بردگي جنسي زن و مرد نمي‌شناسد!

درحالي که دولت آمريکا همواره دولت‌هاي مخالف خود را به ترويج خشونت عليه زنان و نقض حقوق آنها در کشورهايشان متهم مي‌کند، گزارش‌هاي مؤسسات حقوق بشري مردم ‌نهاد آمريکايي نشان مي‌دهد که اين اتفاق در ابعاد بسيار وسيع‌تري در ايالات متحده رخ مي‌دهد و سياست‌هاي فرهنگي دولت به اين موضوع دامن مي‌زند.

به گزارش ايسنا، يکي از بدترين موارد خشونت عليه زنان، موضوع تجاوز جنسي و فساد اخلاقي حاكم بر اين روابط در ايالات متحده آمريكاست که آمار بالاي آن، برخي مؤسسات خصوصي و مردم‌نهاد آمريكايي را به تحقيق و پژوهش در اين حوزه واداشته است.


گزارش حاضر بر اساس گزارش‌هاي آماري تعدادي از معتبرترين موسسات مزبور تهيه شده و بديهي است تفاوت‌هايي در آمارهاي موسسات مختلف به چشم مي‌خورد كه ناشي از تفاوت جامعه آماري و شيوه تحقيق است اما متوسط آمارها سرانجام از فاجعه‌اي حكايت دارند كه در ابعاد گسترده‌اي در جامعه آمريكا در حال رخ دادن است و متأسفانه به جزيي از فرهنگ آمريكايي تبديل شده است.

پايگاه اطلاع‌رساني NATION MASTER در يكي از صفحات خود، نمودارهايي را در خصوص تعداد قربانيان تجاوز به عنف در كشورهاي جهان تنظيم كرده که ايالات متحده آمريكا در اين رده‌بندي در جايگاه سيزدهمين واقع شده است. جالب اينکه تمام کشورهاي غربي مدعي رعايت حقوق بشر، از جمله انگليس، فرانسه، آلمان، کانادا و سوئد، در ‌١٠ رتبه اول قرار دارند و تنها ايتاليا با رتبه يازدهم، نتوانسته در ميان ‌١٠ کشور اول قرار بگيرد.

در اين نمودار که ‌٢٠ کشور اول در اين زمينه نشان داده شده، هيچ کشور اسلامي به چشم نمي‌خورد.

يكي ديگر از گزارش‌هاي NATION MASTER نيز به آمار طلاق بازمي‌گردد كه بنابر نمودارها، آمريكا با ‌٤/٩٥ طلاق در هر هزار نفر، رتبه اول را از آن خود كرده و نزديك‌ترين كشور اسلامي به آمريكا، قطر است كه آمار طلاق در آن يك‌پنجم آمريكاست.

به گزارش «مركز ملي قربانيان جنايت» در آمريكا، سه درصد از مردان آمريكايي در طول عمر دست‌كم يك‌بار مورد تجاوز واقع مي‌شوند كه بنابر جمعيت كنوني آمريكا، بالغ بر ‌٢/٨ ميليون نفر دچار اين موضوع شده‌اند. ‌٧١ درصد از قربانيان در حالي مورد تجاوز قرار مي‌گيرند كه سن آنها به ‌١٨ سال نرسيده است.

بنابر گزارش فوق، مردان در كل حدود ‌١٠ درصد از قربانيان تجاوز را در آمريكا تشكيل مي‌دهند و در واقع بقيه اين آمار، مربوط به زنان است.

مركز «مقابله با بحران تجاوز سانتا باربارا» در گزارش خود مي‌نويسد: در هر دقيقه ‌٣/١ زن آمريكايي مورد تجاوز واقع مي‌شود. تمام اين تجاوزات، تجاوز به عنف است و با اين حساب در هر ساعت ‌٧٨ زن، در هر روز ‌١٨٧١ زن و در هر سال ‌٦٣٨ هزار زن مورد تجاوز قرار مي‌گيرند.

در‌٨٠ درصد از موارد، تجاوز توسط شخصي آشنا و در‌٦٠ درصد موارد در منزل خود او، دوست، آشنا، فاميل يا همسايه صورت مي‌پذيرد و اين بلايي است که دولت آمريکا با ترويج روابط آزاد جنسي، بر سر مردم خود آورده است.

بنابراين گزارش، ‌٨٣ درصد از زنان و ‌٣٢ درصد از مرداني كه دچار ناتواني‌هاي مختلف در امور جنسي مي‌شوند، پيش‌تر مورد آزار جنسي واقع شده‌اند. ‌٥٤ درصد از قربانيان زن زير ‌١٨ سال سن داشته و ‌٨٣ درصد آنها زير ‌٢٥ سال بوده‌اند.

نشريه لويزيانا به نقل از «رابين لوي» فعال حقوق بشر در سانفرانسيسکو مي‌نويسد: اگرچه آمريکا مرتباً به ديگر کشورها درخصوص حقوق زنان و برابري جنسيتي موعظه مي‌کند، اما وقتي مسأله زنان زنداني و آن دسته از زناني که در ديگر موقعيت هاي آسيب پذير قرار مي گيرند به ميان مي‌آيد، آمريکا خود دچار مشکلاتي است. از جمله اين مشکلات، سوء استفاده‌هاي توليد مثلي در نظام زندان هاي کاليفرنياست که در آن عمدتاً زنان رنگين پوست سطوح بالاي عقيم سازي از طريق برداشتن رحم و ديگر اشکال مشابه آن را تجربه کرده‌اند.

بررسی اوضاع بردگی زنان


براساس گزارش سازمان مبارزه با خشونت، در هر ‌٩ ثانيه يک زن آمريکايي مورد ضرب و شتم قرار مي‌گيرد. همچنين طبق برخي گزارشات روزانه بيش از ‌٣ زن آمريکايي به دست شوهران خود کشته مي شوند.

حدود ‌٣٠ درصد از زناني که در ارتش آمريکا خدمت مي کنند، مورد تجاوز جنسي قرار گرفته‌اند. بيش از دو سوم نظاميان زن آمريکايي نيز اظهار داشته‌اند که در ارتش مورد آزار و اذيت جنسي قرار گرفته اند.

«سندرا پاک» عضو پروژه حقوق زنان در اين رابطه مي‌گويد: تجاوز و بدرفتاري جنسي در ارتش فوق العاده زياد است و گزينه هاي اندکي براي نظاميان زن وجود دارد. آنها تنها مي توانند به مقامات مافوق شکايت کنند. هيچ انگيزه‌اي هم براي آنکه فرماندهان به شکايات مطروحه به طور جدي رسيدگي نمايند، وجود ندارد.

ناتواني قوانين آمريکا در محافظت از زنان

RAINN، مخفف «شبكه ملي بررسي تجاوز، آزار و زناي با محارم» است. اين مؤسسه در گزارش‌ آماري قابل توجه خود فاش ساخت که ‌٤٤ درصد از قربانياني (عمدتاً زنان) كه در آمريكا مورد تجاوز قرار مي‌گيرند، كمتر از ‌١٨ سال سن داشته و ‌٨٠ درصد از آنان سن‌شان كمتر از ‌٣٠ سال است.

در اين گزارش همچنين تصريح شده كه سالانه ‌٢١٣ هزار نفر در آمريكا قرباني تجاوز جنسي مي‌شوند. در سال ‌٢٠٠٧ اين آمار به ‌٢٤٨٣٠٠ تن رسيد. اين آمار ظاهراً اعم از مردان و زنان قرباني تجاوز جنسي است اما بديهي است كه تعداد زنان به مراتب بيشتر از مردان است.

بنابر همين گزارش، قريب به ‌٦٠ درصد از تجاوزات جنسي هرگز به پليس گزارش نمي‌شوند و از هر ‌١٦ متجاوز، ‌١٥ نفر حتي يك روز زندان هم به‌خاطر اين جرم تحمل نمي‌كنند.

RAINN در يكي ديگر از صفحات خود تصريح كرده كه طي ‌١٣ سال گذشته، چهار ميليون و دويست‌ هزار نفر در آمريكا قرباني تجاوز جنسي واقع شده‌اند.

در واقع دولت آمريکا با ايجاد حاشيه امن براي متجاوزان، خيال آن‌ها را از تحت تعقيب قرار گرفتن و مجازات شدن در صورت ارتکاب اين جرايم راحت کرده است.

بردگي جنسي در آمريكا

بردگي جنسي از پديده‌هاي شديداً ناهنجاري است كه از گذشته وجود داشته و امروزه نيز شكل مدرن به خود گرفته است. در اين پديده، زن يا مرد به بردگي گرفته شده، توسط افراد متعدد و بالاخص ارباب خود مورد آزار جنسي قرار مي‌گيرد كه عموماً در اين وقايع، صدمات زيادي را متحمل مي‌شوند. كتك زدن، آويزان كردن از اعضاي بدن، شلاق زدن، تجاوز دست‌جمعي و ... از مواردي است كه اربابان که عموماً افراد داراي بيماري‌هاي رواني- جنسي هستند بر سر قربانيان خود مي‌آورند؛ چرا که روابط جنسي آزاد به قدري در برابر آن‌ها قرار گرفته که روابط عادي جنسي، اين افراد را ارضاء نمي‌کند و براي دستيابي به هدف خود، از راه‌هاي ساديسم‌گونه وارد مي‌شوند.

خشونت علیه زنان اروپایی


دولت آمريکا حتي در برابر سايت‌هاي پورنوي فراواني که دست به تبليغ اين پديده نفرت‌انگيز مي‌زنند، کاملاً با تساهل و در راستاي احترام به آزادي بيان برخورد مي‌کند، چرا که مي‌داند مخاطب اين تصاوير و فيلم‌ها، افکار عمومي کشورهاي جهان سومي و کشورهاي مبتني بر اصول ديني نيز هستند و از اين طريق، آن‌ها هم مي‌توانند در اين معضل فرهنگي شريک شوند.

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني «ليمون دراپ»، سالانه حدود ‌٢٠ هزار نفر براي بردگي به آمريكا قاچاق مي‌شوند. اين افراد كه با وعده كار يا تحصيل به آمريكا آورده مي‌شوند، هر يك به قيمتي بين ‌١٠ هزار تا ‌٣٠٠ هزار دلار به فروش مي‌رسند. اين جدا از كساني است كه با مليت آمريكايي به بردگي گرفته مي‌شوند و آمار درستي از آنها در دست نيست.

آنچه ذكر شد تنها بخشي از فاجعه‌اي است که دولت آمريکا با سياست‌هاي فرهنگي خود در ايجاد و تقويت روابط آزاد جنسي، بر سر مردم خود آورده است و مي‌کوشد با ترويج اين فرهنگ به ديگر کشورها، آن‌ها را نيز دچار تضادهاي فرهنگي ناشي از اين موضوع کند.

پاسخ قاطع همسر شهید علیمحمدی به دروغ‌های ضد انقلاب: همسرم هرگز به دیدار موسوی نرفت

همسر شهید علیمحمدی در پاسخ به پرسشی با مضمون تشکیک در مورد قاتل همسرش، با هوشیاری و درک سوء نیت مصاحبه‌کننده گفت: بله، مطمئنیم همان آقایی که دستگیر شد و اعتراف کرد که در اسرائیل دوره دیده، قاتل بوده؛ البته عوامل اصلی ترور در اسرائیل هستند و او یکی از عوامل بود.

کرمی، همسر شهید علیمحمدی، دانشمند کشورمان که دو سال پیش هدف ترور عوامل سرویس های جاسوسی رژیم صهیونیستی قرار گرفت و به شهادت رسید، در پاسخ با یک سایت خارجی، مهر باطل بر ادعاهای رسانه های ضد انقلاب در مورد همسرش زد.
وی در پاسخ به پرسشی با مضمون تشکیک در مورد قاتل همسرش، با هوشیاری و درک سوء نیت مصاحبه کننده گفت: بله، مطمئنیم همان آقایی که دستگیر شد و اعتراف کرد که در اسرائیل دوره دیده، قاتل بوده؛ البته باید بگویم عوامل اصلی ترور در اسرائیل هستند و او یکی از عوامل بود.
همسر شهید علیمحمدی با اشاره به اینکه مسئله ترور همسرش سیاسی نبوده است، گفت: همسر من آدم سیاسی نبود، او یک شخصیت علمی بود.
كرمي با طرح اين سوال كه چرا هفته پیش یک جوان 32 ساله را ترور کردند، در حالي كه وي یکی از سرمایه های این مملکت بود، تصريح كرد: دشمن آن قدر از پیشرفت مملکت و شخصیت های علمی ما وحشت زده شده که مجبور است مثل حیوان زخمی به هر چیزی چنگ بیندازد؛ به طوري كه الان می خواهد با ترور و ايجاد رعب و وحشت، مردم ما را بترساند.
وی همچنین در پاسخ به سوالی مبني بر اینکه گفته می شود علیمحمدی حامی موسوی بوده و به دیدار او رفته است، گفت: نخیر، این صحت ندارد و ایشان هرگز به دیدار موسوی نرفته بود.
همسر شهید علیمحمدی در پاسخ به اظهارات شیطنت آمیز مصاحبه کننده در خصوص تمایل به آشکار شدن حقیقت، قاطعانه گفت: خب بنویسید که همسر من عاشق انقلاب بود و اصلاً آدم سیاسی نبود که به خاطر مسائل سیاسی او را بکشند.
کرمی در پایان در پاسخ به سوالی مبني بر اينکه آیا تقاضای اعدام برای قاتل همسرش دارد، گفت: بله، همسر من و سه شهید دیگر بی گناه بودند؛ آدم های متدیني که به کشورشان علاقه داشتند و دلیل کشتن آنها هم همین بود که به فکر پیشرفت مملکت شان بودند.
منبع: خبرگزاري دانشجو

9 دی تجلی حضور بصیرت دلان و عقب نشینی کوتاه فکران مدعی روشنی

آيت‌الله سيداحمد خاتمي در مراسم گراميداشت حماسه 9 دي در مسجد امام خميني ستاد آجا گفت: ‌فتنه تمام شدني نيست و تا وقتي كه نظام اسلامي پابرجاست فتنه و مقابله با آن ادامه دارد.

به گزارش ايسنا امام جمعه موقت تهران خاطرنشان كرد: در تاريخ ملت‌ها معمولا مواقع و زمان‌هايي وجود دارد كه سرنوشت‌ساز و حياتي است يكي از آن مقاطع سرنوشت ساز در تاريخ انقلاب اسلامي ما حماسه 9 دي و در برخي از شهرستان‌ها هشتم دي ماه سال 88 بود.

وي با اشاره به دو نكته از حماسه 9 دي ماه سال 88 اشاره كرد: اولين نكته اين است كه در حماسه نهم دي ماه مردم به عمق توطئه دشمن از بن جان پي‌بردند و مردم به اين واقعيت رسيدند كه جريان بيگانه با ابزار قرار دادن جريان فتنه داخلي در پس براندازي نظام هستند و كودتاي مخملي صحيح‌ترين تعبيري بود كه مقام معظم رهبري درباره آن فرمودند چرا كه همه ويژگي‌هايي كه در كودتا‌هاي مخملي دنبال مي‌شود در فتنه سال 88 دنبال شد و مي‌توان به عنوان مثال استفاده از رنگ را به عنوان نمونه‌اي نماد‌هاي اين كودتا‌ها اشاره كرد.

نماينده مجلس خبرگان رهبري گفت: در كودتاي مخملي تلاش مي‌كنند كه مردم را نسبت به مسوولان بي‌اعتماد كنند و اين بي‌اعتمادي سبب مي‌شود كه مردم به خيابان‌ها كشيده شوند. درباه انتخابات رياست جمهوري نيز تقلب را مطرح كردند تقلبي كه همه‌شان از آن به عنوان رمز اغتشاش ياد كردند.

خاتمي در ادامه افزود: در انقلا‌ب‌هاي مخملي معمولا براي نهاد‌هاي قانوني موازي‌سازي مي‌كنند و با اين كه كشور ما بيش از 30 سال است كه وزارت كشور و شوراي نگهبان با كمال امانت داري انتخابات را برگزار مي‌كنند و در كشور ما نيز براي آنكه حكومت را براندازي كنند كميته صيانت از آرائ را مطرح كردند تا مردم را نسبت به نظام بي‌اعتماد كنند.

خاتمي خاطر نشان كرد: در فتنه 88 قصه، قصه براندازي نظامي ولايي بود و برخي ها كه ساده‌انديش‌ بودند فكر مي‌كردند كه دعوا بين احمدي‌نژاد و موسوي است در حالي كه قصه فراتر از اين‌ها بود و دعوا به دعواي انقلاب با ضد انقلاب تبديل شد. دراين وضعيت مقام معظم رهبري با اولين جلسه‌ها خود كه با مسئولان بعد از اغتشاشات داشتند به صراحت فرمودند: «كه ديگر دعوا،‌ دعواي ميان دو سليقه نيست» و آقا نيز جمله‌اي را ياد‌آور شدند: «كه ما هم مبارز و طرح‌ و برنامه‌ريز بوده‌ايم، اين اغتشاشات از سال‌ها قبل طراحي شده بود».

وي عنوان كرد: يكي از علماي بزرگ كه پيشگام در مبارزه با حكومت پهلوي بود در دوازدهم بهمن ماه سال 57 گفته بود در فرودگاه مهرآباد منتظر بوديم تا امام بيايند ويكي از چهره‌هاي فتنه‌گر كه در سال 88 و 78 نيز پست‌هاي اجرايي متعددي در جمهوري اسلامي ايران داشت به گوش وي گفته بود: «آخوند‌ها توانستند حكومت شاهنشاهي را سرنگون كنند اما آنها حكومت‌داري بلد نيستند». اين فتنه‌گر در حالي اين حرف‌ها را مي‌زند كه آنها 32 سال است كه خميازه گرفتن حكومت را مي‌كشند.

خاتمي با بيان نكته دوم يادآور شد: در بعضي كشورهاي آسياي ميانه حدود 10 كودتاي مخملي صورت گرفته است كه تاكنون پنج تاي آن‌ها موفق شده‌اند با كودتاي مخملي حكومت خود را سرنگون كنند. راز ناكامي كودتاي مخملي سال 88 نيز حضور باشكوه مردم در صحنه بود و مردم با حماسه 9 دي ماه سال 88 سفره فتنه را جمع كردند و حضور مردم براي مقابله با كودتاي مخملي در اين است كه با حضور باشكوه خوددر صحنه انزجار خود را از آن‌ها بيان كنند.

امام جمعه موقت تهران با اشاره به هشت سال جنگ تحميلي عنوان كرد: هشت سال جنگ تحميلي كشورمان را در برابر تهاجم بيگانه حفظ كرد و اين در حالي است كه هم اكنون نيز اوباما و در گذشته دولت بوش مي‌خواستند با به وجود آوردن جنگ رواني مردم را نسبت به نظام دلسرد كنند و بارها آنها با بيان اين كه به ايران حمله خواهيم كرد به اين كار دامن مي‌زدند اما سخنان مقام معظم رهبري در دانشكده افسري كه عنوان كرده بودند: «اگر حمله كنيد به گونه‌اي حمله مي‌كنيم كه از درون متلاشي شويد» باعث شد تا آنها عقب نشيني كنند.

سيد احمد خاتمي گفت:‌ حماسه دي ماه سال 88 از تمامي راهپيمايي‌هاي 22 بهمن كشور باشكوه‌تر برگزار شد و مردم نيز با بصيرت به صحنه آمدند و آنها در حماسه نهم دي ماه هم تبلي و تبري را در اوج به نمايش گذاشتند. مثال روشن براي نشان دادن تبري مردم اين بود كه آنها به اسم عليه فتنه گران شعار مي‌دادند. مردم مي‌دانستند كه تهمت به يك نظام مساوي است با ياغي‌گري.

وي در بخش ديگري از سخنانش بحث تاريخي غدير خم را مطرح كرد و گفت:‌ درآن زمان بي بصيرتي مردم باعث شد كه حضرت علي (ع) 25 سال از حكومت كنار گذاشته شود و بعد كودتاي مخملي عليه مولا علي (ع) شكل گرفت و آن‌ها حضرت علي (ع) بارها به زير بمب‌باران تهمت‌ها گرفتند.

خاتمي با اشاره به ويژگي‌هاي فتنه گران افزود: در زمان حضرت علي (ع) و در سال 88 نيز فتنه‌گران تشنه قدرت بودند، چرا كه اگر تشنگي قدرت نباشد آن‌ها هيچ‌گاه با يك نظام روبه‌رو نمي‌شدند و آن‌ها در حقيقت به يك ملت خيانت كردند و دوم آن‌كه سران فتنه در زمان حضرت علي (ع) و در سال 88 در اوج بي بصيرتي و ساده‌لويي به سر مي‌بردند.

امام جمعه موقت تهران با اشاره به سالروز شهادت عمار كه در سن 94 سالگي در جنگ صفين به شهادت رسيد، بيان كرد: عمار در خانواده‌اي متولد شد كه پدرش ياسر و عمويش از شهداي دوره بعثت بودند و مادرش سميه نيز به فجيع‌ترين شكل ممكن به شهادت رسيد. اي كاش در سراسر كشور در روز شهادت عمار براي او مراسم بزرگداشتي برپا كنند.

نماينده مجلس خبرگان رهبري در پايان اين مراسم گفت: همكاري با ولايت فقيه با شعار نيست و با عمل آشكار مي‌شود و ولايت ستيزي نيز در تاروپود فتنه جا دارد، بايد بگويم فتنه تمام نشده است و تا نظام اسلامي پابرجاست فتنه و مقابله آن نيز وجود دارد و هركجا كه منيت به وجود آيد جريان، جريان فتنه است.

آسيب هاي ماهواره بر خانواده

به نظر عده اي از صاحب نظران برخي از آسيب هايي که امروزه استحکام خانواده ايراني را هدف قرار داده و ارزش هاي اصيل حاکم بر آن را متزلزل کرده است، ناشي از انديشه مدرنيته و تجدد و ورود ابزارهاي نوين ارتباطي بدون آمادگي لازم و بسترسازي هاي مناسب فرهنگي است.

دکترمجيد ابهري، آسيب شناس اجتماعي و متخصص علوم رفتاري در گفت وگو با خراسان طي تحليلي از آسيب هاي خانواده ايراني و عوامل پيدايي آن از تاثير ابزارهاي نوين ارتباطي بر خانواده سخن گفت و اظهار داشت: غفلت ما از رصد کردن وضعيت خانواده طي سه دهه اخير و ورود بي مقدمه و بدون زمينه سازي ابزارهايي چون ماهواره، بيشترين آسيب را به خانواده ايراني وارد کرده است.

در اين سه دهه از خانواده غفلت کرده ايم

دکترابهري در اين گفت وگو با هشدار نسبت به اين که ورود مولفه هاي دنياي مدرن به ايران، بيش از هر چيز خانواده را تحت تاثير قرار داده است، گفت: من بارها هشدار داده ام و باز هم تاکيد مي کنم که ما در پيچ خطرناکي قرار داريم.

دلايل مختلفي وجود دارد که موجب شده است طي دهه هاي اخير از خانواده غفلت کنيم؛ تحريم هاي اقتصادي و سياسي، جنگ ۸ ساله و ... تنها بخشي از مشکلاتي بود که باعث غفلت ما از خانواده شد.

همچنين اين مشکلات مانع از آن شد تا ما به فکر بسترسازي مناسب فرهنگي در سطح جامعه براي ورود مدرنيته و ابزارهاي نوين ارتباطي باشيم. در نتيجه وقتي مولفه هاي زندگي مدرن وارد کشور شد، ترکش هاي آن ابتدا خانواده را هدف قرار داد و خانواده ايراني به عنوان اصلي ترين نهاد اجتماعي در معرض آسيب هاي جدي و ناهنجاري ها قرار گرفت.

بيش فعالي کودکان ارمغان زندگي آپارتماني

وي به برخي مولفه هاي زندگي مدرن اشاره کرد و افزود: زندگي آپارتماني به عنوان يکي از نمادهاي زندگي مدرن، آسيب هايي را بر خانواده وارد کرده است که افسردگي و بيش فعالي بچه ها در خانواده از جمله اين موارد است. در حال حاضر بسياري از خانواده ها به ما روان شناسان مراجعه و از بيش فعالي کودکان خود شکايت مي کنند در حالي که آن فرزند مشکلي ندارد، بلکه چون در محل سکونت او جايي براي بازي وجود ندارد، انرژي ها در درون اين کودک ذخيره مي شود و اگر فضايي براي او پديد آيد او شروع به تخليه اين انرژي ها مي کند. در حالي که در گذشته خانواده هاي ايراني در حياط هايي بزرگ که پر از درخت و گل و حوض آب بود زندگي مي کردند.

امروزه به دليل وجود چنين مشکلاتي خانواده ها ترجيح مي دهند فرزند کمتري داشته باشند يا اصلا فرزندي نداشته باشند به خصوص اين که به خانواده هاي پرجمعيت مسکن اجاره داده نمي شود.

زندگي آپارتماني وارد جامعه ما شد، اما چون در اين زمينه بسترسازي فرهنگي انجام نشده، معضلاتي را به دنبال داشته است. به عنوان نمونه همسايه طبقه بالا در يک آپارتمان ملاحظه همسايه پايين را نمي کند و تا پاسي از شب با سر و صدا و ميهمان داري و ... براي ديگر همسايگان ايجاد مزاحمت مي کند.

ارتباطات عاطفي به يک پيامک خلاصه شده است

اين استاد دانشگاه استفاده گسترده از تلفن همراه را يکي ديگر از ويژگي هاي دنياي مدرن برشمرد که خانواده ايراني را دچار چالش کرده است.

وي در اين باره گفت: در گذشته به مناسبت هاي مختلف مثل اعياد، افراد دور هم جمع مي شدند و با صله رحم، ارتباط عاطفي پررنگي با يکديگر داشتند اما در حال حاضر افراد از طريق يک تلفن و در اغلب اوقات به واسطه ارسال يک پيامک اين کار را انجام مي دهند يعني ارتباطات عاطفي به يک پيامک خلاصه مي شود که اين گسست عاطفي تاثير اصلي خود را بر خانواده مي گذارد.

نتايج تحقيقات نشان مي دهد ۸۹ درصد افراد جامعه ما که از تلفن همراه استفاده مي کنند ضرورتي براي استفاده از آن ندارند. متاسفانه از طريق همين تلفن هاي همراه بلوتوث ها و پيامک هاي غيراخلاقي به سهولت رد و بدل مي شود.

علت اين اتفاق آن است که ما بسترسازي فرهنگي مناسبي در اين زمينه نکرده ايم تا فقط کساني که نياز دارند از تلفن همراه استفاده کنند در حالي که در جامعه ما حتي نوجوانان و کودکان از اين ابزار ارتباطي به وفور استفاده مي کنند.

يک نوجوان فيلمي را که ديده است با تلفن همراه براي دوستش تعريف مي کند يا يک خانم براي خواهرش از طريق تلفن همراه دستور آشپزي مي دهد يا در يک ميهماني، تعداد زيادي دور هم نشسته اند در حالي که هر يک مشغول بازي با تلفن همراه خود هستند که اين باعث ايجاد فاصله بين افراد مي شود.

عشق هاي مثلثي، روابط نامشروع و دوستي هاي نامتعارف از پيامدهاي ماهواره براي جامعه ايران

ابهري ورود ماهواره به جامعه ايران را يکي ديگر از ابزارهاي نوين ارتباطي دانست که خانواده ايراني را در معرض آسيب قرار داده است.

او در اين باره تصريح کرد: ماهواره در جامعه ما باعث فاصله گرفتن اعضاي خانواده از يکديگر شده است. به طور کلي خيانت، دوستي هاي نادرست و نامتعارف بين زنان و مردان حتي بين متاهلان، ايجاد عشق هاي مثلثي، روابط نامشروع و ... از تبعات ورود ماهواره به جامعه ايراني است.

در واقع خانواده بزرگ ترين قرباني اين ابزار نوين ارتباطي است. اينترنت هم همين تبعات را براي جامعه ما به دنبال داشته است. اينترنت وسيله اي است که سرعت دستيابي به منابع علمي را افزايش مي دهد اما بچه هاي ما بيشتر وارد چت روم ها و سايت هاي غيراخلاقي و غيرعلمي مي شوند که نه تنها براي آن ها مفيد نيست بلکه ضررهاي بسياري هم دارد.

شبکه هاي اجتماعي مثل فيس بوک هم از ديگر ابزارهاي نوين ارتباطي است که باعث ناهنجاري هاي رفتاري در سطح جامعه ما شده است.

کاهش ارتباطات کلامي اعضاي خانواده ايراني به ۱۵ تا ۱۷ دقيقه

اين آسيب شناس اجتماعي با بيان اين که محوريت تلويزيون در خانواده نيز باعث کاهش روابط عاطفي بين اعضاي خانواده و در نتيجه گسست خانواده شده به طوري که ارتباط کلامي اعضاي خانواده به ۱۵ تا ۱۷ دقيقه کاهش يافته است، اظهار داشت: در گذشته اعضاي خانواده در کنار بزرگ تر خانواده جمع مي شدند و با هم گفت وگو مي کردند ولي حالا تلويزيون محور خانواده است و چيدمان خانه و نشستن افراد طوري است که تلويزيون در کانون قرار مي گيرد.

آن فضا هم که همه اعضاي خانواده هنگام غذاخوردن سر سفره دور هم جمع مي شدند ديگر در خانواده ايراني به چشم نمي خورد و اين فضاهاي عاطفي در بين خانواده ها به شدت کاهش يافته است.

اين استاد دانشگاه در ادامه سخنانش به بيان راهکارهاي مقابله با اين آسيب ها اشاره و خاطرنشان کرد: ورود ابزارهاي نوين ارتباطي و مولفه هاي زندگي مدرن به درون خانواده ايراني اجتناب ناپذير است.

علاوه بر آن فناوري هاي نوين در کنار معايب و آسيب هايي که دارد داراي محاسن و نکات مثبتي نيز مي باشد که ما مي توانيم از اين مزايا به نفع خانواده بهره گيريم.

ابزارهاي نوين ارتباطي نبايد دوباره ما را غافلگيرکند

به ويژه اين که ابزارهاي نوين بسيار پيشرفته تر، دير يا زود وارد جامعه ما مي شود و ما نمي توانيم در برابر ورود آ ن ها مقاومت کنيم بنابراين تجربه هايي که در اين سال ها به دست آورده ايم بايد به ما کمک کند تا آسيب ها و ناهنجاري هاي زندگي مدرن به حداقل کاهش يابد و ما در برابر اين ابزارها غافلگير نشويم. اتفاقي که طي سال هاي گذشته در زمينه ورود ماهواره و اينترنت، تلفن همراه و ... در جامعه ما رخ داد، اين غافلگيري نبايد دوباره براي جامعه ايران تکرار شود.

خانواده در اين بسترسازي نقش اساسي و اصلي را ايفا مي کند و بايد چگونگي استفاده از فناوري را به فرزندان خود بياموزد.

دشمن بهتر از ما متوجه اهميت خانواده در اين زمينه شده است به همين دليل انواع شبکه هاي ماهواره اي فارسي زبان مثل فارسي يک، من و تو و ... را با هدف تضعيف خانواده و تخريب فرهنگي و ديني و اجتماعي جامعه ايران راه اندازي کرده است. اين در حالي است که صداوسيما به عنوان دانشگاه عمومي که بايد با توليد برنامه هاي خوب با شبکه هاي ماهواره اي رقابت کند نتوانسته است وظيفه خود را در اين زمينه به درستي ايفا کند. رسانه ملي حداقل مي تواند پشت پرده هاي برنامه هاي ماهواره را براي خانواده ها تشريح کند تا مردم با واقعيت ها بيشتر آشنا شوند.

تربيت ديني بايد جاي آموزش ديني را بگيرد

وي با اشاره به اين که تقويت آموزه هاي ديني و اخلاقي از مهم ترين راهکارهاي مقابله با آسيب ها و ناهنجاري هاي اجتماعي زندگي مدرن است، گفت: چه بخواهيم چه نخواهيم مولفه ها و ابزارهاي دنياي مدرن وارد زندگي ما شده و مي شود اما خانواده ها مي توانند از طريق پرورش ديني فرزندان، آن ها را از خطرات مصون سازند.

در جامعه ما آموزش ديني جاي تربيت را گرفته است. آموزش ديني براي نسل هاي گذشته که در دهکده جهاني زندگي نمي کرد، مفيد بود ولي براي نسل امروز بايد به جاي آموزش ديني، تربيت و پرورش ديني را جايگزين کرد. به اين معنا که خانواده بايد عشق، عبادت، نيايش، صداقت، امانت داري، نوع دوستي، پاکدامني و ... را در وجود فرزندان خود پرورش دهد تا آن ها با عشق و علاقه دروني به سوي اين مفاهيم حرکت کنند.

اين آسيب شناس اجتماعي در پايان اين گفت وگو با بيان اين که خانواده در استان خراسان به دليل ورود خرده فرهنگ هاي متفاوت و متنوع در معرض آسيب هاي بيشتري قرار دارد، از خانواده هاي اين استان خواست در تربيت نوجوانان و جوانان خود دقت مضاعفي داشته باشند.

رابطه جنسی نظامیان آمریکایی با حیوانات آزاد شد!

مجلس سنا با لغو قانون مجازات نظامیان ارتش آمریکا که به برقراری روابط جنسی با حیوانات تمایل دارند، موافقت کرد.

به گزارش «بولتن» مجلس سنای آمریکا طرح لغو مجازات برای نظامیان همجنسگرا و سربازانی که با حیوانات روابط جنسی انجام می دهند را با 93 رای موافق و 7 رای ممتنع به تصویب رسانید.

این قانون در حالی در ایالات متحده به تازگی به تصویب رسید که تا پیش از این براساس ماده 125 آئین دادرسی نظامی ارتکاب لواط با انسان ،همچنین برقراری رابطه جنسی با حیوانات را غیر قانونی دانسته بود و هر شخص نظامی که با همجنس خود و یا حیوانات رابطه جنسی برقرار می کرد، در صورتی که اتهام وی اثبات می شد، در دادگاه نظامی مورد محاکمه قرار می گرفت.
مجلس سنا با لغو قانون مجازات نظامیان ارتش آمریکا که به برقراری روابط جنسی با حیوانات تمایل دارند، موافقت کرد.

به گزارش «بولتن» مجلس سنای آمریکا طرح لغو مجازات برای نظامیان همجنسگرا و سربازانی که با حیوانات روابط جنسی انجام می دهند را با 93 رای موافق و 7 رای ممتنع به تصویب رسانید.

این قانون در حالی در ایالات متحده به تازگی به تصویب رسید که تا پیش از این براساس ماده 125 آئین دادرسی نظامی ارتکاب لواط با انسان ،همچنین برقراری رابطه جنسی با حیوانات را غیر قانونی دانسته بود و هر شخص نظامی که با همجنس خود و یا حیوانات رابطه جنسی برقرار می کرد، در صورتی که اتهام وی اثبات می شد، در دادگاه نظامی مورد محاکمه قرار می گرفت.

به موجب این قانون:"(الف) هر فرد مشمول این فصل از قانون که مرتکب جماع نفسانی غیر طبیعی وخلاف اصول متعارف با فرد دیگری اعم ازهمجنس یا جنس مخالف و یا با یک حیوان گردد، محکوم به جرم لواط خواهد بود ، نفوذ هرچند اندک برای احراز جرم و نقض این فانون کافی است ( ب) هرفردی که ارتکاب به جرم لواط از سوی وی محرز گردد باید طبق حکم دادگاه نظامی مجازات شود. "

چرایی به رای گذاشتن طرح رابطه با حیوانات را باید در اظهارات رئیس انجمن پژوهش های خانواده آمریکا جست. "تونی پرکینز" در این باره به  سی ان ان پفت: تلاش برای حذف لواط از قوانین نظامی ازسوی سناتورهای لیبرال دموکرات سنای آمریکا آغاز وبا حمایت پرزیدنت اوباما همراه شد تا سیاست نپرس و نگوی ارتش را از میان بردارند.

وی افزود: " این بحث به طور کلی درمورد استفاده در ارتش برای پیشبرد برنامه های اجتماعی رادیکال حکومتی است." پرکینز ادامه داد:" آنها نه تنها سیاست نپرس و نگو را به حالت تعلیق درآوردند، بلکه با مشکل دیگری نیز مواجه بودند و آن اینکه، طبق قوانین جزائی ارتش، عمل لواط غیر قانونی است ، درست همانگونه که زنا غیر قانونی محسوب می شود، پس آنها می بایست ممنوعیت قانونی علیه لواط را نیز ازبین می بردند. "

پرکینز گفت : "از بین بردن منع قانونی جماع با حیوانات می تواند عمدی و یا تنها - پیامد جنبی و غیر عمد - اقدام فوق بوده باشد.

به هر حال ، عمداٌ ویا سهواٌ ، آنها ممنوعیت قانونی جماع با حیوانات را نیز لغو کرده اند. بنابراین در حال حاضر، طبق آئین نامه هماهنگ دادرسی نظامی (UCMJ) ، هیچ ابزارقانونی برای مجازات حیوانی گری و آزار و اذیت جنسی حیوانات وجود ندارد."


تصویب این قانون هر چند که برای بسیاری از همجنس گرایان ارزشمند به حساب می آید ولیکن برای بسیاری از نظامیان آمریکایی حکم طاعون را دارد.

این نارضایتی تا جایی است که "باب مگینیس"سرهنگ سابق ارتش در این باره گفته است: برخی از حقوقدانان ارتش معتقدند که جماع با حیوانات طبق ماده دیگری از قوانین آئین دادرسی ارتش ، یعنی ماده 134 " گرفتن همه " که برای قانون شکنی علیه " نظم و انضباط شایسته نظامی " پیش بینی شده ، می تواند قابل تعقیب باشد .

وی ادامه داد: اما روی این موضوع نمی توان حسابی باز کرد.وی به سایت خبری CNSNews.com گفت: چنانچه سربازی مرتکب عمل لواط با حیوانی شود – اعم از اینکه این حیوان متعلق به دولت باشد یا نباشد ،آیا طبق قوانین هماهنگ ارتش این عمل ، جرم قابل تعقیبی خواهد بود ؟یا خیر ؟ به اعتقاد من؛ این سوال هنوز پاسخی ندارد.

این سرهنگ ارتش آمریکا افزود: خواننده این سطور پس از اینکه ازخندیدن دست بر دارد لازم است تا این سوال را مطرح کند که آیا مسئله منافع دولت ، منافع ارتش ، و منافع کشور را به بهترین شکل ممکن تامین می کند یا خیر ؟ من که اینطور فکر نمی کنم. "

 وی افزود : متاسفانه ، بپسندیم یا نه ! سربازان درگذشته، خواسته یا ناخواسته، مرتکب این نوع رفتارها شده اند. حال در صورت حذف این قانون ؛ آیا در آینده باز هم مرتکب چنین اعمالی خواهند شد یا خیر! نمی دانم!

براساس این گزارش این طرح قانون باید به تصویب کنگره آمریکا برسد و رئیس انجمن پژوهش های خانواده آمریکا امیدوار است در مسیر تصویب نهائی این لایحه اختلاف نظرهای متعددی با مجلس نمایندگان بوجودآید.
حيوانات مضحكه
به موجب این قانون:"(الف) هر فرد مشمول این فصل از قانون که مرتکب جماع نفسانی غیر طبیعی وخلاف اصول متعارف با فرد دیگری اعم ازهمجنس یا جنس مخالف و یا با یک حیوان گردد، محکوم به جرم لواط خواهد بود ، نفوذ هرچند اندک برای احراز جرم و نقض این فانون کافی است ( ب) هرفردی که ارتکاب به جرم لواط از سوی وی محرز گردد باید طبق حکم دادگاه نظامی مجازات شود. "

چرایی به رای گذاشتن طرح رابطه با حیوانات را باید در اظهارات رئیس انجمن پژوهش های خانواده آمریکا جست. "تونی پرکینز" در این باره به  سی ان ان پفت: تلاش برای حذف لواط از قوانین نظامی ازسوی سناتورهای لیبرال دموکرات سنای آمریکا آغاز وبا حمایت پرزیدنت اوباما همراه شد تا سیاست نپرس و نگوی ارتش را از میان بردارند.

وی افزود: " این بحث به طور کلی درمورد استفاده در ارتش برای پیشبرد برنامه های اجتماعی رادیکال حکومتی است." پرکینز ادامه داد:" آنها نه تنها سیاست نپرس و نگو را به حالت تعلیق درآوردند، بلکه با مشکل دیگری نیز مواجه بودند و آن اینکه، طبق قوانین جزائی ارتش، عمل لواط غیر قانونی است ، درست همانگونه که زنا غیر قانونی محسوب می شود، پس آنها می بایست ممنوعیت قانونی علیه لواط را نیز ازبین می بردند. "

پرکینز گفت : "از بین بردن منع قانونی جماع با حیوانات می تواند عمدی و یا تنها - پیامد جنبی و غیر عمد - اقدام فوق بوده باشد.

به هر حال ، عمداٌ ویا سهواٌ ، آنها ممنوعیت قانونی جماع با حیوانات را نیز لغو کرده اند. بنابراین در حال حاضر، طبق آئین نامه هماهنگ دادرسی نظامی (UCMJ) ، هیچ ابزارقانونی برای مجازات حیوانی گری و آزار و اذیت جنسی حیوانات وجود ندارد."


تصویب این قانون هر چند که برای بسیاری از همجنس گرایان ارزشمند به حساب می آید ولیکن برای بسیاری از نظامیان آمریکایی حکم طاعون را دارد.

این نارضایتی تا جایی است که "باب مگینیس"سرهنگ سابق ارتش در این باره گفته است: برخی از حقوقدانان ارتش معتقدند که جماع با حیوانات طبق ماده دیگری از قوانین آئین دادرسی ارتش ، یعنی ماده 134 " گرفتن همه " که برای قانون شکنی علیه " نظم و انضباط شایسته نظامی " پیش بینی شده ، می تواند قابل تعقیب باشد .

وی ادامه داد: اما روی این موضوع نمی توان حسابی باز کرد.وی به سایت خبری CNSNews.com گفت: چنانچه سربازی مرتکب عمل لواط با حیوانی شود – اعم از اینکه این حیوان متعلق به دولت باشد یا نباشد ،آیا طبق قوانین هماهنگ ارتش این عمل ، جرم قابل تعقیبی خواهد بود ؟یا خیر ؟ به اعتقاد من؛ این سوال هنوز پاسخی ندارد.

این سرهنگ ارتش آمریکا افزود: خواننده این سطور پس از اینکه ازخندیدن دست بر دارد لازم است تا این سوال را مطرح کند که آیا مسئله منافع دولت ، منافع ارتش ، و منافع کشور را به بهترین شکل ممکن تامین می کند یا خیر ؟ من که اینطور فکر نمی کنم. "
حيوانات مضحكه
 وی افزود : متاسفانه ، بپسندیم یا نه ! سربازان درگذشته، خواسته یا ناخواسته، مرتکب این نوع رفتارها شده اند. حال در صورت حذف این قانون ؛ آیا در آینده باز هم مرتکب چنین اعمالی خواهند شد یا خیر! نمی دانم!

براساس این گزارش این طرح قانون باید به تصویب کنگره آمریکا برسد و رئیس انجمن پژوهش های خانواده آمریکا امیدوار است در مسیر تصویب نهائی این لایحه اختلاف نظرهای متعددی با مجلس نمایندگان بوجودآید.

هواپیمای پیشرفته جاسوسی آمریکا چگونه شکار شد؟

فرمانده نیروی هوا و فضای سپاه چگونگی کنترل هواپیمای پیشرفته جاسوسی آمریکا به دست نیروهای مسلح ایران را تشریح کرد.

به گزارش «تابناک»، سردار سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوا و فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در گفت‌و‌گویی با تشریح چگونگی کنترل هواپیمای پیشرفته جاسوسی آمریکا توسط نیروهای مسلح ایران اعلام کرد که به تازگی با اطلاعات جمع‌آوری شده و مراقبت‌های دقیق الکترونیکی، مشخص شد این هواپیما قصد نفوذ و جاسوسی بر فراز کشورمان را دارد که پس از ورود این هواپیما به فضای شرق کشور، این هواپیما در کمین‌گاه الکترونیکی نیروهای مسلح قرار گرفت و با کمترین خسارت در ایران به زمین نشانده شد.

وی ادامه داد: طول دو بال این هواپیما نزدیک 26 متر، طول بدنه چهار و نیم متر و ارتفاع آن یک متر و 84 سانتی متر است و دارای سیستم‌های پیشرفته جمع‌آوری اطلاعات در ابعاد الکترونیکی، تصویری و مخابراتی و سامانه‌های راداری گوناگون است.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه افزود: این هواپیما از جهت نوع ساخت و پوشش، رادار گریز طراحی شده و از حیث فناوری، آخرین نمونه هواپیماهای پیشرفته‌ای است که آمریکا مورد استفاده قرار می‌دهد.

سردار حاجی زاده با بیان این که فناوری به کار رفته در این هواپیما، پیشتر در هواپیماهای B2 و F35 نیز استفاده شده است، افزود: هدایت این هواپیما توسط ماهواره و همچنین ایستگاه‌های زمینی در افغانستان و آمریکا صورت می‌پذیرد.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه افزود: کارشناسان و متخصصان نظامی به خوبی می‌دانند که این هواپیما چه اطلاعات تکنولوژیکی گرانبهایی با خود دارد.
 
بنا بر این گزارش، همچنین وزارت امور خارجه کشورمان با احضار سفیر سوئیس در تهران، ضمن اعتراض بسیار شدید به تجاوز یک فروند هواپیمای جاسوسی آمریکا به عمق حریم هوایی ایران، توضیحات فوری و اقدامات جبرانی دولت آمریکا در این زمینه را خواستار شد.
 
در یادداشت اعتراض دولت جمهوری اسلامی ایران ـ که عصر امروز به سفیر سوئیس، حافظ منافع آمریکا در ایران تسلیم شد ـ با اشاره به افزایش اقدامات تحریک آمیز و مخفیانه آمریکا علیه ایران، از جمله تجاوز یک فروند پهپاد جاسوسی آر کی یو 170 به عمق حریم هوایی ایران آمده است: این اقدام دولت آمریکا، نقض همه قوانین و مقررات شناخته شده بین‌المللی و اقدام علیه صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی است و طبعاً همه مسئولیت آن بر عهده دولت آمریکاست.
 
جمهوری اسلامی ایران با اعلام شدیدترین اعتراضات خود، پیامدهای تکرار چنین رفتارهایی را متوجه دولت آمریکا دانسته و حـق پیگیری شایسته موضوع را برای خود محفوظ می‌داند.
 
شاید به همین سبب باشد که باراک اوباما، دقایقی پیش و برای چند دهمین بار، به خبرنگاران گفت که برای برخورد با ایران، همه گزینه‌ها روی میز است؛ چنین گفته‌ای که حاکی از عصبانیت گوینده است، در زمانی که پیشرفته‌ترین ساخته کشوری به دست رقیب افتاده باشد، بسیار طبیعی به نظر می‌رسد.
پیش از این، رییس جمهور عصبانی آمریکا از تشدید تحریم‌ها علیه ایران سخن گفته؛ تشدیدی که کمتر کشوری در جهان با آن همراهی کرده است.

از حسين تا حوسين!

فلسفه عزاداري حسيني، زنده نگه داشتن اسلام و مکتب اهل بيت( ع) است، اما بعضا بر اثر ورود آسيب‌ها، آفات و تحريفات اين هدف و فلسفه اصلي تا حدودي فراموش و اهداف کاذب ديگري جايگزين آن شده است، سهراب محمودي، طي يادداشتي به آسيب شناسي عزاداري سالار شهيدان امام حسين عليه السلام در برخي مجالس پرداخت.
Ashura - Popular Distortions and our Responsibility
به گزارش ايسنا متن اين يادداشت به شرح ذيل است :

سلام و درود خدا بر آنهايي كه در عزاي سالار شهيدان گريه مي كنند.

متاسفانه در برخي مجالس عزاداري و نحوه تعزيه گرداني و مجلس سينه زني سنتي سالار و سرور شهيدان امام حسين عليه السلام بيشتر به يك مجلس گرداني ظاهري تبديل مي شود و بيم آن مي رود كه دل‌هاي پاك و باصفاي آن عزيزان از دروني كردن شعائر و ارزش‌هاي عاشورايي فاصله بگيرد و بيشتر روبنايي شود، بگونه اي كه فقط به ريتم آهنگ و هارموني نوحه توجه شود تا به عمق مصيبت و دلسوختگي و پاك باختگي در آن.

اين تذكر از باب تكريم شعائر روضه امام حسين (ع) و مجالس، بدور از هرگونه تعريض و خداي ناكرده ترديد در نيت دلسوختگان حسيني گفته مي شود تا در آن گوشه چشمي از حضرت ابا عبدالله و ولي عصر روحي فدا بر دل‌هاي سوخته ما نيز بشود. در مقام نمادشناسي نام مبارك امام حسين عليه السلام تبديل به حوسين مي شود؛ تا همه چيز تحت الشعاع هروله ها وحوسين حوسين‌هاي تامل برانگيز شود!

تفاوت‌هاي «حسين» و «حوسين»

1- حسين عليه السلام يكي بيشتر نيست، امام حوسين‌ها متفاوت است و حوسين اين مداح با حوسين آن مداح فرق مي كند.

2- ياران حسين عليه السلام او را بنده خدا مي دانند، ولي ياران حوسين فرياد حوسين اللهي سر مي دهند.

3- حسين عليه السلام نماز را در بحبوحه جنگ در اول وقت به جاي مي آورد، اما حوسين نماز صبح را فداي مجالس شبانه مي كند.

4- درد حسين عليه السلام درد دين و شرافت انساني بود، اما همه مشكل حوسين عطش و سيراب كردن بستگانش بود .

5- ظهر عاشورا در مجلس حسين عليه السلام صداي الله اكبر و حي علي الصوه به گوش مي رسد، اما در مجلس حوسين فرياد حوسين حوسين به جنگ اذان مي رود.

6- حسين عليه السلام را بايد از مطهري ها شناخت، اما حوسين را در لابلاي آواز ناعالمان و ناعارفان بايد جست.

7- حسين عليه السلام براي تمام سال زنده است و الگويي براي هر لحظه زندگي ماست، اما حوسين فقط ده روز سال جلوه مي كند و بقيه سال بهانه اي است براي دور هم جمع شدن دوستان.

8- دوستان حسين عليه السلام ناخودآگاه خون گريه مي كنند اما دوستان حوسين خودآگاه خودزني و مجلس گرمي مي كنند و هر كس كبودي صورت و سينه اش بيشتر باشد مقرب تر است .

9- حسين عليه السلام براي گفتن حرف خود به چيزي نياز ندارد اما حوسين به طبل و بوق و كرنا و سبك پاپ نياز دارد.

10- در مجلس حسين عليه السلام رسيدن به معرفت مهم است، اما در مجلس حوسين ترتيب صفها و ريتم نوحه و بالا و پايين پريدن‌ها.

11- حرارت حسين عليه السلام هرگز در دل‌ها سرد نمي شود، اما حرارت حوسين بعد از يك شور زدن سرد مي شود .

12- عاصيان و گنهكاران براي شفاعت و توبه به مجلس حسين عليه السلام مي روند، اما در مجلس حوسين براي مجلس گرداني و ندانسته گاهي با مزاحمت براي ديگران وآلودگي به گناه.

13- حسيني ها قبولي را به اطاعت از خدا و خلوص نيت و پاكي دل مي دانند، اما حوسيني ها مي گويند: هر چه مي خواهد دل تنگت بكن فقط يا حوسين فراموش نشود .

عزيزان آنكه در كربلاي 61 هجري به شهادت رسيد امام حسين (ع) بود نه حوسين!

مصدق: شما نمی‌دانید آنان چه حیله‌گرانی هستند!

روایت «نیویورک تایمز» از استعمارگری انگلیس در ایران

از نظر ایرانیان، انگلیس شیطانی بزرگتر از آمریکاست.
پرونده:Mossadegh dadgah.JPG
به گزارش «تابناک»، روزنامه «نیویورک تایمز» گزارش داده است: ایرانیان به انگلیس به چشم شیطان بزرگ می‌‌نگرند، با اسرائیل از نظر سیاسی مشکل دارند، اما در سال‌های اخیر، تمایلشان به آمریکا بیشتر شده است.

بر پایه این گزارش، «استیفن کینزر»، خبرنگار این روزنامه که مدتی در ایران بوده، بر این باور است که مردم ایران، خشم و نفرت خود را از انگلیس آشکارا اعلام می‌کنند، حال آن که علاقه‌شان به آمریکا را نیز پنهان نمی‌کنند.

نیویورک تایمز ادامه می‌دهد: از دید ایرانیان، انگلیس کشوری استعماری است که در قرن نوزدهم به استعمار ایرانیان و دارایی آنان پرداخته است. در سال 1913 انگلیس به دنبال ترتیباتی بوده که همه نفت ایران را جز دارایی‌های خود کند و درست شش سال بعد، در سال 1919 توافقنامه‌ای با ایران امضا کرد که بر پایه آن، ارتش و اقتصاد ایران را هم کنترل کند. از آن زمان، احساسات ضد انگلیسی در ایران شدت و قوت گرفته است.

پس از آن، انگلیس در جنگ جهانی دوم، ایران را اشغال نظامی کرد و رضاخان را که خود به قدرت رسانده بود، معزول و پسرش را به جای وی نشاندند و همین اشغال، باعث شد رمان معروف ایرانیان یعنی «سوشون» درباره رفتار ایرانیان در دوره اشغال نوشته شود.

پس از آن در سال 1951، در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران و هنگامی که ایران به سمت دمکراسی حرکت می‌کرد، نخست دولت ملی مصدق را با تحریم‌های اقتصادی تضعیف و سپس با همکاری آمریکایی‌ها و به بهانه نفوذ کمونیسم در صورت بقای مصدق، دولت وی را سرنگون کرد.

زمانی نماینده آمریکا نزد مصدق رفت تا درباره مصالح با انگلیس سخن بگوید. مصدق به وی گفت: شما نمی‌دانید آنان چه حیله‌گرانی هستند! شما نمی‌دانید که آنان چه شیطانی‌هایی هستند! آنان به هر چیز پاک دست بزنند، آن را لکه‌دار و کثیف می‌کنند! جالب اینکه مصدق داستانی درباره نوه خودش به نماینده آمریکا می‌گوید و او می‌پرسد، وی کجا درس می‌خواند و مصدق می‌گوید: البته انگلیس!

نزدیک نیم قرن پیش، وزیر خارجه آمریکا گفته بود که مصدق می‌خواست با هر هزینه‌ای انگلیس را از ایران بیرون کند؛ احساسی که هنوز هم ایرانیان آن را دارند.

گفتنی است، مطبوعات آمریکا پس از تنش ایران و انگلیس، مطالبی را درباره تجدید رابطه ایران و آمریکا منتشر می‌کنند؛ گویی آنان انگلیس را مانع روابط ایران و آمریکا می‌دانند و می‌کوشند تا دیپلمات‌های انگلیس به ایران برنگشته‌اند، دولتمردان آمریکایی را تشویق کنند، گام‌هایی در این زمینه بردارند.

استراتژی جدید آمریکا در گزارش «سی.ان.ان»: با «دوکو » به ایران حمله کنید

سرویس بین‌الملل ـ در هفته‌های گذشته، «تابناک»، گزارشی را درباره طراحی ویروس  رایانه‌ای «دوکو » و آلوده شدن دو سازمان ایرانی به این ویروس رایانه‌ای منتشر کرد و در آن گزارش هشدار داد که طراحی این ویروس، احتمالا به قصد خرابکاری در تأسیسات هسته ای ایران صورت گرفته است.

به گزارش «تابناک»، پس از انتشار آن گزارش و همچنین انتشار گزارش سازمان بین‌المللی انرژی اتمی درباره برنامه هسته‌ای ایران، شبکه خبری «سی.ان.ان» خبری را منتشر و در آن توصیه کرده است که به جای حمله موشکی به ایران، بهتر است که راکتورهای این کشور مورد حمله نرم‌افزاری قرار بگیرند.

این گزارش نوشته که تجربه «استاکس نت» در این زمینه تجربه خوبی بوده است، چرا که استاکس نت توانست به کامپیوترهای نطنز که اتفاقا ارتباطی با شبکه‌های کامپیوتری ندارد،  نفوذ کند و همچنین مدعی شده است که نزدیک هزار سانتریفیوژ ایرانی را از کار انداخته است.

اما استاکس نت چگونه کار می کرد؟

از آنجا که کامپیوتر‌های نطنز به اصطلاح کامپیوتر‌های بسته‌ای برای ورود ویروس از طریق شبکه هستند، حتما باید از طریق یک درایو خارجی، ویروس را به درون آنها منتقل کرد. این کار را هم احتمالا کسی بر عهده خواهد گرفت که از افراد معتمد ایرانیان باشد؛ چنین شخصی ناخودآگاه ویروس استاکس نت را با درایو خارجی به تأسیسات ایران منتقل کرده است.

از آنجا که این ویروس، ویروسی هوشمند است به دنبال نرم‌افزاری می‌گردد که بتواند به سانتریفیوژها آسیب قطعی برساند. در صورت، پیدا کردن این نرم افزار، ویروس یا سرعت سانتریفیوژ را می‌گیرد و یا آن را کند می‌کند و سانتریفیوژ، خودکار خراب شده، به گونه ای که کاربران هم متوجه آن نمی‌شوند یا وقتی درمی‌یابند که بسیار دیر شده است.

محققان، ویروس جدید «دوکو» را جایگزین استاکس نت می‌دانند. «اورلا کاکس» از شرکت امنیتی «سایمون تک»  می‌گوید: هرچند «دوکو» دقیقا کپی استاکس نیست، کدهای بسیار مشابهی با آن ویروس دارد.

Computer Viruses


وی ادامه می‌دهد که «دوکو» در این مرحله به گونه‌ای طراحی شده است که به درون سیستم‌های ایرانی نفوذ کرده و اطلاعات درون آنها را جمع آوری کند. چرا که به نظر می‌رسد استاکس نت نتوانسته است همه هدف‌های نویسندگان آن را محقق کند و انتظار می‌رود در ماه‌های آینده، ویروس‌های پیچیده‌تری هم برای نفوذ در رایانه‌های ایرانی ایجاد شود. لازم به ذکر است که هم‌اکنون مشخص شده که دوکو در سال 2010 منتشر شده است.

تولید ویروس و انتقال آن به سایت‌های سازمان‌های حساس ایران، نبردی جدی و جدیدی است که به هیچ وجه نمی‌توان با تساهل از کنار آن گذشت. مجهز کردن سیستم‌های حراست و حفاظت سازمان‌های دولتی و غیر دولتی خاص، به آخرین تجهیزات امنیتی و کارشناسان برجسته، در این مرحله ضرورتی انکار ناپذیر است. جنگ سایبری برای آلوده کردن رایانه‌های ایرانی، هرچند مدتی است آغاز شده، در ماه‌های آِینده به مراحل اوج خود خواهد رسید

وقتی برگشتم خانه به خانمم گفتم صندوق صدقاتت درست کار کرد و خراب نبود.

خلبان هوشنگ شهبازی، مرد 55 ساله میانه ای، قهرمان فرود بوئینگ بدون چرخ است. او در گفتگو با خبرآنلاین، لحظه به لحظه فرود در پرواز 743 مسکو به تهران را تشریح کرد که در ادامه می خوانید.

کاپیتان شهبازی، چرا زمانی که از مسکو بلند شدید، متوجه نشدید چرخها نقص دارد؟

زمان تیک آف (بلند شدن) این مشکل و نقص مشخص نمی شود. آنجا چرخها باز بود و ما روی زمین مسکو بودیم، طبیعتا چرخها را بعد از بلند شدن هواپیما از زمین می بندیم. پرواز ایران ایر از مسکو به تهران، به دلیل قوانین بین المللی دارای دو گروه ناوبری هواپیما بود. چون هر گروه باید ساعات خاص و محدودی را در روز پرواز کند. دو گروه خلبان و کمک خلبان و کمک مهندس در این پرواز بود. گروه اول، صبح از مهرآباد به فرودگاه امام خمینی رفت، بعد از آنجا به مسکو پرواز کرد. بعد از سوار شدن مسافران، ما گروه دوم بودیم که از مسکو به تهران پریدیم. پرواز بدون هیچ مشکلی در ارتفاع 37 هزار پایی حدود 3ساعت و نیم انجام شد.

پس شما هنگام فرود متوجه شدید چرخهای دماغه هواپیما باز نمی شود؟

برای درخواست کم کردن ارتفاع لازم است مسایلی را در هواپیما رعایت کنیم. زمانی که شروع کنیم کارهای فرود را روی فرودگاه امام انجام دهیم، از خلبان بغل دستم درخواست کردم چرخها را پایین بدهد، آنجا بود که متوجه شدیم چرخهای دماغه هواپیما پایین نیامد. ما نشستن را فراموش کردیم و درخواست کردیم برای رفع نقص به آسمان ساوه برویم.

چرا آسمان ساوه؟

معمولا برای هر پروازی که به مشکل بر می خورد، اطراف فرودگاه، هواپیما مجبور می شود از خط پروازی خارج شود تا اشکال را برطرف کند و برگردد برای فرود. ما از خط فرود فرودگاه امام خارج شدیم و بالای رود شور نزدیک ساوه رفتیم، آنجا دستورالعمل های کارخانه سازنده را برای بازشدن چرخ دماغه سه چهار بار انجام می دادیم. وقتی به نتیجه نرسیدیم، درخواست کردم مهرآباد بنشینم.

چرا مهرآباد؟ چرا در همان فرودگاه امام ننشستید؟

همین را برج مراقبت مهرآباد پرسید. گفتم فرودگاه امام یک باند فعال بیشتر ندارد و در صورتی که ما فرود اضطراری داشته باشیم باند بسته خواهد شد و لاجرم تمام پروازهای بین المللی ما تغییر مسیر می دادند. این برای آبروی کشور ما خوب نیست که با بسته شدن یک باند، فرودگاه از کار بیفتد. از طرف دیگر احتمال داشت خدای نکرده هواپیما آتش بگیرد و اگر بنزین آتش می گرفت، اوضاع کاملا از کنترل خارج می شد. در مهرآباد کمکهای پزشکی و آتش نشانی، زودتر و راحتتر در دسترس قرار می گرفت.

مگر این امکانات در فرودگاه امام نبود؟

قطعا بود، ولی من مطمئن نبودم کمکهای پزشکی و آتش نشانی به موقع برسد، چون بعد مسافت هم مطرح بود. من بایستی به فکر مسافران باشم، هر کاری لازم است باید انجام بدهم مسافران آسیب نبینند.

و فرود آمدید؟

نه به این سادگی که می گویید یا در فیلم می بینید. خوشبختی من این بود در آن پرواز معلم خلبانهای دیگر حضور داشتند. با لطف خدا و وجود آنها من توانستم این کار را کنم. دوستانی مانند استاد رستگارفر معلم خلبان، عقدایی معلم خلبان و خلبان قربانپور کمک زیادی به فرود کردند.

برگردیم به موضوع باز نشدن چرخها، آیا این هواپیما قبلا هم دچار مشکل شده بود؟

به هیچ عنوان، در چندین پرواز قبلی هیچ مشکلی در چرخ دماغه این هواپیما نبود. پرواز قبلی هم پرواز مسکو بود و ما مشکلی نداشتیم. البته علت اشکال را از قسمت فنی باید بپرسید. درست است مهندس مکانیک هستم ولی از لحاظ تخصصی نمی توانم بگویم این اشکال چه بود.

سن هواپیما بوئینگ 727 که مجبور به فرود شد، چند سال است؟

فکر می کنم از سال 1976 وارد ایران ایر شده.

و همین موضوع یا قطعات مستهلک باعث مشکل نشد؟

عرض کردم نمی دانم. این را از بخش فنی باید بپرسید.

برمی گردیم به لحظه فرود. احتمال حادثه، مانند سوختن هواپیما و شعله ور شدن بنزین چقدر بود؟

همیشه این احتمال در فرودهای اضطراری هست. وقتی از تهران درخواست کردم روی مهرآباد بنشینم، روی آسمان کهریزک، چند دقیقه ای پرواز کردم تا بقیه سوخت اضافه هواپیما را بسوزاندم. این به نفع مسافران در سانحه احتمال است. میزان سوخت در هواپیما، حساب و کتاب دارد، بنزین پرواز مسکو به تهران حساب می شود و احتمال می دهیم اگر باند بسته بود تا اصفهان برویم و نیم ساعت هم برای پریدن روی اصفهان بنزین ذخیره می کنیم و علاوه بر تمام این سوختها، باید ده درصد کل بنزین را هم باید در باک داشته باشیم. همه اینها برنامه ریزی آموزش خلبان موجود است.

پس مطمئن بودید بنزین اضافه در باک نیست؟

بله، وقتی درجه سوخت را کنترل کردم، با مسافران صحبت کردم و وضعیت را توضیح دادم. همه اتمام حجتها را با همه اعضای تیم پرواز انجام دادم و دستور آمادگی برای تخلیه به مهمانداران دادم. به طور کلی در هر سانحه و اشکال که خلبان احساس کند، دستور تخلیه سریع می دهد، در عرض 30 ثانیه توسط مهمانداران، سرسره های اضطراری باز می شود تا همه به سرعت بیرون بروند، وگرنه می سوزند. به همکاران گفتم هر وقت این علامت- که زنگ خاصی است- را شنیدید، بلافاصله درها را باز کنید. سرسره های نجات بعد از باز شدن درها پایین می پرند و مردم می توانند خارج شوند.

نقش مهمانداران در این فرود چه بود؟

شاید مردم ندادند که وظیفه اصلی مهمانداران، کمک به مسافران در حالت اضطراری است تا جانشان را نجات دهند. مهماندار، وقتی بیکار است می تواند سرویس دهد، ولی وظیفه اصلی اش هدایت سریع مسافران به بیرون در موقع اضطرار است.

و نشستید؟

من بعد از اینکه اجازه گرفتم بنشینم، کارهای کارخانه سازنده را به دقت انجام دادم و چرخهای اصلی را به آرامی روی زمین گذاشتم.

بله، ما هم در فیلم دیدیم که چقدر هواپیما آرام و راحت روی زمین نشست.

باید من را در آن لحظه می دیدید چقدر دارم عرق می ریزم و چه هیجانی دارم که هواپیما ناگهان آتش نگیرد و از باند بیرون نرود. کنترلی روی هواپیما نداشتم. هواپیما وقتی روی هوا می پرد، قابل کنترل است. هر چه سرعت کمتر می شد، دماغه سنگینتر می شود. وقتی روی باند می نشیند، با فرمان می شود آن را کنترل کرد، ولی این فرمان هم روی چرخهای دماغه کنترل دارد. در فرود ما هم اصلا چرخها باز نشده بود. برای همین، هر لحظه ممکن بود هواپیما از باند منحرف شود و به جایی برخورد کند. روی حرکت آن، کنترلی نداشتم. تنها کنترلی که داشتم اختلاف ترمز روی پای چپ و راست بود. چون هواپیما، دو پدال ترمز دارد. از اختلاف این دو ترمز استفاده کردم تا هواپیما از باند منحرف نشود.

و مشکلی بعد از فرود و توقف پیش نیامد؟

شکر خدا، دماغه آتش نگرفت. دماغه بسیار سرخ شده بود. آتش نشانی سریع وارد باند شد و با آب، دماغه را خنک کرد. مسافرها هم به موقع از هواپیما و از طریق سرسره ها پایین آمدند و به فرودگاه رفتند. خوشبختانه تیمهای امدادی در فرودگاه بسیار آماده بودند و همه پیش بینیها انجام شده بود و مسافران جانشان حفظ شد.

تاکنون با کسی که این تجربه را داشته، گفتگو کرده اید؟

این تجربه بسیار کم است. من هم تجربه نداشتم، ولی آموزش لازم را دیده بودم. تصور نمی کردم کنترل هواپیما اینقدر بدون فرمان و چرخ، مشکل باشد.

از آن روز که پرواز دیگری نداشته اید؟

قانونی وجود دارد که هر خلبان هر سانحه یا حادثه تا اطلاع ثانوی اجازه پرواز ندارد، چه کار خوب انجام داده باشد یا بد. همه این گزارشها خوانده شود، مصاحبه ها و بررسیها انجام شود و اگر تشخیص دادند کسی مقصر است تنبیه می شود، هر کسی مقصر نباشد دوباره به سر کار می رود. من هم طبق این قانون الان در خانه ام و کار نرفته ام.

این مرخصی اجباری، با حقوق است؟

نه، کسانی که منتظر بازگشت به کار هستند حقوقشان از بین می رود. یعنی ممکن است دو ماه حقوق نگیریم.

فکر می کردم تشویق شده اید؟

تا حالا نشده ام ولی قرار است بررسیها انجام شود تا ببینم چه تصمیمی گرفته می شود.

وقتی وارد خانه شدید، خانمتان می دانست؟

بله، وقتی برگشتم خانه به خانمم گفتم صندوق صدقاتت درست کار کرد و خراب نبود. او همیشه موقع پروازهای من، صدقه می دهد.

پیشنهاد رسمی:مسئولان ایران را ترور کنید!

شماری از مسئولان آمریکایی در نشستی رسما و آشکارا پیشنهاد کردند که باید با عملیات‌ محرمانه برخی مسئولان ایران را ترور کرد.

به گزارش «فارس» هنوز  از سخن «محمود احمدی نژاد» رئیس جمهوری ایران درباره «اختصاص فرهنگ ترور به دولت آمریکا و متحدان آن» زمان زیادی نگذشته است، که این سخن آشکارا مصداق یافت و سخن وی عملا در جلسه استماع کنگره آمریکا ثابت شد.

رئیس جمهور کشورمان اخیرا در واکنش به اتهامات آمریکا، اعلام کرد که فرهنگ ترور مختص آمریکا و بی‌فرهنگ‌هاست نه ملت ایران.

اکنون، پس از آنکه فشارها، تحریم‌ها و سیاست‌های خصمانه غربی‌ها و آمریکا علیه ایران و متحدان آن در منطقه مانند سوریه و حزب‌الله لبنان به نتیجه نرسیده است، مقامات آمریکایی روز گذشته رسما و آشکارا از دولت این کشور خواستند تا طرح «ترور مسئولان مشخصی در ایران» را در دستور کار قرار بدهد.

خبرگزاری فرانسه اعلام کرد که شماری از نظامیان و کارشناسان نظامی آمریکا به دولت این کشور پیشنهاد کردند که ترور مسئولان و سران معینی از ایران را بخصوص در نیروی سپاه ایران در دستور کار قرار بدهد.

«جک کین» رئیس سابق نیروی زمینی ارتش آمریکا در جلسه استماع کنگره در این خصوص گفت: چرا آنان [مسئولان ایرانی] را نمی‌کشیم؟ این افراد حدود هزار آمریکایی را کشته‌اند، چرا ما آنها را ترور نکنیم؟ نمی‌گویم اقدام نظامی کنیم ولی عملیات محرمانه [ترور] را پیشنهاد می‌کنم.

پایگاه خبری الجزیره قطر نیز با انتشار این خبر، اعلام کرد که پس از مطرح شدن اتهام آمریکا به سپاه ایران برای ترور سفیر سعودی در آمریکا، فضای میان ایران و آمریکا شاهد تنشی شدید است؛ امری که ایران آن را بشدت رد کرده است.

احمدی نژاد رئیس جمهوری کشورمان در اولین واکنش به این اتهام آمریکا، ترور را متعلق به کسانی دانست که فاقد فرهنگ، تمدن و منطق هستند و گفت: آنها [دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی] هر روز برای جوسازی علیه ایران تلاش و در این مرحله، ایران را به ترور متهم می‌کنند، اما باید به آنها تفهیم کرد که ترور کار آدم های بی‌فرهنگ [و دولت آمریکا] است.

همچنین این مقام آمریکایی که در کمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان آمریکا سخن می‌گفت، تاکید کرد که باید ایران را تحت فشار شدید قرار داد.

هر چند شماری از نمایندگان آمریکایی در راستای فشار روانی علیه ایران اعلام کردند که اقدام علیه ایران بعید نیست، ولی [همگی] از موافقت با پیشنهاد ژاک کیانی اجتناب کردند.

امکان ندارد سپاه ایران مرعوب شود مگر اینکه یکی از آنان را بکشیم ؛

از سوی دیگر، «روئل مارک گرچت» کارشناس سابق بخش خاورمیانه در سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) و عضو بنیاد «دفاع از دموکراسی‌ها» با بیان اینکه سپاه ایران از همان منطقی که آمریکا بر اساس آن عمل می‌کند، استفاده نمی‌کند تاکید کرد که آنان [سپاه ایران] را نمی‌توان مرعوب کرد مگر اینکه «یکی از آنان کشته شود».

این مقام آمریکایی صراحتا به نام قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران اشاره و تصریح کرد که وی را باید دستگیر کرد یا کشت.

گرچت در این خصوص اعلام کرد که قاسم سلیمانی بسیار سفر می‌کند... « تکان بخورید... تلاش کنید یا دستگیرش کنید یا بکشیدش».

برخی از کارشناسان معتقدند که آمریکا پس از نتیجه نگرفتن از تحریم و فشار بر ایران و پس از ناتوانی از اجرای حمله نظامی به ایران، اکنون برای توجیه اقدامات احتمالی خود در ترور مسئولان ایران و سپاه این کشور، طرح اتهام ترور سفیر سعودی در آمریکا را مطرح کرده است تا اقدامات آینده خود را توجیه کند.

توئیتر «تسخیر وال استریت» را مسدود کرد

سایت توییتر برخلاف آنکه خود را یک شبکه اجتماعی می‌داند، یوزر "تسخیر وال استریت" را مسدود کرد.

به گزارش «فارس» "توییتر" سایت مدعی حمایت از آزادی یوزر "اشغال وال استریت" را مسدود کرد.

همین شبکه در جریان اغتشاشات در ایران، آپدیت خود را به دستور دولت آمریکا عقب انداخت تا مبادا در اطلاع رسانی بین آشوبگران خللی وارد شود.

سایت فیس بوک نیز در اقدامی مشابه از ارسال پیام هایی که در آنها اسمی از وال استریت به کار رفته است، اجتناب می‌کند.

حذف یوزر

روایت مستند خبری از جنبش مردمی، تصاویر وال استریت

جنبش «اشغال وال استریت آمریکا» در حالی هفته چهارم خود را سپری می کند که اکنون دیگر پس از یک ماه به تجمعی سراسری در ایالات متحده تبدیل شده و محدوده معترضان یک منطقه خاص نیویورک نیست.

به گزارش «تابناک» جرقه گسترش جنبش 99 درصدی ها که اکنون به جنبش اشغال معروف شده است از بوستون و لوس آنجلس در دو نقطه شرقی و غربی آمریکا آغاز شد و با رسیدن به شهر های مهمی چون واشنگتن (پایتخت) و فیلادلفیا عمومیت یافت.

نکته جالب در مورد گسترش این جنبش در شهر های مختلف تغببر شعار وال استریت را اشغال کنیم OCCUPY WALL STREET بر اساس نام شهر جدید مانند «لوس آنجلس را اشغال کنیم» ، «نشویل را اشغال کنیم» و .... است.

این جنبش که در حال یافتن طرفدارانی در انگلیس و استرالیا نیز هست؛ در هفته های اخیر منسجم تر شده و شعار ها و اهداف خود را بیش از پیش تبیین می کند در حالی که طی هفته های گذشته از نبود مانیفست برای معترضان به عنوان نقص اصلی این جنبش و نشانه رو به زوال بودنش یاد می شد وب سایتهای معروف به اشغال در روز های گذشته در حال مانیفستی با بیش از 12 خواسته مشخص هستند که همچنان توسط کاربران بی شمار و بعضا ناشناخته آمریکایی در حال افزایش و تکمیل است این مساله یعنی تدوین مانفیفستی برای یک جنبش اعتراضی توسط هیاتی نامشخص و متکثر (اگر چه توسط مدیران سایت اصلاح می شود) در تاریخ مبارزات سیاسی جهان بی سابقه است.

تابناک در گزارشی مستند بجای تفسیر و تحلیل اخبار به نشر مستقیم برخی تصاویر و پلاکارد های این جنبش که نشان دهنده جهت گیری فکری و سمت و سوی تغییر طلبانه آن است اقدام کرد تا خوانندگان خود به قضاوت بنشینند:



 نبرد طبقاتی!




طبقه مجرمانه (تصویر نمایندگان سنا) در برابر  طبقه ای که کار می کنند (تصویر مردم معترض)



«آغاز نزدیک است»





در 1776 ما از انگلیس استقلال یافتیم در 2012 ما دولت را از کارتلها مستقل خواهیم کرد!



برای فروش!



آرم کارتلهای بین المللی و شرکتهای تجاری (کمل، کوکاکولا، پپسی، شل، آی بی ام، آدیداس، اپل، نایک، مک دونالد، پیزا هات و پلی بوی و...) به جای ستاره ای پرچم آمریکا!


سازماندهی شده!




99 درصد یک درصد را می خورند.


پاییز آمریکایی





مایک جنبش موعظه گر نیستیم ما تی پارتی لیبرال نیستیم ما نه محافظه کار یم نه  لیبرال نه کمونیست نه لیبرتارین ( طرفدار آزادی فردی ) نه فاشیست نه تکنوکرات نه جمهوری خواه نه .....
ما عمل گراییم طرفدار تساوی انسانها , و مطمئنا ما آزادیم نه تو و نه هیچ کس دیگر نمی تواند ما را مالک شود









پایان دولت فدرال




انقلاب اجتناب ناپذیر است؛ پس چرا اکنون نه؟








ابتدا آنها شما را نادیده می گیرند
سپس آنها به شما می خندند
پس از آن با شما مبارزه می کنند
در پایان شما پیروزید!





جنبش اشغال نشویل (یکی از شهر های آمریکا)







در این میان جنبش «وال استریت را  اشغال کنیم» به شهر های دیگر تحت عناوین مانند لوس آنجلس را اشغال کنیم، نش ویل را اشغال کنیم و .... در حال گسترش است، یکی از مولفه های اصلی این جبش انعکاس دقیق میزان گسترش آن در شبکه های اجتماعی بالاخص فیس بوک است که علاوه بر این انعکاس احتمال داده می شود که به طوری کلی از فیس بوک و سایر سایتهای شبکه های اجتماعی به عنوان ابزاری برای گسترش و توسعه جنبش نیز استفاده می شود. صفحات فیس بوک این جنبش ها که دو نمونه برای مشاهده خوانندگان تابناک در اینجا آورده شده به خوبی گویایی این روند افزایشی می باشد:













نیویورک پست: تحریم‌ها تأثیری بر ایران نداشته است

سرویس بین‌الملل ـ تحریم‌های اعمالی آمریکا علیه ایران در سه سال گذشته، تأثیری نگذاشته است.

به گزارش «تابناک»، در آستانه آغاز رقابت‌ها برای دور بعدی ریاست‌جمهوری در آمریکا، روزنامه «نیویورک‌پست»، نوشت: پس از گذشت تقریبا سه سال، دولت اوباما برای جلوگیری ایران از دستیابی به توان هسته‌ای و موشک‌های بالستیک تاکنون هیچ دستاوردی نداشته است، چرا که در آخرین اخبار منتشره نیز مشخص شد، تحریم‌های سازمان ملل (اگر نخواهیم بگوییم اصلا) چندان نتوانسته مانع از تحقق بلندپروازی‌های اتمی تهران شود.

بنا بر این گزارش، این روزنامه می‌نویسد: سازمان بین‌المللی انرژی اتمی در تازه‌ترین گزارش خود از دانش هسته‌ای ایران، از نصب نسل جدید سانتریفیوژها در نطنز خبر داده است که این توان را به تهران می‌دهد تا سرعت گسترش برنامه‌های غنی‌سازی اورانیوم خود را تا سه برابر افزایش دهد؛ افزون بر این ‌که تجهیز تأسیسات جدید هسته‌ای ایران در قم با سانتریفیوژهای جدید، می‌تواند به افزایش سطح غنای اورانیوم و رسیدن آن به درصد مورد نیاز برای ساخت سلاح هسته‌ای کمک کند.

این روزنامه همچنین مدعی شده است: پیش از این، برآوردها حکایت از آن داشت که ایران برای ساخت دو تا سه بمب در دوره‌ای نسبتا کوتاه، حجم اورانیوم غنی‌شده لازم را دارد و گزارش‌های IAEA درباره ابعاد نظامی فعالیت‌های ایران، بر نگرانی‌ها دامن زده است!

این در حالی است که ایران همواره بر ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای خود تأکید می‌کند و مناقشات کشورهای غربی را نه مسأله ای فنی و حقوقی که موضوعی سیاسی می‌داند.

«نیویورک پست» در پایان می‌افزاید: آن گونه که از شواهد پیداست، هیچ خبر خوشایندی درباره ایران (البته برای آمریکا) شنیده نمی‌شود و بدیهی است که نه تنها در راه افزایش امنیت حرکت نمی‌کنیم، بلکه درست در خلاف جهت آن هستیم و لازم است راهی تازه در پیش گرفته شود.

بازتاب راهپیمایی قدس در رسانه‌های جهان

حضور گسترده ملت بزرگ ایران در راهپیمایی روز قدس، هرچند با تیغ سانسور بسیاری از رسانه‌های خارجی مواجه و بایکوت شد، به هر حال بازتاب‌هایی در برخی رسانه‌ها داشت.

به گزارش «تابناک»، این بازتاب‌ها که بعضا با رویکردی حداقلی و ناشی از عصبانیت بوده، نشان از اثرگذاری زنده نگه داشتن این روز و مطالبه آرمان فلسطین دارد.

بنا بر این گزارش، خبرگزاری فرانسه در گزارشی از راهپیمایی روز قدس در ایران و سخنرانی محمود احمدی نژادی نوشت: رییس جمهوری ایران در حالی یک بار دیگر بر لزوم نابودی اسراییل تأکید کرد که ده‌ها هزار نفر در پایتخت این کشور در اتحاد با مردم فلسطین و علیه اسراییل به راهپیمایی پرداختند. او همچنین هشدار داد که اسراییل جایی در خاورمیانه ندارد.

خبرگزاری رویترز نیز با انتشار خبری از راهپیمایی روز قدس در ایران به نقل از رییس جمهوری کشورمان نوشت: به رسميت شناخته شدن كشور مستقل فلسطيني، تنها گامی است به سوی نابودی اسراییل.

این


خبرگزاری در ادامه افزود: رییس‌جمهوری ایران از آغاز دوران ریاست جمهوری اش در سال 2005 اعلام کرد که اسراییل باید از نقشه جهان محو شود.

خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز سخنان احمدی نژاد را بازتابی از نگرش ضداسراییلی او عنوان کرد که برای نخستین بار در سال 2005 مورد انتقاد جامعه بین‌المللی قرار گرفت.

این خبرگزاری با اعلام حضور ده‌ها هزار نفری مردم ایران در این راهپیمایی نوشت: روز قدس برای مقامات ایرانی، یک راهپیمایی اعتراض‌آمیز جهت نشان دادن حمایت خود از مردم فلسطین و محکوم کردن تجاوزهای رژیم صهیونیستی است.

روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت نیز با اشاره به این سخن محمود احمدی نژاد، مبنی بر آن که به رسميت شناخته شدن كشور مستقل فلسطيني، تنها گامی است به سوی محو اسراییل، گزارش داد: رییس جمهوری ایران در روز قدس اعلام کرد، به رسميت شناختن كشور مستقل فلسطين، نقطه نهايي هدف نيست، بلكه گام نخست است و گامي به جلو در راستای هدف آزادسازي همه سرزمين فلسطين است.

روزنامه صهیونیستی‌ هاآرتص نیز در واکنش به برگزاری راهپیمایی روز قدس و سخنان احمدی‌نژاد مدعی شد: انزوای بین‌المللی جمهوری اسلامی پس از آن به اوج خود رسید که در سال 2006 با برگزاری یک کنفرانس واقعی هولوکاست را به پرسش گرفت.

گفتنی است، البته راهپیمایی روز قدس در ایران و دیگر نقاط جهان اسلام در میان رسانه‌های ضد غربی، بازتاب گسترده ای داشت، چنانکه پایگاه اینترنتی شبکه تلویزیونی المنار با تهیه گزارشی از برگزاری راهپیمایی روز قدس در کشورهایی چون ایران، مصر، ترکیه، کویت، بحرین و... نوشت: در نقاط گوناگون ایران، راهپیمایی‌های عظیمی در حمایت از مردم بی گناه فلسطین برگزار شد و رییس‌جمهوری این کشور در سخنرانی خود، ماهیت صهیونیست را وحدت استكبارگران و برده‌داران جهان خواند.

رمزگشایی از بهانه اخیر رژیم اسرائیل برای حمله به غزه

با کشته شدن دست‎کم سه فلسطيني در دور ديگري از حملات موشکي رژیم اسراييل به نوار غزه، شمار تلفات فلسطينيان در حملات دو روز گذشته رژيم اسرائيل، به 16 نفر رسيده است، این در حالی است که علاوه بر این 16 تن ، 5 نفر از افسران امنیتی مصر در مرز غزه و مصر نیز بر اثر این عملیات کشته شده اند .

yaum al quds (click to view)


به گزارش «تابناک» رژيم اسراييل روز پنجشنبه بلافاصله پس از کشته شدن هشت اسرائيلي در نزديکي بندر تفريحي ايلات در درياي سرخ ، حملات هوايي‎اش را در سرزمين‎هاي اشغالي آغاز کرد. مقام‎هاي رسمي اسرائيلي ، ادعا مي کنند گروه شبه نظامي مستقر در غزه موسوم به کميته مقاومت مردمي در حملات روز پنجشنبه دخالت داشته است. اسراييل مدعي است عاملان اين حمله، از مرز نوار غزه تحت کنترل حماس، به داخل مناطق مورد حمله قرار گرفته شده، نفوذ کرده‎اند و اين درحالي است که کميته مقاومت مردمي  هرگونه دخالت در اين حمله را تکذيب مي‎کند.

بر اساس این گزارش ، موضوع حملات اخیر رژیم صهیونیستی به مرز غزه و مصر بر اساس سناریوی پبچیده تری است چرا که عوزي دايان، رئيس سابق شوراي امنيت ملي رژيم اسرائيل گفته است که ، زمان آن فرا رسيده است که توان فعاليت در شبه‌جزيره سينا را به ارتش اسرائيل باز گرداند.

وي در مصاحبه با کانال 7 اسرائيل افزود: "يک هفته پيش بارئيس ستاد کل ارتش در اين باره گفت‌وگو کرديم. وارد جرئيات نمي‌شوم. تنها مي‌گويم که از جنبه نظامي و امنيتي ما بايد براي ورود به دوره جديد آماده شويم." 

وي سپس گفت: "اسرائيل به دنبال توافق صلح با مصر است اما از سوي ديگر مساله اصلي براي تل‌آويو دفاع از اسرائيلي‌ها ‌است و اين رژيم نمي‌‌خواهد امنيتش به خطر بيفتد." وي افزود: "بنابراين بايد پاسخ شديدتر داد و به دنبال خرابکاران رفت." عوزي دايان همچنين خاطرنشان کرد: "بايد از مصر خواست امکان دخالت نظامي در سينا را فراهم کند." 

بر این اساس سناریوی اصلی رژیم صهیونیستی اعمال فشار بیشتر به حکومت نظامی مصر برای بازگذاشتن دست آنان در صحرای سینا و همچنین بستن مجدد گدرگاه رفح است ، موضوعی که احتمالا حکومت نظامی مصر به آن تن خواهد داد. 

ghaza (click to view)

 


اين در حالي است که، تظاهرات مصري‎ها و تجمع آنان در مقابل سفارت اسرييل در قاهره پايتخت مصر که در اعتراض به کشته شدن دست‎کم پنج افسر امنيتي مصر در حملات اسرائيل به مرز غزه اتفاق افتاده، ادامه دارد. اما در همین حال "ایتسحاق لیوانون" سفیر رژیم اشغالگر در قاهره در نخستین واکنش به تظاهرات گسترده مصری ها مقابل ساختمان سفارت این رژیم، تاکید کرد که قاهره را ترک نمی کند، و تا هنگامی که از سوی وزارت امورخارجه اسرائیل دستوری به او نرسد، به کار خود ادامه خواهد داد.

«یوانون » در تماسی تلفنی با کانال 10 تلویزیون رژیم اشغالگر، گفت که فعلا قصد ندارد مصر را ترک کند.وی با این حال از مسئولان مصری خواست نیروهای امنیتی خود را اطراف سفارتخانه این رژیم افزایش داده، و از ورود تظاهرکنندگان به آن جلوگیری کنند.

افشای توطئه‌های خزنده دولت باکو برای تجزیه ایران - آذربایجان در توهم

پس از تذکرات سرلشکر فیروزآبادی در زمینه ضرورت رعایت حقوق مذهبی تاریخی ایرانی تباران آن سوی ارس، دولت باکو تبلیغات ضد ایرانی خود را وسعت بیشتری بخشیده و حمله همه جانبه رسانه‌های همگانی باکو علیه ایران و ایرانیان ابعاد تازه‌ای یافته است.

به گزارش «تابناک»، چندی است، سران باکو در نشست‌های مشترک با مأموران رژِیم صهیونیستی و آمریکا به توافق رسیده‌اند که زمینه‌های اختلاف افکنی قومی در آذربایجان ایران را هر چه بیشتر تشدید کنند که دستگیری چندین نفر از مزدوران باکو در هفته‌های اخیر موید این تحرکات است.

بنا بر این گزارش، به تازگی دولتمردان باکو، با تقویت مواضع ایران ستیزانه خود، تحرکات گسترده‌ای را در مناطق آذربایجان واقعی به مرکزیت تبریز تدارک دیده‌اند که از آن جمله می‌توان به انتشار گسترده بیانیه‌ها و نیز کتاب‌های تحریف شده تاریخی در آذربایجان ایران، در راستای تفرقه افکنی بین آذری‌های غیرتمند ایرانی اشاره نمود.

پیشینه اقدامات ضد ایرانی دولتمردان آن سوی ارس

اران و شروان تاریخی شامل باکو، دربند، گنجه، شوشی و... پس از قرارداد شوم گلستان در 1813 میلادی به اشغال روسیه درآمد و پانزده سال بعد هم با قرارداد ننگین «تركمانچاي» که در سال 1828 ميلادي به امضا رسید، ایروان، نخجوان و بخش‌های شمالی تالش نیز از ایران جدا و به قلمرو روسيه تزاري افزوده شد.

در فاصله سقوط نظام امپراتوري روسيه و استقرار نظام جديد كمونيستي و به ویژه با وعده لنین، مبنی بر الغای قراردادهای استعماری دوره تزاری (از جمله قراردادهای گلستان و ترکمانچای) نخستین فرصت تاریخی براي بازگشت ایران شمالی به میهن عزیز ما فراهم آمد، ولي در غفلت سران بي‌كفايت قاجار براي بازپس‌گيري اين منطقه، اين ميدان، عرصه تاخت و تاز امپراتوری عثماني قرار گرفت و گروهي از انديشمندان و آزاديخواهان قفقازي، با حمايت و پشتيباني قدرت‌هاي منطقه‌‌اي، حكومتي با نام جمهوري آذربايجان در منطقه اران و شروان تاريخي راه‌‌اندازي كردند.

نامگذاري يكباره اين منطقه به نام يكي از بزرگترين و مهمترين ولايات ايران از همان آغاز، شايبه توطئه چشمداشت به سرزمين‌هاي ايراني را براي انديشمندان ايراني به همراه داشت، به گونه‌اي كه بلافاصله با واكنش‌هاي تند همراه با نگراني بزرگان ميهن‌دوستی چون ملك‌الشعراي بهار و علامه دهخدا روبه‌رو شد.

با تشكيل حزب فاشیستی پان‌تركيست با نام «كميته مساوات» در باكو، فعاليت‌هاي ضدايراني دولت باكو با حمايت دولت عثماني شكل جديدي به خود گرفت. با اين حال، سران اين حزب كه در آغاز فعالیت‌های خود به دنبال يافتن جايگاهي منطقه‌اي بودند، در آغاز حکومتی را در اران و شروان تاریخی با نام جعلی جمهوری دمکراتیک آذربایجان تشکیل داده و با عوام‌فريبي كوشيدند، نگراني ايرانيان را براي اطلاق نام جمهوري آذربايجان به اران و شروان تاریخی بي‌مورد نشان دهند.
 

محمد امین رسول زاده، نخستین رئیس جمهوری ضد ایرانی باکو که نام اران و شروان را به جمهوری آذربایجان تغییر داد
 
بنابراین، محمدامين رسول‌زاده، از سران كميته مساوات باکو، در پاسخ به اعتراض ايرانيان در 92 سال پيش نوشته است: «... از ما چرا ظنين هستيد؟ بايد تصور كنيم چنين گمان كرده‌اند كه از گرفتن نام آذربايجان ـ كه نام يك ولايت ايران است ـ به مسماي آن [منظور آذربايجان واقعي در ايران] نيز ما چشم داريم... دعوي مختاريت آذربايجان به هيچ وجه به جنوب ارس راجع نيست. باز بالفعل اين را اثبات مي‌كنيم...» (روزنامه ايران، شماره439 تاريخ 26 ثور (اردیبهشت 1298 خورشيدي)

اما رخدادهای تاریخی سال‌های پس از آن، نشان داد كه رهبران ضدايراني باكو از اين تغيير نام، تنها و تنها هدف توسعه‌طلبانه و جدايي آذربايجان واقعي از ایران را با نام جعلي و ساختگی آذربايجان جنوبي در سر مي‌پرورانده‌اند و در واقع بر خلاف ادعاهاي رسول‌زاده، پیش بینی‌های امثال دهخدا و ملک الشعرای بهار درست از آب درآمد و تاریخ اثبات کرد که آنها: «بالفعل اثبات كردند» كه با جعل نام آذربايجان به «مسماي» آن، یعنی معنا و مفهوم تغییر نام آذربایجان نیز چشم داشته‌اند.
 
از سویی، سران باکو در سال‌های پس از فروپاشی شوروی در ژانويه 1991 هم همواره از هر ترفندی برای تفرقه افکنی میان ملت بزرگ ایران از سویی و ایجاد خط جدایی بین ایرانیان و مردم ایرانی تبار شمال ارس فروگذار نکرده‌اند، چنانکه در کتاب درسی چهارم دبستان، دولت باکو به دروغ ادعا کرده است، پانصد سال پیش کشوری به نام آذربایجان! بوده که اردبیل و تبریز هم جزو آن بودند و ایرانیان که از زمان کوروش به این سرزمین تجاوز می‌کرده‌اند، با همدستی روسیه آن را به دو نیم بخش کرده‌اند!

همچنین در کتاب‌های درسی دولت باکو، افزون بر اینکه از دوره چنگیز و تیمور به عنوان دوران طلایی تاریخ یاد شده، به 9 استان ایران ادعای ارضی شده و حتی جالب این که مازندران و گیلان هم جزو کشور دروغین تاریخی آذربایجان به مرکزیت باکو به شمار آمده اند!

نیز در کتاب‌های درسی و رسمی «هنر» در جمهوری آذربایجان همه هنر ایران، آذری فرض و تعریف شده و حتی شاعران پارسی گوی چون خاقانی و نظامی گنجوی (که بنا به تصریح خود شاعر، زادگاهش روستای «تا» در تفرش است) و خواجه نصیرالدین طوسی نیز ترک فرض شده‌اند.

برنامه راهبردی دولت باکو برای تجزیه ایران

بر پایه طرح راهبردی سیاست ضد ایرانی سران باکو، دامن زدن به اختلافات زبانی و گویشی منطقه آذربایجان تاریخی در رأس برنامه‌های لابی صهیونیستی پان ترکیسمت‌ها قرار گرفته که رئوس برنامه‌های بلندمدت دولتمردان ضد ایرانی باکو به قرار زیر است:

1 ـ دامن زدن به تنوع زبانی موجود در ایران در راستای اختلاف افکنی بین ملت یکپارچه ایران در پوشش به اصطلاح هویت طلبی و دفاع از زبان آذری.

2 ـ توهین و فحاشی همه جانبه به هویت ایرانی، زبان ملی فارسی و تاریخ و فرهنگ ایرانی و ادعای ترک تبار و غیر ایرانی بودن آذری زبانان ایران و افتخار ورزیدن به چنگیز و تیمور و مغول.

3 ـ دامن زدن به طرح خواست فدرالیسم برای ایران بر مبنای تنوع زبانی موجود در ایران به عنوان مقدمه‌ای برای تجزیه ایران. با ژرف نگری در نیات دشمنان ضد ایرانی آن سوی ارس در تبلیغات ضد ایرانی برای تنوع زبانی در ایران، می‌توان به خوبی به اهداف بلند مدت تجزیه طلبان که همانا فراهم آوردن مقدمات تجزیه ایران در راستای یوگوسلاویزه کردن ایران است، پی برد. فراموش نکرده ایم که تجربه تجزیه در دیگر کشور‌ها را که بر همین مبنا شکل گرفت: سیستم اتحاد جماهیر شوروی (و تقسیم به پانزده کشور مستقل)، حکومت فدرال یوگوسلاوی (و تقسیم به شش کشور مستقل که کوزوو هم جدیدترین و هفتمین آن بوده است)، چکسلواکی (تقسیم به دو کشور چک و اسلواکی)، اتیوپی (و جدایی اریتره) و در مورد اخیر تجزیه سودان به دو بخش شمالی و جنوبی.

4 ـ مرحله پایان: جدایی آذربایجان تاریخی از ایران و الحاق آن به اران و شروان تاریخی (با نام جعلی جمهوری آذربایجان)

بنا بر آموزه‌های تحریف شده ضد ایرانیان آن سوی ارس که پیشینه تاریخی جدایی هفده شهر قفقاز از ایران را تعمدا از یاد برده‌اند، چون به زعم آنان مردم آذربایجان به زبان ترکی آذری صحبت می‌کنند، پس از نظر نژادی، هیچ ارتباطی با دیگر مردم ایران ندارند، غیر ایرانی بوده و جزو ملت ترک هستند! بنابراین، با این تحلیل غیر منطقی، همه کشور‌های آفریقایی فرانسوی زبان باید خود را ملت فرانسه و همه مردم انگلیسی زبان گوشه و کنار دنیا، باید خود را ملت انگلیس بدانند!

به زعم تجزیه طلبان مورد حمایت باکو، هر یک از اقوام ایرانی با هر زبان و گویش محلی، یک ملت هستند که نژاد جداگانه‌ای دارند. بنا بر این تعریف، مردم مازندران یک ملت! گیلانیان یک ملت دیگر، مردم لر ملتی جدا و برای دیگر زبان‌های رایج در ایران نیز ملت‌های متعدد تعریف شده است.

بنا بر این تعاریف غیر علمی و غیر تاریخی، چون زبان آذری به ترکی استانبولی نزدیک است،نتیجه می‌گیرند مردم آذربایجان از نظر نژادی ایرانی نیستند و نژاد ترکی دارند و پیشینه نژادی آنها، آلتایی اغوزی و مغولی است!

با این نگرش وارونه است که این به اصطلاح هویت طلبان تجزیه طلب، به خود حق می‌دهند نشان‌های ضد دینی مغولی «بوزگورد» ـ گرگ خاکستری ـ را به کار گیرند و همزمان از هر گونه توهین و بی احترامی به هر آن چه مربوط به ایران، نژاد آریایی، تمدن کهن ایران، زبان ملی فارسی، شخصیت‌های تاریخی ایران زمین فرو گذار نکنند و در این میان، با کمال تأسف، به تازگی حتی از توهین به شاهنامه فردوسی و تحریف نام خلیج فارس نیز فرو گذار نمی‌کنند.

بنابراین و با این پیش فرض سراسر دروغین و جعلی، ملت ایران و کشور ایران از هیچ گونه هویت تاریخی برخوردار نیست و فارسی زبانان دشمنان قسم خورده ترک‌ها هستند(!) و باید زبان‌ها و گویش‌های رایج در ایران را به مجموعه‌ای از ملت‌های گوناگون بازتعریف کرد، تا پس از آن با جا انداختن سیستم فدرالیسم قومی در فرصت مناسب، اقدامات عملی تجزیه ایران صورت پذیرد. این تفرقه افکنی زبانی و در نتیجه تفرقه ساختگی قومی در ایران هیچ پایه و اساسی ندارد، چرا که پیوند‌های خانوادگی قومی میان فارس زبانان با آذری‌ها، کردها، گیلکی‌ها و.. آنچنان هویت ملی ایرانی را در هم تنیده که جداپذیری را به حداقل رسانده است.

حال این پرسش باید پاسخ داده شود که همچون منی که پدرم کرد، مادرم آذری و مادر بزرگ مادری من مازندرانی بوده است، در چه دسته بندی ابداعی فدرال خواهان باید قرار گیرم؟!

مرز کشیدن و ملت سازی در ایران به بهانه تنوع زبانی موجود در ایران، برنامه‌های پرهزینه و بلند مدت ایجاد خاورمیانه جدید توسط دولت آمریکا و موسساتی چون «امریکن اینتر پرایز» و حمایت‌های بی پروای سیاستمداران آمریکایی همچون «مایکل لدین» از تجزیه طلبان ایرانی، سخنان «صدام» و «طارق عزیز» در آغاز جنگ هشت ساله که رسما بیان کردند: «برای ما پنج ایران کوچک، بسیار بهتر از یک ایران بزرگ است».

اعلام رسمی سران رژیم صهیونیستی که بار‌ها گفته‌اند، چند ایران کوچک برای ما بهتر از یک ایران بزرگ است، نقشه‌های فاش شده ایران تجزیه و تهیه شده توسط «برنارد لوییس» انگلیسی، نقشه‌های منتشره جدایی آذربایجان و کردستان و خوزستان و بلوچستان ایران توسط «رالف پیترز»، اقدامات اطلاعاتی و امنیتی پشت پرده اسراییل و آمریکا در جوار مرز‌های شمال غربی ایران و محدودیت‌های توجیه ناشدنی علیه ایرانی تباران شمال ارس، همه تأییدی است بر زنگ خطری که برای تمامیت ارضی ایران به صدا درآمده است.
 

تنوع قومی زبانی در اران و شروان تاریخی

در پایان نکته قابل توجه این که سران باکو با دامن زدن به ادعاهای ضد ایرانی به بهانه دفاع از آذری زبانان ایرانی خود بیشتر متضرر خواهند شد، چرا که در جمهوري موسوم به آذربايجان با كمتر از هشت ميليون نفر جمعيت (بر پایه آمار دولتی) تنوع زبانی گسترده‌ای هست و در مقابل، تنها سه و نیم میلیون نفر آذری یک میلیون و پانصد هزار نفر تالشی و صدها هزار مردم لزگی، ارمنی، کرد، روس و.. هم هستند که بر این اساس، هر یک از آنان نیز از حق تعیین سرنوشت و جدایی از دولت باکو برخوردار خواهند بود.

بازتاب خارجی «پاسخ ایران پشيمان‌كننده است» احمدي‌نژاد

دکتر محمود احمدي‌نژاد، رییس جمهور کشورمان، شنبه شب در یک گفت وگوی زنده با شبكه تلويزيوني «راشا تودي» روسيه، درباره موضوعات گوناگونی سخن گفت که به دنبال آن بسیاری از روزنامه ها و خبرگزاری های داخلی و خارجی به بازتاب سخنان او پرداختند.

به گزارش «تابناک»، روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» در خبری نوشت: رییس جمهوری ایران در مصاحبه با شبکه خبری روسیه و درباره حمله نظامي رژيم صهيونيستي به جمهوري اسلامي ايران هشدار داد كه پاسخ ايران، پشيمان‌كننده خواهد بود، ولی ابراز امیدواری کرد که چنين روزي هیچگاه پيش نيايد.

روزنامه «جرزالم پست» نیز در واکنش به سخنان محمود احمدی نژاد، گزارش داد: رییس جمهوری ایران، روز یکشنبه با پذیرفتن احتمال حمله اسراییل و آمریکا به کشورش، پاسخ ایران به این حمله را پاسخی قاطعانه خواند و گفت: «رژيم صهيونيستي براي تهديد، تهاجم و تأمين منافع غرب تأسيس شده و موجوديت اين رژيم به ترور، اشغال، تجاوز و كشتار بستگي دارد».

روزنامه «دیلی تلگراف» نیز با بازتاب دادن بخش هایی از سخنان رییس جمهوری کشورمان، نوشت: محمود احمدی نژاد با رد خبرهایی مبنی بر بروز برخی اختلاف نظرها با رییس جمهوری روسیه، تصریح کرد: ايران و روسيه راهکار‌هاي مشتركي براي حل مشكلات جهانی دارند.

این روزنامه در ادامه افزود: او این سخنان را در حالی بیان داشت که گفته می شود، «نیکولای پاتروشوف»، دبیر شواری امنیت ملی روسیه، قرار است برای گفت وگوهای دو روزه وارد تهران شود.

خبرگزاری «بلومبرگ» نیز با انتشار گزارشی از سخنان احمدی نژاد، به نقل از او نوشت: نیروگاه بوشهر در زمان بندي مشخص راه‌اندازي خواهد شد.

این خبرگزاری افزود: رییس جمهوری ایران پیش بینی کرد، این نیروگاه تا پایان سال جاری راه اندازی خواهد شد، این در شرایطی است که «سرگی ریابکوف»، معاون وزیر خارجه روسیه، ماه گذشته بهره برداری از این نیروگاه را ماه آگوست اعلام کرده بود.

خبرگزاری روسی «ریانووستی» نیز به نقل از محمود احمدی نژاد گزارش داد: نيروگاه بوشهر امروز در مرحله راه‌اندازي است و طرف روسي اعلام كرده تا پايان امسال در چند مرحله به طور كامل راه اندازي خواهد شد.


 به نوشته این خبرگزاری، روسیه بنا بر یک توافقنامه دو طرفه و تأیید IAEA این نیروگاه را راه اندازی، سوخت آن را تأمین و در دو تا سه سال آینده، سوخت مصرفی را از این کشور خارج و کنترل آن را کامل به ایران واگذار خواهد کرد.

خبرگزاری «فرانسه» نیز با اشاره به سخنان رییس جمهوری کشورمان، مبنی بر این که ساخت سلاح هسته، هدر دادن سرمایه است، نوشت: احمدی نژاد در شرایطی به دنبال تقویت هر چه بیشتر روابط خود با مسکو است که روسیه نیز در مقابل، با محکوم کردن تحریم های غرب تلاش کرد سطح فشارها بر تهران را تا اندازه ای متعادل سازد.



مخوف ترین طرح امنيتي آمريكا در خاورمیانه چگونه لو رفت - جزئيات عمليات نيلوفرآبي

به گزارش گروه بين الملل مشرق، يك پايگاه خبري صهيونيستي، بتازگي از بزرگترين طرح امنيتي ـ نظامي آمريكا خبر داده كه از بيش از 10 سال قبل عليه سوريه و براندازي دولت اين كشور طراحي شده بود که اجراي اين طرح مختص به سوريه نيست و اجراي آن در بسياري از كشورهاي ديگر نيز مورد بررسي قرار گرفته است.
بر اساس جزئيات اين گزارش كه از سوي يك منبع ارشد امنيتي فاش شده است، ماجرا از اين قرار است که سوري‌ها موفق شده‌اند عمليات پيچيده آمريکا عليه اين کشور موسوم به عمليات "نيلوفر آبي" را كشف كرده و ضربات جبران ناپذيري به آمريكايي‌ها وارد كنند.
 بر اين اساس بعد از افشاي شكست اين طرح آمريكا پيامي به فرماندهي عمليات در سوريه ارسال كرد كه به اين عمليات پايان دهد و جاسوسان را از اين كشور خارج كند اما با جواب عناصر اطلاعاتي سوريه مواجه شد كه مي‌گفتند عمليات به پايان رسيده است.

کوچکترین نیلوفر آبی دنیا !

كشف اين عمليات كه با خشم مقامات كاخ سفيد همراه شده، مشكلات زيادي براي آمريكايي‌ها ايجاد كرد، با قرار گرفتن پيشرفته‌ترين دستگاه‌هاي ارتباطي جاسوسي آمريكا در دست سوري‌ها، هزاران جاسوس آمريكا در سراسر جهان تهديد شدند، از سوي ديگر گفته مي‌شود كه سوري‌ها گزارش‌هايي را به ايران فرستاده‌اند كه منجر به بازداشت 30 جاسوسي آمريكايي در ايران طي يك مرحله شده است.
 همچنين يك سامانه تلفن همراه محرمانه در لبنان كه براي جاسوسي عليه سوريه طراحي شده بود، نيز كشف شده و يك جاسوس آمريكا در روسيه نيز به همين ترتيب شناسايي شد.
اين گزارش مي‌افزايد كه به علت قدرت سوريه در انهدام اين سامانه بود كه روسيه و چين در شوراي امنيت به دفاع از اين كشور پرداختند تا بتوانند به يكي از اين دستگاه‌ها دست يافته و اطلاعات موجود در آن را تحليل كنند. اين در حالي است كه آمريكا نيز پيشنهادهاي زيادي را به مقامات سوري داده‌اند تا بر اساس سياست هويچ و چماق اين دستگاه‌ها را از دست سوري‌ها بگيرند، البته سوري‌ها به خوبي به ارزش واقعي اين سامانه واقف هستند.
اين مقاله در ادامه به تشريح اين عمليات پرداخته و مي‌نويسد كه اين عمليات با نام نيلوفر آبي از سال 1999 و با هدف براندازي نظام سوريه و تقسيم آن به چند كشور كوچك و ايجاد جنگ طايفه‌اي در آن آغاز شده است، بر اين اساس رسانه‌هايي كه براي اجراي اين طرح انتخاب شده و به دوستي با سوريه قبل از اجراي آن مأمور شده‌اند، الجزيره، الجديد و روزنامه الاخبار هستند، رويترز، العربيه، بردي اورينت، بي بي سي و سي ان ان نيز در اين عرصه به رسانه‌هاي فوق كمك مي‌كنند.
كشورهاي عضو ناتو از جمله تركيه و برخي كشورهاي عربي نيز از اجرا كنندگان اصلي اين برنامه هستند، هدف غير مستقيم از اين طرح تقسيم خاورميانه بر اساس نقشه خاورميانه جديد است و از سوي ديگر مي‌خواهد كه تعداد مسلمانان در اطراف اسرائيل را تا حد ممكن كاهش داده و آنها را در موضع ضعف قرار دهد.
 
مراحل اجرايي عمليات
 
ايجاد جنگ طايفه‌اي در منطقه ساحل ميان طايفه‌هاي سه‌گانه اين منطقه به گونه‌اي كه مسيحيان را به سوي لبنان، سني ها را به سوي حمص و حماه و حلب بكشاند تا دولت علوي‌ها را در اين منطقه ايجاد كنند. ايجاد عمليات مسلحانه در اين منطقه و قتل تعدادي از اين افراد به بهانه‌ها و شعارهاي ديني قيام علوي‌ها عليه اقليت سني در سوريه را آغاز كرده و آنها را از منطقه الساحل خارج كنند.
در مرحله دوم امارتي اسلامي در حمص و حماة كه احتمالاً تا دمشق امتداد مي يابد، تشكيل مي شود و بر اين اساس با ادامه كشتارهاي ديني و عمليات تروريستي اقليت‌هاي مسيحي به لبنان و اقليت‌هاي سني به ساحل مي روند.
مرحله بعدي اين عمليات آغاز تشكيل امارت مستقل اسلامي در "درعا"ست، در اين مرحله نيز بخشي از ساكنان درعا را به سوي اردن سوق مي‌دهند تا در آينده، اين كشور نيز بر اساس طرحي بزرگتر هدف طرح تشكيل دولت دروزي‌ها  قرار بگيرد و در ادامه جنگ ميان دو دولت ايجاد شود.
جنگ‌افروزي ميان اين دولت‌هاي كوچك باعث مي‌شود تا اسرائيل به عنوان تنها دولت دموكراتيك در ميان آنها باقي بماند، بر اين اساس باقي فلسطيني‌هاي ساكن اسرائيل كوچ داده مي شوند تا اسرائيل خود را دولت يهودي در فسطين اشغالي بنامد.
توسعه اين تقسيم كه شامل اردن و عراق و لبنان نيز مي‌شود، مي تواند اردن  و لبنان را به جايگاهي براي اسكان آوارگان فلسطيني تبديل كند و آنها را نيز بر اساس تنوع طايفه‌اي خود به كشورهاي كوچكي تبديل نمايد.

اخبار كوتاه سوريه؛ آمريكا وسائل جاسوسي در سوريه توزيع كرد

اين طرح مي‌خواهد مسلمانان را در اطراف اسرائيل كاهش داده و تعداد مبارزان آنها را به كمتر از سه ميليون نفر برساند تا در آينده‌ي نزديك و حداقل در 50 سال آينده آنها نتوانند تغييرات اساسي در روند مردم شناسي اين منطقه ايجاد كنند.
هدف قرار دادن علماي اهل تسنن و تبديل كردن سني‌ها به پيروان وهابيت از ديگر برنامه‌هاي اين طرح گسترده است، آمريكا به اين ترتيب مي‌خواهد زمام قدرت سني‌ها را به عربستان سعودي دهد و در اين راستا ارتشي ‌از شيوخ را نيز براي انجام عمليات قتل و ترور ترتيب داده است، آمريكا مي‌خواهد با تقسيم كردن اين كشورها به دولت‌هاي كوچك اينگونه وانمود كند كه عربستان يگانه راه نجات آنها به شمار مي‌رود.
اين عمليات با اهدافي كه در بالا اشاره شده با مشاركت بيش از 5000 سوري آغاز شد كه علاوه بر اينها سه هزار فرد غيرسوري نيز در آن شركت داشتند، اين افراد از راه‌هاي مختلف از جمله سفارتخانه‌هاي اين كشور جذب شده و در اين راستا سفارت آمريكا در اقدامي عجيب از سال 1999 ميلادي به مدت دو سال به اعطاي مجوز اقامت در آمريكا به اتباع سوري دست زد، آمريكا به اين ترتيب موفق شد تا نيروهاي خود را از ميان افراد متقاضي اقامت در آمريكا جذب كند.
بر اساس اين گزارش از سال 2004 ميلادي، قطر نيز تعدادي مزدور از ميان سوري ها جذب كرد؛ در لبنان و اردن و عربستان سعودي و امارات نيز تلاش مشابهي صورت گرفت تا تعداد كل مزدوران به پنج هزار نفر برسد، تعدادي از اين افراد كساني بودند كه به علت جرم‌هاي مختلف از جمله قاچاق از دست دستگاه قضايي سوريه فرار مي‌كردند.
اين عمليات با زيركي خاص و با ترويج شايعات در سوريه آغاز شد و به اين ترتيب موفق شد تا مردم را به خيابان‌ها بكشاند، كنترل روند تظاهرات در سوريه از طريق انجام برخي ترورها و كشتار مردم و تجاوز‌هاي جنسي ادامه پيدا كرد و از طرف مقابل فتنه انگيزي ميان ارتش و نيروهاي امنيتي و مردم ديگر حربه‌اي بود كه دراين زمينه مورد استفاده قرار گرفت.
سخنراني هاي فتنه انگيزانه برخي افراد وابسته به آمريكا و شعارهاي آمريكا در مورد ضعيف شدن سوريه و احتمال سقوط اين كشور بخش ديگري از اين سناريو بود و رسانه‌هاي همراه با اين طرح نيز به صورت مستمر عملكرد خود را در قبال اتفاقات سوريه به اجرا گذاشتند. در راستاي تحت پوشش قرار دادن تمام اتفاقات سوريه اين رسانه‌ها بيش از 15 هزار نفر را در تمام نقاط سوريه اجير كرده بودند.
اين عمليات را 18 كليد امنيتي اصلي آمريكايي در خاك سوريه اداره مي كرده و افسران ارشدي از كشورهاي عربي شامل امارات و اردن نيز در آن حضور داشتند، چند مستشار صهيونيست و تعداد ديگري از افسران عرب و اروپايي نيز در روند فرماندهي اين عمليات شركت كرده بودند.
براي اين عمليات چند شبكه ارتباطي از جمله ارتباط ثابت و تلفن همراه و ماهواره‌هاي صنعتي تدارك ديده شده بود و يكي از پيشرفته‌ترين شبكه‌هاي ارتباطي آمريكا نيز در اين معركه حضور داشت، از طريق اين سامانه بعد از شناسايي هر شبكه، خود به خود شبكه جديدي ايجاد مي‌شد و ادامه ارتباط را ميسر مي كرد.
بيش از 10 اتاق عمليات شامل بخش‌هاي رسانه‌اي، نظامي، ارتباطاتي، شايعه پراكني، جنگ الكترونيك تشكيل شده بود كه در بيروت، اردن، دوحه و چند كشور اروپايي در اين عمليات شركت داشتند و تعدادي از آنها در داخل تل‌آويو و برخي نيز در داخل كشتي‌ها در دريا مستقر شده بود.
در يكي از مراحل عمليات يكي از كليدهاي امنيتي، ناگهاني از سوريه به امارات رفت. وي به جاي فرماندهي عمليات، باعث قطع ارتباط ميان برخي از اين كليدهاي اساسي شد، در پي اين خلأ بر اساس طرحي كه براي انفجار در خطوط نفت شهر بانياس و پالايشگاه و نيروگاه حرارتي آن طراحي شده بود؛ نيروهاي امنيتي و الكترونيكي سوريه موفق شدن تا ارتباطات ميان يك كشتي آلماني و افراد محلي كه براي اجراي اين عمليات انتخاب شده بودند را شناسايي كرده و با وارد شدن در خطوط تماس، افراد اجرايي را به كمين‌گاه نيروهاي اطلاعاتي خود ببرند.
يك روز بعد از دستگيري اين عده كه يك افسر ارشد اردني و يك افسر جاسوسي اماراتي و يك منبع عالي رتبه موساد و تعدادي مشاور اسرائيلي در ميان آنها بودند، تلويزيون سوريه اعترافات يكي از اين افراد را منتشر كرد که خود را "وزير دفاع امارت مستقل بانياس" به حساب مي‌آورد.
آمريكايي‌ها با درك خطر دستور توقف عليات و خروج از سوريه را صادر كردند، اما در اين زمان ارتباط سازمان جاسوسي آمريكا با تمام كليدهاي امنيتي خود در سوريه قطع شد و از سوي سازمان اطلاعات سوريه اين پيام براي آمريكا مخابره شد كه عمليات تمام شده است. سوري ها در ادامه به تحليل اطلاعات موجود دست زدند كه باعث لو رفتن 30 جاسوس آمريكا در ايران شد، بعد از آن كلينتون لحن خود را در قبال سوريه تغيير داده و گفت كه بشار اسد اصلاحاتي را انجام داده كه رئيس جمهور ديگري انجام نداده است. در همين راستا مذاكرات با سوريه نيز آغاز شد.
البته در زماني كه آمريكايي‌ها با ايجاد درگيري و تظاهرات در حمص فكر مي‌كردند كه يك سامانه ارتباط آنها در اين شهر در امنيت قرار دارد و نيروهاي امنيتي سوريه به درگيري‌ها مشغول هستند، عناصر امنيتي دمشق، در مكاني ديگر موفق شدند آخرين سامانه ارتباط آمريكا را نيز در اين شهر شناسايي كرده و در آنجا تعدادي از سعودي‌هاي حاضر در اين عمليات را نيز بازداشت كنند.
بر اساس اعترافات اين منبع امنيتي تنها چهار نفر در اين عمليات موفق به فرار شدند كه يكي از آنها به لبنان رفت و فرد ديگري از كليدهاي امنيتي نيز به امارات فرار كرد. در پي اين حادثه، آمريكايي‌ها و صهيونيست‌ها اذعان كردند كه آنچه در سوريه روي داد، مصيبت اطلاعاتي ديگري بود كه دامنگير آنها شد.
اکنون، دامنه اين رسوايي براي آمريکايي ها به قدري گسترده شده که از ترس درز اين سامانه و شبکه پيشرفته جاسوسي و افتادن آن به دست چين و روسيه و طبعاً ايران، دست به دامن "تهديد به جنگ عليه سوريه" شده است و بايد منتظر ماند و ديد آيا آمريکا جرأت عملياتي کردن اين تهديد را دارد.

آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید...!

سرویس بین الملل ـ زمانی نیمایوشیج شاعر معاصر ایرانی، درد بی دردی انسان ها در برابر همنوعانشان را این گونه فریاد زد که: آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید، یک نفر انگار در آب دارد می سپارد جان، آی آدم ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید...

به گزارش «تابناک»، نیما از بهترین تمثیل برای بی تفاوتی انسان ها نسبت به سرنوشت همنوعان خود استفاده کرد؛ بی تفاوتی نسبت به غرق شدن در دریا و چه التماس و ضجه ای دردناکتر از التماس یک انسان پیدا می شود، آن هم هنگامی که در حال غرق شدن و دم و بازدم آخرین نشئه زندگی است.

بنا بر این گزارش، امروز اما صدها هزار تن در کشوری به نام سومالی در حال غرق شدن در درون امواج سهمگین فقر هستند و فقر و گرسنگی چنان بر اندام نحیف این فرزندان بشر می کوبد که گویی، دشمنی دیرین با ساکنین نحیف کره خاکی دارد و یا انتقامی خانمان برانداز از کسانی می گیرد که گوشت و استخوان یا پوست و استخوانشان دیگر طاقت کوچکترین تازیانه فقر را هم ندارد.

فقر و فلاکت در میان مردمان رنجور سومالی ـ کشوری که اتفاقا آمریکایی ها در آن رفت و آمد زیادی دارند! ـ به اندازه ای است که هر آنچه اکنون در عالم سیاست و اقتصاد و اجتماع، دولت، ملت و منافع و اتحاد و ائتلاف هست، در برابر آن رنگ می بازد و فقر بلایی بر سر این مردم آورده است که هر کس در هر گوشه ای از این کره خاکی، کمکی ولو به اندازه درمی به آنان بکند، شادی خلق و خالق را در پی خواهد شد.

بر پایه این گزارش، هرچند تاکنون رهبر انقلاب و برخی مراجع معظم تقلید ایران اسلامی کمک هایی به این کشور کرده اند، بیش از اصل خود این کمک ها، ذغدغه ای است که باید با الهام از چنین کمک هایی در سراسر جهان به وجود آید، که این مسأله ای متعلق به همه بشریت است، که گروهی از هم نوعانشان برای نداشتن نان و آب و نفس، پوست و استخوانشان نقش بر زمین تفتیده آفریقا له له می زند، که... .

در همین حال، «آنتونيو گوترا»، رئيس كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل پس از بازديد از بزرگترين اردوگاه پناهندگان جهان در داداب در كنيا ـ همسايه جنوبي سومالي ـ آشکارا اعلام كرد: بدترين فاجعه انساني جهان در سومالي روي داده است. هرچند سايه شوم قطحي و خشكسالي بي‌سابقه در شصت سال اخير، كشورهاي اتيوپي و كنيا و بخش‌هايي از اوگاندا و جيبوتي را نيز فرا گرفته، وضعيت سومالي وخيم‌تر از آن است كه پنداشته شود. سازمان‌هاي جهانی براي تأمين غذاي ضروري چهار ميليون انسان در معرض خطر به حدود نيم ميليارد دلار كمك مالي نياز دارند.

گزارش‌هاي يونيسف نیز حكايت از اين دارد كه عمق فاجعه در سومالی به اندازه ای است كه پدران و مادران سوماليايي، براي دستيابي به آب و غذا مجبور مي‌شوند، كودكان خود را كنار خيابان‌ها و جاده‌ها رها كرده و به امید به دست آوردن لقمه ای نان، به اردوگاه‌هاي معدود توزيع غذا هجوم ببرند.

براي آگاهی كساني كه چنين وضعيتي در يك گوشه برايشان عجيب مي‌نمايد، بايد گفت هم اکنون سومالي، تنها كشوري است كه از سال 1991 دولت ندارد. در واقع، پس از سرنگوني «زيادباره» ديكتاتور هشتاد ساله سومالي در سال 1991، شورشيان به جان يكديگر و مردم سومالي افتاده و سومالي را به سرزمين وحشت تبديل كردند. سازمان‌هاي بين‌المللي كه سومالي عضو آنهاست، يعني سازمان ملل، سازمان وحدت آفريقا، اتحاديه عرب و سازمان كنفرانس اسلامي در اين بیست سال به ويژه در دو سال اخير، نتوانسته‌اند کار موثري براي نجات و کمک به مردم اين كشور انجام دهند و صلح و امنيت و غذا همچنان روياي دست‌نيافتني مردم مسلمان سومالي است و 38 هزار سرباز خارجي مستقر در سومالي که بیشترشان امریکایی هستند نيز نتوانسته جهنم سومالي را تحمل‌كردني كنند.

هرچند متوسط طول عمر انسان ها در سومالي، نزدیک 45 سال است و 35 درصد كودكان در اين كشور در آغاز تولد يا پیش از پنج سالگي تلف مي‌شوند، اما با وقايع اخير اين احتمال وجود دارد، متوسط عمر مردم سومالي باز هم كاهش يابد.

در این میان، پرسش اینجاست که چرا تلف شدن صدها هزار انسان در سومالی به گوش کسی نمی رسد، اما مثلا کشته شدن کمتر از صد نفر در نروژ، ـ هر چند بسیار تلخ ـ روزها تیتر اصلی همه رسانه های خبری از جمله ایران می شود؟ یا مثلا بحران های گوناگون کشورهای اروپایی، ماه ها رسانه ها را تحت تأثیر خود قرار می دهد، ولی مردم مستضعف سومالی همچنان می میرند و می میرند و حتی مسلمانانی که در دورترین نقاط جهان به استقبال رمضان «کریم» رفته اند، ظاهرا کرامت و بخشش را فراموش کرده اند!

گفتنی است، جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران و نیز کمیته امداد حضرت امام خمینی(ره)، با اعلام شماره حساب هایی و نیز از طریق میعادگاه های نماز جمعه، به جمع آوری کمک های انسان دوستانه مردم نوع دوست کشورمان اقدام کرده اند... .

نقدی بر سریال ساختمان پزشکان - رابطه ساختمان پزشکان با سبک زندگی اسلامی!

آذر ماه سال 89 در یادداشتی با نام«خوش‎نشینی بدزبانی و احترام‌شکنی در رسانه ملی» همزمان با پخش مجموعه تلویزیونی «خوش‎نشین‌ها» به انتظارات رهبر انقلاب اسلامی که ضمن تمدید حکم ریاست مهندس ضرغامی بر سازمان صدا و سیما تأکید فرموده بودند اشاره کردم.
 


در یکی از قسمت‎های پخش شده اخیر مجموعه ساختمان پزشکان که به جشن تولد نازنین ــ همسر دکتر افشار ـ اختصاص داشت، دو نکته به چشم آمد که کاملاً در تضاد با سبک زندگی اسلامی بود.


از عشوه‎های منشی مطب ساختمان پزشکان ـ خانم شیرزاد ـ و حرکات وی که در مواردی به نازکی یک تار مو با رقص فاصله دارد و به ویزه ناز و غمزه‎هایی که در تضاد با دستور خداوند متعال بوده و در نقطه مقابل آیه 32 سوره مبارکه احزاب است که بگذریم، نخست مناسب است ترسیمی از جلسه جشن تولد نازنین در قسمت مورد نظرمان که از این مجموعه پخش شده داشته باشیم:
...

البته این مسأله منحصر به این مجموعه تلویزیونی هم نیست و چنین غفلتی در سایر مجموعه‎ها هم غالباً به چشم می‏آید؛ امری که در سینما و به نحو تأمل برانگیزی در عرصه تئاتر رنگ و بوی سکولار هم به خود گرفته است.

در بسیاری از مجموعه‎های تلویزیونی می‎بینیم که لباس زن در منزل با زمانی که به کوچه می‎رود و از در منزل برای بدرقه فرزند یا همسرش بیرون می‎رود، تفاوتی نمی‎کند و نمونه‏هایی دیگر از این دست که یکی از این مصادیق را آبان ماه 1388 در یادداشتی با نام «تأملات دهگانه بر شمس العماره» به مناسبت پخش مجموعه تلویزیونی «شمس العماره» یادآور شدم.
ادامه نوشته

سفارت انگلیس: ایران حتی حق غنی سازی صلح آمیز اورانیوم هم ندارد!

سرویس سیاست خارجی ـ سایت انگلیسی سفارت انگلستان در تهران، با درج مطلبی با نام «ده افسانه درباره ایران و موضوع هسته ای ایران» تأکید کرده که ایران حق قانونی برای غنی سازی اورانیوم حتی برای مقاصد صلح آمیز را ندارد و باید غنی سازی را تعلیق کند!

به گزارش «تابناک»، در این مطلب که به صورت ده ابهام یا ده افسانه و طرح پرسش و پاسخ طرح شده، آمده است: بر پایه قطعنامه سازمان ملل متحد، هم اکنون ایران حق قانونی برای غنی سازی اورانیوم را ندارد.

بنا بر این گزارش، سایت سفارتخانه انگلستان، درباره برخورد دوگانه با پرونده هسته ای رژیم صهیونیستی هم این گونه پاسخ داده است که: انگلستان به دنبال خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای است و از مقامات این رژیم هم خواسته اند به معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای بپیوندند که آنان از ترس خطر ایران هسته ای به این معاهده نپیوسته اند!

این در حالی است که اگر ایران به دنبال سلاح هسته ای حرکت کند، دیگر کشورهای منطقه نیز به دنبال سلاح هسته ای خواهند رفت و سرانجام فرایند صلح خاورمیانه به خطر خواهد افتاد!

در ادامه این مطلب همچنین آمده است: این آژانس بوده که پرونده ایران را به شورای امنیت سازمان ملل متحد داده و همه مسائل بنا بر قانون آژانس انجام شده و انگلستان و دیگر کشورها، هیچ نقشی در این زمینه نداشته اند.

همچنین درباره نظر انگلستان درباره تغییر رژیم جمهوری اسلامی ایران آمده است: انگلستان به دنبال تغییر رژیم در ایران نیست، بلکه به دنبال تغییر رفتار ایرانیان است که همه جامعه جهانی، خواهان این تغییر رفتارند.

در مورد حمله نظامی به ایران هم گفته است: هرچند انگلستان به دنبال حل مسالمت آمیز پرونده هسته ای ایران است، با وجود این، همه گزینه ها و از جمله حمله نظامی را روی میز و به عنوان یک گزینه نگه داشته اند.
 
این مطلب همچنین افزوده است: ایران پروتکل الحاقی را هم امضا کرده، ولی هیچ گاه آن را اجرا نکرده و از تعهدات خود در آژانس بین المللی انرژی اتمی شانه خالی کرده است!

نیز درباره تلاش کشورهای اروپایی و انگلستان برای وقفه در مذاکرات هسته ای نیز آمده است: این گونه نیست و کشورهایی اروپایی، گفت وگوی همراه با فشار را درباره ایران اجرا می کنند و مهمترین نشانه این هم این مسأله است که انگلستان روابط خوبی با ایران دارد و در این مدت، روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع نکرده است!

با این حال، گویا برای روشن شدن اذهان مسئولان سفارت انگلستان در ایران، باید نکاتی را به آنان گوشزد کرد:

نخست اینکه: سایت سفارت انگلستان در تهران نوشته است: ایران حق قانونی برای غنی سازی اورانیوم ندارد، مستند به قطعنامه ای است که به صورت سیاسی و به دور از مسائل فنی و حقوقی تنظیم شده و ایران هیچ گاه این قطعنامه ها را نپذیرفته است؛ افزون بر اینکه اتفاقا پرونده ایران نه توسط آژانس که توسط آمریکا، انگلستان و فرانسه به شورای امنیت برده شد و شاهد این مدعا هم تلاش های این سه کشور در بیرون از آژانس برای حواله دادن پرونده هسته ای کشورمان و تهدیدهای آنان در این زمینه و همچنین مصاحبه های محمد البرادعی، مدیر کل وقت آژانس و انتقاد از این تصمیم هستند.

دوم آنکه: نپیوستن رژیم صهیونیستی به «ان.پی.تی»، به دلیل ترس از ایران هسته ای است. به فرض اینکه این سخن درست باشد، مگر ایران از همان آغاز پیروزی انقلاب دنبال سلاح هسته ای بوده که این رژیم سلاح های هسته ای تولید کرده و به آژانس هم نپیوسته است؟!
مگر کشور یا ماهیتی که دارای سلاح هسته ای است و دیگران را هم تهدید به استفاده از زور کرده، با کشوری که عضو آژانس است، سلاح هسته ای تولید نکرده و کسی را هم تهدید به استفاده از روز نکرده، با هم یکسان هستند؟

سوم: سایت سفارت انگلستان در تهران آورده است، همه جامعه بین اللملی خواهان تغییر رفتار تهران هستند و می شود یک بار برای همیشه، مسئولان این کشور جامعه بین المللی را تعریف کنند تا ملاک سنجش سخنان آنان مشخص شود.

چهارم: اینکه ایران در موافقت نامه سعدآباد در قبال دریافت مشوق هایی، تعهد خود برای تصویب پروتکل الحاقی را پذیرفت، ولی پروتکل الحاقی بعدها به دلیل ارایه نکردن مشوق ها و تعهدات غربی ها در مجلس طرح نشد، مسئولان این سفارتخانه نگفته اند که با وجود تصریح به تعلیق غنی سازی موقت اورانیوم آن هم به صورت داوطلبانه از سوی ایران چرا آنان از ایران بعدها خواستند که همیشه غنی سازی را متوقف کند.

ريشه‌يابي تاريخي شعار مرگ بر انگليس(1)


و پنجم: اینکه سایت سفارت انگلستان گفته که یکی از نشانه روابط خوب انگلستان با ایران این است که آنان روابط خود با ایران را قطع نکرده اند، در حالی که این طرف ایرانی بوده که با وجود تذکرات مداوم به انگلستان به دلیل اهانت های همیشگی به ایران و شهروندان ایرانی، همواره حسن نیت خود را ثابت کرده، وگرنه کسی در سیاست بازی انگلیسی ها شکی ندارد.

و در پایان، ای کاش دستگاه دیپلماسی کشور، یک بار برای همیشه، تکلیف خود را با این رفتارهای موهن و متکبرانه انگلیس مشخص می کرد و... .

رسوایی جنسی مجدد در صدای آمریکا!! در این شبکه تلویزیونی چه می گذرد خائنان وطن به جان هم افتادند

پس از خبر فاش شدن خبر تجاوز مهدی فلاحتی مجری شبکه صدای آمریکا به" ا _ س"، مادر یکی از مجریان زن این شبکه به نام "ن_م" نیز پرده ای دیگر از وضعیت نابهنجار این شبکه دولتی برداشت تا ماهیت پشت پرده رسانه وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا بیش از گذشته زیر سئوال رود.

به گزارش جام نیوز، سایت آمریکائی دالاس نیوز در تاریخ22ژولای(31تیر) به نقل از مادر "ن_م" یکی از مجریان شبکه دولتی صدای آمریکا فاش کرد که جمشید چالنگی یکی دیگر از مجریان با نفوذ این شبکه ،روزنامه نگاران زن شاغل در صدای آمریکا از جمله خانم"ن_م" را مجبور میکند که در ازای ارتقای شغلی با وی رابطه جنسی برقرار کنند!
این گزارش می افزاید که والدین "ن_م" نیز اخیرا به منظور تلاش برای خروج دخترشان از بخش فارسی صدای آمریکا ،به ایالات متحده سفر کرده اند.

عاشقانه های یك خلبان با همسرش شهید دوران جزو مردان خدایی بود از دل همین مردم ایران زمین

عباس دوران به سال 1329 در شیراز متولد شد. شهید دوران با آغاز جنگ تحمیلی خدمت خود را در پست افسر خلبان شكاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شكاری نفتی شهید نوژه ادامه داد و در طول سالهای دفاع مقدس بیش از یك صد سورتی پرواز جنگ انجام داد.

به گزارش مشرق؛ دوران در تاریخ 7/9/1359 اسلكه «الامیه» و «البكر» را غرق كرد و در عملیات فتح*المبین نیز حماسه آفرید.در تاریخ 20/4/1361 برای انجام مأموریت حاضر شد و هدف موردنظر او ناامن كردن بغداد از انجام كنفرانس سران كشورهای غیرمتعهد بغداد بود.

اما هنگام عملیات اصابت موشك عراقی باعث شد، هواپیما آتش بگیرد، دوران به طرف پالایشگاه الدوره پرواز كرد و تمام بمب ها را بر روی پالایشگاه فرو ریخت، قسمت عقب هواپیما در آتش می سوخت.

كاظمیان، همراهش با چتر نجات به بیرون پرید اما دوران به سمت هتل سران ممالك غیرمتعهد پرواز كرد. او در آخرین لحظات با یك عملیات استشهادی هواپیما را به ساختمان هتل كوبید.

سردار دلاور ایران اسلامی در روز سی ام تیر سال 1361 به شهادت رسید.

سرانجام بعد از بیست سال تنها قطعه ای از استخوان پا به همراه تكه ای از پوتین عباس دروان به میهن بازگشت و روز دهم مردادماه سال 1381 خانواده آن را در شیراز به خاك سپردند.




روحمان با یادش شاد

آنچه در ادامه مطلب خواهید خواند اولین نامه ای است كه شهید عباس دوران برای همسرش در روزهای جنگ تحمیلی نوشته است.

خاتون من ، مهناز خانم گلم سلام

بگو كه خوب هستی و از دوری من زیاد بهانه نمی گیری برای من نبودن تو سخت است ولی چه می شه كرد جنگ جنگ است و زن و بچه هم نمی شناسد.

نوشته بودی دلت می خواهد برگردی بوشهر. مهناز به جان تو كسی اینجا نیست همه زن و بچه ها یشان را فرستادند تهران و شیراز و اصفهان و ...

علی هم (سرلشگر خلبان شهید علیرضا یاسینی ) امروز و فرداست كه پروانه خانم و بچه ها را بیاورد شیراز دیشب یك سر رفتم آن جا . علیرضا برای ماموریت رفته بود همدان از آنجا تلفن زد من تازه از ماموریت برگشته بودم می خواستم برای خودم چای بریزم كه گفتند تلفن . علی گفت : مهرزاد مریضه پروانه دست تنهاست . قول گرفت كه سر بزنم گفت : نری خونه مثل نعش بیفتی بعد بگی یادم رفت و از خستگی خوابم رفت ، می دانی این زن و شوهر چه لیلی و مجنونی هستند.

پروانه طفلك از قبل هم لاغر تر شده مهرزاد كوچولو هم سرخك گرفته و پشت سرش هم اوریون پروانه خانم معلوم بود یك دل سیر گریه كرده . به علی زنگ زدم و گفتم علی فكر كنم پروانه خانم مریضی مهرزاد را بهانه كرده و حسابی برات گریه كرده است . علی خندید و گفت : حسود چشم نداری توی این دنیا یكی لیلی من باشه؟

دلم اینجا گرفته عینكم رو زدم و همان طور با لباس پرواز و پوتین هایی كه چند روز واكس نخورده نشستم تا آفتاب كم كم طلوع كنه باد آن روزی افتادم كه آورده بودمت اینجا ، تو رستوران متل ریسكس نمی دونم شاید سالگرد ازدواج یكی از بچه ها بود.

اگر پروانه خانم و بچه ها توی این یكی دو روز راهی شیراز شدند برایت پول می فرستم .
خیلی فرصت كم می كنم به خونه سر بزنم ، علی هم همینطور حتی فرصت دوش گرفتن رو هم ندارم . دوش كه پیشكش پوتینهایم را هم دو سه روز یكبار هم وقت نمی كنم از پایم خارج كنم . علی كه اون همه خوش تیپ بود رفته موهایش رو از ته تراشیده من هم شده ام شبیه آن درویشی كه هر وقت می رفتیم چهارراه زند آنجا نشسته بود .

بچه های گردان یك شب وقتی من و علی داشت كم كم خوابمون می برد دست و پایمان را گرفتند و انداختند توی حمام آب را هم رویمان بازكردند . اولش كلی بد و بی راه حواله شان كردیم اما بعد فكر كردیم خدا پدر و مادرشان را بیامورزد چون پوتینهایمان را كه در آوردیم دیدیم لای انگشتهایمان كپك زده است.

مهناز مواظب خودت باش این حرفها را نزدم كه ناراحت بشی بالاخره جنگ است و وضعیت مملكت غیر عادی. نمی شود توقع داشت چون یك سال است ازدواج كردیم و یا چون ما همدیگر را خیلی دوست داریم جنگ و مردم و كشور را رها كرد و آمد نشست توی خانه . از جیب این مردم برای درس خواندن امثال من خرج شده است پیش از جنگ زندگی راحتی داشتیم و به قدر خودمان خوشی كردیم و خوش بخت بودیم به قول بعضی از بچه های گردان خوب خوردیم و خوابیدیم الان زمان جبران است اگر ما جلوی این پست فطرتها نایستیم چه بر سر زن و بچه و خاكمان می آید . بگذریم

از بابت شیراز خیالت راحت آن جا امن است كوه های بلند اطرافش را احاطه كرده و اجازه نمی دهد هواپیماهای دشمن خدای ناكرده آنجا را بزنند . درباره خودم هم شاید باورت نشه اما تا بحال هر ماموریتی انجام دادم سر زن و بچه های مردم بمب نریختم اگر كسی را هم دیدم دوری زدم تا وقتی آدمی نبوده ادامه دادم .

لابد خیلی تعجب كردی كه توی همین مدت كوتاه چطور شوهر ساكت و كم حرفت به یك آدم پر حرف تبدیل شده خودم هم نمی دانم به همه سلام برسان به خانه ما زیاد سر بزن مادرم تورا كه می بیند انگار من را دیده .

سعی می كنم برای شیراز ماموریتی دست و پا كنم و بیایم تو راهم ببینم همه چیز زود درست می شود دوستت دارم خیلی زیاد .

مواظب خودت باش
همسرت عباس - مهر ماه 1359

درسی برای نوجوانان مدعی عقل و سن، سیگار آفت است چقدر سعی در رفع مشکل فردی و اجتماعی شده؟







سوت و کف برای ترور سرباز ایرانی؟! پژاک رویای کودکانه جانی هایی بزرگ خطری با پشتیبانی غرب

بولتن نیوز نوشت:

روزگار غریبی است ... انگار کسی حمیت و غیرت وطن ندارد ..." سوت و کف های سرمستانه ای که عده ای برای کشته شدن سربازان ایرانی کشیدند و انتظار بی تابانه شان برای اینکه بارزانی در برابر ایران واکنش نظامی نشان دهند، بیش از هر چیز نشان داد که اینان تنها در پس عناوین روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و ... پناه گرفته اند و در نهایت تجزیه طلبانی هستند حامی گروه های تروریستی مثل پژاک که به دنبال تجزیه ایران از هر طریق ممکن هستند".

آری سخنی به حق گفت. در همین چند روز بود که ناگهان حمله پر فریب و رمالی شروع شد... اول بيانیە جمعی از زنان کرد در محکوميت جنگ افروزی های جمهوری اسلامی ايران، بعد نامه سرگشاده ۳۰۰ فعال مدنی و سیاسی خطاب به افکار عمومی پیرامون حمله‌ی نظامی جمهوری اسلامی ایران به کردستان عراق... ناگهان همه در پشت یک فرقه تروریست قاچاقچی مواد مخدر، پنهان شدند، در و دیوار را با های های کردن ، پر کردند! ... نوشتند که تجاوز سپاه به خاک کردستان عراق محکوم است ، اما کسی نپرسید ترور سرباز ایرانی چه ؟

کردها مردمانی سخت کوش ، مبارز، آزادی طلب و صبورند. مرزبانانی که سال ها در سیه روزی و حرمان و فقر زیسته اند و شاید همگان بر این اعتراف اند که این جامعه پر استقامت و صبور ، از قدیمی ترین ایرانیان اند و صاحب خانه این مرز و بوم و تاریخ مبارزات آنان علیه استبداد و ظلم هم در لابلای اکثر کتاب های تاریخ، مکتوب یا مکتوم مانده. کُردها امید به آینده و زیستن آزاد و آرام دارند و نان شرافت خورده اند... اما در کردستان، تروریست و آدمکش نبوده، هرچند خود بزرگ ترین قربانی ترور بوده است... اما امروز، مرضی خطرناک تر از سرطان در این دیار شیوع یافته که البته وقایع و واقعیت ها را گفتیم و نوشتیم... هرچند گروهی مدعی آزادی بیان در سایت شان، خود نوشتند و خود سانسور کردند و خودنویس سیاه بر حقایق کشیدند که مبادا دوستان قلم به دست شان، برنجند!

آنچه را گفتیم ، فرقه پژاک به زبانی فراتر از توهین و اتهام و جنجال و تهدید به مرگ، پاسخ منطقی نداشت که جامعه ایرانی بخواند و بداند؛ با صدای بلند در صدای آمریکا گفتم که این رجاله های خونخوار کیستند ؛ ناگهان سایت صدای آمریکا مملو از فحش شد، توهین ها و ناسزاهای عجیب اما تکراری و مشابه، سایت ها از اهانت و تهمت پر شد ، بعد قدم رنجه فرمودند سازمان دستور داد که به زبان های کردی و فارسی و ترکی و ... برنامه ای ویدئویی بسازند و بعد در کانال تلویزیونی نوروز و ... ساعت ها کارشناسان کرد ترکیه و خواهان کردستان بزرگ و مقلد اوجالان، تحلیل ها فرمودند و عاقبت کار، در نشریه فرقه ای شان، حکم مرگ نوشتند ! .... که البته دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم ! اما شک ندارم که جامعه ایران و جوان ایرانی، با هر قوم و گروهی ، این فرقه را نخواهد پذیرفت.

در کنار سایت ها و وبلاگ های روشنگرانه ضد پژاک ؛ بنا به وظیفه و نداری درونی ام ، بارها نوشته و گفته ام که فرقه پژاک ، از 1384 تا امروز، نه تنها برای کرد و کردستان، مفید و مثمر ثمر نبوده است بلکه کاملا کردستیز و عامل تخریب زیستن و حیات آرام و آزاد در کردستان بوده است . برخلاف ادعاهای توهم آلود و احساسی ، وقتی اسم پژاک مطرح می شود کلمات و عبارات " ترور، بمب، اعدام، چپاول، انفجار و..." در ذهن تداعی می شود. تحت عنوان جعلی "حرکت آزادیخواهی کرد"، حیات و زیستن را در کردستان نشانه رفته است. هرجا سخن از ترور و کشتار است، نام پژاک می درخشد، و هرجا سخن از اغتشاش و آشوب و ترور باشد حتما پاي اين فرقه درميان است . گفتم که واژه پژاک - مخفف پارتیا ژیانا ئازادا کوردستانی ( حزب حیات آزاد کردستان ) – اسمی بی معنا است.

فرقه پژاك هميشه تلاش دارد تا خود را چهره‌يي معصوم ، مظلوم، محقر، آرام و دموكراتيك معرفي نمايد، ولي رفتارو كردار اين فرقه فرزندخوانده‌ي پ.ك.ك بيشتر نشانگر تروريست بودن آن است تا دموكراتيك بودن. به هیچ عنوان ارزشی برای آزادی و حقوق بشر قائل نیست . فرقه ای که جز - فریب دختران و زنان ، وادار کردن مردم به همکاری، آنهم به زبان گلوله و تهدید ؛ به گلوله بستن بی گناهان و گزارش امنیتی به حکومت دادن، ممنوعیت ازدواج و سو استفاده از دختران بی سواد و روستایی ، تظاهر به عدالت و برابری ، ترور منتقد و متعرض ، حامی هميشگی اغتشاشات و آشوب ها و ترورها. استفاده ابزاری از کودکان، ترانزیت و قاچاق مواد مخدر ، رجز خوانی ، شانتاژ ، عقده گشایی در سایت ها و وبلاگ ها – به هیچ هنری آراسته نیست !

انگار باید کر و لال بود و در برابر خودکامگی اوجالان، رهبر تحمیلی و خودخوانده ، تکریم و ستایش و کرنش کرد، توهم و دروغ آنان را درباره زندانی سیاسی کُرد را باور کرد ، در ساختن کمپین های امضا " دفاع از حقوق زندانیان سیاسی " و مخالفت با " سرکوب اوپوزیسیون " شرکت جست و امضا کرد، و اگر تاملی کرد و جستجویی، اتهام ها سرازیر می شود اما کسی نمی داند کجای این گیتی پهناور کسی را در حین عملیات تروریستی مسلحانه دستگیر می کنند و بعد او را به القاب " روزنامه نگار، فعال حقوق بشر، فعال زنان و ... " بی گناه مزین می فرمایند ؟ جوان های بی سواد و ساده لوح فاقد سواد الفبای سیاست را زندانی سیاسی بنامند ؟

فریب افکار عمومی با شهید سازی در فرقه پژاك ، هم خوره ای است که به جان جوانان كرد ایرانی افتاده، هيچ ابايي هم از دروغ گفتن و وقاحت ندارد. با اوج بزرگنمايي و بازی با احساسات مردم، شخص را قهرمان و بُتي می سازد و به مردم تحميل مي‌كند كه پرستش كنند. در سایت های اینترنتی، مرثیه ها نوشته می شود... که مغز جوانان كٌرد را شستشو دهند و جذب كنند. انگار هرچه تعداد "شهيد" بيشتر باشد به همان اندازه در ميان ملت محبوب قلوب می شود و پایگاه قوي براي سياست در جامعه پيدا مي‌كند و جایگاهی در میان سازمان های حقوق بشری.

نباید پرسید که از اين خون ريختن‌ها چه كسي سود مي‌برد؟ آيا كُردها بهره‌مند مي‌شود؟ مردم ایران ؟ فایده موج سازی و مرثیه های احساسی و غیرواقعی، چیست ؟ براستی چه کسی برنده و ذینفع این اعدام بود؟ ... جز پژاک، هیچ کس !

روزگاری که به دستور اداره امنیت سوریه اوجالان، 11000 جوان کرد سوریه را گوشت دم توپ کرد تا علیه ترکیه بجنگد، این همه فعال حقوق بشر کجا بودند ؟ بعدها اوجالان به کردهای عراق آتش گشود و صدها کرد را به خاک و خون کشید، و بعدها کردهای عراق پرسیدند: اوجالان که سالها با جمهوری اسلامی همکاری کرد، کمک سازمان امنیت سوریه بود و علیه صدام حسین گلوله ای شلیک نکرد، چگونه می تواند مدعی 4 کردستان باشد ؟ پس من کرد ایرانی هم حق دارم بپرسم که چرا باید دنبال و پیرو اوجالان باشم ؟ یعنی در ایران من قطع الرجال است که جان عزیز را فدای عبدالرحمن حاج احمدی مداح اوجالان و این فرقه ای منزوی و بی ماهیت و سردرگم کنم ؟ جامعه کردها، آنقدر متوهم، ناآگاه و نازل عقل شده اند که اين حرف‌هاي بي‌اساس و دروغ را باور كنند؟

اما باید گفت ، جامعه کردهای شریف و نجیب، ملتی هشیار و آگاه و بیدارند و به جای احساساتی بودن، واقع بین هستند. در خاورميانه ، تفکر غالب بر جامعه با ترور و تروريسم هم‌پيمان نمی شوند. مردم انسان دوست و اهل زیبایی و زندگی كُرد و ايراني، ملتي با هزاران سال تاريخ شرافت و كرامت، اجازه نفوذ ترور در زندگيشان را نخواهند داد. کرد ها خاطرات تلخی از جنگها ونا آرامی ها و ظلم ها دارند. از روز نخست تا امروز، مردم کرد را با مصیبت ها و مشکلات فراوانی روبرو بوده

فرقه پژاک - که با ترور و خشونت شکل گرفت، همواره می خواهد خود را با تبلیغات و پرخاش در برابر نقدها، تبرئه شود و با ادعا، خود را تشکیلاتی با اهداف سیاسی در راستای تحقق خواسته های کرد قلمداد کند، یکه تاز میدان مسائل کردی است و خود را نماینده کردها می داند، آیا چنین است ؟ ...

این فرقه و باند راهزنان در چند عملیات تروریستی، ده ها سرباز و غیر نظامی کرد را در مناطق کردنشین ایران هدف قرار داد و تمام انسان های آزاده و رسانه های مختلف این حرکت را ترور وحشیانه را محکوم کردند که با این گونه رفتارهای غیرانسانی به چهره مردم کرد لطمه وارد می سازد و هیچ وقت نماینده مردم کرد نیست بلکه پژاک تهدید بزرگی علیه کردها است این فرقه مدارس ساخت دولت در مناطق کردنشین را تخریب می کرند و معلمان را کشتند تا نشانه ای از حضور دولت در منطقه نباشد . با اسلحه و بمب و ترور، کدام خواسته را می توان محقق کرد ؟

پژاك به غده ای سرطاني براي مردم ایران و كردستان تبديل شده و با سلب امنيت از مناطق كردنشين زمينه حضور هر گونه سرمايه گذاري در كردستان را از بين برده و ارمغانی جز بدبختی و نکبت برای کرد و ایرانی نداشته اند، و مجموعه عواملی که باعث شده است این فرقه نتوانند افکار عمومی کرد و ایرانی و جهان را به خو جلب کنند و روز به روز منزوی تر شوند به چند دلیل است : عدم داشتن.تعریف مشخصی از مسئله کرد ، حمایت مستقیم خارجی از این فرقه ، احساسی بودن رفتار و گفتار اعضا و رهبران آن، بیسوادی اعضای آن ، عدم سازگاری تحلیل آنها با واقعیت های جامعه کردستان ، جاه طلبی و مقام طلبی ، فضای دیکتاتوری درون گروهی و... حال، صبح تا شام هم این فرقه مارکسیست-لنینیست ، بگوید که برای حقوق مردم کرد مبارزه می کند ! اما میزان سطح آگاهی جامعه کردستان عملا از این فرقه و گروه ها بسیار بالاتر است..

مردم کرد، هویت و تاریخ و زبان شان در میان ایرانیان ، قابل احترام است و با پژاک و پ ک ک ، معرفی نمی شود. کردها در حرکت اجتماعی و سیاسی مردم ایران، همگام با جامعه راه خود را می روند – حتی اگر این قافله ایرانی ها تا به روز حشر، لنگ باشد – اما دلیلی ندارد که – به خاطر خوش آیند و یا موضع گیری کسی و حکومتی و حزبی و ... – چشم بر واقعیت ها ببندیم ، و در این چند روز، دست زدن، سوت زدن و هورا کشیدن سرمستانه از عده ای متوهم – که خود را روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و ... می نامند - برای کشته شدن سربازان ایرانی – فارغ از نوع حکومت و دولت، شاهنشاهی یا اسلامی - خود جای تامل دارد

افشاگری «آیات القرمزی» از زندان های «آل خلیفه» بحرین و جنایات همراه با سکوت خبری

خانم «آيات القرمزي»، شاعر آزاد شده بحريني، دوشنبه در گفت وگوی اختصاصی با شبکه خبري العالم از جنایات در زندان های رژیم آل خلیفه به ویژه شکنجه زندانیان پرده برداشت.

به گزارش «تابناک»، این فعال سیاسی بحرینی فاش کرد که در زندان های رژیم آل خلیفه، زیر سخت ترين شکنجه ها قرار گرفته است.

وی سیاست های رژیم بحرین به ویژه سرپوش گذاشتن بر تخلفات غیرانسانی علیه زندانیان را به شدت محکوم کرد و خواستار توقف آنها شد.

بنا بر این گزارش، «آیات القرمزی» با بیان اینکه در زندان های رژیم آل خلیفه، هیچ نظارتی نیست، گفت: زندانبانان رحم و شفقت ندارند و با زندانیان با روش های انسانی برخورد نمی کنند.

این فعال سیاسی بحرینی خاطرنشان کرد: شکنجه زندانیان در زندان های رژیم آل خلیفه، یک آن قطع نمی شود و به زندانیان مجالی برای استراحت و درمان صدمات جسمی و روحی داده نمی شود.

«آیات القرمزی» با انتقاد از شورای عالی زنان ـ که توسط رژیم بحرین تشکیل شده است ـ گفت: این شورا به مأموریت و وظایف خود در حمایت از حقوق و کرامت زنان توجهی ندارد و هیچ کاری برای توقف شکنجه و توهین به زنان در زندان های رژیم بحرین نمی کند.

این فعال سياسي بحريني از تصميمش براي بازپس گیری حقوق از دست رفته خود هنگام بازداشت و شکنجه در زندان هاي رژيم آل خليفه خبر داد.

«آيات القرمزي» تأکید کرد: در زندان هاي رژیم آل خليفه، شکنجه جسمي و روحي شده و رفتاري که زندانبانان با وي داشته اند، متناسب با کارهایی که عليه رژیم حاکم کرده، نبوده است.

وی با بيان اينکه آزادي اش از زندان هاي آل خليفه مشروط بوده است، افزود: مسئولان بحريني، محدوديت هايي برای من ایجاد کرده و خواسته اند در تجمع هايي که منامه آنها را تحريک آميز مي نامد، مشارکت نکرده و با رسانه ها مصاحبه نکنم و به ویِژه درباره رفتارهايي که در دوره بازداشت در زندان با من شده است، سخني نگويم.
 و مراجعه به مسئولان در صورت فراخواني دانست.

این شاعر بحرینی، ديگر محدوديت هايي را که رژیم آل خليفه براي او وضع کرده است، اقامت اجباري در منزل و بیرون نرفتن از کشور و  و مراجعه به مسئولان در صورت فراخواني دانست.

«آیات القرمزی» خاطرنشان کرد: مقامات بحريني من را وادار کردند برگه اي را که اين محدوديت ها در آن قيد شده است، امضا کنم و حتی تهديد کرده اند که در صورت نقض هر يک از اين تعهدات، بار ديگر زنداني خواهم شد.

وي در پایان با اشاره به اقدام مقامات رژیم بحرين در اخراجش از دانشگاه و اطلاع دادن اين مسأله به خانواده اش، گفت: مقامات رژیم بحرین به خانواده ام اعلام کرده اند که پس از بازجويي از دانشگاه اخراج شده ام و اين در حالي است که در زندان بوده و چنين بازجويي از من نشده است.

رئال در لس آنجلس و عکسی که خشم لس‌آنجلسی‌ها را برانگیخت

تيم فوتبال رئال مادريد تور تابستاني خود را در شرايطي دنبال مي‌كند كه فقراي آمريكايي براي دريافت لباس‌هاي مصرف شده و پس مانده غذا اعضاي اين تيم اطراف منطقه را احاطه كرده‌اند.

به گزارش فارس، انتشار تصوير يكي از بي‌خانمان‌هاي لس آنجلسي در نزديكي اردوي رئال مادريد خشم مقامات برگزار كننده اردوي آمريكايي اين تيم را به همراه داشته و تلاش براي سرپوش گذاشتن بر فقر و گرسنگي و بيكاري مردم اين منطقه از آمريكا با حضور خبرنگاران بي‌شمار اسپانيايي و آسيايي همراه رئال مادريد بي‌اثر بوده است.
 

بسياري از مردم براي دريافت لباس مصرف شده در تمرينات رئال مادريد در مسير حركت بازيكنان صف مي‌كشند و مادريدي‌ها كه مي‌دانند آنها اين لباس‌ها را به خاطر طرفداري و هواداري نمي‌خواهند تحت تاثير فقر اين مردم قرار مي‌گيرند.

برون ريز غذا در اردوي رئال مادريد زياد است و بيش از 85 نفر اعم از بازيكنان، كادر فني، تداركات، مقامات و ميهمانان ويژه هر روز در سه نوبت بر سر ميز غذاي ثروتمندترين باشگاه دنيا مي‌نشينند اما اين همه ماجرا نيست و سطل‌هاي زباله و محل مخصوص جمع آوري اين پس مانده‌ها معمولا ميهمانان ناخوانده ديگري را هم به سمت اردوي رئال مادريد فرا مي‌خواند.

ایرانیان در مواقع سختی دوشادوش یکدیگر - بسیج کلیسای آبادان

عكسی كه می‌بینید، «پایگاه بسیج -كلیسای آبادان – 1360» نام دارد. به گزارش مشرق، آقای آرش آبخو ضمن انتشار این عكس در سایت خود، در توضیح آن آورده است: بنایی كه این افراد در كنار آن «عكس یادگاری» گرفته‌اند یادمان كشته‌های ارامنه در تركیه به سال 1915، و عكسی كه تو می‌بینی یادمان قتل عام مردم بی دفاع آبادان توسط رژیم بعث عراق در سال ۱۳60 خورشیدی است. لباسهایی كه از فرط گشادی به تنِ صاحبِ كم سالشان زار می‌زنند، تكیه دادن كودك سمت چپ به بغل‌دستی‌اش كه اوج نیاز به حمایت در این سن را نشان می‌دهد، نوجوان وسطی كه دستش را مثل یك سردارِ فاتح در جیبش كرده و با انگشتانِ دستِ دیگر علامت پیروزی را نشان می‌دهد، دیگری كه زبانش را به شوخی بیرون آورده و تمام هیمَنهء نظامی عكس را بهم ریخته و در آن شرایط بمباران و نبرد خانه به خانه، مرگ و زندگی را به سُخره گرفته است، مندرس بودن پوتین و كفشهای گلی افراد دیگر، همه نشان از «تحمیل» شدن جنگ به مردمی بیدفاع دارند. مردمی كه «جنگجو» نبودند و «جنگزده» شدند. مردمی كه مظلومانه از خاك و خانواده شان دفاع كردند و غریبانه در خون غلطیدند. چقدر جوان امروز آبادان نیازمند و تشنهء رمزگشایی این عكس است، تا بداند این مردانِ روزهای سخت، چه كسانی بودند و چه می‌خواستند و چه كردند. تا بداند، از آبادانی كه امروز در آن نفس می‌كشد چگونه دفاع شده است. تا بداند، وظیفه و تعهدش در قبالِ شهرش چیست. این عكس را به خاطر بسپارید.

عوامل پرخاشگری در تهران و شهرهای بزرگ

تابناک اجتماعی: در حالي‌كه استاندار تهران براي حل مشكل آلودگي هوا دعا مي‌كند و معاونش مي‌گويد هيچ راهي براي حل معضل آلودگي هوا در پايتخت وجود ندارد برخي كارشناسان تاكيد مي‌كنند كه همين معضل مهم 30درصد تهراني‌ها را پرخاشگرتر از هميشه كرده است و شايد همين پرخاشگري هم باعث مي‌شود كه شهروندان توي خيابان، تاكسي، معابر و هر جاي ديگر كه امكانش باشد يقه همديگر را مي‌گيرند تا كمي خودشان را تخليه كنند.

انگار مشكلات كلانشهر پايتخت هيچ گاه تمامي ندارد. بعضي‌ها مي‌گويند دقيقا از روزي كه ترافيك و آلودگي صوتي و آلودگي هوا به همنشينان دائمي پايتخت تبديل شده‌اند وضع شهروندانش اينگونه شده است. دعواها و بگو مگوهاي چند نفره با هم، بحث راننده تاكسي با مسافر يا راننده اتوبوس با مسافران. بعضي اوقات اين بحث و جدل‌ها به حدي بالا مي‌گيرد كه چند نفر مجبور به وساطت مي‌شوند تا بتوانند دو نفر را از يكديگر جدا كنند. كارشناسان اجتماعي مي‌گويند عوامل متعددي بر بروز پرخاشگري افراد در يك جامعه اثر دارند. به گفته كارشناسان آلودگي هوا و آلودگي صوتي و گرماي هوا از عواملي است كه فرد را مستعد پرخاشگري مي‌كند. تهران نيز از اين موضوع استثنا نيست. ابر شهر پايتخت كلكسيوني از انواع آلودگي‌هاي زيست محيطي است كه هيچ دست خيري بر‌اي كمك به آن دراز نمي‌شود. به گفته مديرعامل شركت كنترل كيفيت هواي تهران، موضوع آلودگي هوا در پايتخت به حال خودش رها شده است. دكتر يوسف رشيدي در گفت و گو با تهران امروز با اشاره به آمار آلودگي هوا در سال گذشته، مي‌گويد:‌ سال گذشته پايتخت نشينان فقط 14 روز هواي پاك و 247 روز هواي سالم را تجربه كردند. اين در حالي است كه 103 روز هواي ناسالم و 3 روز هواي بسيار ناسالم در مركز كنترل كيفيت هواي تهران به ثبت رسيده است. آلودگی صوتی درمناطق مسکونی نزدیک بزرگراهها نيز بین 70 تا 80 دسی بل است. در صورتي‌که استاندارد آلودگی صوتی مناطق مسکونی در روز 55 دسی بل و در شب 45 دسی بل است. به گفته كارشناسان اگر شدت آلودگی‌های صوتی، آلودگی هوا و ترافیک بیش از حد آستانه‌های مجاز باشد موجب عصبانیت، کاهش قدرت شنوایی، افزایش فشار خون، سردرد، خستگی، تندمزاجی، اختلال در مکالمات، کاهش قدرت یادگیری در کودکان، افزایش سقط جنین و کاهش وزن نوزادان هنگام تولد نیز می‌شود اما مدت‌هاست شهروندان تهراني به زندگی شهرنشینی توام با چاشنی آلودگی‌های صوتی و هوا تن داده‌اند و با آن خو گرفته‌اند.



كاهش آستانه تحمل در اثر گرما

پرخاشگري، هديه آلودگي هوا به شهروندان

تعديل منابع استرس زا


مهديه تقوي راد - تهران امروز
ادامه نوشته