❤❤یاشـاسین آذربایـجان❤❤
احتـمـالا کـفش هـای ِ پـاشنـه بلنـد را زنــی آفـریـده ؛
کـه پیشـانـی اش اغلـب هَـدف بـوسـه قـرار می گـرفتـه....


دل را نمی شود هدیه گرفت
باید آن را به دست آورد
از میان رویاهایی میگذرد
که مرابه تو میرساند
با تو من آنگونه زندگی خواهم کرد
که در خیال میکنم...
اینجا در دنیای من گرگها هم افسردگی گرفته اند
و دیگر گوسفند نمیدزدند به نی چوپان دل میسپارند
وگریه میکنند!!!
سلام دوستان خوبم مدتی نبود و بازم نمیتونم بیام نت
سال نو رو به همه تبریک میگم
ممنونم که بهم سر میزنید
اگه بتونم باز میام و حتما بهتون سر میزنم
همتون رو دوست دارم
یا علی
به زندگی فکر کنیم ولی برای زندگی غصه نخوریم،
دیدن" حقیقت است ولی درست دیدن فضیلت،
ادب خرجی ندارد ولی همه چیز را میخرد،
زندگی معلم بی رحمی است که اول امتحان میکند
و بعد درس میدهد،
با شروع هر صبح فکر کنیم تازه به دنیا آمدیم،
مهربان باشیم و دوست بداریم شاید که فردایی نباشد
غم آغاجی بیزه سایه سالماسین
درد و بلا صبریمیزی آمساسین
من چکمشم بو انتظارچتیندی
هیچ انسانین گوزی یولداقالماسین

تو را باید دوست داشت
هر روز برای تو باید نوشت
باید در انتظارت ماند.....
چه درفصلمان پاییز باشد ویا دیگر فصل های خدا...
ومن دیوانه وار عاشق این بایدهای زندگیم هستم....

قلبها دريچه نفوذند
" آن کسی که صادقانه نفوذ کند "
پايدارترين مهمان دل است...!
یل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی
دیده ی دوران یاتار یاتماز حسینین پرچمی
بو حسینین ده عزیزان پرچمی اوچ رنگیدی
گنبدی اوسته قرمز یادگار جنگیدی
هم یاشیل پرچم دییر عباس اونون سرهنگیدی
سن قرا پرچم گوتور بو زینبین فرهنگیدی
سسله هر بنیان یاتار یاتماز حسینین پرچمی
قاره پرچم قرمزی پرچم یاشیل پرچم دییر جاوداندی کربلا
خلقه حدیث غم دییر
تک حسینیلر دئمیر
بلکه هامی عالم دئییر
ای مسیحیلر بو ذکری عیسی مریم دییر
پاییه ادیان یاتار یاتماز حسینین پرچمی
ای عراقین توپراقی
ور شور و شینینن خبر
سنددی آلتی امام
ایفای دینن خبر
یا نجف یا سامرا یا کاظمینن خبر
هر طرفدن اوت یاغیر
قبر حسینینن خبر
قورخما بو بحران یاتار یاتماز حسینین پرچمی
شاعر:کلامی زنجانی
-------------------------------
سلام دوستای گلم
ممنونم در نبودنم تنهام نذاشتین
عزاداریهاتون قبول
التماس دعا
----------------------------------
ببخشید من یه هفته ای نیستم
یه وقت فراموشم نکنید
دلم براتون تنگ میشه
همیشه منتظر حضور پرمهرتون هستم
فعلا به خدای مهربون سپردمتون...
---------------------------------
در افكار خويش سرك ميكشم !
مدام از خود مي پرسم ،
به چه علت به وجود آمده ام ؟
براي زيستن يا گريستن ؟
جوابي نمي شنوم !
زيرا خود جوابش را نميدانم ...
اما تا به اين حد ميدانم كه براي زيستن بايد گريست ...
تا به آرامش رسيد ...
زماني كه قطره هاي كوچك اشك جاري مي شوند
و با حركتي آرام بر روي پوست مي لغزند ... !
لذتي را به آدمي مي دهند كه بالاتر از هر چيز ديگريست ... !
زيرا اشك از عمق وجود سرچشمه مي گيرد ...
و عشق و دل شكستگي يا دلتنگي به وجود آورنده ی آن است ...
پس براي زيستن بايد گريست تا كمي آرام گيرد درد دوري ،
درد دل تنگي . . . .
درد تنهايي . . . . .
امروز یه روز خاصه
چندین سال پیش من افتخار دادم
تو همچین روزی به دنیا اومدم
بی مقدمه بگم:

خلاصه که باالاخره ما به دنیا اومدیم
خدایا شکرت از اینکه تنی سالم
و خانواده ای مهربون
ودوستان گلی
نصیب من کردی
و خدایی دارم بی همتا
....
در بی نهایت آرزوهایم،... آرزویی هست
که تنها، تو لایق آن آرزویی
صادقانه تقدیم ات میکنم...
......................
.............
...........
.....
دلتنگتم

----------------------------------------------
بی ریط:
تو دوره ای که همه میخوان خاص باشن..
تو عادی باش !
ایـنـجـوری خـاص تـریـن آدمــی .. .
سیزلاییر احوالیما صبحه قدر تاریم منیم
تکجه تاریم دیر قارا گونلرده غمخواریم منیم
چوخ وفالی دوستلاریم واردیر، یامان گون گلجهیین
تاردان اوزگه قالماییر یار وفاداریم منیم
یئر توتوب غمخانه ده، قیلدیم فراموش عالمی
من تارین غمخواری اولدوم، تار غمخواریم منیم
گوزلریمه هر تبسم سانجیلیر نئشتر کیمی
کیپریگی خنجردی، آه، اول بی وفا یاریم منیم
آسمان آلدی کناریمدان آی اوزلو یاریمی
یاش توکر اولدوز کیمی بو چشم خونباریم منیم
ای بو غملی کونلومون تاب و توانی، سویله بیر
عهد و پیمانین نه اولدو، نولدو ایلغاریم منیم
شهریارم گر چی من سوز مولکونون سلطانییم
گوز یاشیمدان باشقا یوخدور در شهواریم منیم
استاد محمدحسین شهریار
پاییـــــــــز تنها فصلیه که از همون اولین روزش خودشو نشون می ده!
کاش همه انسانها مثل پاییز باشن
تا از همون روز اول رنگ و روی اصلیشون رو نشون بدن

سه زاویه ی نامعلوم
مثلثی شبیه خواسته هایم
در شبی که بی وفایی تو
می برد مرا
در مکانی مه گرفته
با درختانی که شبنم
بر آن خشکیده
من محتاج پیاله ای از نورم
در سایه هایی مبهم
و صداهایی نا آشنا
که نه خوش آمد می گویند
و نه راه نشانم می دهند
زمان ..من .. مرگ
در ایست لحظه ها
مثلث برمودا
در شب شده ایم...

گاهی دلم می گیرد
از آدم هایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم
فریبت می دهند
دلم می گیرد از خورشیدی که گرم نمی کند
و نوری که تاریکی می دهد
از کلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند
دلم می گیرد از سردی
چندش آور دستی که دستت را می فشارد
و نگاهی که به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند
از دوستی که برایت
هدیه
دو بال برای پریدن می آورد
و بعد پرواز را با منفور ترین کلمات دنیا معنی می کند
دلم می گیرد از چشم امید داشتنم به این همه هیچ
گاهی حتی
از خودم هم دلم می گیرد

................
............
...........
می دانی...؟
آدم های ِ ساده...
ساده هم عاشق می شوند...
ساده صبوری می کنند...
ساده عشق می وَرزَند...
ساده می مانند...
اما سَخت دِل می کنند...
آن وقت که دل ِ می کنند...
جان می دَهند...
سخت میشکنند...
سخت فراموش میکنند...
آدم های ِ ساده …

با تابلویی از عبور ممنوع !

چه نقاش ماهری است
فکر و خیال
وقتی که دانه دانه موهایت را سفید می کند
تقدیم به ... .
شعله ی زندگی را پایین بکشید....
حوصله ام سر رفته است....
کاش می شد چند روز از زندگی مرخصی بگیرم...(...ز!!)
دلتنگ توام.
تا شادمانه مرا ببینند
شاخههابه شکل نام تو سبز میشوند،
پرنده کوچکی که نمیدانم نامش چیست
حروف نام تو رابر کتابم میریزد،
آفتاب به شکل پروانهای از مس گرد صدایم بال میزند،
و میدانم سکوت فقط به خاطر من سکوت است،
اما من دلتنگ توام
شعر مینویسم و واژههایم را کنار می زنم

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود...
گاهی نمی شود که نمی شود...
گاهی هزار دوره دعایی اجابت است...
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود...
گاهی گدای گدایی و بخت نیست...
گاهی تمام شهر گدای تو می شوند...
بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه...
محکم بغلت کنه...
بذاره اشک بریزی راحت شی....
بعد آروم تو گوشت بگه: " دیوونه من که باهاتم "

بدرود را نگفتم ..، برای درود تو ..، از اولین دقیقه..، دلم تنگ می شود ...
به سلامتی اونایی که از وجودشون نفس می کشم..!!