تصاوير همايش بزرگ بصيرت افزايي




سال57 انقلاب شد و بعد درگیر حوادث جنگ هشت ساله شدیم . آن روز سلاح و ابزار جنگ ادوات جنگی بود . باید به آن مجهز می شدیم و کسانی مثل حسن تهرانی مقدم ها فهمیدن و میدان دار تلاش های انقلابی شدند.اما امروز جنگ فرق دارد، طبیعتا سلاحش هم فرق دارد از بعد جنگ دیدبان انقلاب فرمود جنگ تمام نشده دفاع همچنان باقیست اما چه کردیم ...
بجای انکه مسلح شویم به سلاح مورد نیاز جنگ نرم در فکر کلاشینکف بودیم ....
امروز باید به سلاح بصیرت مسلح بود چرا که سلاح جنگ نرم بصیرت بخشی است....
باید از خواب غفلت از بیدار شد ... با زبان و قلم بصیرت بخشی کرد چرا که هل من ناصر مرشدمان
این عمار است ...!!
پ.ن: گزیده ای از مطالبم در همایش فعالان جنگ نرم
مراسم شب هفت
مرحوم ذاكر الحسين ع حاج جواد فروزان نصر
سه شنبه از نماز مغرب حسينيه انصار العباس ع
خيابان پاسداران - ابتداي دولت

جواد فروزان از چهره های ماندگار عرصه خیریه های استان تهران دارفانی را وداع گفت.
به
گزارش مهر، عصر روز چهارشنبه جواد فروزان از خوشنام ترین خیرین تهرانی در
بیمارستان سینای تهران بر اثر حمله قلبی در سن 70 سالگی دارفانی را وداع
گفت.
جواد فروزان بنیانگذار خیریه جوادالائمه و تهران و رئیس مرکز هماهنگی خیریه های استان تهران بود.
این
خیر تهرانی به مدت 35 سال در امور خیریه مشغول به کار بوده و جزو خیریه
مسکن ساز و مدرسه ساز بود و از سوی مسئولان دولتی و بین المللی بارها مورد
تقدیر و تجلیل قرار گرفته و جزو چهره های ماندگار عرصه کارنیک بود.
انا لله و انا الیه راجعون
او به محضر ارباب شرفیاب شد و ما در غم او گربان شدیم
چه زیبا بعد از عمری خادمی آستان
حضرت مولی الکونین اباعبدالله الحسین (علیه السلام)
و آن مجالس و روضه های با صفا
امشب در شب دیدار عاشق و معشوق کربلا
حضرت استاد به دیدار مولایمان شرفیاب شد .
نه اين است كه ما از خاكيم و باز بخاك برمي گرديم
پس چرا خاك را اعتنايي نداريم
چرا گذرمان به خاكيان مي افتد ولي عبرتي نيست
واي بر خاك بازان بي باك..........
وقتي زمان به سرعت نور در عبور است
غفلت چرا !!
وقتي چون تماشاگران به نظاره نشستيم
تقاضاي ثواب چرا !!
اما انسان موجودي از خاك است كه در قابليت آسماني شدنش شكي نيست
مي توان خاكي بود و به افلاك نظر داشت ........
بازاین چه شورش است که در خلق عالم است


نخستين مظهر و نشانهي کوثر که بر دامان پاک فاطمهي اطهر (سلام الله عليها) پا به عرصهي گيتي نهاد امام حسن عليه السلام بود. نشانهاي از تجلي مقدسترين پديدهاي که از خجستهترين پيوند برين انساني، نصيب حضرت محمد صلي الله عليه و آله، علي مرتضي عليه السلام و فاطمه زهرا (سلام الله عليها) گرديد. همان لؤلؤي که از برزخ دو اقيانوس نبوت و امامتبه ظهور پيوست ومعجزهي بزرگ «مرج البحرين يلتقيان، بينهما برزخ لا يبغيان، يخرج منهما اللؤلوء والمرجان» . (1) را تجسم بخشيد و کلام خدا در کلمهي وجود چنين ظاهر شد. از نيايي الهام گير و پدري پيشوا، وارثي برخاکيان و جلوهاي برافلاکيان پديد آمد با وراثتي ابراهيمي، مقصدي محمدي، منهجي علوي، زهرهاي زهرايي که عصاي فرعون کوب موسي را در دست صلح آفرين عيسوي داشت و تنديس زندهي اخلاق قرآن بود و رايت جاودانگي اسلامي را در زندگي توام با مجاهده و شکيبايي تضمين کرد و بقاع امن و ايمان را به ابديت در بقيع شهادت بر افراشت و مکتبش از خاک گرم مدينه به همه سوي جهان جهتيافت و با همهي مظلوميتش در برابر سياهي و تباهي جبهه گرفت و به حقيقت اصالتبخشيد و مشعلدار گمراهان و زعيم ره يافتگان گرديد. حضرتش در بقيع بي بقعه; در جوار جدهي پدريش فاطمه بنت اسد، برادر زاده نازنينش امام سجاد عليه السلام و مضجع امام باقر و امام صادق عليهما السلام آرميده است. (2)
ماه رمضان؛ برترین ماهها

گردش ماه بار دیگر ما را در آستانه حلول ماه مبارك رمضان قرارداد. با ورود به ماه رمضان عبادت خاص این ماه نیز در اذهان تداعی می شود. از اینرو ماه رمضان را ماه روزه نیز گفته اند. همچنین چون بنا به روایات مصداق صبر در قرآن روزه دانسته شده است (1)، آن را ماه صبر نیز گفته اند.(2) ماه خدا و ماه میهمانی الهی از دیگر اسامی است كه به اعتبارهای مختلف به این ما عزیز داده شده است .بهترین و پرفیض ترین عبادت در بهترین ایام و لیالی اوقات ، موجبات رشد و تعالی انسانها و دستیابی به قرب الهی را آسانتر می سازد و از مصادیق نور علی نور محسوب می شود.

سپس پیامبر(صلّى الله علیه وآله) به بلال دستور دادند که پیرمرد را به خانه فاطمه(سلام الله علیها) برساند.
پیرمرد به همراه بلال به خانه دختر پیامبر(صلّى الله علیه وآله) رسیدند. پیرمرد درب را کوبید و با صدایی بلند گفت: سلام بر شما؛ ای خاندان رسول خدا!
یکسال دیگر با تمام فراز و نشیب هایش ، غم .شادی هایش گذشت و باز بهار
آیه ای از آیات خداوند متعال برایمان ارمغان امید آورد ...
پ .ن :
۱-از تحویل سال و بیدار بودن آن لحظه پبام رهبری رو دوست دارم
۲- کمی به آیات الهی نظر کنیم ببینیم خدا راجع به آیات چه فرموده ؟؟؟
شب و روز آیه است ، زنده شدن زمین آیه است ، بهار آیه است چرا این چیز های
بدیهی رو آیه و نشانه قرار داده ؟ و بعضی جا ها می فرماید که اگر به آیات من اعتنا
نکنید عذابی در انتظار شماست !؟
اصلا آیه یعنی چی ؟
كاش ماهم قدر او را اين چنين مي دانستيم


در گردغبار بي مهري و محبت مردم با ولايت عشق بازي يه سرباز مخلص با مولاي
خودش و همچنين لبخند مولا از سخنان او قلب يخ زده دنيا گرفتمون رو جلا ميده .
شايد تلنگري باشه !!

اين كليپ رو نگاه كنيد جالبه .
پ .ن : دارم رو يه پروژه جنگ نرم كار ميكنم خيلي سرم شلوغه اين كليپم دلم نيومد بهش توجه نشه !
سلام برمحرم
سلام بر گريه هاي مهدي عج
سلام بر مهلت خدا
سلامي بر فرصتي كه هر سال خدا به ما مي دهد و ما قدر آن را نمي دانيم
تا زنجير هاي كشيده شده جوارحمان را باز كنيم ....
حسين عليه السلام كشتي نجات را حركت داد و منادي ندا داد حي علي العزا
و به قطره اشك بلكه نمي از قطره اشكي جواز برسفينه نجات حسين ع داده
مي شود
كيست كه ياري كند مادرش فاطمه را
كيست تسلا بدهد فرزندش يوسف فاطمه را
وباز محرم آمد و ما محرم كعبه دلها شديم
و مي گوييم لبيك يا حسين .... يعني لبيك يا الله
اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی، الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک.

پ.ن : خدايا تو ميداني دلم در حرم اوست و قلبم در كنار او اما جسم خاكيم در اين شهر بي مهر ومولا
البته گويند بعد منزل نبود در سفر روحاني وگفته اند امروز زيارت مخصوص شما از دور و نزديك است .پس
السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا المرتضي ...

بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت میدهم به خدای واحد، پیامبر من محمد(ص)، امام علی(ع) ولی و وصی خدا. خدایا این نوشتهها قبل از اینکه برای بازماندگان من باشد برای توست و درددلی با توست چون این نالهها متعلق به لحظه جدایی از دنیا است و مربوط به لحظهای است که دارم آزاد میشوم پس چون از شرایط آن لحظه مطلع نیستم و نمیدانم در چه حالی هستم پیش دستی نموده و سعی بر آن دارم طلب استغفار کنم. و چه خوب است که انسان از لحظه مرگش مطلع نیست و موت بی خبر به سراغ آدمی میآید اگر این چنین نبود چه بسا آدمی به واسطه آگاهی از لحظه مرگش تا دقایقی قبل از مرگ به خدا فکر نمیکرد و چه گناهانی که مرتکب نمیشد و در لحظه مرگ استغفار مینمود و چنین دنیایی چه میشد ولی الحق که جای حق نشسته و اینجاست که عدالت تو در آزمون خودنمایی میکند.
خدایا وصیتم را در چند قسمت و برای هر مخاطب مینویسم ابتدا به خالق عزیز خودم این یگانه باور صادق. خدایا من به جایی رسیدهام که انسان روزی باید بمیرد پس تلاش برای بقاء را نمیپسندم. خدا عیبی ندارد که باور خودم را در مورد شهادت و آزادگی اعلام کنم چرا که میدانم خدای من سختگیر نیست. خدایا برای من شهادت لحظهای است که در اوج آمادگی جان میدهم چون در عصر ما این باور است که شهید باید در راه جهاد و در معرکه نبرد با کفار شهید شود ولی سؤال من از آن این است که کافر برای پیروزی کفرش به معرکه جنگ و با سلاح تفنگ و شمشیر میآید. پس اگر این چنین بود تاکنون با اولین جنگ باید تکلیف حق و باطل مشخص میشد. پس من این را آموختم که اسم شهید آن هم از نظر زمینیان مهم نیست بلکه مهم آن است که تا دقایق آخرین عمرم در صف حق جویان و در تقابل با ظالمان باشم.
خدایا دعا میکنم که مرگ من فایدهای برای خلق خودت و دین خودت داشته باشد که خود آن را شهادت نامیدهای و شهادت من رو به دشمن و قاتلان من از شقیترین و ظالمترین دشمنان تو باشد، ملیت و دین ظاهر آنها برایم فرقی ندارد، مهم این است که در مقابل دشمنان تو شهید بشوم. خدایا مرگ مرا حادثهای طبیعی قرار نده، خدایا مرگ مرا شرافتمندانه و جوانمردانه قرار بده
حالا این صف ممکن است در جبهه باشد یا در خیابان شهرم و یا در هر جایی دیگر که ظلم شود خدایا در این مدت زمان عمرم که نمیدانم که کم بود یا زیاد قصد خدایی بودن داشتم ولی در مواردی دشمن تو شیطان مرا اغفال نمود خدا طلب عفو و مغفرت میکنم خدایا باز هم به من فرصتی بده تا در لحظه جان کندن بتوانم این کلمات را بر زبان بیاورم.
خداوندا عمر من همزمان شد با شروع حکومت الهی و اسلامی از وقتی که خوب و بد را هم تشخیص دادم تمام عشقم به این انقلاب بود در زمان حیات خمینی کبیر کودکی بیش نبودم. البته حسرت نمیخورم چون بعد از آن پیر بزرگ سایه ولی و امامی دیگر بر سر این ملت ماند خدایا خودت خوب میدانی که از همان نوجوانی عشق به ولایت در من زنده شد که البته شیعه اثنی عشری غیر از این مقبول نیست که البته خانوادهام بخصوص برادران بزرگترم در انتخاب این واقعیت بیتأثیر نبودند که انشاءالله هم من و هم آنان تا آخر عهد نشکنیم و ثابت قدم باشیم.

خدایا دعا میکنم که مرگ من فایدهای برای خلق خودت و دین خودت داشته باشد که خود آن را شهادت نامیدهای و شهادت من رو به دشمن و قاتلان من از شقیترین و ظالمترین دشمنان تو باشد، ملیت و دین ظاهر آنها برایم فرقی ندارد، مهم این است که در مقابل دشمنان تو شهید بشوم. خدایا مرگ مرا حادثهای طبیعی قرار نده، خدایا مرگ مرا شرافتمندانه و جوانمردانه قرار بده. خدایا کمکم کن که قبل از شهادت سهمی در انتقام ظلمی که در حق محمد و آل او شد داشته باشم و خدایا تمام دغدغههای من را خودت میدانی، رحمت و عنایت را از این ملت و این حکومت و این رهبر کم نکن.
ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد. ملت عزیزم ای آزاده ترین ملت. مبادا لحظهای شک و تردید کنید که شک و تردید برای شما مصائب و مشکلاتی ایجاد میکند. اگر امروز نزد خدا و اولیای خدا آبروئی دارید، از یقین و ایمانتان است.
ملت عزیز ولایت و شهداء را فراموش نکنید که فراموشی این ثروتها برای شما اسارت و ذلت میآورد. ولایت گوهری است که با داشتن آن تمام گوهرها را در پیش خود دارید و خودتان خوب میشناسید، که در ادعا خدا و پیامبر دارند ولی در ذلت هستند میدانید چرا؟ چون ولایت ندارند واقعا که مکمل بعثت جهاد بود و مکمل جهاد غدیر بود و اگر غدیر نبود بعثت هم نمیماند.
ای ملت آزاده به گوشه کنار خود نگاهی بیندازید ببینید چه خبر است. از آمریکا گرفته تا اروپا و آسیا و آفریقا جایگاه خود را ببنید که هر چه دارید از این انقلاب است. اهداف انقلاب را فراموش نکنید ولایت را تنها نگذارید که اگر نبود مبارزه شهدا با هوای نفس آزادی بدست نمیآمد.
به مدیران و خدمتگزاران نظام میگویم نگاه خمینی و خامنهای به راه شماست مبادا لحظهای از یاد خدا و ملت غافل شویم. مبادا خود را از فرهنگ جهاد و شهادت جدا کنید. مبادا بین شما و خانواده شهداء فاصلهای بیفتد مبادا از آنهایی باشید که بخاطر عملتان در زمان ظهور جزء دشمنان حضرت حجت(عج) باشید.
مبادا در خانهای محکم و مستحکم زندگی کنید و در گوشهای دیگر از شهر خانههای خشتی دست در مقابل تندبادهای زندگی وجود داشته باشد و مبادا کم کاری شما دچار زجر و سختی شود که در این صورت وای بر شما باد
و پیام آخر به کارگزاران و مدیران و مدیران نظام، نکند لحظهای در ولایت شک کنید و حضرت امام خامنهای را تنها بگذارید که هر چه داریم از ولایت است.
نمیدانم این چه حسی بوده چادر شما به من میداد اما میدانم که با دیدن آن امید، قوت قلب و آبرو میگرفتم باور کنید چادر شما نعمت است، قدر این نعمت را بدانید.امیدوارم که هرگز رنگ سیاه چادر شما کم رنگ و پریده نشود و خدا نکند که روزی حجاب شما کم رنگ و کم اهمیت شود که اگر خدائی ناخواسته اینچنین شود اصلا دوست نمیدارم به ملاقات من سر مزار بیائید
مابقي در ادامه مطلب



آه شهدا دلم تنگ شلمچه است
آه رفقا دلم در طلائيه جامانده است
كاش ميشد رفت در كربلاي دل غروبي درك كرد و برگشت در صحنه جنگ
يادش بخير دفعه آخري همين عيد بود كه رفتم
دلم شكست و با رفقا نشستم روي خاك خشك شلمچه و روي بسوي كربلا گفتم
چو رسی به طور سینا ارنی نگفته بگذر
که نـیـرزد ایـن تـمنـا بـه جـواب لـن تـرانی
و بعد جواب خودم رو ميدادم و مي سوختم
ارني كسي بگويد كه تورا نديده باشد
تو كه با مني هميشه چه اراء چه لن تراني
يا حسين شهدا در قهقهه مستانه شان ودرشادي وصلشان عند ربهم يرزقون اند
وما مانده ايم در صحراي دنيا دور از شهدا ...
ديوانه ام اگر كه بهشت آرزو كنم
آيم بسوي تو يا ثامن الحجج ع
حالا كه جمع عشاق در اين بزم صفايي دارد و.....

طوبا لكم ....

همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آن ها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند!
زمانی مرحوم شیخ ابراهیم حایری در مسجد کوفه معتکف بود، حضرت غایب عجل اللّه تعالی فرجه الشریف را در خواب دید،
حضرت به او فرمود: این ها که در این جا معتکفند، از خوبان و صلحا هستند، ولی هر کدام حاجتی دارد: مال، عیال، خانه، قضای دین، رفع کسالت و مرض و ... ولی هیچ کس به فکر من نیست و برای ظهور و فرج من به طور جدی دعا نمی کند!
گویا حضرت علیه السلام از ما می خواهد که اعتکاف و توسل و دعایمان برای خصوص فرج و ظهور آن حضرت واقع شود، ولی ما به او خطاب می کنیم که: «عالم ز دست رفت، تو پا در رکاب کن.» و یا این که می گوییم: «ای یوسف زهرا، بیا.» غافل از این که او هم از خدا می خواهد که بیاید. مگر آمدن او به دست اوست که از او می خواهیم از زندان بیرون بیاید؟! بلکه همه باید از خدا بخواهیم تا اذن دهد او ظهور نماید. خود او هم منتظر امر خدا و الهامات خدا است، تا ظهور کند و خود را معرفی کند، و از غریبی و درماندگی نجات یابد؛ زیرا گرفتاری او، گرفتاری همه بشر، و نجات و فرج او، نجات همه و فرج برای همه است.
آری، او هزار سال است که زندانی است، لذا هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطه فیض، یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

هر دقیقه ای که می گذرد جایگزین و عوض ندارد، از دست رفته و گذشته است و دیگر برنمی گردد. ای کاش اگر خانه و درِ خانه را نمی دانیم، کوچه را می دانستیم!
حاج محمدعلی فشندی رحمة اللّه علیه هنگام تشرّف به محضر حضرت صاحب عجل اللّه تعالی فرجه الشریف عرض می کند: مردم دعای توسل می خوانند و در انتظار شما هستند و شما را می خواهند، و دوستان شما ناراحتند.
حضرت می فرماید: «دوستان ما ناراحت نیستند!»
ای کاش می نشستیم و درباره این که حضرت غایب علیه السلام چه وقت ظهور می کند، باهم گفت و گو می کردیم، تا حداقل از منتظرین فرج باشیم. اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود. چرا ما حداقل مانند نصاری که در مواقع تحیر با انجیل ارتباط دارند، با آن حضرت ارتباط برقرار نمی کنیم؟!
در فکر آن باشیم که با حضرت غایب علیه السلام رابطه داشته باشیم
یکی از امور مهم بلکه از اهم امور این است که بدانیم چه کار کنیم تا مثل کسانی از علما و متشرعه و صلحای تابع علما باشیم که فرج شخصی و ارتباط خاص با حضرت ولی عصر عجل اللّه تعالی فرجه الشریف داشته اند، و محتاج نبوده اند که در امور خودشان یا غیر خودشان فی الجمله عدل عمومی را خواستار باشند. از قبیل نواب اربعه و علمای معاصر آن ها که مقامات و کراماتی داشته اند که ما نداریم، به طوری که نمی توانیم بگوییم مثل آن ها هستیم. باید مجالسی تشکیل دهیم و با رفقا و اصدقا بنشینیم و مذاکره کنیم که به چه راهی می شود به آن حضرت رسید و با آن حضرت رابطه داشت؛ زیرا بلاکلام هر فیضی به ما می رسد - چه خصوصی و چه عمومی و چه داخلی و یا خارجی، و چه جسمانی و چه روحانی - فقط از ناحیه همان یک فیض است و توجه به همه ائمه علیهم السلام هم به او راجع می شود؛ لذا شخصی به حضرت رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله توسل نمود و حضرت رسول صلی اللّه علیه وآله او را به فلان امام و فلان امام و در آخر به امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف حواله داد.
منبع:
1- پایگاه حوزه به نقل از هفته نامه افق حوزه (به صاحب امتیازی مرکز مدیریت حوزه علمیه قم): ویژه نامه اولین سالگرد ارتحال آیت الله بهجت (قدس سره)
عكس هاي جهادي ما با گروه شهيد رجايي
تقريبا اگر اشتباه نكنم آذرماه بود كه براي شناسايي و برنامه ريزي رفتيم به بشاگرد
البته از منطقه چهارده روستاي شهرستان ميناب بخش سندرك
حال و هوايي بود توي اون فصل هواي گرم بالاي ارتفاعات درخت موز داشتن
البته خاطرات زياد داره كه بايد بنويسم اما شب ستاره ها رو ميشد بچيني





در اهمیت ستر و پوشش (حجاب) همین بس که احکام جزئی نماز - با همه اهمیتی که دارد - در قرآن کریم بیان نشده و همه تاکید قرآن بر اصل وجوب نماز، به پا داشتن و اوقات آن است؛ اما حدود ستر و پوشش (حجاب) زنان در قرآن کریم بیان شده است. این امر نشانگر اهتمام شارع مقدس بر حجاب و پوشش دختران و بانوان است.
اصل حجاب به عنوان یکی از دستورات اسلامی از صدر اسلام تاکنون امری مسلم بوده و انکار اصل حجاب اگر به انکار قرآن یا پیامبر باز گردد موجب خروج از دین میشود. (نک: امام خمینی، استفتائات، ج3، ص 253؛ مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات جدید، ج2، ص 348)
حجاب در مقابل هر نامحرمی لازم و واجب است و هیچ فرقی بین نامحرمان نسبت به یک خانم وجود ندارد. از این رو افراد بیگانه برای یک زن که آنها را نمیشناسد از لحاظ حجاب، تفاوتی با برادر شوهر یا پسر خاله و یا پسر عمو ندارند و همه در یک حد نامحرم هستند.
بنابراین حجاب ناقص در برابر پسر خاله، پسر عمو، برادر شوهر و ... به خاطر آنکه از دوران کودکی با هم بزرگ شدهاند یا به جهت ارتباط فامیلی وجه شرعی ندارد و حکمش مثل دیگر نامحرمهاست همچنان که حجاب ناقص زن عمو در برابر برادر زاده شوهرش به این دلیل که زن عمو او را از هنگام تولد در آغوش میگرفته یا او را مثل فرزند خودش تربیت کرده فاقد توجیه شرعی است.
رعایت ستر و پوشش برای بانوان در مقابل نامحرمان واجب است و تمام بدن و موهای زن باید پوشیده باشد.
اگر صورت و دستها بدون آرایش باشند ظاهر کردن آنها اشکالی ندارد.
برخی از بانوان محترم گمان میکنند که چون پوشانیدن روی پا تا مچ در نماز (اگر نامحرمی وجود ندارد) واجب نیست پس میتوانند در برابر نامحرم نیز بدون پوشش پا ظاهر شوند اما این اشتباه است و ظاهر ساختن پاها تا مچ در برابر نامحرم حرام است.
گردی صورت که مجاز است پوشیده نباشد شامل گردن نمیشود و لذا ظاهر ساختن گردن برای نامحرم حرام است.
پوشانیدن بدن باید به گونهای باشد که حجم بدن و برآمدگیهای بدن زن را بپوشاند، بنابراین ظاهر کردن لباسهای تنگ و چسبان در مقابل نامحرم از لحاظ شرعی حرام است.
نمایان کردن آرایش صورت و دستها و به طور کلی هر چیزی که آرایش محسوب شود در مقابل نامحرمان جایز نیست.
شایان ذکر است که پوشیدن هر چیزی که باعث خودنمایی و تهییج و تحریک نامحرم شود جایز نیست هرچند تمام بدن و موها را پوشانده باشد. این نوع پوشش گاهی با تنگ بودن یا کوتاه بودن لباس و گاهی با رنگ خاص و مهیج آن یا مدل بسیار خاص و نا معمول و یا دیگر موارد تحقق مییابد.
متن را در ادامه مطلب دنبال كنيد ..

وقتي بند كفش هاي عزم رو محكم مي بنديم تا بريم به جنگ تزوير
وقتي كمر بند استقامت و مي كشيم بدور كمرمون تا استوار بريم
جلوبا هزار اميد و توان ميريم تا فرامين فرزند خلف فاطمه (س)
رو اجرا كنيم در لابلاي كوچه هاي اتفاق با ماجراهاي عجيبي
برخود مي كنيم كه بايد در برابر هركدام يك برخورد داشته باشيم
تا سرافراز باشيم.
هر كوچه يك اتفاق داره و گذر از هر كوچه يك راه
تنها ابزارهايي و كه در كوله ي همراهمون برداشتيم ايمان ، تقوا
و كمي تربته و سلاح همراهمون بصيرته كه مواد مصرفيش همون
ايمان و تقواست .
اين گذر ، گذر خطر ناكيه !!
گذري از جنس تزوير !!!!!!!!
در طول اين سالها با چيزهاي مقابله كريم كه هر كدام يك
خاصيت داشتندو درمجموع ميدانستيم براحتي بايد با چه
كسي جنگ كرد مثل زمان پيامبر (ص) اما اينك بايد ريز شد
و باز هم ريز تر تا ديد و فهميد كه به جنگ چه كسي بايد رفت
جرياني كه با نقاب مهدويت و در پشت جبهه خدمت مخفي شده
ميداند كه كوچك است و محلي از اعراب ندارد ...!!
و ميخواد با مطرح كردن خود بزرگ شود تا بر كرسي بزرگان قدم زند
و با آرزوهاي آلوده مدينه اي بسان مدينه بعد از نبي بسازد
و اما علي بصير زمان ميداند و مي گويد كه بايد اين جريان را با
سيلي بصيرت به هاشيه راند تا احساس بزرگي نكند....
آقايان به هوش ميخواند حرف رهبرمان را نقض كنند !!
امام خامنه اي فرمودند كه نگذاريد مسائل حاشيه اي (انحرافي ها بخصوص) در متن
اصلي قرار بگيرند امااينحا فهميدن كه ديگر كسي به مشايي و دارو دسته كاري
نداره ميخوان بزرگش كنند !
هيهات من الذله
امروز روزنامه ايران كار را به ناكجا آباد رساند و فتوا بر عليه حجاب داد ..
فردا چه !!!

یکی از کسانی که در در این ویژه نامه با وی گفتگو شده است مهدی کلهر است. وی در این مصاحبه گفته است: «از لحاظ فلسفه حجاب که در قرآن آمده که زن خودش را در مقابل تیر نگاه هیز مردان قرار ندهد، قطعا چادر بدترین پوشش است چون چهره زن را قاب میکند»
در ادامه مطلب مابقي نظرات ايشان را بخوانيد ...

از این سه نفر یکی نزدیک در ورودی و دومی در قسمت جلویی رستوران میایستند و نفر سوم نیز مسلسل به دست وارد قسمت پشتی رستوران که ۶ ایرانی در آنجا دور یک میز نشسته بودند رفته و همه آنها را به رگبار میبندد.
از جمع افراد حاضر در رستوران ۴ نفر در جا کشته میشوند ویک نفر نیز به شدت زخمی میشود و چهار نفر دیگر نیز جان سالم به درمی برند.
“صادق شرفکندی” دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران، “همایون اردلان” نماینده حزب دمکرات کردستان ایران در آلمان، “فلاح عبدلی” نماینده حزب دمکرات کردستان ایران در اروپا، “نوری دهکردی” کارمند صلیب سرخ، کشته شدگان این حادثه هستند.
یکسال بعد از این واقعه، دادگاهی در آلمان به ریاست “فریچوف کوبش” پیگیر این ماجرا میشود و ۵ سال بعد، در ۲۱ فرودین ۷۶ طی حکمی که مدرک اصلی آن شهادت شخصی به نام “ابوالحسن بنی صدر” (!) است “کاظم دارابی” از اتباع ایرانی و “عباس رحیل” تبعه لبنانی به حبس ابد و “یوسف امین” و “محمد اتریس” هر دو از اتباع لبنان به ترتیب به ۱۱ و ۵ سال زندان محکوم میشوند و مهم تر از اینها در ادامهی رای در حکمی طنز گونه و با شهادت اپوزسیون خارج نشین (!)، مسولین طراز اول جمهوری اسلامی متهم به صدور دستور قتل مخالفان بی خطر (!) خود میشوند.
و این یعنی شروع یک بحران تمام عیار در روابط ایران و اروپا
در مرحلهی اول دکتر ولایتی (وزیر امور خارجه وقت ایران) سفیر آلمان را فرامیخواند و مراتب اعتراض خود را بیان میکند، متعاقب آن آلمان سفیر خود را از ایران خارج میکند و ۴ دیپلمات ایرانی را از آلمان اخراج میکند. متقابلاً ایران هم سفیر خود را از آلمان فرا میخواند. و اینجاست که تمام کشورهای اروپایی در اقدامی بی سابقه و البته شتاب زده، جهت تحت فشار قرار دادن ایران، تمام سفرای خود را از ایران خارج میکنند و متقابلاً ایران هم، و این اوج شکل گیری بحرانی بی نظیر است که میتواند حتی به فروپاشی یک کشور هم منجر شود!
در اکثر قریب به اتفاق نوشته های لاتین، قضیه این دادگاه تا اینجای کار ذکر شده و هیچ اشارهایی به ادامهی جریان و نحوه خاتمه یافتن آن نشده، خوب. شاید هم حق دارند!
اما، این جریان چگونه خاتمه یافت ؟!
یک ماه از صدور رای گذشته و اردیبهشت ۷۶ فرا رسیده. غرب و صهیونیسم حساب تمام کارها را کشیده اند، همهی سفرای کشورهای اروپایی خارج از ایران مشغول استراحت هستند، یک بحران تمام عیار و فلج کننده! چشمها به “حسینهی امام خمینی” واقع در انتهای خیابان فلسطین در تهران است. معلمان به دیدار رهبر انقلاب رفته اند و البته اروپا منتظر است تا عقب نشینی طبیعی و ناگزیرانه بلندپایه ترین مقام ایران را بشنود.
رهبر حکیم انقلاب شروع به سخنرانی میکنند: 
به خيال خودشان، دولت ايران را مىترسانند و مىگويند ما گفتگوهاى انتقادى را قطع مىكنيم. به درك كه قطع مىكنيد! اگر انتقادى هست، ما از شما انتقاد داريم.
پ ن : سخنان قاطع و حكيمانه رهبر عزيزمان رو بخونيد احساس غرور مي كنيد
ادامه مطلب رو حتما بخونيد .....

مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى ملكى تبريزى - عارف معروف و مشهور و فقيه بزرگوار - در كتاب شريف «المراقبات»شان ميفرمايند: روزه يك هديهى الهى است كه خداى متعال اين را به بندگان خود و به مؤمنين هديه كرده است. تعبير ايشان اين است كه: «الصّوم ليس تكليفا بل تشريف»؛ روزه را به چشم يك تكليف نگاه نكنيد؛ به شكل يك تشريف و تكريم نگاه كنيد، كه «يوجب شكرا بحسبه»؛ اين توجه به فريضهى روزه - كه تكريم الهى نسبت به بندگان است - خودش مستوجب شكر است؛ بايد خدا را سپاسگزارى كرد. ايشان براى گرسنگى و تشنگى كه مؤمنين در ماه رمضان خودشان را ملتزم به آن ميدانند، فوائد متعددى را بيان ميكنند كه متخذ از روايات و برخاستهى از دل نورانى اين مرد بزرگ است. از جملهى آنها، يا اهمّ آنها - كه ايشان خودشان ميگويند اين خاصيت از همه مهمتر است - اين است كه ميگويند اين گرسنگى و تشنگى يك صفائى به دل ميبخشد كه اين صفاى قلبى زمينه را فراهم ميكند براى تفكر، كه «تفكّر ساعة خير من عبادة سنة».(1) اين تفكر از نوع تفكرِ مراجعهى به باطن و روح و دل انسان است كه حقايق را روشن ميكند و باب حكمت را بر روى انسان ميگشايد. از اين بايد استفاده كرد.
پ .ن : بيانات رهبر معظم انقلاب با مسئولين نظام در 90/5/16
پ.ن : هر جان فداي رهبر بايد مو به مو سخنان آقا رو گوش بده و موبه مو عمل كنه


رسول الله(صلی الله علیه وآله)فرمود:
«افضل النّاس من عشق العبادة فعانقها و أحبّها بقلبه و باشرها بجسده و تفرّع لها هو لایبالی علی ما أصبح من الدنیا علی عسر أم علی یُسر». (1)
خوشا به حال کسی که عبادت را معشوق خود بداند; با عبادت معانقه کند و آن را با تمام وجود لمس کند، خوشا به حال چنین نمازگزار و روزه داری که عاشق صوم باشد. (
اصول کافی ، ج2، باب عبادت، حدیث3) این حدیث شریف میفرماید: بهترین چهره ی مردمی ، آن انسانی است که به عبادت عشق ورزد، ما را وادار میکند که اوّل شائق بعد عاشق عبادت باشیم.شائق به کسی میگویند که ندارد و میطلبد، عاشق به کسی میگویند که رسید و نگه میدارد. آن انسان تشنهی که به دنبال چشمه میرود را میگویند مشتاق چشمه است، وقتی به آب رسید و آب را گرفت و حفظ کرد، میگویند او عاشق چشمه است. شوق قبل از وصول است و عشق بعد از وصال گفتهاند «عشق» که یک واژه عربی است از یک گیاه خاصی که «عَشَقه» نام دارد، مشتق شده است که در فارسی به آن پیچک میگوییم.
این گیاه وقتی به درخت چسبید آنرا رها نمیکند و راه نفس درخت را میبندد، کم کم آن درخت زرد میشود، برگهایش ریخته و سرانجام خشک میشود، در این هنگام میگویند درخت را عشقه گرفته، عاشق به یک چنین انسانی میگویند، آن پیچکِ عبادت او را گرفت، او را زرد کرد، راه نفس او را بست، سرانجام او را خشک و از خود تهی کرد، به این انسان میگویند عاشق عبادت است.
لذا در اسرار روزه گرفتن گفتند: روزه بگیرید بری این که آن نشاط حیوانی کم بشود، مثل درختی که او را پیچک گرفته که دیگر رشد نمیکند.
مهمان بایستی کاری بکند که صاحبخانه میکند، مهمان خدایی که «یُطعِمُ و لایُطعَم» است، اگر خدای سبحان میبخشد و نمیگیرد، انسان هم بایستی در این ماه خویی پیدا کند که ببخشد و نگیرد، چون هیچ دستی بهتر از دست بخشنده نیست و هیچ دستی هم بدتر از دست بگیر نیست
پی نوشت :
1 ـ صحیفه سجادیه، دعای 45، در وداع ماه مبارک.
2 - حتما به صوت وبلاگ گوش بدين يك خاطره از حاج آقاي قرائتي كه تكون ميده آدم رو ...
إِلَهِی لاَ تُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِكَ وَ لاَ تَمْكُرْ بِی فِی حِیلَتِكَ مِنْ أَیْنَ لِیَ الْخَیْرُ
خدایا مرا به عقاب خود ادب مفرماو به مجازات عملم به مكر و به عقوبت ناگهانیت غافلگیر مكن
اى خدا كجا خیرى توانم یافت

سلام رمضان ...
سلام ماه زيباي خدا
سلام سحرهاي پرفيض و با صفا
سلام اذان ها و نغمه هاي ربنا
سلام اشك هاي شرم و ناله هاي مسجد ارك و مسجد الشهدا
سلام رمضان
سلام زيبا ترين شبهاي با بركت خدا ......
پ ن : خدا يا من با تمام بار خرابم باز آمدم ، تو خوانديم تا آمدم ، تو دعوت كردي تا رسيدم
مرا درياب مرا عوض كن (از باب بالحسن مبدلا غيرك مرادرياب )...