دانلود آهنگ بی خداحافظی رضا صادقی
دانلود آهنگ جدید رضا صادقی به نام بی خداحافظی
Download new Music Reza Sadeghi Bi Khodahafezi
این آهنگ به مناسبت سالگرد درگذشت زنده یاد خسرو شکیبایی تهیه و تولید شده است

ساسي مانكن - فقط يه نفر تو ايران بود
دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای ساسی مانکن به نام فقط یه نفر تو ایران بود

دانلود آهنگ جدید رضا پیشرو و علی اوج به نام قهرمانیم
دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای رضا پیشرو و علی اوج به نام قهرمانیم
آهنگ : رضا پیشرو ، میکس و مستر : حمید پناهی

۱- ورودمون به تعطیلاتو به هممون تبریک میگم ![]()
۲- آخر سر تصویب شد که وبم وب موزیک بشه ![]()
۳- راستی کد لوگو رو هم عوض کردم هرکی خواست بذاره ممنون ![]()
تغییر موضوع وبلاگ
یه فکری تو سرم هست میخوام ببینم کیا باهام موافقن ![]()
موافقین که وبم رو تبدیل به یه وب موزیک کنم ![]()
لطفا بهم کمک کنین تا زودتر تصمیم بگیرم ![]()
ممنون از همتون ![]()
فرهنگ لغت جدید و خنده دار
آنکارا : منظور آن کارهای بد است
مسواک : پیاده روی دسته جمعی
Good Luck: چه لاکِ قشنگی زدی
عرض اندام : پهنای شکم را گویند !
جنگل : جن بیا! (از زبان جنگیر ترک)
موت زارت : سکته! یهویی تلف شدن
Topless : !به اصفهانیِ غلیظ، توپوله
تجدید فراش : دوباره فر کردنِ موهاش
کوآرتز : هنرهایی که می گفتی، کو ؟
اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن
پورشه : فقیر بشه الهی به حق ۵ تن
Macromedia: رسانه های عوام فریب
Al Pacino : همه پاهاتووون رو ورچینین
نیکوتین : نوجوان خوش سیرت را گویند
زالزالک : پدر رستم و داداش کوچولوش
کهنسال : سالروز تولد Leonard Cohen
San Jose: به ترکی ، شما خوزه هستید
خواهر زن : کسی که خواهرش را میزند !
Safe Mode : آنچه در تابستان مد میشود
مهتاب کرامتی : مهتاب چقد شبیه عمتی
کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنته
فروتن : آمپول
Injury : اینجوری
سرباز : بی حجاب
پیشاهنگ : سکوت
Black light: سیانور
Easy Love: لواسان
مملکت : گربه مملی
سیمین : نیم ساعت
Free fall: فال مجانی
کوسه : این که دوتاس
چیذر : چه ضری زدی؟
Superman : مرد بقال
واهمه : همه را باز کن
سیرت : موش دریایی
کامران : راننده کامیون
ایستک : سکتهٔ خفیف
Refer: فرکردن مجدد مو
Too narrow : وارد نشو
دنیای آدم برفی دنیای ساده ایست
اگر برف بیاید هست
اگر برف نیاید نیست
مثل دنیای من
اگر تو باشی هستم
اگر نباشی .....!

تا حالا به کفش هاتون نگاه کردین؟؟!!

تا حالا به کفش هات نگاه کردی؟؟؟
دو تا عاشق 
دو تا همدم 
که با هم میمیرن 
با هم خاکی میشن
بدون هم زیر بارون نمیرن 
کاش آدم ها هم کمی از کفش هاشون یاد میگرفتن... 
داستان عاشقانه « عشق بی پایان »

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.
دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.
دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.
ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ور شکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.
زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.
مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟
مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.
پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟
پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟
کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود::
معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.
وضعیت محصل!!
"بسمه تعالی"
شروع ترم

یک هفته بعد از شروع ترم

قبل از میان ترم

در طول امتحان میان ترم

بعد از امتحان میان ترم


اطلاع از برنامه پایان ترم

7 روز قبل از پایان ترم

6 روز قبل از پایان ترم

5 روز قبل از پایان ترم

4 روز قبل از پایان ترم

2 روز قبل از پایان ترم

1 روز قبل از پایان ترم

شب قبل از امتحان

1 ساعت قبل از امتحان

در طول امتحان


داستان کوتاه جوجه عقاب

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد.
بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.
یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد.
جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت: ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.
مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند: تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد.
اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد.
اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.
تو همانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن
تست آی کیو جالب

سیلام بچه ها 
یه تست هوش ساده اما پیچیده؟؟!!! 
آماده اید؟؟؟ 
خوب حواستون رو جمع کنین هااااااااا 
ادامه مطلب رو از دست ندین 
یه درس درست و حسابی یادت میده 
بچه ای که دنبال مادرش میگشت !!
دوستان این عکس رو چند روز پیش تو نت دیدم و روم خیلیییییییییییی تاثیر گذاشت
نمی دونم دیگه روی شما چقدر تاثیر بذاره 

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
واااااااااای امروز خیلی ناراحتم نمی دونم شنیدین یا نه ولی دیروز به تبریز یه زلزله ۶.۲ ریشتری اومد 
و ادامه شون هم میشه 
واسه همین شاید چند روزی نتونم آپ کنم چون شبهارو تو پارک می مونیم 
الانم اومدیم از خونه چند تیکه وسایل ورداریم واسه همین مجبورم چند روزی ازتون جدا شم![]()
ولییییییییی شما بازم کامنت هاتون رو بذارین ببینم چی کار میکنین
فعلا بای تا های 
دسته گلی برای مادر

وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه میکرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه میکنی؟
دختر گفت: میخواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ میخرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج میشدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: میخواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!
مرد دیگرنمیتوانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد!
شکسپیر میگوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم میآوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور...

هنوزم دوست دارم

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا دوست دارم
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟
چطور میتونی بگی عاشقمی؟
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم
ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،
صدات گرم و خواستنیه،
همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی،
با ملاحظه هستی،
بخاطر لبخندت،
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت
پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟
نه!معلومه كه نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم

اس ام اس های خنده دار و سرکاری جدید
به غضنفر میگن اگه همسر آیندت رو پیدا کنی چیکار میکنی ؟
میگه : یه چَک میزنم تو گوشش میگم تا حالا کجا بودی؟!
اس ام اس بازی بین دو عاشق، دختره این پیامک رو میفرسته:
عشق من اگر الان خوابی، رویاهاتو برام بفرست
اگر داری میخندی، لبخندت رو برام بفرست
و اگر در حال گریه ای، برایم اشکهایت را ارسال کن
دوستت دارم
پسره جواب میده:
من الان توالتم. چی برات بفرستم !؟!؟!؟
اعصاب چیست؟
چیزیست که هیچ کس ندارد ولی توقع دارند که تو داشته باشی!
توقع چیست؟
چیزیست که همه دارند و تو نباید داشته باشی!
دوست عزیز !!! اگر خیلی آشغالی , حداقل قابل بازیافت باش !!!
مرسی ! :)
پشت کامیونا مینویسن عاقبتِ فرار از مدرسه
پشت مسافر کشا
عاقبت ادامه تحصیل!
از مهمترین مزیتهای زندگی در کانون گرم خانواده نسبت به زندگی مجردی
تقسیم پشه ها بین اعضای خانوادست !
راسته که میگن
اگه به یه کچل بخندی بی برو برگرد کچل میشی
ولی به یه میلیونر قهقه هم بزنی هیچ اتفاقی نمی افته !
معلمه سر کلاس میگه هرکی خنگه از سر جاش پاشه
یکی از شاگرد ها از جاش پا میشه میگه
آقا به خدا ما خنگ نیستیم پا شدیم شما تنها نمونی !
ملت ما ملتی است که اگر تو خیابان زل زل نگات کنه نمیفهمی خوشگلی یا زیپت بازه !
♥ عاشـــــــــــــــــــــــــــــــــق ♥

خواهم ورقی نوشتن از عشق
کآسان نتوان گذشتن از عشق
عشق است طریق آشنایی
دل یافت ز عشق روشنایی ...
تا حالا شخصیت های محبوبتون رو اینطوری دیده بودین؟؟؟
تفاوت وبلاگ نویسی توسط یک دختر و یک پسر
وااااااااااااااااای امروز تفلدمه
تفلد تفلد تفلدم مبارک
25655555544884تا کامنت
آرزو می کنم روزی برسه که همه انسان ها بتوانند با هر عقیده رنگ و قومیتی در کنار هم آزادانه زندگی کنند.
1 کامنت
-حرف مفت نزن
(تازه همون یه نفر هم آدرس وبلاگ خودشو گذاشته)
























من به هر تحقیری که شدم با صدای بلند خندیدم...