۱- خبر کوتاه بود ولی به آن اندازه تکان دهنده، که با شنیدنش چند دقیقه ای خشکم بزند و تنم بلرزد و در حال بهت مانند زلزله زده در ساعات پایانی شب از جا بپرم و سراسیمه بیرون بروم. در حال دویدن همش به خودم می گفتم خدا کند دروغ باشد...
2- بسیاری از برادران و خواهران ساکن در مجتمع خوابگاه های فجر و پردیس در حوالی ساعت 30 دقیقه بامداد روز دوشنبه 16/3/90 به ناگاه شاهد شنیدن خبری دهشتناک بودند. خبری که حکایت از تجاوزی بی رحمانه به یک دختر دانشجوی خوابگاهی در پردیس دانشگاه داشت! به علت این هتک حرمت؛ دانشجویان از خوابگاه ها بیرون ریخته تا ضمن کسب آخرین خبر از وقایع و وضعیت آن دانشجو، اعتراض شدید خود را نشان دهند.
3-در همان دقایق اولیه انتشار این خبر، توسط مسئولین خوابگاه و دانشگاه در در محل خوابگاه های پردیس حضور داشتند تکذیب شد ولی باورش برایمان سخت بود! از یک طرف لیدرهای تجمع شعار می دادند "دروغ است، دروغ است"، از طرف دیگر " تا چیزی نباشد این حرفها پس برای چه؟" در همان حین؛ تعدادی از دانشجویان از جریانها و تیپ های مختلف برای کسب اطلاع از زوایای قضیه راهی بیمارستان امدادی و عیادت دانشجوی فوق الذکر شدند.
4- ساعت 3 بامداد 16/3/90 مقابل پردیس 5، نتیجه گزارش دانشجویان بنا به اظهارات این دختر دانشجو چنین بود:
" خانم "ر" در حالی که روز یکشنبه 15/3/90 از فروشگاه فامیلی به خوابگاه بر میگشته، در مسیر درب شمالی تا میدان علوم صدای خش خش یک نفر را از پشت سر می شنود و سپس با یک ضربه بیهوش شده و روی نرده های مسیر تا میدان علوم می افتد که این ضربه باعث شکستن گونه وی میگردد.سارق گوشی همراه و ساعتش را می رباید و فراری می گردد.
در این حین 2 نفر از دانشجویان پسر که از مسیر می گذشتند بنا به اظهار خودشان با اورژانس 115 تماس می گیرند. وسپس دختر دانشجو را به خانمی می سپارند که به ظاهر مهمان یکی از اتاق های پردیس است. دانشجوی مذکور با توجه به حفظ بودن شماره هم اتاقی خود، توسط خانم مهمان با هم اتاقیش تماس می گیرد. هم اتاقی دانشجوی مذکور به نگهبانی پردیس5 رفته و از انتظامات درخواست آژانس می کنند. با فرستادن آژانس و اعلام خبر به نگهبان درب شمالی دانشگاه، نگهبان به محل مورد نظر ( به سمت میدان علوم) می رود.
پیش از آمدن آمبولانس، راننده آژانس خانم "ر" را طبق درخواست خودش به پردیس 2 برده و با هماهنگی مرکز بهداشت دانشگاه، با آمبولانس این مرکز وی راهی بیمارستان امدادی می شود."
5- به خود آمدم و با تنفر به لیدرهای تجمع که با چشمک و خنده ای مرموزانه به هم اشاره می کردند، نگریستم. همانهایی که در محوطه حیاط و لاین های خوابگاه فریاد می زدند به خواهرمان تجاوز شده! الان بعد از آنکه شعارهایشان را سردادند، دو انگشتشان را به نشانه پیروزی بالا می برند !!!
6- اشاره:
الف) دانشجوی فوق الذکر ساعت27/13 روز دوشنبه 15/3/90 از درب شمالی، وارد دانشگاه شد. (این ساعت ثبت شده از دوربین درب شمالی دانشگاه می باشد).
ب) اولین تماس با اورژانس ساعت 33/13 روز دوشنبه 15/3/90 می باشد.(این ساعت در اورژانس مشهد ثبت است).
ج) در فاصله کمتر از 6 دقیقه احتمال تجاوز کاملا منتفی است کما اینکه آزمایشات بیمارستان و پزشکی قانونی این مسئله را رد میکنند.
7- چند نکته
1-7. اینکه ایجاد امنیت دانشگاه بر عهده انتظامات و مسئولین دانشگاه است بر کسی پوشیده نیست، لکن مسئولین دانشگاه، ضمن توضیح درباره این اتفاق، هرچه سریعتر بایستی نتایج بازبینی دوربین های دانشگاه و هویت ضارب را به دانشجویان اعلام نمایند و ضارب گرگ صفت را به دست دانشجویان دانشگاه بسپارند تا با پاک کردن این لکه ننگ از چهره دانشگاه، برهمگان عیان گردد " کلوخ انداز را پاداش سنگ است".
2-7. همچنین حداقل انتظارات دانشجویان از مسئولین دانشگاه این است تا با افزایش پست های حفاظت فیزیکی بویژه در نقاط کور پردیس دانشگاه، دیگر شاهد چنین تعرضی به قشر دانشجویی کشور نباشیم.
3-7. نکته نغر آنکه؛ این حادثه تلخ واقعیتی را آشکار نمود، آنکه کسانی که تا دیروز دم از عدم لزوم وجود حراست در دانشگاه می زدند امروز خود معترف به لزوم وجود آن و بلکه تقویت حراست هستند. مجموعه ای که باید حافظ نظم و امنیت و پیگیری این امور باشد. الحمدلله!
8- در جریان برگزاری تجمع مسائلی مشاهده شد که افشای آن برای دانشجویان، ضروری است.
1-8- از همان دقایق ابتدایی تجمع، خبرگزاری های ضدانقلاب به منظور کلیدزدن پروژه آشوب در دانشگاه ها در ایام امتحانات خرداد ماه در حال دامن زدن به شایعات و اخبار کذب است.
2-8- لیدرهای شناخته شده و طراحان شایعه تجاوز ( "ر.ع"، " م. ش"، " م. م. ن"، " ا. ق"، "و. ر. ن") و ناموس پرستان امروز، که خود بسان رطب خورده ای... از مشاهیر موارد اخلاقی! دانشگاهند، (و در تمامی تجمعات صنفی- سیاسی و بویژه در حوادث پس از انتخابات در همراهی ضدانقلاب سنگ تمام گذاشتند) آنگاه که نتوانستند علتی برای آشوب در خرداد امسال بتراشند به دور از حقوق انسانی و اسلامی ناگاه با سوء استفاده ازحادثه تلخ روزهای اخیر، پیرو سیاست" برگزاری تجمع به هر قیمتی" به دروغ متوسل شدند و با تحریک احساسات و عواطف دانشجویان و بدون در نظر گرفتن آبروی آن خواهر دانشجو اقدام به خبرسازی و شایعه پراکنی مبنی بر تجاوز به دختر دانشجو در دانشگاه فردوسی کردند غافل از آنکه دم خروس این جریان منحط عیان است. تا جایی که در جای جای تجمع شعارها بجای اینکه به سمت ضارب و این عمل خلاف باشد به سمت مسئولین دانشگاه بود!
3-8. وقاحت ماجرا آنجاست که در ساعت1 بامداد دوشنبه 16 خرداد90 " م. م. ن" در تشریحی مبسوط در مقابل تجمع کنندگان مقابل پردیس1 مدعی می شود:
" من الان از بیمارستان می آیم، به یکی از خانمها یک ساعت پیش! پشت دانشکده علوم تجاوز شده، پس از هتک حرمت وی را به سختی مورد ضرب و شتم قرار دادند، مسئولین و حراست کجا بودند ؟
این هرزه سیاسی در ساعت 30/2 بامداد در دومین نطق خود مدعی می شود: " قضیه تجاوز منتفی است و دروغ است! "
از مسئولین امر خواستاریم ضمن جدی گرفتن پیگیری مشکلات صنفی- فرهنگی دانشجویان، به تخلفات فرد یا افرادی که با هتک حرمت با آبروی خواهر مذکور به دنبال اهداف سیاسی خود می گشتند و در تجمع اخیر دنبال نمدی بودند که کلاهی برای خود ببافند هرچه زودتر رسیدگی گردد.
گزارش لحظه به لحظه تجمع بامداد 16/3/90
1-ساعت 15دقیقه بامداد دوشنبه 16 خرداد 1390: خوابگاه پردیس 2 / فریاد یک نفر( "ر.ع")؛ " از اتاقهاتون بیاید بیرون، امروز ظهر پشت دانشکده علوم به یکی از خواهرانمون تجاوز شده. اگه این مسئله براتون مهمه بیاین بیرون اعتراض".
2-ساعت 20 دقیقه بامداد: خوابگاه فجر/ بطور هماهنگ در فجر3و2و1؛ " م. ش"، " م. م. ن"، " ا. ق"، "و. ر. ن"/ اظهارات مورد1
3-ساعت30 دقیقه بامداد: پردیس 2/ تجمع دانشجویان پرسشگر ساکن در خوابگاه در پردیس 2 در دربپشتی خوابگاه و آغاز شعارها .
"حراست بی غیرت، خجالت خجالت"، "عزا عزاست امروز..."، "امنیت دانشگاه، حق مسلم ماست"، "مسئول بی کفایت نمی خوایم نمی خوایم". حضور آقای محمدخانی(مسئول خوابگاه) در تجمع پردیس2: " قضیه این طوری که شما می گویید نیست... تجاوزی صورت نگرفته".
4-ساعت45 دقیقه بامداد: مجتمع خوابگاه های فجر/ آغاز شعارها و حرکت به سمت پردیس
5- ساعت45 دقیقه بامداد: پردیس2/ شعار لیدر تجمع: "بی غیرت، در رو واکن" و هدایت دانشجویان. شکستن درب پردیس2 و حرکت تجمع به سمت پردیس1 شعار لیدر: " ای خواهر باغیرت حمایت حمایت".
6-ساعت1 صبح دوشنبه 16 خرداد90: مقابل پردیس1، پیوستن معترضین فجر و پردیس و اولین صحبت " م. م. ن" :
" من الان از بیمارستان می آیم، به یکی از خانمها یک ساعت پیش پشت دانشکده علوم تجاوز شده، پس از هتک حرمت وی را به سختی مورد ضرب و شتم قرار دادند، مسئولین و حراست کجا بودند ؟ !" و تحریک دانشجویان بی اطلاع به شعار علیه حراست و مسئولین دانشگاه. ادامه شعارها. ( تا کنون 4 نوع خبر از وقایع داده شد.)
7- ساعت 2 بامداد: صحبت مسئولین دانشگاه( آقای طهمورث( معاون دانشجویی فرهنگی دانشگاه)، شهیدی(مسئول حراست)، محمدخانی(مسئول خوابگاه) ) در جمع معترضین. شعار لیدرها: " دروغ است دروغ است."
" حرکت نمایندگان دانشجویان( از جریانها و تیپ های مختلف) به سمت بیمارستان امدادی و صحبت با دانشجوی مذکور
8- ساعت 20/2 بامداد: حرکت معترضین به سمت پردیس5 و ناکام ماندن شکستن درب پردیس5
9- ساعت 30/2 بامداد: دومین صحبت " م . م. ن" لیدر تجمع خوابگاه های فجر " قضیه تجاوز منتفی است و دروغ است! سوال اینجاست که چرا حراست با توجه به سختگیری ها در سایر موارد به این موارد رسیدگی نمی کند".
( جالب اینجاست که همین فرد در آغاز تجمع وی مدعی شد که من الان از بیمارستان می آیم و به یک دختری تجاوز شده!)
9- ساعت45/2 بامداد: صحبت مسئول روابط عمومی و رئیس دفتر رئیس دانشگاه و مسئول حراست مقابل پردیس5 . " شعارلیدرها: دروغ است دروغ است".
10- ساعت3 بامداد: برگشتن نمایندگان دانشجویان از بیمارستان و گزارش ماوقع:
" خانم "ر" در حالی که روز یکشنبه 15/3/90 از فروشگاه فامیلی به خوابگاه بر می گشته، در مسیر درب شمالی تا میدان علوم صدای خش خش یک نفر را از پشت سر می شنود و سپس با یک ضربه بیهوش شده و روی نرده های مسیر تا میدان علوم می افتد که این ضربه باعث شکستن گونه وی میگردد.سارق گوشی همراه و ساعتش را می رباید و فراری می گردد.
در این حین 2 نفر از دانشجویان پسر که از مسیر می گذشتند بنا به اظهار خودشان با اورژانس 115 تماس می گیرند. وسپس دختر دانشجو را به خانمی می سپارند که به ظاهر مهمان یکی از اتاق های پردیس است. دانشجوی مذکور با توجه به حفظ بودن شماره هم اتاقی خود، توسط خانم مهمان با هم اتاقیش تماس می گیرد. هم اتاقی دانشجوی مذکور به نگهبانی پردیس5 رفته و از انتظامات درخواست آژانس می کنند. با فرستادن آژانس و اعلام خبر به نگهبان درب شمالی دانشگاه، نگهبان به محل مورد نظر ( به سمت میدان علوم) می رود.
پیش از آمدن آمبولانس، راننده آژانس خانم "ر" را طبق درخواست خودش به پردیس 2 برده و با هماهنگی مرکز بهداشت دانشگاه، با آمبولانس این مرکز وی راهی بیمارستان امدادی می شود."
11- و این داستان هنوز ادامه دارد...
ظاهرا لیدرهای کهنه کار برخلاف ادعایشان دنبال چیز دیگری هستند