خوشبختی یافتنی نیست ساختنی است . .
از زندگی لذت ببر . . حتی اگر چیز با ارزشی را از دست داده ای . .
دانلود ترتیل كل قرآن كریم
قرآن در کلام رهبر..
ما باید بدانیم که سیاستهای بزرگ جهانی به قرآن به چشم یک دشمن سرسخت نگاه میکنند
انقلاب ما بر محور قرآن بود و طبیعی بود که ما را 180 درجه به طرف قرآن برگرداند
حفظ قرآن مهم است، من از نوجوانها خواهش میکنم که قدر سنین فراگیری و حفظ را که

شیمی درقرآن
2) آیه 30 سورهی انبیا از پیوستگی آسمانها و زمین و گشایش آنها از یکدیگر و از آب به عنوان مایه حیات بحث نموده است.
پیرامون پیوستگی و جدایی زمین و آسمانها دو تفسیر وجود دارد:
الف. به هم پیوستگی آسمان و زمین اشاره به آغاز خلقت دارد. براساس نظر دانشمندان، مجموعهی این جهان به صورت تودهی واحد عظیمی از بخار سوزان بوده که به تدریج در اثر انفجارهای درونی و حرکت، تجزیه گشته و کوکبها و ستارهها؛ از جمله منظومهی شمسی و کرهی زمین را به وجود آورده است و پس از آن نیز جهان در حال گسترش است.
ب. منظور از پیوستگى، یکنواخت بودن مواد جهان است؛ به گونهای که ابتدا همه در هم فرو رفته بود و به صورت مادهی واحد خودنمایی میکرد، اما با گذشت زمان، مواد از یکدیگر جدا شد، و ترکیبات جدیدی به وجود آمد.
3) در ادامه آیه 30 سوره انبیا خداوند میفرماید: آیا کسانی که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختیم، و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم؟ آیا [باز هم] ایمان نمیآورند؟
رویدادهای مهم قرآنی درماه رجب
1. تغییر قبله
هفده ماه پس از هجرت؛ یعنی در ماه رجب سال دوم هجری، فرمان تغییر قبله نازل شد و از
آن به بعد، مسلمانان موظف شدند کعبه را به جای مسجدالاقصی در بیت المقدس به عنوان
قبله خود قرار دهند و اعمال عبادی خود؛ مانند نماز را به سوی آن انجام دهند.
داستان تغییر قبله
در مدت هفده ماهی که مسلمانان در مدینه، عبادات خود را رو به بیت المقدس انجام میدادند؛
مورد سرزنش یهود قرار داشتند؛ چرا که بیت المقدس در اصل قبله یهود بود و آنها با طعن
و کنایه به مسلمانان می گفتند: شما از خود استقلال ندارید و
به سوی قبله ما نماز میخوانید و این دلیل آن است که ما بر حقیم.
این گفتگوها برای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و مسلمانان ناگوار بود.
آنها از یک سو مطیع فرمان خدا بودند و از سوی دیگر طعنههای یهود
از آنها قطع نمی شد. به همین جهت، پیامبر صلی الله علیه و آله،
شبها به سوی آسمان مینگریست و در انتظار وحی الهی بود.
تا بالاخره این انتظار به سر آمد و فرمان تغییر قبله صادر شد.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مشغول اقامه نماز جماعت ظهر
در مسجد «بنی سلمة» به سوی بیت المقدس بود. دو رکعت از این نماز
خوانده شده بود که جبرئیل مأمور شد بازوی مبارک آن حضرت را گرفته و
روی او را به سوی کعبه بگرداند. پس از این کار مأمومین هم تغییر مکان دادند و نماز
ادامه پیدا کرد. از آن به بعد، نام آن مسجد را مسجد قبلتین نامیدند یهودیان از این ماجرا
سخت ناراحت شدند و طبق شیوه دیرینه خود به بهانه جویی و ایراد گیری پرداختند.آیات
142 تا 151 سوره مبارکه بقره مربوط به این جریان میباشند.
2. نزول اولین آیات قرآن کریم در نزول تدریجی
در بیست هفتمین روز ماه رجب، غار حرا شاهد رخدادی بزرگ و بی نظیر بود.
فرشته وحی بر قلب آخرین فرستاده حق نازل شد و اولین آیات کتاب خدا را
برای او قرائت کرد که هانی رسول خدا بخوان!
امام موسی بن جعفر علیهما السلام فرمود:
«بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُحَمَّداً ص رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ
فِی سَبْعٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ رَجَبٍ فَمَنْ صَامَ ذَلِکَ الْیَوْمَ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ صِیَامَ سِتِّینَ شَهْراً»
خداوند متعال حضرت محمد صلی الله علیه و آ له را در بیست و هفت رجب به پیامبری
مبعوث ساخت؛ هر کس این روز را روزه بدارد خداوند متعال پاداش روزه شصت ماه را
برای او منظور میگرداند.
بیشتر مفسّرین بر این عقیدهاند که پنج آیه اول سوره علق، اوّلین آیات نازل شده قرآن کریم
هستند و اوّلین روزی که جبرئیل علیهالسلام بر رسول خدا صلی الله علیه و آ له فرود آمد؛
بیست و هفتم ماه رجب بود.
ماه رجب درقرآن
پیش بینی قرآن کریم درباره بدن فرعون(رامسس دوم)در سوره یونس
برداشت یک دانشمند از نکته هایی در مورد جنین شناسی در قران
منبع این مقاله سایت eholyquran
نویسنده: دکتر کیث مور
عضو کالج آناتومی کانادا، دکتر فلسفه و پروفسور جنین شناسی بخش آناتومی دانشگاه
پزشکی دانشگاه تورنتو در کانادا
مترجم: دکتر عبدالله گیلانیعضو کالج جراحان آمریکا، لس آنجلس، کالیفرنیا
گزارشهایی در باره تولید مثل و نمو جنین در چندین بخش های مختلف در قران ذکر شده است،
ولی فقط در سال های اخیر است که معنای علمی برخی از این آیات کاملا فهمیده شده است.
تاخیرطولانی در فهم درست این آیه ها، بطور کلی به علت ترجمه و تفسیرهای نارسا و نادرست
و نبودن آگاهی از دانش علمی بوده است.
توجه و علاقه درباره شرح معانی این آیات قرآنی امر تازه ای نیست.
مردم در زمان پیامبر (ص) از او پرسش های گوناگون درباره معانی این آیات مربوط به تولید مثل می نمودند.
پاسخ های پیامبر پایه برخی احادیث پس از او شده است.
ترجمه آیات قرآن به زبان انگلیسی که در این مقاله آورده شده، از سوی شیخ عبدالمجید زیندانی،
پروفسور تحقیقات اسلامی در دانشگاه ملک عبدالعزیز در جده کشور عربی سعودی می باشد.
"... او شما را در رحم مادران تان مرحله پس از مرحله تاریکی های سه پوشش می آفریند ..."
این آیه 6 از سوره 39 (سوره زمر) می باشد.
تاریخ روشن نمیکند که از چه زمانی انسان ها به تولید و نمو انسان در رحم پی برده اند
ولی اولین نقاشی در رحم به وسیله (لئوناردو داوینچی) در قرن پانزدهم میلادی ترسیم شده
و در قرن دوم میلادی گالن (جالینوس) به شرح جفت و لایه های جنینی در کتابی به عنوان "تشکیل جنین" پرداخت.
در نتیجه پزشکان قرن هفتم احتمالا میدانستند که نمو جنین در رحم صورت میگیرد
ولی گمان نمیرود که آنها از جریان نمو جنین انسان به صورت مراحل آگاهی می داشتند،
گر چه (ارسطو) در قرن چهارم پیش از میلاد نمو مرحله ای جنین جوجه مرغ را شرح داد.
آگاهی از این که جنین انسان به گونه ی مرحله ای رشد می کند تازه در قرن پانزدهم
برای اولین بار مورد بحث و نقاشی قرار گرفت. 2
پس از این که در قرن هفدهم، میکروسکوپ به وسیله (لوُن هوک) کشف شده
مراحل رشد جنینی جوجه به مورد تشریح (میکروسکوپی) درآمد.
مرحله ای بودن نمو جنین انسانی برای اولین بار در قرن بیستم به وسیله (استرتر) در سال 1941 گزارش شد
و در 1972 (اوراهیلی) به گونه ای دقیق تر آن را بیان نمود.
"سه پوشش تاریکی" ذکر شده در قران احتمالا به سه لایه
1- جدار شکم
2- جدار رحم
3- جدار جفت و پرده جنینی توجه داشته است.
گر چه تفسیرهای دیگری از این اظهار شده است. ولی از نکته دید جنین شناسی این منطقی ترین برداشت میباشد.
" آنگاه، که او را به مانند قطره ای در جای امنی قرار دادیم ..."
این اظهار از سوره 23 (مومنون) آیه 13 است.
قطره نطفه به عنوان (اسپرم یا اسپرماتوزن) تفسیر و تعبیر شده است.
تفسیر پر معنی تر این است که اشاره به (زایگوت) نطفه ی سلولی مخلوط از تخم مادر و اسپرم پدر است
که سپس تقسیم شده تا به (بلاستوسیست) تبدیل شود و در رحم "جای امن" کاشته شود.
این تفسیر با آیه ی دیگری از قران حمایت میشود که اظهار نماید
" وجود انسان از قطره ای مخلوط خلق میشود."
در این برداشت، (زایگوت) از به هم پیوستن (اسپرم) مرد و تخم (اووُم) زن درست میشود
و در قرآن به عنوان " قطره مخلوط " ذکر شده است. 3
" ... سپس آن قطره را بصورت موجودی زالو مانند می سازیم ..."
این بیان از سوره 23 (مومنون) آیه 14 می باشد. واژه "علق" اشاره به زالو یا خون آشام دارد. 4
این شرحی مناسب از آن مرحله جنینی است که از روزهای 7 تا 24 که جنین به جدار داخل رحم چسبیده و آویزان است
همانگونه که زالو به پوست می چسبد و نیز همانگونه که زالو از میزبان خون می مکد،
بسیار شگفت انگیز است که شباهت زیادی بین مرحله جنینی 23 – 24 روزه انسان و زالو وجود دارد
از آنجائی که در قرن هفتم ( که این اظهارات در قرآن بیان شده )، پزشگان میکروسکوپ و عدسی نداشتند
تا این جزئیات میکروسکوپی شکل شبه زالویی و جنین را بررسی نمایند، از این حقیقت آگاهی نداشتند.
در اوایل هفته چهارم جنین انسانی به زحمت با چشم دیده میشود چون از یک دانه گندم کوچک تر است.
" ... سپس از حالت زالوچه مانند، چیزی شبیه تکه جویده شده می سازیم ..."
این نیز از سوره 23 (مومنون) آیه 14 می باشد.
واژه عربی "مضعه" به معنای شیء جویده شده یا تکه جویده شده است.
در انتهای هفته چهارم، جنین انسانی شبیه یک تکه جویده شده است.
این قیافه شبیه تکه جویده شده از کجاست که (سومایت) ها، همان زوائد آغاز ایجاد ستون فقرات میباشد.
" ... سپس از تکه جویده شده مانند، استخوان ها ساخته و استخوان ها را با ماهیچه و بافت نرم می پوشاند"
این اظهار نیز ادامه سوره 23 (مومنون) آیه 14 است که نمایان تشکیل استخوان ها و ماهیچه ها میباشد.
این مطابق با دانش مرحله رشد جنینی است. ابتدا استخوان ها مانند غضروف میباشند،
سپس ماهیچه ها (گوشت)، دور آنها را میپوشاند.
در ادامه سوره 23 (مومنون) آیه 14 آمده است:
" ... سپس از این موجودی دیگر می سازیم"
این اشاره به شکل شبیه انسان در جنین هشت هفته است.
در این مرحله، جنین، مشخصات ویژه انسانی را با آغاز تولد اعضاء داخلی و خارجی دارا میشود
و در همین مرحله پس از هفته هشتم جنین انسانی از نام (امبریو) به (فتوس) نامگذاری میشود.
این احتمالا همان موجود تازه ای هست که در این آیه به آن اشاره شده.
" ... و او (خداوند، آفریدگار) به شما شنوایی و بینایی و احساس و ادراک داده است ..."
این بخش از سوره 32 (سجده) آیه 9 میباشد که تولید حس شنوایی و بینایی و احساس و درک
به همین ترتیب تولید میشوند که از نظر علم جنین شناسی درست است.
ابتدای تولید گوش داخلی پیش از آغاز تولید چشم بوده و مغز (محل احساس ها) از همه دیرتر حالت ویژه میگیرد.
" ... سپس از تکه ای شبیه گوشت جویده، بخشی به گونه ی بافت ویژه مشخص و بخشی هنوز ویژه نشده ... آفریدم ..."
این بخش سوره 22 (حج) آیه 5 به نظر میرسد اشاره به این نکته دارد
که در این مرحله جنینی بخشی از بافت ها (برای کاری ویژه) اختصاص داده شده
و بخشی از بافت ها هنوز (کارشان) اختصاصی نشده است. 5
برای نمونه هنگامی که استخوان های غضروفی تازه مشخص شناخته میشوند،
بافت پیوندی (مزن کایم) دور آ ن استخوان های غضروفی هنوز مشخص نشده است.
بعدها این بافت به صورت مشخص ماهیچه ها و زرپی ها و لیگامنت ها آشکار میگردند.
" ... ما مقرر میداریم هر که را خواسته باشیم تا مدتی معین در رحم بماند ..."
این بخش از سوره 22 (حج) آیه 5 به نظر میرسد اشاره به این معنا دارد که خدا تعیین میفرماید
کدامین جنین ها تا زمان مقرر در رحم بمانند.
دانش پزشکی میداند که بسیار جنین ها در اولین ماه جنینی میافتند و فقط در حدود 30 در صد از تخم های جفت شده،
(زایگوت) ها تا پایان رشد جنینی و تولد زنده میمانند.
در معنای این آیه نیز تفسیر شده که خدا مقرر میفرماید که جنین پسر یا دختر بشود.
تفسیر و برداشت معنای دقیق و حقیقی آیه های قرآن در مورد رشد انسان در مراحل جنینی،
در قرن 7 میلادی (زمان وحی قران) به علت محدود بودن دانش انسانی آن زمان،
ممکن نبوده است و حتی صد سال پس از آن نیز امکان فهم دقیق آن وجود نداشت.
امروزه ما میتوانیم این آیات را خوب بفهمیم چون دانش جنین شناسی امروز، این فهم نوین را برایمان ممکن میسازد.
بدون تردید در قرآن آیه های دیگری مربوط به رشد انسان وجود دارد که با پیشرفت های علمی آینده بهتر درک خواهند شد.
معجزات علمی قرآن در بدن انسان
بعنوان "من" یاد می کند. پدیده زنده با زنده بودن نَفس زنده است و با مردن نَفس می میرد و همینطور با مردن
بدن نَفس نیز می میرد. نَفس فوت هم می کند و فوت وضعیت میان مرگ و زندگی است مانند خواب و بی
هوشی). نفس در آیه مجاز است و بجای جسم آمده است. بعبارتی آیه می گوید: هر جسمی نیروی پشتیبانی
دارد که نتیجه پشتیبانی از زندگی آن جسم می شود پشتیبانی از "زندگی نفس آن جسم".
«حافظ»: اسم فاعل از مصدر حفظ است. حفظ بمعنی: چیزی را از درون یا در درون نگهبانی و نگهداری و پشتیبانی
نمودن است، ("حراست" بمعنی: چیزی را از بیرون نگهبانی و پشتیبانی نمودن است). و حافظ: کسی یا چیزی
است که چیزی را از درون آن یا در درون آن نگهبانی و نگهداری و پشتیبانی می کند).
نکته آیه: هر کسی در درون خود نیروی پشتیبانی دارد:
بدن هر انسانی یک سیستم حفاظتی دفاعی دارد. برخی از سلولهای آن در جای مخصوصی به انتظار وارد شدن
غیر خودیها (باکتریها، ویروسها، میکروبها و مواد خطرناک) هستند و برخی با جـریان خـون در سـراسـر بدن گـشـت
میزنند و هـنگام برخورد با دشـمـن با آن درگیر شده و آنرا از پا در می آورند. و به این ترتیب سلامتی بدن را در برابر
بیماریها حفظ می کنند و بدن زنده می ماند و با زنده ماندن بدن نفس زنده می ماند.
تصویری از سلولهای مغز استخوان انسان که با میکروسـکوپ دیده میشوند. در مغز استخوان هـر دقـیقه مـیـلـیـونها
سلول درست میشوند تا به بخشهای دیگر بدن صادر شوند. این سلولها بین یک صدم تا سه صدم میلیمتر قـطر
دارند.
سـرانـگـشـتـان
أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ القیامت
« آیا انـسـان می پندارد کـه مـا هـرگـز استخـوانهای او را جـمع نخواهیم کرد؟ چرا! ما حتی می توانیم سرانگشتان
او را نیز دوباره درست کنیم»!
(واژه بـنـان در اصـل به معنی: "تکیه گاه و چیزیکه بنوعی و بنحوی به آن تکـیه می شـود" است. در معنی دوم خود
از جمله به: قـسـمـت داخلی سر انگـشـتـان، یعـنی هـمان قسمتی که در تصویر می بینیم اطلاق شده، به اعتبار
اینکه "انـسان در کـارهـا و نشست و برخاست های خود به آنها تکیه می کند").
نکـتـه آیه: سرانگشتان وضعیت خاصی دارند:
سـر انـگـشـتـان هــر فــردی رسـم و نـمودار کاملا منحصر بفرد خود دارد. حتی دو نـفـر دو قـلـو را نمی توان یافت
که نمودار سرانگشتان آنها نظیر هم باشد (دوقـلوهای موسوم به "دوقـلوهای همسان" که از یک تخم درست می
شوند نیز نمودار سرانگشتان آنها دقیقاً یکی نیست ولی تمیز دادن آنها دقت و بررسی زیادی می خواهد). نمودار
سرانگشتان از تولد تا وفات ثابت می ماند، و به هر چیزی دست زده شود اثر خود را بجا می گذارد، و قطر خطهای
آن در مردان از زنان بزرگتر است.
اینکه قـرآن "دوباره سازی سرانگشتان" را مطرح می کند به این معنی نیست که آفرینش سرانگشتان سخت تر و
پیچیده تر از اندامهای دیگر است، بلکه به این معنی است که سرانگشتان چیزِ خاصی دارند و در آینده کشف
میشود و آیه روشن می کند که قرآن سخن خداوند است. انسان در قرن نوزدهم به وضعیت سرانگشتان پی برد.
إِن کُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَیْهَا حَافِظٌ الطارق
اشاره ی قرآن به لایه لایه بودن زمین و جدایی قاره ها
لایه لایه بودن زمین
وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ
سوگند به زمین شکافدار [آماده کشت]

بنا به اشاره ی دقیق قرآن کریم زمین شکافدار(لایه لایه) است و این لایه ها در داخل زمین حرکت می کنند و
هرگاه دو لایه به هم برخورد کنند زلزله آتشفشان کوه در مناطق اقیانوسی جزایر را بوجود می آرند.
در سالهای ۱۹۴۵-۱۹۴۶ عده ای از دانشمندان برای مطالعه به اعماق زمین رفتن که به این حقیقت پی بردند در
حالی که قرآن کریم ۱۴۰۰ سال پیش از این موضوع پرده برداشت.
همچنین دانشمندان کشف کردند اگر زمین شکافدار نبود حرارت سطح زمین به قدی داغ می شده که امکان ادامه
ی زندگی برای موجودات زنده نبود.

قرآن کریم در آیات 30 و 31 سورهء نازعات میگوید:
]وَالأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا[
«و زمین را بعد از خلقت آسمان بگسترانید و از آن آب و گیاه پدید آورد»
آیهء کریمهء فوق، به وضاحت میرساند که زمین از آغاز امر خلقت به شکل کنونی خود نبوده، بلکه مدت زمان
طولانیی بر آن گذشته است که خدای عزّوجلّ آن را در طی این مدت هموار و آمادهء بهرهبرداری ساخته است.
آیهء کریمه به طوری شگفتانگیز با جدیدترین اکتشافات علمی تفسیر میشود، چه تازهترین رهآوردهای علم جدید
با این آیهء مبارکه انطباق کامل دارند. این رهآورد جدید علم، همانا «تئوری دورشدن قارهها از یکدیگر» یا «Theory Of Drifting Contionents» میباشد. خلاصهء آنچه را که این تئوری مطرح ساخته، عبارت از این است که
قارههای کرهء زمین در زمانی اززمانها اجزای به هم چسبیدهء یکدیگر بوده اند و سپس آرام آرام به پارچهشدن و
دورگردیدن از همدیگر آغاز نموده و به این ترتیب تدریجاً قارههای جداگانهیی را که دریاها و اقیانوسهای بزرگ در
میان آنها حایل گردیده است، تشکیل دادهاند. این نظریّه برای اولین بار در سال 1915م و درست در هنگامی مطرح
گردید که متخصص و کارشناس مشهور علم «طبقات الارض» استاد «فرید واگنر» آلمانی چنین اعلام نمود: «اگر
ماتمام قارهها را به همدیگر نزدیک گردانیم، این قارهها طوری با هم متصل و پیوسته میگردند که یک پیکر واحد و
همسان را تشکیل میدهند، بی آنکه در میان آنها کمترین فاصله و یا شکاف ناهمگونی قرارداشته باشد. درست
همانگونه که در بازیهای معما گونهء موسوم به «Jigsawpazzle» رونما میگردد».
شواهد و قراین زیاد علمیی وجود دارد که به تئوری دانشمند آلمانی فوق الذکر قوت و قطعیت میبخشد. از جملهء
این شواهد وجود کوههای همانند و یکسان در سواحل دریاهای مختلف است، کوههای که عمر زمینی آنها نیز
یکی میباشد. نشانهء دیگر عبارت از وجود حیوانات، نباتات و ماهیهای همانند و هم خانواده در این سواحل دور از
همدیگر است. البته همین مشاهدات است که دانشمند مشهورعلم نباتات پرفسور «رونالدگود» را وا داشته تا در
کتاب «جغرافیای گلهای نباتی» «Geography Flowering Plants» چنین بگوید : «دانشمندان علم نباتات به اتفاق
تئوریی را که میگوید: بخشهای مختلفهء زمین روزگاری به یکدیگر پیوسته بودهاند، پذیرفتهاند چه بدون پذیرش این
تئوری، تفسیر پدیدهء وجود نباتات همانند در قارههای مختلف نیز ناممکن میشود».
شواهد علمی فوق به تنهایی کافی بود تا تئوری «پیوستگی قارهها» را قطعی سازد، اما بعد از اکتشافات علم
جاذبهء فسیلی «Fossil Magnetism» دیگر هیچ جای تردید و درنگی در مورد علمی بودن تئوری فوق الذکر باقی
نماند؛ زیرا دانشمندان فوسیلشناس بعد از بررسی فوسیلها و سنگوارههای مختلف، این توانمندی را پیدا کردند تا
موقعیت هر سرزمینی را که در آن اشیا و اجسام به سنگوارههای فوسیلی تبدیلشده اند، مشخص گردانند.
چنانکه بررسیهای علم فوسیل شناسی با قوانین «جاذبیت زمینی» نیز مورد تأیید قرار گرفته است؛ قوانینی که
اثبات میکند بخشها و قارههای مختلف زمین در روزگاران بسیار دور، نه در مکانهای فعلی خود بلکه درست در
مکانهایی قرار داشته اند که تئوری «دورشدن قارهها از همدیگر» آنها را مشخص گردانیده است.
پروفسور «بلاکیت» استاد علوم طبیعی در فاکولتهء سلطنتی لندن در این رابطه میگوید:
«بررسی سنگهایی در کشور هند نشان میدهد که این سنگها در حدود هفتاد میلیون سال قبل، در جنوب خطّ
استوا قرار داشته اند. به همین ترتیب، بررسی کوههای جنوب افریقا نشاندهندهء این حقیقت است که قارهء
افریقا، سیصد میلیون سال قبل، از قطب جنوب جدا شده است».
بلی عزیزان! باید گفت که آیهء (31 ) سورهء مبارکهء نازعات که محور بحث این حلقهء ماست، در توصیف تطوّر
تکاملی زمین، واژهء «دحو» را به کار گرفته است که معنی آن هموارکردن و پراکنده ساختن است. چنانکه اعراب
میگویند: «دَحَا الْمَطَرُ اَلْحصی ـ باران سنگریزهها را هموار و پراکنده ساخت». و این البته عین همان مفهوم
انگلیسی «Drift» را میرساند که در امر تعبیر از تئوری جدید جغرافیایی فوق، به کار گرفته شده است.
اشاره ی قرآن به تقسیم سلولی
یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ
ای انسان چه شد که به خدای کریم و بزرگوار خود مغرور گشتی.آن خدایی که تو را از عدم بوجود آورد به صورت
کامل و تمام بیاراست و سپس اعتدال بخشید-حال انکه به هر صورتی که خواستی خلق را توانستی کرد.
سوری انفطار 6-8
1-انسان آفریده می شود2-بعد از مدتی به اندازه های مساوی تقسیم می شود(واژه ی تعدیل)یعنی تقسیم
کردن به عدل3-پس از مدتی از تقسیم به تعادل می رسد4-به توازن رسیدن آغاز به شکل گرفتن به شکلی که از
پیش تعین شده بود می رسد.
مرحله ی اول
پس از رسیدن اسپرم به تخمک و ترکیب شدن آنها با هم سلول اولیه درست می شود.

مرحله ی دوم
پس از مدت کوتاهی پس از آفرینش اولین تقسیم سلولی صورت می گیرد.ابتدا به دوقسمت سپس به چهار
قسمت مساوی سپس به هشت قسمت مساوی سپس به شانزده و سی ودو قسمت مساوی تقسیم می
شود.
در مرحله ی سوم
در اولین سلول مواد غذایی موجود در سیتوپلاسم بطور مساوی میان سی دو سلول بطور مساوی تقسیم می
شود و نسبت مواد غذایی موجود در سیتو پلاسم مساوی می شود(با توجه به میزان نیاز هسته)و به تعادل می
رسد.
در مرحله ی چهارم انسان پس از تعادل یافتن آغاز به شکل گرفتن به شکلی که از پیش تعین شده می رسد.
شکل و شمایل و خصوصیات جنین همانطور که در ایه مطرح می کند پیش از اینکه جنین شکل بگیرد.وجود داشته
که بصورت کد DNA در هسته ی سلول ها وجود داشته است.
اتمسفر زمین، اعجاز طبیعی قرآن
وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیاتِهَا مُعْرِضُونَ (انبیاء/32)
و آسمان را سقفی محفوظ[بر فراز زمین]قرار دادیم، که اینان از نشانههای آن روی گردانند».
بر مبنای آیه یاد شده،آسمان، بر فراز زمین و حتی دیگر کرات نیز، چون سقفی مستحکم، سپری محافظ
در برابر خطرات ناشی از سقوط یا برخورد شهاب سنگهای آتشین و نیز اشعه های مضر و کشنده کیهانی است.
یافته های علمی اخترشناسان قرن بیستم پرده از این راز گشوده است که بقای حیات در روی زمین برای
انسانها، حیوانات و گیاهان، در گرو وجود پوشش هوایی مخصوصی است که بتواند با کارکردهایی
چندگانه هم جلوی برخورد شهاب سنگها و تشعشعات مرگبار خورشید را گرفته و هم ضمن عبور پرتوهای
بی خطر ولی حیاتی و نیز امواج رادیویی خورشید، دمای زمین را همواره متعادل نگاه دارد.
و این بعدیست از اعجاز طبیعی قران کریم و گواه صدقی بر حقانیت این کتاب آسمانی.
توضیح بیشتر اینکه «گرد زمین را پوشش هوایی ضخیمی فرا گرفته، که عمق آن به 350 کیلومترمیرسد.
هوا از گازهای«نیتروژن»-به نسبت 03/78 درصد و«اکسیژن»به نسبت99/20 درصد و اکسید کربن به
نسبت 04/0 درصد و بخار آب و گازهای دیگر بهنسبت 94/0 درصد ترکیب یافته است. این پوشش هوایی
با این حجم ضخیم و بااین نسبتهای گازی فراهم شده در آن، هم چون سپری آسیب ناپذیر، زمین را
دربر گرفته و آن را از گزند سنگهای آسمانی که به حد وفور (1) به سوی زمین میآیند و ازهمه اطراف،
تهدیدی هولناک برای ساکنان زمین به شمار میروند، حفظ کرده زندگی را بر ایشان امکان پذیر
میسازد.
فضا انباشته از سنگهای پراکندهای است که بر اثر از هم پاشیدگی ستارههایمتلاشی شده به وجود
آمدهاند. از این سنگها به صورت مجموعههای بزرگ وفراوانی پیرامون خورشید در گردشند و روزانه تعداد
زیادی از این سنگها موقعنزدیک شدن به کره زمین به وسیله نیروی جاذبه به سمت زمین کشیده
میشوند. اینسنگها برخی بزرگ و برخی کوچک و با سرعتی حدود(60-50) کیلومتر در ثانیهبه سوی
زمین فرود میآیند، که سرعتی فوق العاده است. ولی هنگامی که وارد لایههوایی میشوند در اثر
سرعت زیاد و اصطکاک فوق العاده با ذرات هوا، داغ شده شعلهور میشوند و در حال سوختن یک خط
نوری ممتد به دنبال خود ترسیممیکنند و به سرعت محو و نابود میشوند که به نام شهاب سنگ
شناخته شدهاند.
برخی از این سنگ پرتابها آن اندازه بزرگاند، که از لایه هوایی گذشته، مقداری ازآن به صورت
سنگهای سوخته با صدای هولناکی به زمین اصابت میکند.
این خود از آثار رحمت الهی است که ساکنان زمین را از آسیب پرتابهایآسمانی فراوان در امان داشته و
پوششی بس ضخیم آنان را از گزند آفاتگرداگردشان محفوظ داشته است که اگر چنین نبود، امکان حیات
بر روی کره زمینمیسر نبود. به علاوه در مورد پوشش اطراف زمین وجود لایه ازن از اهمیتبالاییبرخوردار
است. این لایه که در اثر رعد و برق به وجود میآید، زمین را در برابرپرتوهای مضر کیهانی محافظت
میکند. اگر این لایه نبود حیات روی زمین ممکننمیشد. که تفصیل آن در جای خود آورده شده است.
پس همواره باید گفت:
...سُبْحَانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ (زخرف/13).»
پاک و منزه است کسی که این را مسخر ما ساخت، وگرنه ما توانایی تسخیر آن را نداشتیم »(2)
برسی تعدادی از پیشگویی های تاریخی قرآن
لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِینَ مُحَلِّقِینَ رُؤُوسَکُمْ وَمُقَصِّرِینَ لَا تَخَافُونَ
فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِکَ فَتْحًا قَرِیبًا
حقا خدا رؤیاى پیامبر خود را تحقق بخشید [که دیده بود] شما بدون شک به خواستخدا در حالى که سر
تراشیده و موى [و ناخن] کوتاه کردهاید با خاطرى آسوده در مسجد الحرام درخواهید آمد خدا آنچه را که
نمىدانستید دانست و غیر از این پیروزى نزدیکى [براى شما] قرار داد
اگر به این آیه دقت کنیم این آیه پیروزی دیگری را قبل از پیروزی فتح مکه پیشبینی می کنددر حقیقت همانطور که
در این آیه آمده مسلمانان ابتدا خیبر و سپس مکه را فتح کردند.
اعلام حوادثی که در آینده اتفاق می افتد تنها بخشی از حکمت های قرآن کریم است
شبی رسول اکرم در خواب دیدند که مومان وارد مسجدالحرام می شوند و دور خانه ی خدا طواف می کنند بعد از
آنکه ایشان از خواب بیدار شدند این خبر خوش را به مومنان دادند..
در آیه ی 27 سوره ی فتح خداوند به پیامبر الهام کرد که این آیه به تحقق خواهد پیوست.
نکته جالب این است پیامبر وقتی این خبر را به مومنان دادند که پیروزی مسلمانان غیر ممکن به نظر می رسید
حتی تعدادی از یاران ایشان نیز نسبت به ایشان دچار تردید شدند!
هم چنین خداوند در آیه ی دیگری از این سوره نیز به این موضوع اشاره می کنند:
وَهُوَ الَّذِی کَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَکَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَکُمْ عَلَیْهِمْ وَکَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرًا
و اوست همان کسى که در دل مکه پس از پیروزکردن شما بر آنان دستهاى آنها را از شما و دستهاى شما را از
ایشان کوتاه گردانید و خدا به آنچه مىکنید همواره بیناست
جنگهای ایران و روم
«غـُلِـبَـتِ الـرُّومُ ـ فی اَدْنـَی الاَرْضِ وَ هُـمْ مِـنْ بَعْـدِ غَـلَـبـِهـِمْ سَـیَـغـْـلِـبـُونَ »! روم ۱-۲
« رومیان مغلوب(ایرانیان)شدند - در جنگی که در نزدیک تر زمین واقع شد و انها پس از مغلوب شدن فعلی به
زودی بر ایرانیان باز غلبه خواهند کرد»!
جالب ترین نکته ی این آیه رخ دادن این واقعه ی تاریخی در پایین ترین منطقه ی جهان از لحاظ ارتفاع از سطح
دریاست که رومی ها از نیروهای کشورمان شکست خوردند.
در آن دوران نیز هیچ وسیله ای برای مشخص کردن پست یا بلند بودن ارتفاع زمین وجود نداشت.
پیروزی ایرانیان به رومی ها در منطقه ی بهرالمیت در محل رسیدن به مرزهای اردن فلسطین و سوریه رخ داد بحر
المیت 395 متر زیر دریاست و ازلحاظ جغرافیایی پست ترین نقطه ی زمین است.
این آیه در سال 620 میلادی درست 7 سال قبل از شکست بزرگ ایرانیان از رومیان نازل شد روم در آن دوران چنان
شکست سختی خورد که امکان نجاتش تقریبا وجود نداشت اما قرآن کریم به پیروزی نهایی رومیان در جنگ نیز
اشاره می کند.

(توضیح در آن زمان خسروپرویز به خاطر کودتای آزاد مردی به نام بهرام چوبینه به امپراتوری روم پناهنده شد با دختر
قیصر روم ازدواج و سپس با لشگری به ایران حمله و بهرام چوبینه را نابود کرد((حادثه ای که اگر رخ نمی داد می
توانست ایران را از شر حملات عمر در امان نگه دارد)) )
اشاره ی قرآن به فروپاشی ستاره گان.
عکس ناسا (NASA) که توسط تلسکوپ هابل (Hubble Telescope) گرفته شده است :

این پدیده در قرآن مجید در سوره الرحمن آیه 37 بیان گردیده
است:
فإذا انشقت السماء فکانت وردة کالدهان
چگونه 1400 سال پیش که هیچ تلسکوپی وجود نداشته
اینچنین قرآن این صحنه را توصیف میکند !؟
لحظه ای بیاندیشیم.......
گسترش جهان (کائنات)
و آسمان را به قدرت خود برافراشتیم، و بىگمان، ما [آسمان] گستریم.
کلمه آسمان در بیشتر قسمتهای قرآن کریم به عنوان کهکشان هم مورد استفاده قرار می گیرد. در این
آیه بیان می شود که کهکشانها و جهان همواره در حال بزرگ شدن و وسعت پیدا کردن می باشد، این
مطلب هم در اوایل قرن20 به اثبات رسید.
این تئوری و ایده که جهان دارای ابتدا بوده و بدون هیچ وقفه ای در حال بزرگ شدن می باشد در اوایل قرن 20
توسط دانشمند و فیزک دان روسی اَلِکساندر فِریدمَن و محقق بلژیکی گیورگ الِمِتر به صورت یک نظریه
بیان شد و در سال 1929 با تحقیقات ستاره شناس آمریکایی اِدوین هابل به صورت رسمی به ثبت
رسید. این ستاره شناس با مشاهده مستمر کهکشانها توسط تلسکوپ بسیار قوی، به این مطلب پی
برد که ستاره ها و کهکشانها همواره از هم دور و از یکدیگر فاصله می گیرند، اگر در نظر بگیرم که
کهکشانها از یکدیگر به طور دائم در حال فاصله گرفتن می باشند پس جهان که از همین کهکشانها
تشکیل شده مرتب در حال بزرگ شدن می باشد.
حرکت اجرام آسمانی و افلاک مدار ستارگان
خداوند بزرگ در آیه 40 سوره مبارکه یس میفرماید :
« لَا الشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . »
نه خورشید را سزد که به ماه رسد، و نه شب پیش گیرنده بر روز است، و هر کدام در مدارى شناورند.
آسمان شناسان پیشین معتقد بودند که فلک جسم مدور بزرگ و شفافی است که ستارگان در آن میخ
کوب شده است ولی قرآن عقیده آنان را تکذیب می کند و مطابق آنچه امروزه روشن شده است می گوید
فلک یعنی مدار ، افلاک یعنی مدار ستارگان و هر ستاره ای برای خود مدار مستقلی است این مطلب
ازبعضی آیات قرآن به وضوح بر می آید .
در تفسیر مجمع البیان نوشته :
نه خورشید را زیبد که به ماه برسد و در سرعت و حرکت و مسیر خود آن را دریابد و نه بر شب سزاوار
است که بر روز پیشى گیرد؛ چرا که خورشید منزلگاههاى خود را بر اساس نظم و برنامهاى که آفریدگارش
براى آن مقرّر فرموده است، به صورت آرامتر و در مدت یک سال مىپیماید، امّا ماه منزلگاههایش را در
مدت بیست و هشت شبانه روز؛ آفریدگار جهان حرکت آنها را به صورت دور زدن و دورانى قرار داده، امّا
مدار هرکدام و سرعت حرکت هریک به گونهاى سازمان یافته است که تا بر اساس این نظم و وصف
هستند که هیچ یک دیگرى را درنمىیابد؛ آرى، خورشید دوران خود را در برجهاى دوازده گانه در یک سال
طى مىکند، در حالى که کره ماه منزلگاههاى خویش را در یک ماه سپرى مىنماید و همین گونه شب
هرگز نمىتواند بر روز پیشى گیرد. «عکرمه» در این مورد مىگوید: هیچ گاه دو شب با هم گرد نمىآیند و
به هم پیوند نخواهند خورد تا میان آن دو روز نباشد، بلکه شب و روز در پى یکدیگرند و این را خدا مقرر
فرموده است. وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ و هریک در مدارى - که پدیدآورنده آنها بر ایشان مقرّر داشته است -
شناورند. عیاشى در تفسیر خود آورده است که: «ابن حاتم» مىگفت من در خراسان بودم که وجود
گرانمایه حضرت رضا(ع) روزى در مرو و در کاخ «حبرى» بود و مأمون و وزیر مشاورش «فضل بن سهل» نیز
حضور داشتند. پس از پذیرایى و خوردن غذا، آن حضرت ضمن بیانى فرمود: روزى مردى از یهود در مدینه
نزد من آمد و پرسید، به باور شما شب زودتر آفریده شده است، یا روز؟ و کدامین آن دو پیشتر پدیدار
شدهاند؟ به باور شما پاسخ این پرسش چیست؟ هریک از حاضران چیزى گفتند و روشن شد که پاسخ
درست و قانعکنندهاى ندارند. «فضل بن سهل» رو به حضرت رضا (ع) نمود و گفت: خداى کار شما را
هماره به سامان آورد، خود پاسخ این پرسش را بفرمایید. حضرت فرمود: بسیار خوب آیا از قرآن پاسخ
دهم یا از حساب و نجوم؟ آنگاه ضمن بیانى روشنگرانه، از جمله به این آیه شریفه استدلال کرد و فرمود:
آفریدگار این دو پدیده تفکّرانگیز مىفرماید: لَا الشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ ... نه خورشید را زیبد که
به ماه برسد و نه شب حق دارد که بر روز پیشى گیرد. وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ و هریک از خورشید و ماه و
ستارگان در مدار مقرّر خود سیر مىکنند و در این فضاى بىکران و گسترده شناورند.
مبدا آفرینش
دقیق ترین نظر علمی که منجمان تا کنون به آن دست یافته اند این است که همه کرات و اجرام آسمانی
ابتدا به صورت گاز بوده سپس در اثر جاذبه بین ذرات گازها به صورت اجسام و اجرام سماوی و به صورت
فعلی در آمدند. قرآن نزدیک ترین مطلب را در این باره در هزار و چهارصد سال پیش فرموده است آن هم در
زمانی که شاید هنوز هیچ نظریه پردازی در این باره اظهار نظر نکرده بود خداوند در سوره فصلت آیه 11
می فرماید :
« ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ »
سپس آهنگ [آفرینش] آسمان کرد و آن بخارى بود پس به آن و به زمین فرمود خواه یا ناخواه بیایید آن دو
گفتند فرمانپذیر آمدیم .
علم ژنتیک در قرآن.
همانطور که می دانید کروموزوم زن شامل xx و کروموزوم مرد شامل xy است و فردی که y را داشته باشد
مرد و کسی که هر دو xx را داشته باشد زن است و نطفه ی مرد شامل xy است که هم شامل نطفه ی
زن و هم شامل نطفه ی مرد است!

انگشت نگار در قرآن.
در آیه 3 و 4 سوره قیامت می خوانیم : " أَ یحَْسَبُ الْانسَانُ أَلَّن نجَّْمَعَ عِظَامَهُ ــ بَلىَ قَادِرِینَ عَلىَ
أَن نُّسَوِّىَ بَنَانَه ؛ آیا انسان گمان می کند که استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد، آری ما قادریم که
(حتی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب کنیم ". سوره 75: القیامة
در روایات می خوانیم، یکی از مشرکین عرب به نام عدی بن ابی ربیعه، که مردی بسیار لجوج و متعصب
بود نزد پیامبر (ص) آمد و از روز قیامت و چگونگی و زمان آن سوال کرد، و گفت: اگر آن روز را با چشم
خودم هم ببینم باز تو را تصدیق نمی کنم و به تو ایمان نمی آورم، چگونه می توان باور کرد که خداوند این
استخوانهای (پوسیده) را گردآوری کند، این باور کردنی نیست.
« بنان » در لغت به معنی انگشتان (و گاه به معنی سرانگشتان) آمده است، از ماده « بن »
به معنی اقامت گرفته شده، و از آنجا که انگشتان مایه اصلاح احوال اقامت انسان در جهان
است، به این نامیده شده است.
انگشتان نقش بسیار مهمی درزندگی انسان دارند و از عجایب خلقت محسوب می شوند، هر چند به
واسطه اینکه دائما در اختیار ما است، از اسرار آن غافلیم. اگر انگشتان دست کسی قطع شود، هیچ
گونه کار ظریفی را نمی تواند انجام دهد. نوشتن، ورق زدن کتاب، غذا خوردن بطور راحت، تلفن کردن، باز
کردن درها به وسیله کلید و انواع صنایع ظریف و دقیق و حتی صنایع دیگر، مانند انواع کارهای مربوط به
ماشینها، بلکه گرفتن اشیای سنگین با دست نیز برای او غیر ممکن است، حتی کم شدن یکی از
انگشتان می تواند ضربه ای به بسیاری از کارهای روزمره انسان برند. به همین دلیل چهار پایان به خاطر
نداشتن انگشت بسیاری از کارها را با دهان یا سر، انجام می دهند.
به تعبیر دیگر می توان گفت: وجود انگشتان در انسان، یکی از عوامل مهم پیشرفت تمدن او است، و
تعبیر به «بنان» از ماده اقامت و دوام، اشاره لطیفی به همین حقیقت است چرا که بدون آنها، اقامت در
جهان برای او مشکل است.
آیه فوق می گوید: نه تنها استخوانهای بزرگ که استخوانهای ریز و ظریف او را نیز می توانیم در قیامت
منظم کنیم.
جمعی از مفسران نیز احتمال داده اند که منظور از تسویه بنان متصل ساختن آنها به یکدیگر، و به صورت
سم چهارپایان در آوردن می باشد، ولی این تفسیر هیچ گونه مناسبتی با ایات سوره ندارد.
نه تنها ما می توانیم استخوانهای بزرگ و کوچک را جمع آوری کنیم بلکه حتی توانایی داریم
انگشتان و سرانگشتان هر کس را با تمام ویژگیهایش که از ظریفترین خصوصیات بدن او است،
تنظیم کنیم و به حال اول باز گردانیم
به هر حال از نکاتی که این آیه، می تواند اشاره به آن باشد کشف مهمی است که در عصر ما نسبت به
خطوط سر انگشتان شده است، زیرا این معنی مسلم شده که خطوط سر انگشتان هر کس معرف
شخص او است، و از هر امضایی اطمینان بخش تر و دقیقتر است، امضایی که هیچ کس نمی تواند آن را
جعل کند، در حالی که پیچیده ترین امضاها قابل جعل است، به همین دلیل در عصر ما مساله « انگشت
نگاری» به صورت علمی در آمده و در مراکز انتظامی دایره مخصوصی برای آن وجود دارد، و از طریق آن
بسیاری از مجرمان شناخته می شوند، کافی است که یک سارق، هنگامی که وارد اطاق یا منزلی می
شود، دست خود را بر دستگیره در، یا شیشه اطاق و یا قفل و صندوق و صندلی بگذارد و اثر آن، روی آنها
بماند یا اینکه در یک ماجرای قتل سلاحی کشف شود که اثر انگشت کسی بر آن اسلحه باشد، فورا از آن
نمونه برداری کرده و با سوابقی از سارقان و مجرمان، یا افرادی که درآن حادثه مظنون به نظر می رسند
تطبیق می دهند و مجرم را پیدا می کنند.
بنابراین تفسیر، آیه می گوید: نه تنها ما می توانیم استخوانهای بزرگ و کوچک را جمع آوری
کنیم بلکه حتی توانایی داریم انگشتان و سرانگشتان هر کس را با تمام ویژگیهایش که از
ظریفترین خصوصیات بدن او است، تنظیم کنیم و به حال اول باز گردانیم.
به تعبیر دیگر بازگرداندن بنان و تنظیم آن (فراموش نکنیم که «تسویه» منظم ساختن و مرتب نمودن
است) شامل تمام خصوصیات و جزئیات، و از جمله خطوط سر انگشتان می شود.
تناسب این معنی با مساله قیامت که دادگاه بزرگ عدل الهی است و مجرمان و گنهکاران باید در آن
تعقیب شوند، بسیار جالب است، چرا که در دنیا نیز از این مساله، بیش از همه جا در دادگاهها بهره
گیری می شود.
منبع: مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج8، ص186
معجزه قرآن در مورد خورشید و بازتاب نورش در ماه.
نور خورشید نور اصلی و نور ماه نور بازتابی است
هُوَ الَّذى جَعَلَ الشَّمسَ ضِیاءً وَ القَمَرَ نُوراً
یونس ۵
«اوست که خورشید را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».
«ضیاء و ضوء» درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع می شود، مانند تابش و درخشش چراغ
و شمع. و «نور» روشـنـائی و تابـشی است که از خـود شئ ساطع نمی شود بلکه بازتاب تابش ضیاء
است. و اینکه آیه می گوید: خـورشـیـد «ضیاء» است و ماه «نور»، به این معنی است که تابش خورشید
از خود آن است ولی تابـش ماه از خـود آن نیست بـلـکه بازتاب تابش خورشید است. (این موضوع در
سوره نوح و به نقـل از حضرت نوح آمـده. یعـنی وی چند هـزار سال پـیش از میلاد حضرت مسیح به مـردم
گـفـتـه بـوده که: تـابـش خـورشید از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشید است. ولی مردم طـبـق
معـمـول بوی می خندیده اند).
وَ الشَّمْس وَ ضُحَاهَا – وَ الْقَّمَرِ إذا تَلَاها – وَ النَّهَارِ إذا جَلاهَا – وَ اللیْل إذا یَغْشَاهَا
شمس ۱-۴
« سوگند به خورشید و پرتو آن ــ و به ماه وقتیکه آنرا بازتاب می دهد ــ و به روز وقتیکه آنرا
نکته آیات:
روز پرتو خورشید را متجلی می کند و شب آنرا می پوشاند:
تصویری که می بینیم تصویر کره زمین است که از فضا گرفته شده است. چنانکه می بینیم فضا در اصل
سیاه و تاریک است، هر چند نور و پرتو خورشید در فضا وجود دارد اما متجلی نیست، ولی آن بخشی از
زمین که روبروی خورشید قرار دارد و روز نامیده می شود آن را متجلی می کند. که ارتفاع آن حدوداً ۱۰۰
کیلومتر از جـو است. و با چرخش زمین و رفتن روز بجای شب، شب آن بخش متجلی پرتو خورشید را
می پوشاند.
بهشت در قرآن
2 ج درختان و سایه هاى آن مانند میوه هایش همیشگى است: «أكلها دائم وظلُّها».( رعد/ 35).
3 ج فرشتگان بر بهشتیان وارد مى شوند و سلام و تحیت مى گویند.( رعد/ 23).
4 ج لباس هاى آنان از حریر و پرنیان است.
5 ج بر تخت ها تكیه زده، نه آفتاب سوزان مى بینند و نه سرما.
6 ج سایه درختان بهشتى بر سر بهشتیان و میوه هایش در دسترس آنان است.
7 ج ساقیان زیبارو و حوریان با جام هاى سیمین و بلورین بر آنان دور مى زنند.
8 ج شراب هایى مى نوشند كه طبعش چون زنجبیل و عطرآگین است.
9 ج چشمه سلسبیل در آن جاست.
10 ج جهانى است بزرگ و كشورى است پرنعمت.
11 ج لباسشان از استبرق و دست بندهایشان نقره فام است.
12 ج ساقى شرابشان پروردگار، و شرابشان طاهر و پاك است.( دهر/ 21).
13 ج در رخسارشان شادمانى نعمت هاى بهشتى پدیدار است.
14 ج شرابشان ناب و سر به مهر و دست نخورده است.
15 ج تركیب طبع آن شراب این كه به مشك مهر كرده اند و از عالم بالا است: «ومزاجه من تسنیم».( مطففین/ 42 27).
تذكر: برخى از چشمه هاى بهشتى خالص و ناب است، مانند چشمه تسنیم و
برخى از چشمه ها مزیجى و امتزاجى از تسنیم دارد مانند چشمه رحیق.
16 ج آب هاى بهشت هیچ گاه گندیدده نمى شود و طعمش تغییر نمى كند.
17 ج نهرهایى از شراب ناب كه براى نوشندگان لذت بخش است و
چشمه هایى از شیر كه طعمش تغییر نیابد و چشمه هایى از عسل مصفا در آن جاست.( محمد/ 15).
18 ج جایگاه امن، امان و سلامتى است.( ) انعام/ 127).
19 ج در آن جا براى بهشتیان از همه میوه ها به اضافه لطف و
بخشش پروردگارشان هست.( محمد/ 15) و آنچه كه انسان بخواهد و چشم ها را به شوق و لذت اندازد
مهیاست و انسان در آن جاوید باشد: «وفیها ما تشتهیه الأنفس وتلذ الأعین وأنتم فیها خالدون».( زخرف/ 71).
گفتنى است قران در اوصاف بهشت و همچنن در ویژگى هاى جهنم، به بیان آن دسته از مطالبى كه
براى همگان قابل ادراك است پرداخته، با بیان نمونه هایى كه در این جهان وجود دارد مطلب
را نزدیك ساخته است وگرنه، نظام آخرت با نظام دنیایى تفاوت اساسى دارد و واژه دنیایى توان تفسیر كنه
آن را ندارد آن سان كه جنین در رحم مادر توان درك واقعیت هاى خارج از رحم را ندارد.
از این رو قرآن در موارد زیاد به مثال و نمونه اكتفا كرده، مى فرماید:
«مثل الجنه الَّتى وعد المتقون تجرى من تحتها الأنهار»( رعد/ 35).
و «مثل الجنَّه الَّتى وعد المتقون فیها آنهار من ماء غیر اسن»( محمد/ 15).
وگرنه نعمت هایى فراهم آورده است كه از دست رس فهم و ادراك بشر خارج و
خرد را توان تعقل آنها نیست، بلكه هیچ كس بر آنها آگاه نیست:
«فلا تعلم نفس ما أخفى لهم من قرَّه أعین جزاء بما كانوا یعملون»( سجده/ 17).
هیچ كس نمى داند كه پاداش نیكوكاریش چه نعمت ها و لذت هاى روشنى بخش دل و دیده است و
در عالم غیب براى او چه ذخیره شده است.
با این كه مى دانیم قرآن مقام و مرتبه رضا و
خشنودى خداوند را نسبت به بسیارى از مقام ها برتر به شمار آورده است:
«و رضوانٌ من الله أكبر ذلك هو الفوز العظیم».( توبه/ 72).
بنابراین، نعمت ها و لذت هاى بى نهایت كه روشنى بخش دل و دیده است
به مراتب باید برتر از مقام رضا باشد.
نیرومندی ازنظرقرآن
با مطالعه قرآن کریم، متوجه می شویم که همیشه قوی بودن در قرآن به عنوان یک عامل مثبت و امتیاز، ارزیابی شده است. برای روشن شدن این مطلب، به برخی از آیات قرآنی در این باره اشاره می شود:
1- وقتی بنی اسرائیل انتخاب "طالوت" را از سوی پیامبرشان "اشموئیل" به عنوان رهبر،
مورد انتقاد قرار می دهند، وی در پاسخ می گوید:
"اِنَّ اللهَ صطَفیهُ عَلَیکُم وَزادهُ بَسطَةً فِی العِلمِ وَ الجِسمِ؛
خداوند او را بر شما بر گزیده و قدرت علمی و جسمی وی را از شما افزون تر قرار داده است."
2- در باره لزوم تقویت بنیه رزمی و نظامی می فرماید:
وَعِدّوُا الَهُم مَا ستَطَعتُم مِن قُوُّة؛
در برابر آن ها [دشمنان] آن چه توانایی دارید از "نیرو" آماده سازید."
البته این "نیرو" تنها شامل نیروهای نظامی و رزمی نبوده،
بلکه می تواند توانایی های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و
خلاصه هر چیزی را که می تواند ما را در پیروزی بر دشمن یاری دهد، در برگیرد.
حتی در برخی از روایات می خوانیم:
"مِنهُ الخِضابُ السُّوادُ؛
یکی از مصداق های "قوّه" در این آیه، موهای سفید را به وسیله رنگ، سیاه کردن است."
یعنی اسلام حتی رنگ موها را که به سرباز بزرگ سال،
هره جوان تری می دهد تا دشمن مرعوب گردد، از نظر دور نداشته است و این نشان می دهد که
چه اندازه مفهوم "قوه" در آیه فوق وسیع است.
3- وقتی قرآن سرگذشت حضرت موسی علیه السلام را بیان می فرماید،
او را مردی نیرومند و قوی معرفی می کند. در یک جا می فرماید:
"فَوَکَزَهُ مُوسی فَقَضی عَلَیِه؛
موسی تنها یک مشت به آن مرد زد و او در گذشت!"
و در جای دیگر می فرماید:
"یا اَبَتِ ستَاجِرهُ اِنَّ خَیرَ مَنِ ستَاجَرت القَوِیُّ الاَمینُ؛
[دختر حضرت شعیب خطاب به وی گفت:]
ای پدر! موسی را استخدام کن، همانا بهترین کسی که می توانی استخدام کنی،
کسی است که نیرومند و امین باشد."
4- هنگامی که حضرت هودعلیه السلام می خواهد
یکی از نعمت های خدا بر قوم خود را برشمارد، می گوید:
"وَزادَکُم فِی الخَلقِ بَصطَة؛
و به جسم شما فزونی داد."
هم از آیات قرآنی و هم از تواریخ بر می آید که آنها مردمی درشت استخوان،
قوی پیکر و نیرومند بودند. از قول آن ها می خوانیم:
"مَن آشَدُّ مِنّاقُوُّة؛
چه کسی از ما نیرومند تر است؟"
5- خداوند متعال در آیات متعدد، خود را "قوی" می نامند.
در این جا به برخی از این آیات اشاره می نماییم:
"عَلَّمَهُ شَدیدُ القُوی ذُومِرة فَاستَوی؛
(خدا) آن کسی که قدرت عظیمی دارد، او [پیامبر] را تعلیم داده است
همان کس که توانایی فوق العاده و سلطه بر همه چیز دارد."
"اَنَّ القُوَّةَ لِلّهِ جَمیعاً؛
تمامی قدرت و توانایی از آن خداوند است."
"اَوَلَم یَرَوا اَنَّ اللهَ الَّذی خَلَقَهُم هُوَ اَشَدُّ مِنهُم قُوَّة؛
آیا آنها ندانستند، خدا که آنها را خلق فرموده بسیار از آنان تواناتر است؟!"
"لاقُوَّةَ اِلا بِاللهِ؛
جز قدرت خدا قوّه ای نیست."
"اِنَّ اللهَ هُوَ الرَّزّاقُ ذُوالقُوُّةِ المَتین؛
همانا روزی بخشنده [خلق] تنها خداست که صاحب قوت و اقتداری سخت استوار است."
"اِنَّ اللهَ قَوِی ُّ شَدیدُ العِقابِ؛
همانا خداوند توانا و سخت کیفر است."
"اِنَّ رَبَّکَ هُوَ القَوِیُّ العزیزُ؛
همانا پروردگار تو مقتدر و پیروزمند است."
"کَتَبَ الله ُ لاَغلِبَنَّ اَنَا وَ رُسُلی اِنَّ اللهَ قَوِیُّ عَزیزُ؛
خداوند نگاشته و حتم گردانیده که البته من و رسولانم [بردشمنان] غالب شویم که خدا توانا و پیروزمند است."
اگر قوی بودن، صفت خوبی نمی بود، هرگز خداوند، خود را به آن متّصف نمی فرمود.
انسان درقرآن
انسان موجودی است مرکب از جسم و روح، که پس از مرگ، جسم او متلاشی می شود ولی روح او به حیات خود ادامه می دهد، و مرگ انسان به معنای فنای او نیست. از این جهت تا برپایی قیامت، در عالم برزخ زندگی خواهد داشت. قرآن در بیان مراتب آفرینش انسان، آخرین مرحله آن را که با نفخه روح در کالبد وی صورت می پذیرد،با این جمله یاد می کند:” ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ” (مؤمنون ، 14)؛ آنگاه او را موجودی دیگر قرار دادیم.
هر انسانی با فطرت پاک و توحیدی آفریده می شود، به گونه ای که اگر به همین حالت پیش برود و عوامل خارجی او را منحرف نکنند، راه حق را خواهد پیمود. هیچ فردی از مادر خویش خطاکار، گنهکار، و یا بد سگال زاده نشده است، و پلیدیها و زشتیها جنبه عرضی داشته و معلول عوامل بیرونی و اختیاری است.وروحیات ناپسند موروثی نیز به گونه ای نیست که در سایه اراده و خواست انسان تغییر ناپذیر باشد. بنابراین اندیشه گناه ذاتی فرزندان آدم، که در مسیحیت کنونی مطرح است، بی پایه است.
قرآن کریم در این باره می فرماید: «بدون هیچگونه انحراف به چپ و راست، به آیین الهی روی آور که خداوند انسانها را بر اساس آن آفریده است.» (روم ، 30) پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم نیز می فرماید:«ما من مولود الا یولد علی الفطره» (1) : هیچ مولودی نیست مگر اینکه بر فطرت پاک (توحید و یگانه پرستی) به دنیا می آید.
ستاره های نوترونی درقرآن
قرآن كريم در مورد سياه چاله ها مشخصاتي را بيان مي كند. اين مشخصات عبارتند از :
یک.آن ها ستارگاني در حال حرکت هستند. (همان گونه كه علم مي گويد آن ها پنهان هستند.
دو.همان گونه كه علم مي گويد نور نيز نمي تواند از آن ها عبور كند)
سه. آن ها ستارگاني جارو کننده هستند. (همه چيز را مي بلعند)
ابتدا ياتي از قرآن كريم را بررسي مي كنيم و بعد از ديد علمي به اثبات آن مي پردازيم
قرآن كريم در مورد سياه چاله ها مشخصاتي را بيان مي كند.
اين مشخصات عبارتند از :
1) آن ها ستارگاني در حال حرکت هستند. (همان گونه كه علم مي گويد)
2) آن ها پنهان هستند. (همان گونه كه علم مي گويد نور نيز نمي تواند از آن ها عبور كند)
3) آن ها ستارگاني جارو کننده هستند. (همه چيز را مي بلعند)
ابتدا آياتي از قرآن كريم را بررسي مي كنيم و بعد از ديد علمي به اثبات آن مي پردازيم
آداب مهمانی ازنظرقرآن
هم سفره شدن و در یک ضیافت برگرد هم جمع آمدن نیز این گونه است كه تشتت را به وحدت و واگرایی را به همگرایی تبدیل میكند. از این رو ارتباط میان دوستان هنگامی كه با مهمانی تقویت شود، ارتباطی استوارتر و پایدارتر است.
از سویی انسان میخواهد عواطف و احساسات خویش را به برخی از افراد كه آنان را دوست خود میگیرد یا سرمشق خود قرار میدهد، بروز دهد. یكی از روشهای ابراز احساسات، ضیافت و مهمانی دادن است. لذا از ضیافت به عنوان مصداقی از تكریم یاد شده است.
از گزارشهای قرآنی برمی آید كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای ابلاغ دعوت و رسالت خویش، ضیافتی تشكیل میدهد و خویشاوندان خود را به مهمانی فرا میخواند و در آن ضیافت شام به ابلاغ رسالت و دعوت خود اقدام میكند؛ چرا كه میداند تاثیرگذاری بر عواطف و احساسات مهمان بر سر سفره غذا و طعام، آسانتر است.
زلیخا به هدف معرفی یوسف(علیه السلام) و اثبات زیبایی آن حضرت و پاسخ گویی به نجواها و شایعات در جامعه، اقدام به برگزاری ضیافت نیم روزی میكند و آن حضرت(علیه السلام) را در جلسه زنانه خود میآورد تا دیگران از زیبایی او متحیر شوند و علت گرایش و خیانت خود را بدین وسیله توجیه كند. (یوسف، آیه 31)
تعریف خانواده ازنظرقرآن
ارزش وقت ازنظرقرآن
شایسته است که مومن و مسلمان از مرور گذشت ایام برای نفس خویش عبرت اندوزد و پندگیرد ؛ زیرا روز ها وشب ها هر تازه ای را کهنه وهر دوری را نزدیک می سازد و عمر ها را در می نوردند و کودکان را پیر و پیران را بفنا و نیستی می کشاند.همانا مومن نباید از این شب و روز غافل باشد ، بلکه باید به تفکر پردازد و عبرت گیرد که در آن برای صاحب دلان آیاتی هست.(عمران/نور)
گاهي به گذشته و آينده نيز ضروري و لازم است
قرآن از دیدگاه شریعتی

قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.
کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و
بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــبیشتر توجهش به طبیعتاست و زندگی
و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد!
کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
و بیش از ۳۰سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات!
آن هم حج و نماز !
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست…
کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم تعلیم انسان با قلم…آن هم در
جامعه ای و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست……….
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و
برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای
فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد
کمر و باد شانه و … شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب
گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و
نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،
___
علی شریعتی، برگرفته از پدر مادر ما متهمیم ، مجموعه آثار -,۲۲


«نحن اقرب اليه من حبل الوريد»