یکی بود یکی نبود.
قصه ی ما مرغکی داشت.مرغکش خونه ای داشت .اسم خونش کانون بود.
اون کانون دوستا ی مهربونی داشت خیلی زیاد.یکی از اون عضوای خوب یار و
همکار خانم مربی بخصوص تو وبلاگ نوشتن بود.
راستی یادم رفت شاعر هم بود داستان هم می نوشت.القصه............
امروز اومدم اینجا که بهتون بگم اون عضو خوب برا خودش وبلاگ زده به وبلاگش
سر بزنید وبه آثارش نظر بدید .
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم تیر ۱۳۹۰ ساعت 12:32 توسط مركز فرهنگي وهنري شاهين دژ






.jpg)














































































































