هدایتگران قدرتمند ذهن کودک من
افلاطون در كتاب جمهوریت خود میگوید: نخستین وظیفه ما این است كه سازندگان حكایت را تحت مراقبت قرار دهیم. اگر داستان خوبی ساختند، آن را بپذیریم و اگر بد ساختند، آن را رد كنیم. سپس پرستاران و مادران را وادار كنیم تا تنها حكایتی را كه پذیرفته ایم، برای كودكان نقل كنند و متوجه باشیم پرورشی كه روح اطفال به وسیله حكایت حاصل میكند، به مراتب بیشتر از تربیتی است كه جسم آنها به وسیله ورزش پیدا میكند.

به نظر میرسد، صدها سال پیش، دستورالعمل افلاطون دقیقا به این نکته اشاره دارد که پرورش روح و تربیت و هدایت آن تا چه حد مهم است. این اصل مهم را تهیه كنندگان و تولیدكنندگان بزرگ صنعت سینما و تلویزیون درجهان به خوبی پذیرفتهاند و از آن در راستای القای اهداف خود بهره میبرند؛ اهدافی که می توان برخی از آنها با به جنگ نرم تشبیه کرد. یعنی اثر گذاری تدریجی و نامحسوس بر اذهان افراد به طریقی که ممکن است خودشان هرگز باور نکنند.
سخن از جنگ نرم سالهاست که مطرح شده و مورد بررسی است. اما واقعیت این است که در دنیای کنونی مصادیق جنگ نرم آنچنان وسعتی یافته که قابل تصور نیست. شاید شناخت این مصادیق راهنمای آگاهی باشد برای نسل امروز و فردای ما که بدانند در چه شرایط و موقعیتی زندگی می کنند و با چه پدیده هایی مواجه هستند.
اما آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده ایم که انیمیشنهای مورد علاقه فرزندان ما چه محتوا و مفهومی دارند یا اینکه تصور همیشگی مان این بوده است که این برنامه ها صرفا برای تفریح و سرگرمی کودکان ما ساخته شده است؟










فضای سایبری و تبیین نقش بسیج در عرصه های جنگ نرم