نميداني....


+ نوشته شده در ساعت توسط رویا
|

دلتنگم
دلتنگ روزهای باتو بودن
من صدایت کنم "عشقم"
وتو بگویی "جونم"
ومن سیرنشوم ازاین جانم گفتنهایت
وبازصدایت کنم وبازصدایت کنم.........

که روی بند دلم گیره زده ام...
تا خشک شود...
تا ذخیره گاه دلتنگی شوند...
وقتی که دستم به جایی،
به بودنی بند نیست...


یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آن قدر کوتاه است که،
یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت....
یلدایتان مبارک

اینجا ترس فراموش کردنت مثل خوره تمام جانم را پر میکند ، آنجا را نمیدانم
اینجا جای خالیت به وسعت یک جهان است ، آنجا را نمیدانم
ای کاش برای تو هم تفاوت بین “اینجا” و “آنجا” فقط یک “ی” باشد …


چند وجب در چند وجب در آغوش كسي كه دوستش داري.....!!!

دَر هیچـــ فَرهَنـگ لُغَتے پـِــیدـآ نِمے شَــود ...
