مراسم متاهل شدن همراز

از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای اندازشک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی کوچک باش و عاشق.. که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن فرقى نمی کند گودال آب کوچکى باشى یا دریاى بیکران... زلال که باشى، آسمان در توست. نلسون ماندلا





با سلام و احترام خدمت همه دوستان

این پست را به افتخار دوست خوبمون همراز مینویسیم

ایشون در شب ولادت مولی الموحدین عقد کردن

کمی سرشون شلوغ بوده تو این مدت

من هم (همصدا) هنوز درگیر درسام هستم

ایشالا اگه عمری بود با یه رویکرد جدید در خدمت شما خواهیم بود

برای همراز عزیز هم آرزوی خوشبختی میکنیم

همه عزیزان در پناه حق باشید

دوست عزیزی که با نام سحر برای ما کامنت خصوصی داده بودی. لطفا مشکلتونو مطرح کنید. اگر کاری از دست ما بر بیاد حتما کمکتون خواهیک کرد.

مشکل امین و سام عزیز

با سلام به همه دوستان عزیزی که همیشه به ما لطف داشتن

امیدوارم مشکل خاصی نداشته باشین.من همراز هستم و با صلاح و مشورت همصدا دو مشکل از دوستان رو

تو یه پست میزارم.

مشکل امین:

سلام خيلي وقت هست كه با وبلاگ شما آشنا شده ام.راسشتو بخواين تازگي ها دچار مشكل بزرگي شده ام.من پسري 31 ساله از تهران هستم تازگي ها از طريق وبلاگم با يك خانم 26 ساله آشنا شده ام.از هم خيلي دور هستيم.ايشون تو نگاه اول منو بد جوري دلبسته خودشون كردن..جوري كه الان دوري از ايشون برام عذاب آور شده خانمي بسيار محترم و از همه لحاظ از من سر تر هستن.چه تحصيلات چه كار چه خانواده و چه موقعيت اجتماعيشون ..مادر من هم در جريان موضوع هستن.اما من مشكل جسمي دارم يعني يه جورايي هم دچار افسردگي و عدم اعتماد به نفس هستم.ايشون تموم ماجرا رو ميدونن اما بازم دل نميكنن.نميدونم شايد دوست داشتنم اشتباه بوده...اما علاقم از رو هوس نيست.نميتونم فراموشش كنم دارم عذاب ميكشم ميفهمين؟قربون مصلحت خدا برم ...

مشکل سام:

سلام
خسته نباشید
می خواستم ازتون کمک بگیرم
2 سال پیش اتفاقی با دختری آشنا شدم که تا مدتها پیش تمام زندگیم بود
الانم خیلی خاطرشو می خوام
اما یه مشکلی اینجا بوجود اومده
بعد عید برا یه سمینار درسی یه ماه رفتم خارج
ولی موقعی که برگشتم اون دختر دیگه تمام هستی من نبود
بلکه زن دایی من بود
البته خودشم نمی دونست که اون کسی که زنش شده دایی منه

حالا من با این وجود که خیلیم دوسش دارم چیکار کنم؟


مشکل دو دوستمون رو بخونید و بعد از تامل نظر بدین.همراز و همصدا