هر از گاهی دلم یاد تورا میکند
دست خودم نیست
بی محابا دستانم پاکت سیگار را چنگ میزند
وقتی به حرف هایت فکر میکنم به دروغ های قشنگت
هنوز دوستش دارم
اما دیگر نه تو را
آن تصویری را که از تو ساختم
دختری که از همه بریده بود و عشق را از من تمنا میکرد
شاکی از آدمک ها که دست تقدیر
زندگی را بر او سخت کرده و از من آرامش تمنا میکند
و من صادقانه به او عشق را دادم
و چه سریع تصویرش رنگ باخت
حال منمو سیگار و یاد کسی که وجود خارجی ندارد ... !
+ نوشته شده در بیست و ششم دی ۱۳۹۴ ساعت 10:5 توسط مصـــــطفی
|