پیش امده کلافه ی کلافه ام یک طرف اسراییل یک طرف عراق .یک طرف افغانستان یک طرف هم حالا بحران سوریه

حرف برادر ما سوریه رانزن این مخالفا رو خودتون علم کردید حالا هم مثل ... توش موندید

الو ...یه لحظه صدا قطع شد فکر کنم پارازیته

شما اینجا مگه پارازیت هم دارید ؟

چرانداریم فکر می کنید فقط خودتون دارید.معلومه صدای امریکا رو که برای پیشرفت درک سیاسی کشور عزیزتون راما باپول بیت المال مردممون راه اندازی کردیم را نگاه نمی کنید.همه جور برنامه براتون گذاشتیم ازبرنامه خبر تاورزش .ازروی خط تا پارازیت

همون شبکه ی تخریبی رو می گی .می خوای برات کفم بزنیم .اخه چقدر دروغ پراکنی .صدرحمت به bbc ملکه ی انگلیس .برای سیاست هم شده به دفاع ازما گاهی حرفی میاندازند

عوضش شما هم فشا رtv داریدهمه رو می خواید مسلمون کنید هی مارو می کوبید به سینه ی دیوار.تامارو قلع قم نکنید دس بردار نیستید

چراازمسلمون شدن ملت اینقدر هراس داری باراک شماکه به ازادی عقاید اعتقادداری .شما که به رسانه ی ازاد معتقدی

اخه شما خیلی تندرو هستید می خواید هرچه زودتر جهان رو به اخر زمان برسونید بعد پدر مارو دربیارید

بابا بد بهت رسوندند بخاطر همینه که هی گیر میدی به ما که بمب اتم داریم می سازیم .اخرزمان ما جنگ جنگ اندیشه ست ومنطق اگه هرکه غیرمنطقی رفتارکنه گزینه ی زور میاد وسط

فقط یرای خودم سواله که بمب اتم تکنولوژی پیچیده ای نداره چرا اینقدر طول وتفسیرش می دید.نکنه ساختید کلک گوشه موشه ها جاش دادید

اخه خره کجا می تونیم جاش بدیم بااین ماهواره های مخابراتی جاسوسی که شما دارید.مامورای اژانسم که راه براه دارند میان گیر می دن .توهم که گفتی انرژ ی هسته ای حق مردم ایرانه پس دیگه چه مرگته

البته گفتم صلح امیز .این نتانیاهو خشتکه شلوارمونو داره پاره می کنه هی می گه ایران داره بمب می سازه

بابا اون که دیوانه ست .توعقلتو دادی دست کیا باراک جان .توادم باسواد وکیاست . بازم ازبوش هرکاری سرمی زد کسی تعجب نمی کرد ولی ازتو بعیده!

من خودمم از بوش گله مندم درحق شما نامردی کرد چقدر درجریان سرکوب طالبان افغانستانُ شما ایرانیا کمکش کردید بعد برگشت توکنگره گفت ایرانیا تروریستند

دست رو دلمون نذار باراک ازشما امریکاییا خیری به ما نرسیده همش نیرنگ ودروغ .الان بوشو داری می کوبی که دل منو به دست بیاری

چرا حسن جان .بوش تومنی چنده .شما ایرانیارو عشقه .تومملکت ما هرطرف می چرخی ایرانی می بینی تو ریاست دانشگاه تو ناسا اصلا توهمین صدای امریکا همشون حداقل نصف رگشون ایرانیه اخیرا حتی برای کمک به تیم فوتبال ملیتون هم که دیدی بیت اشور رو ما ویزاشو دادیم ولی تومملکت شما ایران حتی یه امریکایی هم نمی تونی پیدا کنی

برای همینه که می خوام یک خط مستقیم بین دوملت بکشم شما راحت بیاد مملکت ما مابیایم مملکت شما تاملت شما ببینند چقدر ملت ما دوستارشون هستندفقط ریخت شماهارونمی تونند ببینند.بخاطرهمین می تونند شمارو ببخشند اما کارای شما رو نمی تونند فراموش کنند .راستی شما ازخودتون خجالت نمی کشید هواپیمای مسافربریمونو توهوا زدیداخه از چی شما ناله نکنیم. حادثه ی طبس براتون درس عبرت نشد که اینجا ما نیروهای غیبی داریم .بادانشمندان هسته ایمون چیکاردارید.تروریست شما یید هی یقه ی اینو اونو می گیرید چرالال مونی گرفتی به نفعت نیست حتما نشنیدی

چرا حسن جون شرمندم اشتباه شد توجنگ ودشمنی اینا پیش میادبهتره بجای گذشته چشمممون به سمت ایند ه باشه

راستی شما که دست به خیر تون زیاده لطف کن پولای بلوکه شده مون راازاد کن.زورت نرسید بحران اقتصایتونومنتقل کنی به کشورمون دلارمونو از طریق عواملتون می کشی بالا.با پول فروش نفتمون چیکار داری بانکارو تحریم میکنی که چی بشه ؟

اونو که حرفشو نزن باید به حساب شخصی ملتتون واریز کنیم البته بعد ازشفاف سازی واعتماد سازی

اخه حسین این همه پول بره تو جیب خلق نمی دونی کشور از تورم می ترکه ؟تازه با سود اون همه پول بمب و مهمات مخالفارو تامین می کنید

حسن جان قرار شد ازچیزای خوب حرف بزنیم جوو خراب نکن.میدم دیگه .دیرو زود داره سوخت وسوز نداره .اول تکلیف این انرژی هسته ای راحل بکنیم

اونو که بهت توضیح دادم دیگه حرفشو نزن ما به تکنولوژی علم هسته ای رسید ه ایم پس زیا د زر نزن .اگه بمبم بخوایم بسازیم کاری برای ما نداره ولی ما تو جنگیدن ترسی از کسی نداریم که بخوایم بریم بمب اتمی بسازیم اون روش نامرداست .ما مرد ومردانه از روبرو با متجاوز می جنگیم نه مثل شما که خودتون بمب اتمی انداختید رو سر مردم ژاپن بعد دایه مهربان تر از مادر شدید واسه جهان .داره اعصابم رو خورد می کنه تلفنو بزنم قطع کنماواقا انرژی هسته ای حق مسلم ماست این جمله رو برو امشب هزاربارازروش بنویس یادت نره

ارام باش حسن جان  باید باکمک تو هم مسایل را حل کنیم من چکار کنم دهان لابی صهیونیستی راچطور ببندم الان تومملکتم کلی بحران اقتصادی دارم برای رد گم کنی وانحراف افکار عمومی مردم بزرگ وشریف امریکا مجبورم تروریست وبمب هسته ای ایران راعلم کنم تا دوزار گیرم بیاد

پس سیاه کاری می کنی؟همش نقشه وبازیه ؟دیواری کوتاه ترازما پیدا نکردی نکنه انتظارداری  من از جیب شخصی به حله بحرانت کمک کنم .می خوای شماره حسابتو بده برات ماهانه یارانه واریز کنیم درضمن اینقدر هم مردم دنیا رو از پایین به بالا نگاه نکن .ازهمین ایرانی های توامریکا برو بپرس چطو پول درمیاند شاید مشکل مردمتو بتونی حل کنی .اینقدر ایران ایران کردی مارو بیشتر پیش مردم دنیا معروف وعزیز کردی

راست می گی اکثرا پول دارندبرای ماهم سواله چقدر مغز اقتصادی دارن به شما ایرانیا پا بدی تمام دنیا رو تسخیر می کنید

بگو ماشالله به این همه هوش وذکاوت

کم کم داره ازت خوشم میاد داش حسن روحانی.راستی تحریما انصافا کارساز نبود ؟وگرنه تو بامن همین گفتگوی تلفنی رو هم نمی کردی .

هرقدر بوش دیوانه بود تو هزار بار بیشتری وزهرمارتری اون هرچه برطبل جنگ کوبوند نه جنگ کرد نه تحریم ام تو می خوای به خیال خودت ذره ذره ما رونابود کنی اگه تاز ه نشد گزینه جنگم که ماشالله همیشه روی میزت هست .ولی تحریمات فقط نقطه ی امیدت یعنی مردم ایرانو به خودت بد بین تر ومتنفرتر کرد .روت برمیاد ازیک طرف با زبان فارسی درب وداغان میای تبریک عید می گی به همین مردم بعد ازطرف دیگه عرصه ی زندگی رامی خوای بهشون تنگ تر کنی .تحریم ما رو مقاوم تر می کنه ونابغه تر اصلا همین سانتریفوژها ناشی از تحریماست .اورانیوم غنی شده ام تا دلت بخواد لجمون رادربیاری درصدشو بالاترم می بیریم تا دق مرگ شین.بخاطر اعتماد جهانی تعلیق کردیم باز می خواستید به ما رودست بزنید

اول بگم فارسی گفتن من خیلی بهتر از انگلیسی حرف زدنته اخه اورانیوم غنی شده که قابل انبار کردن نیست چراهی تولیدش رو دارید بالاتر می برید خطر داره ها.موادرادیواکتیوه ها برادر

نفهمیدی برای چه. بعد دوبرابر قیمت به خود شما واون اروپاییهای حلقه بگوش می فروشیم .ماشالله به این کشور بااین همه ذخایر .نفت مارو هم نخرید عوضش ذخیرمون بیشتر میشه باقیمت بالاتر می فروشیم عوضش باعث می شه یه حرکتی خودمون بکنیم به سمت تکنولوژی ها ی جدید دیدی که به فضاهم دسترسی پیدا کردیم بعد شما نشستید به ما خندیدیدشما اهل شوونمایش  هستید یاما؟

حالا کجاشو دیدی .پهبادتون روهم که دیدی با مهندسی منفی بهتر از شما ساختیم .اوه داره پروازم دیر می شه

کمی صبر کن .راستی از وضع حقوق بشرتون هم بد گزارش میدن حسن

نه شما خیلی حقوق بشر دارید .تایک جا یه حرکتو اعتراضی میشه مثه بمبش می کنید.اصلا بگو باجنبش والت استریت خودتون چیکار کردید.کم به همین سیاه پوستا وسرخ پوستا توکشورت ظلم شد.اون غرب وحشی که حسابش جداست .الان شدن ملت متمدن .حتی به رفقای تجاری خودتون هم رحم ندارید.خیال میکنی نفهمیدم رندانه بحران اقتصادیتونو منتقل کردید به این کشورای اروپایی و اسیای دور .یوانانو اسپانیا وایتالیا رو نگاه کن چی دارن ازدست سیاستهای پولی شما می کشند .باراک خوب گوش کن اسراییلو و خودتون گنده ش کردید ولی مثل سگیه که فقط پارس می کنه برای رام کردن سگ باید ببندیش .بریدن دم و گوش سگ وحشی ترش می کنه .

ماشالله محمود شماهم که یه داس داشت هی می زد به تنه ی  این سگه. هی باحرفاش اسراییل رو تحریک می کردما ارومش می کردیم  .شانس اوردید جنگ نشد دیگه داشت از دست من هم خارج می شد

وارد مسایل داخلی ما نشو هرکه برای خودش روشی داره .ولی بین خودمون باشه ماهم تو بعضی حرفاش مونده بودیم .اسراییل هم تو جنگ توفقط منطقه ی غزه مونده بعد می خواد بیاد ایرانو بزنه وحال کردی باموشکامون  لبنانیا چه اتیش بازی باهاشون دراوردند.حالا هی ما به تکنولوژی های پیشرفته ی جنگی برسیم شما بخندیدوفکرمی کنی نمی دونیم این بلبشوبازی هارو تو منطقه خاورمیانه درمیارید عربای پولداربیان سلاحهای شماروتند تند  بخرند .یه روز دیدی همین بازاروازدستتون دراوردیم .درمقابل کنگره هم ازهمین محمودمون یاد بگیر .یک مقدار برش داشته باش برو شلوغ کاری کن زورت نرسید قعر کن برو توخونه یه چند وقتی بشین بیرون نیا بالاخره میان دنبالت .راستی اخرین باری باشه هی میگی تمام گزینه ها روی میزه ما خودمون خدای ختم گزینه زدن هستیم تاچشم روهم بذاری زدیم رفتیم پی کارمون.اگه می خوای مسئله منطقه مخصوصا سوریه حل بشه برو مثل ادم تحریمها رولغوکن وگرنه می دونی ما چطور جنگ پنهان تومنطقه رو کنترل می کنیم .اینقدر عربستان رو هم به پروبپای مانپیچون .کم ما تو حج توجیبشون پول سرازیر می کنیم .حیف که مجبوریم .میخوای جوک روزو برات تعریف کنم ؟تمام گزینه ها رومیزه.

توهم هی مارو سکه ی یه پول کن .راستی خوب نبود نیامدی مهمانی .چشمم دراومد ازبس چشم برات موندم

انتظار داشتی بااون همه خانومه سر برهنه و سرو شراب بیام دستتو فشار بدم توروتوبغلم بگیرم توهم یه دستگاه شنود بذاری توپس گردنم

عجب زرنگی هستیا بخاطر همینه که ازمن دوری می کنی ؟توگیلاست اب می ریختیم داداش

ببین ما دنیا دنیاست اگه باشما دوست هم بشیم به شما اعتماد نداریم اینو گفته باشم الان هم که داد مردم دنیا رو دراوردید .خجالت نمیکشید هرجایی شما دستگاه شنود کارگذاشتید فقط پس گردن ما مونده بود .پس حق باما بود سفارت خونه تونو گرفتیم ببین ما چقدر ازدنیا جلو هستیم تازه فهمیده اند سفارتخانه های شما جاسوسخانه شماست.الانم که بازی تازه تونه ادوارد اسنودن رو الم کردید .هرکه ندونه ما که می دونیم شما هرچند سال اطلاعات سریتونو می فروشین .بیاد ازسیستم حفاظت اطلاعات ما درس بگیرید ردپشه رو توهوا می زنند.هی امنیت داخل می خواید خراب کنید دستتونو رو می کنند

خوب نمی تونستید سفارتخانه را راحت بیاد ببندید دیپلماتهارا بفرستید خانه.شاه رو که ما به امریکا راه ندادیم .ما جنگ باعراقو بخاطر همین راه انداختیم.قسمت زیادی از سوء تفاهم های بین مردم ایران وامریکا بخاطر همین برخورده

حالا. انقلابه ویک سری تند روی ها .ولی نفس قضیه خودتم می دونی درست بود.ما بامردم امریکا مشکلی نداریم باشما سیاست مدارا ابمون تو یه جوب نمیره .برو ذهنیت مردم مملکتتو نسبت به ما خوب کن ماشالله به این همه امکانات وتجهیزات رسانه ای .دولت عوض می کنید جنگ راه می اندازید.فیلم ارگو درست می کنید بهش جایزه ی اسکار می دید.وراستی تایادم نرفته تحریمها .دست ازاین بچه بازیا بردار.اگه فرهنگ وتاریخچه ی این ملت رو می دونستی می فهمیدی باچه مردم مقاومی طرفی .این مردم شعب ابی طالب را توباورشون دارن .بخاطر همینه که محاسبات سیاسیتون مدام بهم می خره.برو یه مقدارمطالعات منطقه ایتو بیشتر کن.جنگ عراقو مقاومت این مردمو ندیدی؟ 

راست می گی. انتخاباتو من دیگه انتظار نداشتم

بخاطر همینه که ماملت ناشناس وادمای دقیقه ی نودیم.راستی حسین مردم ما اگه علیه شما شعار دادن ناراحت نشوتاروابط حسنه نشه  اش همین اشه کاسه همین کاسه

ایراد نداره حسن من دلخوشی مردم ایران را می خوام.راستی من هم که بانتانیاهو گرم می گیرم وبهش وعده ووعید می دم شما ناراحت نشید دارم دست به سرش می کنم .تمام گزینه هام که می گم رومیزه دیگه عادت مغزمه  که نمی تونم ترکش کنم هروقتی منو می گیره ازاین  خل بازی ها درمیارم .یه مقدار دلارتونو بکشم بالا؟

خوب دیگه شاخا فاکش

چی گفتی ؟!همینه دیگه جای خداحافظی فحش دیگه چرا می دی ؟

بابا این یه اصطلاح گیلکیه یعنی تمام کن .همش ذهنش میره به ناکجااباد

مابه گفتگوی تمدنها رسیدیم اما به یک زبون مشترک نرسیدیم

باش تادولت بختت بدمد

روحانی جان اول یه ماچ گنده بفرست .بعد یه خواهش دیگه من می خواهم همه جا جار بزنم تو اول زنگ زدی تو تازه اول کارته باتدبیرو امید می تونی چرخشهای سیاسیی خوبی ایجاد کنی من وضعم خرابه

فقط این یک بار کوتاه میاما البته قول نمی دم اگه پشیمون نشم چون می دونی در کل ادم غیر قابل اعتمادی هستی .راستی مواظب این جان کیری باش.دورت نزنه

گودبای باراک جان

Khooda  hafez roohani  hasan

لازم به ذکر ست زمان مکالمه بیش از نیم ساعت بوده  وبعلت تاخیر پرواز مکالمه همچنان ادامه دارد .تحریم ها به اسانی قبل ازبرداشت دور زده می شود .ملت ایران به زندگی معمولی خود درکنار تورم همیشگی ادامه می دهند ودر تظاهرات شعارهای همیشگی خود راعلیه دشمن بزرگ می دهند. تندروها همچنان به ارتباط با استعمار بزرگ معترضندوسراب بزرگ می پندارند.مسیراعتماد سازی شلوغ ست وما همچنان درارزوی رسیدن به توافق بزرگ وظریفیم.مذاکرت معلوم شد بهانه ای برای درمخمصه گذاشتن ایران وگرفتن باج سبیل می باشد .فرانسه برای اینکه ازقافله عقب نماند رقیب امریکا درگرفتن پول از اسراییل در گفتگوهای ژنو سگ میدواند.خانوم کاترین اشتون برای جلب اعتماد هیات دیپلماتیک ایرانی کم مانده روسری به سر در مجمع حاضر بشود.همچنان در افغانستان وعراق حملات تروریستی رخ می دهد.اوضاع سوریه  ازکنترل خارج ست.نتانیاهو هنوز واق واق می کند. وامریکا همچنان دشمن شماره ی یک ازادی ست.فقط تنها کار مثبت اوباما این بود که به نصیحت روحانی گوش کرد وسربیمه ی همگانی 12 روز باقعر ممتدباکنگره خودی نشان دادو میلیاردها دلار به سرزمین اجنبی ضرر وارد نمود.واخر معلوم شد اوباما اول زنگ زد نه روحانی .وما همچنان درهاله ی ابهام مذاکرات به پیروزی ملت ایران امیدواریم.

 

 

 

اسودن مهره ای کوچک ازیک بازی متوسط امریکایی

 

 

اینکه امریکایی ها ادم های فوق العاده ای هستند یامتوسط؟ربطی به من ندارد .اما خوب  بلدند ازراه پروپاگانداهای گسترده وسیستم های پیشرفته ی زورمند به دیگران بفبولانند که ملت برتری هستند وشده بزور درصورت عدم همراهی ملت های دیگراین سیاست کثیف را به باوربرسانند که هرچه هست ماییم وما.انچه درانها اعجاب برانگیزست روش های طراحی برای برهم زدن نظم جهان برای رسیدن به نظم ساختاری متناسب با تفکرات دگم و خودخواهانه ی خودشان ست .نمی شود انها را زیرسوال برد چون فطرت سیاسی شان اینگونه شکل گرفته ست .هرلحظه باید منتظر نوع جدیدی ازبازی ازانها بود وفقط بازیگران ماهر می دانند چگونه باانها نه بازی که انها را به  بازی بگیرند.اسنودن شاید طراحی همان بازی کثیف تازه شان ست. ایجاد ترس جهانی ازتسلط  همه جانبه ی انها برتمام اوضاع  سیاسی واقتصادی جهان .یعنی رد هرچیزی را ازطریق ماهواره های پیشرفته ودستگاه های شنود ماورایی در هر نقطه ای ازجهان بخواهند به اسانی  می توانند بزنند.الان همه ازاسنودن ممنونند که چشم وگوششان راباز کرده که حواسشان باشد که تحت کنترلند. حتی ترس گسترده ای دربسیاری ازرهبران برجسته ی دنیا بوجودامده که شاید حتی مکالمه های عاشقانه وزیرلحافی شان هم  شنود شده ست .اما اگر احتمال این قدرت اهورایی امریکایی ها درست هم باشد چگونه می توان ازحوزه ی تسلط ونظارت انها خارج شد؟ سوالی که شاید برای بسیاری پیش امده ست .تلقین نوعی قدرت کنترل اسمانی  که تنها ازخدا وفرشتگان نگهبانش برمیاید. نمی دانم شاید اسنودن برای من توهم توطئه ای پیچیده ست که باعث شده من ازاوممنون نباشم .اما این احتمال رامی دهم این بزرگ نمایی ها ومظلوم نمایی ها وترس ارعاب تحت کنترل بودن باز تلقین قدرت فوق العاده ی امریکایی ها برجهان ست . چون احتمال اینکه این قدرت راداشته باشند دورازذهن نیست ولی بااین بزرگ نمایی بسیاری ازرهبران راوادار به تغییر تاکتیک وبرنامه های ازپیش طراحی شان می کند چون هرچه طرح وبرنامه ی  پنهان ریخته اند را سیستم امنیتی امریکا خبردارد پس یا باید مطیع انها بود یا باترس ولرز که باز لو نروند دستشان پیش ابرقدرت بزرگ رونشود به طراحی های تقابلی جدید همراه باهزینه های گزاف بپردازند.درنتیجه این احتمال رامی دهم که اسنودن عامل خودامریکایی هاست برای ایجاد ترس ویک نوع مکث اشکار درطراحان جهان برای باز سازی وتجدید قوای خود امریکایی ها که ازبحران کنونی بتوانند دربیایند ورندانه شاید بتواند ازدیگر قدرتها مخصوصا روسها تخلیه ی اطلاعاتی لازم رابکند.نوعی جلوگیری از توازن قوا برای حفظ برتری وابرقدرتی خودشان . امروز 13ابان 92ست ومن بجای ابرازاحساس انزجارصرف به بازیگرانی ماهر می اندیشم که بجای بازی بتوانند امریکایی ها رارندانه بازی بگیرند ویادمان باشد که انها هرچه نباشند طراحان بازی های پیچیده اند که ازقوانین بسیار ساده پیروی می کند.همیشه یک بازیگر موقعی ازبازی کمال لذت رامی برد که بازیکن مقابلش نیز بازیگر ماهری باشد چون پیروزی های مکرر انگیزه های تلاش مجدد را ازبین می برد.اما درسیاست کمی قوانین عوض می شود هرچه بازیگران مقابل ضعیف ترباشند چون بقای ریاست وبرتری راهرچه پیروزی ها ی بیشتر تضمین می کند لذت  بیشتری دارد چون ترس شکست وسقوط قدرت کمترمی شود بخاطرهمین ازاخلاق بدور شده به سمت مکر، دروغ وزور گویی نزدیک می شود.

پس امریکایی زرنگ

 برادر اسنودن

 با همه بازی

با ما هم ؟

 

 

کانت ایرانی

من فکر می کنم

خیلی فکرمی کنم

زیاد فکرمی کنم

پس هستم

خیلی هستم

زیادی

هستم

 

 

 ۱

علی رضا پنجه ای ؟

۲

 متولد27/5/40

ساکن رشت

شاعر،روزنامه نگارومنتقدنوگرا

سابقه ی سردبیری نشریه های گیلان زمین، معین، گیله وای ادبی وعضوسردبیری هاتف، ادبیات وهنرکادح وادبیات گیلان امروز

مجموعه شعرها

سوگ پاییزی 1357-همنفس سروهای جوان1366-آن سوی مرزباد1370-برشی ازستاره هذیانی1370-گزینه شعرگیلان1374-عشق اول1383-شب هرگزنمی خوابد1387-پیامبرکوچک1387

 ۳

 امروزداشتم به نردبان فکرمی کردم یادنردبان های چوبی قدیمی افتادم که جذابیت ومجکمی فلزی های امروزی رانداشتنداماهرچه بود، نردبان بودند.یک بارپدرم میخواست بالای بام برود ناگهان نردبان شکست وافتادومچ پای پدرهم درجا شکست خدایش بیامرزدقبل ازانقلاب دوران ترقی ش خوب بود.یک نقاش ساختمان زبردست افتخارش این بود ساختمان برادرشاه رارنگ زده ست بعدازانقلاب معتاد شد و ورشکست ان زمان ازاعتیادش زجر می کشیدم امامدتی ست بعدازمرگش یادش مرارهانمی کند.با آن چهره ی تکیده وسیگارگوشه ی لب وسرفه های مکرر،انگارباخودش هزارزخم نگفته داشت می گفتند دوران شاه ورزشکارها ،بازیگرهاواصلا ادمهایی که درجهت رشدبودند،معتادمی کردند.شایدذهنیت باطلی باشد ولی نمی دانم چراشیفته ی اعتیادپدر شده ام واینکه اوبرای حداقل من قهرمان ست چون راه پیروزی رامی دانست فقط روش جنگیدنش غلط بودوبرای فراموش کردن شکستش تریاک می کشید.نردبان ترقی شایدزیباترین ترکیب اضافی ازنردبان ست خیلی رویایی ست. می گویند شماهدف کلی داریدبرای اینکه اسان تربرسید به ارمانتان هدفهای بزرگ رابه پاره هدفها تبدیل کنید مثل پله های نردبان اول، دوم، سوم... چون ادم یکمرتبه بخواهدبپردبالا حداقل اگرنردبان نشکند یازیرپایش خالی می شودویاامکان دارد با سربخورد به سقف. گاهی ادمها زیرپای هم راخالی می کنندوبدترین نوعش همان روی پله های نردبان ترقی ست همان جای که گاهی درپله های اول ادم وقتی می افتداسیبی شایدنبیندوبتواندراحت بلند شودمثل یک شکست عشقی ساده . ولی درپله های سوم- چهارم باشدامکان دارد ادم بامخ بخورد زمین وناکارشودویامثل پدرمعتاد.نمی دانم چراامروزگیرنردبانم . تقصیرپنجه ایست اخرصبح یک پیامک گیلکی دادبه من که 52ساله گیلانه ابر مانستن بارستاندرم تازه چندروزازتولدش می گذشت.تایادم نرفته یک کارکرد دیگرهم نردبان دارد بعضی ادمها راتبدیل به خودش می کندوادم می شود نردبان صعودبعضی ها.  دیگران روی شانه نردبان های انسانی پا می گذارندوبه ترقی می رسندامااکثرمواقع پس ازرسیدن به بام نردبان رافراموش می کنندوزیرپاماندن حکایت دیگری دارد.

 ۴ 

اولین باری که پنجه ای رادیدم بهانه شعربودوفروش اولین مجموعه ام درشورای شهر.رییس امورفرهنگی بودونویسنده هاراراهنمایی می کرد چطورکتابهای رودست مانده شان رابه اندازه حداقلی درشورای شهربفروشند.پایبند مرامش  شدم تیپ معلمی داشت با حس وحال پدرهای روحانی  باسبیلهای تاب داده وشکم ورقلمبیده و ابروی شکافته با یک ماشین فیات درب وداغان که همیشه نمی دانم چرابه یک دبه ی آب خطش رامی خواندوروشن می شد.بماند سقف همان فیات زیربرف رشت فروریخت کف ماشین .یک باربه اوگفتم من ازشماتصوریک ادم زمخت واهنین راداشتم واوتصورنادرست دیگران ازخودش رابه تلوزیونی سونی تشبیه کرد که طرف مقابل باکنترل آیوا می خواهد کانال بزندکه چون تلوزیون کارنمی کندبه حساب خرابی ادم می گذارند کلاپنجه ای ادم اشنایی بود.شبیه یک نردبان انسانی صعودوگله مندازکسانی که پاروی شانه اش گذاشتند وبعد... بماند

۵ 

اومرام خودش رادرپرورش ومعرفی نوامدگان وگمنامان شعردارد.حتی ازمعرفی شاعران غیربومی هم دریغ نمی ورزدارتباطات گسترده اوناشی ازقدرت فوق العاده ش درروابط اجتماعی ست .درمسلک او لابی و زدوبند هنری راهی ندارد.هرباراگرحالش راداشته باشد مجله ای دربیاورد درکنارنامهای بزرگ شعرشاعران گم نام رامی گذاردتااعتمادبه نفسی به نوامدگان داده باشدحتی درروزگاری که درخانه ی فرهنگ گیلان کارگردان جلسه های شعربودجلسه هاپرازشوروحظوروظهورجوانانی بودکه بادغدغه ی شعرخودنمایی می کردندواوبا مهربانانه زمینه ی نقدوبررسی شعرانهارادرکنارشاعران بزرگ فراهم می کردوراهنما گر بی منظور انهامی شد.فقط نمی دانم چه حکایتی داشت اکثرکسانی که اوبعنوان شاعراینده دارمعرفی کرد درشعرجدی دوام نیاوردندودرعرصه ی ادبیات منطقه ناپدیدشدند.شایداشتباه پنجه ای این ست که ظرفیت ادمها رانمی سنجد وبیش ازحدشان بزرگ می کند.

 ۶ 

شایدپای ارزوهای پنجه ای بنشینیدمردی باارمانهای سوخته بیابیدکه یکی ازارزوهایش ترجمه قران ست .روزتولدش پیام دادم وتبریک گفتم واینکه درموردش می خواهم بعدازامتحانات پایان ترم مطلبی بنویسم. رگه های مذهب وعرفان درشعرپنجه ای .اماقیافه یکی ازکسانی که اصلا به این مقوله ها نمی خورد پنجه ای ست. شاید او روند فرقه ی ملامتیه را می پسندد یعنی ظاهرشان طوریست که با باطن مهربانشان زمین تا اسمان فرق می کند تا درگیر ریای تظاهرنباشند. اوسبک خودش رادرعرفان دارد خدارادرقالب عشق انچنان که دوست داردبا کلماتش درشعرهایش می ستاید.دراموختن مرامش این ست که زکات علم اموختن ست . اودرحالی که شدیدا روشنفکرادبی ست امامقوله ی مذهب رابدون دستکاری های خرافی، مدرن دوست دارد وبه قاموس معرفت مقیدست. درشب قدریک شعررباعی ازخودش رابرایم فرستادکه درمورد حضرت علی سروده بود

اصولن کسی که دغدغه اش قبل ازمرگ ترجمه قران باشد وحضرت علی ، همراه شعر مگرگزینه دیگری غیرازذهنیت عرفانی داردنام کتابهایش تاحدودی گواهی مدعا ست. درعشق اول، پیامبرکوچک وشب هرگز نمی خوابدردپای سبک فکری –مذهبی اورامی توان ردیابی کرد .

 ۷ 

اخرین باری که بااوتماس داشتم دوباره شاهد تغییرمحل کارش شدم  رازکارکردن باپنجه ای، نمی دانم سخت ست یا اوبادیگران نمی تواندکناربیاید .بخاطرهمین درشورای شهر وشهرداری که محل کارش می باشد دائم ازیک قسمت به قسمت دیگردرحال تبعیدست .شدیدا پست مدرن بازیگوش ست یعنی مفاهیم کلان راپیش فرض می کندوبعدزمینه ی بی پایه سازی چنین مفاهیمی رافراهم می سازد واین مفاهیم می تواندیک کارفرما ویا یک رییس باشد که باخط واصول  فکری اوجوردرنمی اید دلیلی می شودزمینه ناسازگاری واعتراض اورابه همراه دارد. کودک بازیگوش وفراری ازانسجام که دربی نظمی دنبال احیاء نظم فلسفی خویش است یک فراواقع انتقادی که با واقعیت های دورواطراف خودبه اسانی کنارنمی اید برای همین همیشه اسیب دیده ی روابط انسانی ست .

اقتصادبماند.

۸ 

تعریف باعث محدودیت می شود وقضاوت درمورد ادمها مختص زندگی ست وتاثیری که ازادم دراین گذرباقی می ماند زبان گویای توانایی وجود.دوست دارداگرحرفی درموردش زده شود درباره ی شعرها وکارهای ادبی ش باشد. معتقدسرسخت شعرزندگی ست .زیباشناسی که با گزاره های روانشناختی –اجتماعی به سراغ مفاهیم بنیادی بشرمی رود. ماهمیشه دوست داریم بجای تحلیل متن به سراغ  زمینه های حاشیه ای رفته ودریک گستره بانشانه های روانی-اجتماعی درموردادمهاقضاوت کنیم اصلا چه احتیاج ست ادمهامورد قضاوت قرارگیرند وقتی بسیاری ازمعیارها حداقل درسنجش های ادبی نسبی ست وابزارسنجش دربسیاری موارد فاقد استانداردهای لازم. هرکس دنیای خودرارقم می زند. یکی دنیایش بزرگ وغیرقابل درک ست یکی دنیایش کوچک ولی پرازالمانهای عاطفی ست. هم ذات پنداری بادنیای ادمهای روبه گسست هرروزسخت ترمی شود وشعرکه بازبان ازمابهتران شکل می گیرد حدیث پیچیدگی دیگری دارد.اوشاعرتاثیرگذاری ست که موردغفلت حذف وهجمه تخریب قرارگرفته ست . پنجه ای قسمتی ازوجودهنری ش مربوط به کارکردهای تجربی اش می باشد که بین اکتشاف واختراع شعردرنوسان می باشد اکتشاف ، مقوله ها یست که وجودداردو او دغدغه بازسازی انهارادارد واختراعات اوهم شعرهای متنوع باترکیبات خاص خودش می باشد که فراخوان خلاقیتی مختص اوست شعرهای مربع، توگراف و شعرهای دیجیتالی فرمهایی ست که اوتلاش زیادی برای تشخص دادن به انهاکرد.شاعری که دوست داردهم مخترع  باشدوهم مکتشف واین تجربیات انرژی زیادی ازاوگرفته ست که شایدبهتربود صرف سرودن شعرمی شد.روندی که پس ازکتاب پربارعشق اول کمی به علت تمرکز برنمایش کارهای تجربی به  پسرفت گرایید.

 ۹ 

آیاپنجه ای دغدغه ی شناسایی دارد؟احساسم می گویدپنجه ای دوران عاطفی سختی رامی گذراندهنرمندی بااین همه سبقه ی درخشان زخمی حق ناشناسی هنری ست .هنرمنداحتیاجی به دست زدن وهوراکشیدن ندارد. نیازمند فضای کاروتولیداثرست  و نیازخوانده شدن حداقل انتظارادبی ست. لازم به ذکرست این نیازبا مفهوم احتیاج که ازنداری برمی خیزد زمین تااسمان فرق می کند. معمولا بامرگ ادمهای فرهیخته به دنبالشان می گردندکه چه گفته وچه کارکرده  ومال کدام دیارو زاده ی کجاست ؟ ولی من می گویم خوانده شدن رابه زمانهای دوربسپارکه دیرنمی شود.تاریخ قادربه حذف ادمهای نخبه نیست برادر .

 ۱۰

همیشه ازمرگ می ترسیدم .خاصیت جوانی ست که بجای اینکه به نشاط وسرزندگی فکرکنی فکرمرگ دامنگیرذهنت می شود ومی مانی چطوربااین مقوله کناربیایی می گویندمرگ فرزنداول بامرگ پدراغازمی شود وبامرگ پدرمن ناخواسته به مرگ خودم رسیده بودم.وقتی درسردخانه بالای سرپدرایستاده، می گریستم ازارامش وسکوتی که درچهره اش بود ناگهان ترس مرگ درمن فروریخت .مگرمی شود یک ادم اینقدراسان وراحت ازتمام رنجها ومرارتها رهاشود وراهی دیارحقیقت. پس تکلیف انهمه کارهای نکرده وحرفهای نگفته چه می شود.انهمه دفترهای نخوانده راچه کسی ورق خواهدزد.اصلا چه فرقی می کند.وقتی پدربا مرگ اینقدرراحت کنارامده من چرانتوانم ؟ ومن مرگ راارامش برای تولدی مجدد یافتم .اعتیادپدربه نوعی فراموشی خود بود جایی که نه سقوط برایش معناداشت نه صعود.هرچه بود فراموشی بودونامفهومی.تجربه ی نشئه ای که  نه رنج حاضربود نه تلخندهای زمانه ی مکار،که بامرگ تکمیل شد.فلسفه شعرشایدازجنس یاداوری فراموشی ست .رهاشدن ازخودپنداره های رنج اور.نوعی نشئه ی اسمانی که  هرباربافراموشی خودبه مرگ می رسیم واین تجربه همیشگی شاعردرسرودن ست. مرگ هستی. اعتیادی ناخواسته که ترک ناپذیرست ورنج شاعرزندگی درمیان ناسروده  هاست.  

 ۱۱

قمار

همیشه برنده می خندد

       بازنده           فکرمی کند

 ۱۲

...

 

 

 

 

 

اتمام دروغ ها

ونگاه مادر

درمساحت ناچیزفردای دلگیر

ودستان پینه بسته ی پدر

درلمس ناشیانه ی فردای دلگیرتر

وکودکان بازی

درپناهک های رویا

درلگدمال

           امروزلعنتی

طبیعت چه زود

موهای مادررا کند

ودندانهای پدرراشکست

چه دروغی به بچه هایمان بگوییم

وقتی تمامی کلک ها

روشده ست.

تغییرات اساسی

همه چیزبوی تغییرمی دهد

شیریارانه ای طعم اب میدهد

نان بوی جوش شیرین

مادرشبیه پدربزرگ شده ست و

پدرتبدیل به کبریت بی خطر

حالا هی جاربزنید

این توطئه انگلیس وامریکاست

زنبورهای مهاجر

باتغییرفرمول عسل

مربا

تحویل می دهند

ادامه نوشته

بایک دیگرجمع نمی شود

 

باتمام امیدی که به این روزهادارم

وچشمم دران طرف سیم های خاردار

                                 گل های میخک داده ست

بازدرمحاصره ی اعدادفکرم زندانی ست

اعدامی نیستم تاچوپ خط زندگی متمایل به عددخنثی ی صفرشود

روزگاری دیوانه خاصیت یک بودم

تنها

پیشرو

عددی که باکمبودعاطفه می سازد

وقلک بچه راپرازباران بیست می کند

اصولا این وسوسه ی بهترین ست

تورادربندیک گرفتارمی کند

نه چندصدم کمتر

نه اندکی بیشتر

یک بوی وحدانیت خدامی دهد

پروردگاری که تکثروجودراخنثی می کند

وبایک زیبای بی انتها می شود

دراین دوگانگی ست که تمام شماره های سریالی

بوی زندان گوانتامانومی گیرد

وهرروزدرروزقبل حل می شود

ومعادله هاباxوyدنبال اعدادمی گردند

چندمجهولی های سرگردان

که فکراب ونان دیوانه شان می کند

قبض های چندرقمی

که حیثت شان رابااعدادمی گیرند

بااین وجودنمی توانم بازازیک بگذرم

وقتی دران طرف سیم های خاردار

ادمهایی رامی بینم دست دردست هم

تنهایی یکدیگررافارغ ازتمامی اعدادپرمی کنند

ودرمنتهای وجودیک

زیباترین پروردگار

                  می شوند

 

 

 

تغییرهویت


دوست داشت گل باشد

برگ چغندرشد

حالامدتی ست سبزی فروش سرمیدان

جای گل کلم

قالب می کندبه مشتریان گیاه خوار

بایدگاوباشی

            تابفهمی

چه مزه ای دارد

دومین مجموعه اینجانب تحت عنوان چندقدم مردانه درجهنم که درسال 1384به چاپ رسید

مجموعه سوم اینجانب تحت عنوان وقتی نبودکه درسال 1389به چاپ رسید