از زندگی سیرم

از خودم خسته ام

از پدر و مادرم که

بخاطر عشرت یک شبه خود

عمری مرا بدبخت کردند

و از خدا..

که مرا به این سرای مکافات کشاند

 

پست ثابت

  پ  س  ت ثا ب ت

سلام !

سلام دوست عزیزی که

به دنیای مجازی من از روی مهربانی

سری زده و شاید

دقایقی میهماان

این محزون سرا باشی

مراقب باش.... !

به آتش دل من شما هم

نسوزی....

به رسم ادب

میگم خوش اومدی

خدا کنه خیلی دلتنگ نشی

حالت گرفته نشه

و بهم ناسزا نگی

راستش تقصیر من نیست

تقصیر روزگاره

آخه....

روزگار غریبی است نازنین


 

 

 

تقديم به پدري که ندارم.....
ميان تمام نداشتن ها دوستت دارم ...
شانس ديدنت را هر روز ندارم ...
ولي دوستت دارم...
وقتي دلم هوایت را ميكند حق شنيدن صدايت را ندارم...
ولي دوستت دارم...
وقت هايي كه روحم درد دارد و ميشكند شانه هايت را براي گريستن كم دارم...
ولي دوستت دارم...
وقت دلتنگي هايم , آغوشت را براي آرام شدن ندارم ...
ولي دوستت دارم ....
آري همه وجودمي ولي هيچ جاي زندگيم ندارمت و ميان تمام ندا شتن ها باز هم با تمام وجودم...
دوستت دارم پدرم 😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔

تقدیم به پدران آرمیده در خاک .

دلم تنگه

دلم گرفته

واسه عزیزترین کسم که الان باید باشه ولی نیست

خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا


دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست

        شکسته باد آنکه دلش این چنین می خواست

در روزا خر ماه ميهماني خد ا برايت دعا ميکم وقتي خدا در روز محشر ا زتو ميپرسيد چ دا ري؟
...حضرت علي سربلند کند و بگوييد :حسا ب شد مهما ن من ا ست
عيدتوووووووووو ن مبا رک

خــــود آزاری

خــــود آزاری یعنــــی ،

میــــری اونجاهایــــی کـــه باهاش هزار تا خاطــــره داشتــــی

و ،

بــــه یــــادش مــــی میری ..

یه وقتایی باید رفت ...!

اونم با پای خودت ...!

باید جاتُ تو زندگی بعضی ها خالی کنی ...!

درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن چی میشه ...

ولی بدون ...

یه روزی ...

یه جایی ...

بد جوری یادت می افتن که دیگه دیر شده

درگذرازجاده زندگی آموختم

کسانی راکه بیشتردوست میداری

زودترازدست میدهی

یه وقتایی وقتی میگن شب خوش

یعنی نذاربااین حالم بخابم

اینو بفهمین...

خیابانهای تنهاییُ ،دلی ولگردمی خواهد!

و آوازم بدون توسکوتی سرد می خواهد!

برایت مرده بودم

تاتب کندقلبت

ولی حتی نپرسیدی

دلت همدرد می خواهد؟؟؟!!!

تنهایی یعنی....!

امشبم مثل شبای دیگه...

رو تختت دراز بکشی...

آهنگ بزاری و بازم فکر کنی....

به نبودنش...

به حرفایی که باهم میزدید...

و مثل همیشه چشمات تقاص پس بدن...

 

 

زیــــــــــــــــــــــــــــــــر دست چپم یه دفتره

در آخرین برگش نوشته م
خسته ام
خسته ام

تبریک

جناب آقای دکتر روحانی تبریک تبریک
رای امروز به شما رای خون دلانه ای است
رای به شمای صرف نیست. رای به میرحسین است. رای به کروبی است. رای به دموکراسی است. رای به آزادی است. رنگ بنفش شما تن کبود میلیونها مردمی است که سبز بودند و اینقدر کتک خوردند تا کبود شدند و شدند بنفش
امیدوارم قدر این رای را بدانید و سرمایه اش کنید برای ایران و ایرانی
این رای رای به هزاران شهید راه آزادی است. رای ای است که می گوید باز هم میخواهد با مسالمت مسئله را به نفع ایران، آزادی، دموکراسی و حاکمیت ملی و حفظ منافع ملی بچرخاند و راه حلی مسالمت آمیز پیدا کند.
کاش شما هم قدرش را بدانید و پاسدار خوبی برایش باشید
من جای شما بودم از امشب خوابم نمی برد. وظیفه سنگینی بر شانه های شماست. پاسدارش باشید
!

وقتی زنی عــاشـق میشود،

وقتی زنی عــاشـق میشود،

دست خـودش نیست ؛

بــا صـدای آرام صـحـبـت میکند . . .

عـشـوه هـایـش بـیـشـتــر میشود . . .

حـسـادت زنــانــه میکند . . . چـون نمیخواهد کـسی حـتـی بـــه عـشـقـش نـگاه کـنـد،

هـمـیـشــه میگویـــد تــــو مــال مــن هـسـتـی !

دوست دارد عشقش، از پشت دستانش را دور بـدنـش حـلـقـه کند، گـردنش را بـبوسـد . .

چشمانش خــُـمـار میشود.

به آرامی گـوشـه ی لـبـش را گـــاز میگیرد .
. .

...
صدایش میلرزد، زیر لب میگوید دوستـت دارم !

زن میداند کــه وجودش با عشق کامل تر میشود . . .

و
بــا بــوســـه ای عاشقانــه بــه اوج آرامــش میرسد . . .


سیگار راکــــــــــــــــــد

 
 
خمیازه های کشدارسیگار پشت سیگار؛ شب گوشه ای به ناچار سیگار پشت سیگار
این روح خسته هرشب جان کندنش غریزی ست ؛ لعنت به این خود آزار سیگار پشت سیگار
یک استخوان و صدمیخ آن پرده را دریدند ؛ ناموس سایه بردار سیگار پشت سیگار

در انجماد یک تخت این لاشه منفجر شد؛ پاشیده شد به دیوار سیگار پشت سیگار
بر سنگ فرش کوچه خوابیده بی سرانجام؛ این مرده ی کفن خوار سیگار پشت سیگار
صد صندلی در این ختم بی سرنشین کبودند ؛ مردی تکیده بیزار ؛ سیگار پشت سیگار

تصعید لاله ی گوش با جیغ های رنگی ؛ شک و شروع انکار ؛ سیگار پشت سیگار
این پنج پنجه امشب همخوابگان خاکند ؛ بدرود دست و گیتار ؛ سیگار پشت سیگار
خودکار من قدیمی ست گاهی نمی نویسد ؛ یک مارک بی خریدار سیگار پشت سیگار

مرد باش ! !

بلند شو

مرد باش ! !

بلند شو و بگو تو نه عزیز منی نه . . ..

بلند شو بگو من تو رو برای گذراندن روزهایم میخواهم

بلند شو و بگو من تو رو برای نیازهای خود میخواهم

بگو تا وقتی برای من عزیزی که قلبت را به دست نیاورده باشم

بگو امروز شاید زبانی دوستت داشته باشم اما

نه الان و نه هیچ وقت دیگر دوستت نخواهم داشت

بلند شو و فریاد بزن و بگو تو و امثال تو

برای من دستمال کاغذی های یکبار مصرف هستید

و بعد از مصرف به سطل آشغال انداخته میشوید

بلند شو ! !!

بلند شو بگو .. .

بگو این ها را به آن دخترک بیچاره ی زود باور ! !

که تو را باور دارد

که تو را دوست دارد

تو را مرد زندگیش میداند

تو را همه چیزش میداند

عشق میداند

اما تو

او را فقط یک احساس زودگذر و روزگذر میدانی و بس

پست عمومی و بی مخاطب

حرف نگـــــــــــاهم

روزی که نگــــــــــــــاهمـــــــــان در هم آمــــــــیخت ...


مــــــــی خواســـــــــــــتم بگــــــــــویم کـــــــه.

ســــــــــــکوت کـــــــــــردم...
حـــــــــس کردم از نگـــــــــــاهم ، رازم را خوانـــــــــده 

 
باشـــــــــــی ..

اما  مـــــــن عاشقـــانـــــه هایـــــــم را
روی همیـــــــــن دیـــــــــوار مجـــازی می نویســــــــم !
از لـــج خــــــــودم . . .
که ترســــــــــیدم و نتــــــــوانســـــــــتم
ایـــــــن هــــا را واقعـــــــی بــه تو بگوــــــــم. . .

 

رمان جدال پرتمنا

ice می گوید :

من عاشقِ هیچ کس نستم...

من عاشقِ غـروبـم عاشقِ نشستن و خیره شدن به غروبــ

من عاشق ابرم که هرچه شبنمِ از اوست.

عاشق سنگـ انداختن توی آبــ و گوش کردن به صدای دلنشین موجـ .

من عاشقِ چرخ و فلکم.

عاشق نان و پنیر و سبزی… آه که چه حالی دارد.

میتونم عاشق بشم وقتی باران می بارد.

عاشق دلباختن با یکـ نگاهم.

مـن عـاشـقـم

عاشق بُغض های خفته ام،عاشق بوسیدنم،عاشق گریستن در حضور دوستم

عاشق سکوتــِ مرموزِ دل های شکسته ام.

عاشق نگاه خیره به دیوارم.

عاشق گم شدن و به اوج رسیدن در خیال هستم.

من عاشق سادگیِ شعرهای سهرابم و عاشق غنای حافظـ.

من عاشق صدای مادرم هستم عاشق آرامشی که به من می بخشد.

عاشق موسیقی ام، من عاشق نواختن هم هستم و روزی من خواهم نواختــ ،

غم هایِ دلم را خواهم نواختـــ و شکستنش را به تار خواهم کشید.

من عاشق لحظات غروبم و عاشق برگــِ زردِ خزان.

عاشق خِش خِشِ برگـ ها زیر پای یکـ عاشق دل شکسته ام شاید این برگـ ها هم تابعِ دل اوستــ!….

در آخر اینکه من همراه غروب عاشق می شوم و همهِ طولِ شبــ را عاشق می مانم.

به سرزمینِ خیال می روم و از عشق می نویسم از احساسِ خوبــِ عاشق بودن.

من عاشق این احساسم…..

فقط همین:)

برگرفته از رمان جدال پرتمنا

بسلامتي

پيكو بزن بسلامتي كسي ك ميدوني دروغ ميگن دوست دارم ولي اينقدر عزيزن

ك واسه اينكه ناراحت نشن ميگي منم همينجور............................


بزن سلامتي كسايي ك واسه رفتشون گريه كرديم ولي رفت واسه دوستاش

تعريف كرد كلي خنديدن.............


بسلامتي دختري ك خيلي راحت ميتونه تلافي كنه

خيانت كنه

بره با صد نفر ك بهتر از عشقشه

ولي چشماشو رو همه ميبنده.وقتيم ميزنگه پسره ميشنوه

نميخوام بشنوم.تمومش كن اين اشتباهو.............



به سلامتی حلقه های زنجیر که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن ولی هم دیگه رو ول نمیکنن . .



به سلامتی اونی که تا آخر عمر از قلبت بیرون نمیره ولی مجبوری از زندگیت بندازیش بیرون !


به سلامتی اون لامصبایی که از زندگیمون رفتن … اما از این دل لعنتی نرفتن


به سلامتی اشکهایی که تو خلوتم میریزه تا هر بی لیاقتی نبینتشون …


به سلامتی اونایی که خودشون ثابت کردن “لیاقت” ما رو ندارن .......


ب سلامتي پسري ك وقتي حتي حوصله دوست دخترشو نداره بازم نمياد ج

اساشو نده.دلش نمياد ناراحتش كنه.دلشو بشكنه.................


و اخرين پيكو بزن بسلامتي اون دختري ك 100 تا حرف از عشقش شنيده

ولي شب ميگه روتو بده سرما نحوري..................

 

عشق یا هوس

دختـــرک بود و پســـــري هوس باز


مشــــروب بود و ســـــــــــيگار


پســـر گــــفت مگه عاشقم نيســـــــــتي؟

يه عاشقـــ بايد به حرف عـــشقش گوش بده


دختـــرک عاشق بود و حاضـــــر بود

هرکاري کنـــه تا پسر باهــاش بمونـــه


پس قبولـــ کرد


پســـر ش

روع کرد به بوســـيدن/

دخترکــ فکر کرد عشق بازيـــه!


جامـــه ي دريده شده/سکســــ/شـــــهوت بالـــا/

بکـــــــــــــــــارت پاره شده


اشکهاي دختــــرک/خنده هاي پســــر


دختــــرک فهميد چه بـــــــهاي سنگيني داره عاشـــق شدن


دختـــــرک موند/پســـــر رفتــــــــــــــــــــــــ


دختــــــــــــرک قصـــــــه ي ما به ياد عشــــق بازيه

اولش شد:فاحــــــــــــــــشه!


آري دختــــــــرک قصه ي ما فاحــــــــــــــــشه نام گرفتــــــ...


اين بود داستــــــــان معشوقـــــــــه اي که

فاحــــــــــشه نام گرفـتـــ

 
 

غم بزرگ

بدترین چیز اینه که با کسی نباشی ولی همه فکر کنن با خیلیایی

فال

فال

یک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند

جلوی ویترین یک مغازه می ایستند

دختر:وای چه پالتوی زیبایی

پسر: عزیزم بیا بریم تو بپوش ببین دوست داری؟

وارد مغازه میشوند دختر پالتو را امتحان میکند و بعد از نیم ساعت میگه که خوشش اومده

پسر: ببخشید قیمت این پالتو چنده؟

فروشنده:360 هزار تومان

پسر: باشه میخرمش

دختر:آروم میگه ولی تو اینهمه پول رو از کجا میاری؟

پسر:پس اندازه 1ساله ام هست نگران نباش

چشمان دختر از شدت خوشحالی برق میزند

دختر:ولی تو خیلی برای جمع آوری این پول زحمت کشیدی میخواستی گیتار مورد علاقه ات رو بخری

پسر جوان رو به دختر بر میگرده و میگه:

مهم نیست عزیزم مهم اینکه با این هدیه تو را خوشحال میکنم برای خرید گیتار میتونم 1سال دیگه صبر کنم

بعد از خرید پالتو هردو روانه پارک شدن

پسر:عزیزم من رو دوست داری؟

دختر: آره

پسر: چقدر؟

دختر: خیلی

پسر: یعنی به غیر از من هیچکس رو دوست نداری و نداشتی؟

دختر: خوب معلومه نه

یک فالگیر به آنها نزدیک میشود رو به دختر میکند و میگویید بیا فالت رو بگیرم

دست دختر را میگیرد

فالگیر: بختت بلنده دختر زندگی خوبی داری و آینده ای درخشان عاشقی عاشق

چشمان پسر جوان از شدت خوشحالی برق میزند

فالگیر: عاشق یک پسر جوان یک پسر قدبلند با موهای مشکی و چشمان آبی

دختر ناگهان دست و پایش را گم میکند

پسر وا میرود

دختر دستهایش را از دستهای فالگیر بیرون میکشد

چشمان پسر پر از اشک میشود

رو به دختر می ایستدو میگویید :

او را میشناسم همین حالا از او یک پالتو خریدیم

دختر سرش را پایین می اندازد

پسر: تو اون پالتو را نمیخواستی فقط میخواستی او را ببینی

ما هر روز از آن مغازه عبور میکردیم و همیشه تو از آنجا چیزی میخواستی چقدر ساده بودم نفهمیدم چرا با من اینکارو کردی چرا؟

دختر آروم از کنارش عبور کرد او حتی پالتو مورد علاقه اش را با خود نبرد

غم دنیاس



 

غم دنیاس.. وقتی عشقت دور از اینجاس
غم دنیاس.. دل آدم بشه حساس
وقتی عشقت تو دلش.. نباشه احساس
غم دنیاس...اون بره و ترکت کنه
هیچ کسم، نباشه که درکت کنه
غم دنیاس... تو لحظه ی خدافظی
بفهمی که، دیگه بهش نمیرسی
غم دنیاس..وقتی عشقت بد شه خیلی
وقتی که به تو نداشته باشه میلی
غم دنیاس..وقتی خوابشو ببینی
اما هیچوقت نتونی،پیشش غم دنیاس...اون بره و ترکت کنه
هیچ کسم، نباشه که درکت کنه

 

 

 
بـ ــــ

دعا

دستهای کوچکش به زور به شیشه های شاسی بلند حاجی میرسد

التماس میکند آقا ...آقا دعا میخری ؟

و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را میگرداند و برای فرج ؟آقا دعا میکرد

  • اخلاقم گند است؟؟ به خودم مربوط است!! غرورم از حد گذشته است؟؟ به خودم مربوط است!! ... تمام زندگی ام خودخواهانه است؟؟ زندگی خودم است!! از عده ای متنفر شده ام؟؟ به خودم مربوط است!! از ناصحان خوشم نمی آید؟؟ سلیقه ی خودم است!! صدای خنده هایم از حد عادی بلندتر است؟؟ خوش حالی خودم است!! عده ای را به فراموشی سپرده ام؟؟ حافظه ی خودم است!! دلم می خواهد این گونه باشم!! مجبور به تحمل من نیستید من همینم راضیم از خودم(گيرم که باخته ام !!! اما کسي جرات ندارد به من دست بزند يا از صفحه بازي بيرونم بيندازد، شوخي نيست من شاه شطرنجم !!! تخريب مي کنم آنچه را که نمي توانم باب ميلم بسازم... آرزو طلب نميكنم، آرزو ميسازم... لزومي ندارد من هماني باشم که تو فکر مي کني ، من هماني ام که حتي فکرش را هم نمي تواني بکني ... لبخند مي زنم و او فکر ميکند بازي را برده ، هرگز نمي فهمد با هر کسي رقابت نمي کنم... زانو نمي زنم، حتي اگر سقف آسمان ، کوتاهتر از قد من باشد ! زانو نمي زنم، حتي اگر تمام مردم دنيا روي زانوهايشان راه بروند ! من زانو نمي زنم... درگير من نشو، همـدم نميشوم... من مسئول حرفها و رفتارهايم هستم، اما مسئول برداشت شما از آنها نيستم.

 

خیلی‌ قشنگه حتما بخونین **

هیچوقت نفهمیدم اونی ک دوسش دارمو چ جوری نگه دارم ..؟؟!

وقتی خیلی خیلی خیلی کوچیک بودم شیشه شیرم رو خیلی دوست داشتم برای همین هیچوقت از خودم جداش نمی کردم و همیشه تو دستم بود , اما ی روز از دستم افتاد و شکست .

اونوقت فهمیدم اونی ک دوسش دارمو نباید همش تو دستم بگیرم چون ممکنه از دستم بیفته و بشکنه !

یکم بعد از اون , توت فرنگی رو خیلی دوست داشتم , برای همین ی شب توت فرنگی هامو با خودم بردم تو تخت خوابم ک پیش خودم بخوابن , اما صبح ک بیدار شدم دیدم همه ی توت فرنگیام له شدن .

اونوقت فهمیدم اونی ک دوسش دارم رو نباید ببرم تو تخت خوابم چون خراب میشه !

چند وقت بعدش یادمه ماهی هفت سینمون رو خیلی دوست داشتم و می خواستم فقط مال خودم باشه , برای همین از تو تنگ آب درش آوردم و تو کمدم قایمش کردم , اما فرداش ک رفتم سراغش دیدم دیگه تکون نمی خوره ! اون مرده بود .

اونوقت فهمیدم اونی ک دوسش دارم رو نباید تو کمدم قایمش کنم چون می میره !

مدت ها بعد ی بار داییم ی شیرینی عروسکی برام خرید و من خیلی دوسش داشتم برای همین بغلش کردم و فشارش دادم اما سرش کنده شد .

اونوقت فهمیدم اونی ک دوسش دارم رو نباید بغلش کنم فشارش بدم چون سرش کنده میشه !

وقتی مدرسه می رفتم ی آبرنگ داشتم ک خیلی دوسش داشتم و ب همه ی هم کلاسیام نشونش می دادم اما ی روز دیدم ک تو کیفم نیست و هیچوقت معلوم نشد ک کی اونو برداشته .

اونوقت فهمیدم اونی ک دوسش دارم رو نباید ب هیچ کسی نشون بدم چون ممکنه ازم بدزدنش !

همیشه ی خانواده ای داشتم ک خیلی دوسشون داشتم و هر وقت بهشون فکر می کردم می ترسیدم ک نکنه ی روزی ازم دور بشن. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

اونوقت فهمیدم نباید نگران از دست دادن اونی ک دوسش دارم باشم وگرن حتماً از دست میدمش !

وقتی برای آخرین بار ی نفرو دوست داشتم همیشه بهش می گفتم ک دوسش دارم و ب خاطرش هر کاری می کردم اما وقتی دیدم داره ازم دور میشه فهمیدم دیگه نباید بهش بگم دوسش دارم و گرن از دست میدمش !
برای همین دیگه نگفتم دوسش دارم , دیگه آزاد گذاشتمش , تو دستم نگرفتمش ک بیفته بشکنه , تو کمدم قایمش نکردم ک بمیره , تو بغلم فشارش ندادم ک سرش کنده بشه , ب کسی نشونش ندادم ک ازم بدزدنش , نگران از دست دادنش نشدم ک از دستم بره ...

اما ی روز ک برگشتم بهش نگاه کردم دیدم سرش با کسای دیگه ای گرم شده و منو فراموش کرده...!!

خانم های عزیز حتما" بخونید


دختر بودن یعنی شال ت افتاد

دختر بودن یعنی سوال مسخره من وکیلم؟

دختر بودن یعنی عکس کیه تو گوشیت

دختر بودن یعنی این چی پوشیدی گمشو عوض کن

دختر بودن یعنی آرزوی سفر مجردی رو به گور بردن

دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي مسخره

دختر بودن یعنی خوشگله میشه برسونمت

دختر بودن یعنی همون که یه روز میره گل بچینه , میره گلاب بیاره تا بدن با اجازه بزرگترا ...

دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر و خاله وعمه ت هستن

دختر بودن یعنی 100 تا سکه کمه , من دخترم رو زیر 150 تا نمیدم

دختر بودن یعنی آبجی لباس های مارو شستی؟

دختربودن يعني " برو تو ، دم در واي نستا"

دختر بودن یعنی وسطه سریال بهت بگن پاشو چای بیار

دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه

دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي ...

دختر بودن یعنی اول ناموس پدر و برادر بعد هم ناموس شوهر !

دختر بودن يعني " دخترو چه به رانندگي ؟ "

دختر بودن یعنی کتک های داداش

دختر بودن يعني " شنيدي شوهر الناز واسه ش يه سرويس طلا

خريده 80 ميليون ؟"

دختر بودن يعني "خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم"

دختر بودن یعنی سیگار کشیدن = فاحشه بودن

دختر بودن یعنی تابستون با یه لباس تا خرخره

دختر بودن یعنی ساعت 8 شب دیروقته کجایی بیا خونه

دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن

دختر بودن یعنی کلی عروسک که یه دفعه میگن بزرگ شدی بسه جمعشون کن

دختر بودن یعنی پسر حسن آقا ریس یه کارخونه شده میدونی؟

دختر بودن يعني "كجا داري ميري؟"

دختر بودن یعنی تو دریا با لباس بری

دختر بودن یعنی ذلیل بشی آبروم رفت دگمه هاتو ببند

دختر بودن یعنی پسر همسایه , پسر فامیل , پسر دانشگاه در به در دنبال پیدا کردن فیسبوکت باشن تا یه کرمی بریزن

دختر بودن يعني " تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم "

دختر بودن يعني "كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟"

دختر بودن یعنی " از پدرت اجازه گرفتی؟"

دختر بودن یعنی بهت بگن خیلی خودسر شدیا!

دختر بودن یعنی با لباس سفید اومدن با کفن رفتن !

دختر بودن یعنی تباه شدن زندگیت واسه " حرف مردم"

دختر بودن یعنی فراموش کردن آرزوها

دختر بودن یعنی حق نداری به انتخاب خود تصمیم بگیری....

دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن...

دختر بودن یعنی دفن شدن در زندگی............

این ها یکسری جمله ها و حرف هاست که شاید واسه ما پسرها خنده دار باشه ولی واسه دخترا درد داره

میدونم شاید خیلی از اینا واسه بعضی هاتون دیگه درد نیست ولی واسه خیلی های دیگه هنوز درده !

این بلندترین نوشته ام بود به امید اینکه دخترا بدونن ما میدونم مشکلات زیاد دارن و دارن با سختی های فراوان این راه رو ادامه میدن

سلامتی دخترهای ایرانی!
پسرها هم شما رو درک میکنن !!!
شما تنها نیستید!

 
آنهایی که بلند می خندند .... بی صدا گریه می کنند ... !!
............................................................................................................................................
هیچکس نـفهمیـــــد که « زلـیخـــــــا » مــَـــــــــرد ­ بـود ....!!

میــــدانی چــــــــــــرا ­ ؟؟؟

مـــــردانـــگی ­ میــخواهـــــد!

مــــــــاندن ، پــای عشــــــقی که مـُـــدام تـو را پـــس میــــزنــد....
 
 
..............................................................................................................................................
 
 
عشق یعنی ...
با اینکه میدونی دیگه بهت زنگ نمیزنه ...
اما آهنگ پیشوازتو به عشق اون انتخاب کنی که شـــــــــــــاید یه روز زنگ بزنه و بهش گوش بده

 

به آدم گفتم همه تقصيرتوبود

زيرلب زمزمه کرد

سيب دندان زده ازدست توافتادبه خاک ....

‏خدايا يادت هست؟

اون روز دستتو گرفتم کشيدم بردم پيش اون

با انگشتم مستقيم نشونش دادم

گفتم: "خدا من اينو مي خوام ، خودت درستش کن!

نگاهي بهش انداختي و

گفتي : ... ......اين؟! من بهتر از اين رو بهت ميدم

من پامو به زمين کوبيدم و

گفتم: نه ! همين! من اينو خيلي دوست دارم ! فقط همينو مي خوام !

برگشتي مستقيم توي چشمانم زل زدي و

گفتي: نميشه! آخه او مال کس ديگه اي شده!

 فاحشه باش اما مغـــــــــــــزت باکره باشد
تفاوتــــ فاحشهـ و باکرهـ پردهـ ایستـــ نازکــ بهـ ضخامتـــ یکــ دنیا......

دنیایی کهـ مردان برای رسیدن به آن از دریدن تمامـ پرده های انسانیتــــ اَبایی ندارند!!!!!

و شگفتا کهـ این دنیا....

توسط جامعه ای خلق میشود کهـ

(بکارت ذهنش)

راعقاید وحشیانهـ ی همین مردان دریدهـ استــــ

اجازه خدا

میشه ورقمو تحویل بدم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میدونم وقت امتحان تموم نشده

ولی...... خسته شدم