هوای سازش
جناب دكتر روحانی ما برای به چرخش درآمدن سانتریفوژهایمان خون دادیم. این را می فهمید؟!
آرمیتا و علیرضا به پدرانتان بگویید برگردند اینجا بعضی ها هوای سازش دارند!!!!!

سلامتی امام خامنه ای صلوات ...
نقدی بر مستند تبلیغاتی روحانی
در فیلم تبلیغاتی حسن روحانی
راوی، گزارش ناقصی از یک واقعیّت را
به سمع و نظر مخاطبین عام و کم
اطّلاع تر گذاشته است، «روحانی» سعی
می کند با روایت قسمتی از ماجرا و
لاپوشانی در رابطه با ادامه ماجرا؛
نتیجه مورد نظر خود را برداشت نماید.
رهبری انقلاب دراین رابطه می فرمایند:
در مسئله هسته اى، آمريكایى ها تا
همين چند ماه پيش اصرار، اصرار كه بايد
ايران به كلّى همه فعّاليت هاى هسته
ای را كنار بگذارد؛ يعنى مثل آن كارى
كه با ليبى كردند؛ ته اش را جارو كند،
تقديم كند به آنها؛ به كلّى اعلام
انصراف كند. اخيراً وضع به جایى رسيده
كه گفتند ايران در همين حدّى كه هست،
توقّف كند. ببينيد فاصله اينها خيلى
زياد است. يك روزى حاضر نبودند پنج
«سانتريفيوژ» را تحمّل كنند. مسئولين
مذاكره با اروپا حاضر شده بودند 20 تا
«سانتريفيوژ» را نگه دارند، آنها گفته
بودند نمى شود؛ گفته بودند لااقل 5
تا، گفته بودند نمى شود. اگر مى گفتند
يكى، بازهم مى گفتند نمى شود! امروز
3000 تا «سانتريفيوژ» دارد كار مى كند،
مبالغ زيادى هم آماده كار گذاشتن
است.... من همان وقت در جلسه مسئولین
گفتم اگر چنان
چه بخواهند
به این روند مطالبه پی در پی ادامه بدهند، من خودم وارد میدان می شوم.
همین کار را هم کردم. بنده گفتم که این روند عقب نشینی باید متوقّف و تبدیل
شود به روند پیشروی و اوّلین قدمش هم باید در آن دولتی انجام بگیرد که
این عقب نشینی در آن دولت انجام گرفت و همین کار هم شد.» (13/10/1386).
این بازخوانی مستدلّ اثبات می کند
«حسن روحانی» برای کسب و جلب آراء مردمی و ساخت یک کارنامه کارآمد از
خود و همفکرانش سعی کرده واقعیّت های مهمّی در رابطه با نظام را وارونه جلوه
دهد. ما درست نمی دانیم منظور از این کار ایجاد هزینه برای رهبری عالی
نظام و ایجاد بدبینی نسبت به این جایگاه راهبُردی و ایدئولوژیک- دینی است
یا اینکه فقط در راستای توجیه های انتخاباتی است؟ امّا می دانیم هزینه کردن
از جایگاه «ولی فقیه» برای توجیه عملکرد ضعیف مسئولین، به صلاح خودشان و
مردم نیست
پزشکی که ثابت کرد رجل سیاسی است
دوره لنکرانی ها تازه آغاز شده است
او کنار نرفته؛ تازه به میدان آمده است و باید در این میدان بماند. با شناختی که از
او داریم اگر رهایش کنند لنکرانی بر میگردد شیراز و طبابتش را پی میگیرد؛ مثل
همان زمان که دوره وزارتش در دولت نهم تمام شد. او اما این بار باید بماند.
رسالت گفتمانی نه با کاندیداتوری آغاز میشود و نه با انصراف از
کاندیداتوری پایان مییابد. این رسالت به دوش او سنگینی میکند چه کاندیدای
انتخابات ریاست جمهوری یازدهم باشد و چه نباشد.
روزهای نخست با آنکه زمزمه های کاندیداتوریش مطرح شده بود سخنگویی جبهه پایداری را
رها نکرد فقط بدین جهت که خود را اخلاقاً به آیتالله مصباح متعهد میدید. این در
حالی بود که انتقادات موجود از جبهه پایداری به واسطه این سخنگویی بر سر او آوار
میشد و این با کاندیداتوریش سازگاری نداشت. لاجرم با وساطتت دوستان بود که کمکم
مسئله ضرورت تغییر سخنگوی پایداری مطرح شد.
یقیناً همین زمان محدود
کاندیداتوریش خاطرات بسیاری را در ذهن پیر و جوان بر جای گذاشته است. مردی خاکی و
خودمانی که بر روی سن در کنار بچهها زانو به زانو مینشیند، در جلسات با لبخندی
صمیمی با همه گرم میگیرد و متواضعانه نقدها را میشنود و پاسخ میگوید، استادتمام
یا پروفسوری که نشاط جوانیاش هنوز او را همردیف و همدوش جوانان دانشجو قرار
میدهد بی آنکه یک ارزن بخواهد خودش را بگیرد یا این نشست و برخواستها را کسر
شأنش ببیند.
مرد پیکاری که با اصرار دوستان مختلف، تأکید آیت الله خوشوقت و
اصرار آیت الله مصباح به میدان میآید و آبرویش را کف دست میگیرد تا هم
استادتمامیاش را به انکار بنشینند و هم خانوادهاش را اسباب هجمه به او قرار
دهند، مرد افتادهای که نه قدرتطلب بود و نه به خود غرّه شد و حتی وقتی حمایت صریح
و رسای آیتالله مصباح از او طرح شد، با بزرگواری تمام این حمایت را حمایت از
گفتمان خواند نه حمایت از یک فرد، مردی که نه رسانهها همراهش بودند و نه سیاسیون
حضورش را برمیتافتند.
او نه به دنبال کسب قدرت بود نه دنبال سهم و سهامی
برای خود. میتوانست بماند مثل دیگرانی که تحت هیچ شرایطی حاضر به انصراف نشدند و
خود را انقلابی هم دانستند!
رسالت او امروز تازه آغاز شده است. امروز جوانان
این مرز و بوم او را بیشتر از گذشته میشناسند و روحیه پرنشاط جوانیاش را می
ستایند. او باید چهره پرخروش امروز باشد، باید در صحنه و عرصه گفتمان سرداری کند و
باید آنان که این روزها در کنارش بودند و همراهیاش میکردند را با انسجامی بیشتر
حفظ و تقویت کند و سازمان بدهد.
دوره لنکرانی تازه آغاز شده است...
نظام اسلامی امروز ظرفیت جدید و قدرتمندی به نام لنکرانی را کشف کرد
نظام اسلامی امروز ظرفیت جدید و قدرتمندی به نام لنکرانی را کشف کرد/ مردی که علاوه بر داشتن تیم قوی و برنامه؛ به دور از هر گونه هوای نفس است
دیروز خبر ناگهانی انصراف دکتر باقری لنکرانی به نفع دکتر جلیلی بمب خبرهای رسانه ای بود. دکتر لنکرانی پس از دیداری که با دکتر جلیلی داشت، با انتشار بیانیه ای انصراف خود را به نفع دکتر جلیلی اعلام نمود.
این در حالی بود که تنها چند روز قبل تر از این اقدام، علامه مصباح در جلسه شورای مرکزی جبهه پایداری، عبارات بی سابقه ای درمورد ایشان به کار بردند که بعد از آن، برای افرادی که نظر علامه مصباح را بر مبنای تعابیری که مقام عظمای ولایت در مورد این علامه بصیر فرموده اند، حجت شرعی برای خود می دانستند، به کلی حجت تمام شد و این افراد تمام قد عزم خود را در حمایت و فعالیت برای رأی آوردن اصلح جزم کردند.
علامه مصباح در این
دیدار این گونه اظهار داشتند : من در پیشگاه الهی شهادت می دهم در بین کسانی که در
یازدهمین دوره ریاست جمهوری کاندیدا شده اند جناب اقای دکتر لنکرانی اصلح هستند و
امیدوارم که این شهادت برگ زرینی درنامه 80 ساله من باشد.
ایشان در بخشی دیگر از سخنان فرمودند : برخی
از افرادی که کاندیدا شدند من به آنها ارادت دارم و آنها نور چشم من محسوب می شوند
اما برای این کار مناسب نیستند ولی بینی وبین الله شهادت می دهم که روی زمین و زیر
این آسمان کسی اصلح از آقای لنکرانی نمی شناسم.
با این حال اما همانطور که دکتر لنکرانی، قبل تر گفته بود که رقابت درون گفتمانی را به صلاح نمی داند، از این رو شب گذشته با انتشار بیانیه ای انصراف خود را به نفع جلیلی اعلام کرد.
این اقدام البته در ذهن افرادی که سیاست را
در الگوهای غربی و منافقانه و غیر مؤمنانه ترسیم می کنند، بسیار جای تعجب خواهد
داشت. برای افرادی که از مدت ها قبل توپخانه های تخریب را به سمت لنکرانی گرفته
بودند و به هر بهانه ای وی را مورد هجمه قرار می دادند، نیز این اتفاق جای تعجب
خواهد بود.
اقدام لنکرانی خط بطلانی بر فرضیه های
اینگونه افراد که جبهه پایداری را متهم به حزب بازی و سیاسی بازی می کردند، کشید و
همچنین باعث شد ویژگی اصلح بودن وی با این اقدام عیان تر از همیشه گردد.
بگذریم...
دکتر لنکرانی با این اقدام مؤمنانه نشان داد که برخلاف تحلیل های مخالفانش، وی دلبستگی به عرصه قدرت ندارد و دغدغه اصلی وی پیشبرد اهداف انقلاب و کم تر شدن هزینه ها برای نظام و تبیین گفتمان انقلاب اسلامی است. به جرئت می توان گفت که دکتر لنکرانی با این اقدام خود، صحنه جدیدی در عرصه سیاست داخلی باز کرد که از وی، ذخیره ای برای آینده انقلاب ساخت.
در بداهه امر، طبق قواعد بازی سیاسی بازان عصر، دکتر لنکرانی با وجود داشتن برنامه مدون، تیم قدرتمند همراه و همچنین عقبه ایدئولوژیکی مانند مؤسسه پژوهشی امام خمینی که در رأس آن، مطهری زمان، علامه مصباح یزدی قرار گرفته است، عرصه را رها کرد، اما شاهد آنیم که وظیفه گرایی ایشان که ناشی از پیروی دقیق از منویات ولی فقیه و استادی همچون علامه مصباح است، منجر به این اقدام قابل تحسین وی می گردد.
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که تیم همراهی
کننده دکتر لنکرانی در این عرصه و همچنین در عرصه تدوین برنامه دولت یازدهم جبهه
پایداری، افرادی بودند که در تدوین برنامه پنجم و سند چشم اندازف دخیل بودند.
افرادی که در سابقه آن ها، معاونت ریاست جمهوری، وزارت، نمایندگی مجلس و ... به
چشم می خورد.
افرادی مانند آیت الله رجبی، قائم مقام علامه مصباح در مؤسسه پژوهشی امام خمینی؛ آیت الله فیاضی، از مدرسین درس خارج در حوزه علمیه قم، دکتر پرویز داوودی، معاون اول دولت نهم؛ مهندس صادق محصولی، وزیر سابق کشور؛ دکتر محمد سلیمانی، وزیر ارتباطات دولت نهم؛ دکتر مسعود میرکاظمی، وزیر سابق نفت؛ مهندس پرویز فتاح، وزیر سابق نیرو؛ اسکندری وزیر سابق جهاد کشاورزی، تقی پور وزیر سابق ارتباطات، حجت الاسلام مرتضی آقاتهرانی ، حجت الاسلام سقای بی ریا، حجت الاسلام سید محمود نبویان، حجت الاسلام روح الله حسینیان، حجت الاسلام قاسم روانبخش، خانم دکتر طبیب زاده، خانم آلیا، نادر طالب زاده، دکتر علویان معاون سابق وزارت بهداشت، حجت الاسلام بینازاده از بزرگان استان فارس....
دکتر داوودی چندی پیش در گفت و گو با
صابرنیوز، لنکرانی را از میان تمام گزینه های محتمل برای ریاست جمهوری، اصلح می
دانست. دکتر سلیمانی در مورد لنکرانی گفته بود که وی با180 سفر استانی، با
مشکلات کشور آشناست.
خانم دکتر طبیب زاده هم در مورد لنکرانی گفته
بود که نكته مثبت وی اطاعت پذيري و خضوعش در برابر رهبرانقلاب است. آقاتهرانی
درباره وی گفته بود که آقای لنکرانی، انسانی اخلاقی، وارسته، مؤدب، با سواد، باهوش،
با استعداد، کارآمد، ولایتمدار است، ایشان دیدشان و نگاهشان نسبت به ولایت فقیه و
حضرت آقا فوق العاده است. به خاطر ویژگی هایی که در آقای لنکرانی وجود دارد، ایشان
را اصلح می دانم و به ایشان رأی خواهم داد. ویژگی هایی را که باید در یک انسان خوب
سراغ بگیریم در ایشان وجود دارد و لنکرانی فردی بسیار متواضع است وانسان وقتی با او
می نشیند، با همه درجات علمی بالایی که دارد برخوردهایش مانند انسان های معمولی است
و او اهل دنیا نیست.
از این دست تعاریف و تمجیدها، آن هم توسط
انسان های تأثیرگذار در عرصه سیاست و با سوابقی درخشان، چه در فتنه، چه در انحراف،
چه در عرصه اجرایی، چه در عرصه فرهنگی و ... در مورد یک شخص در تاریخ سیاست بعد از
انقلاب، جزء کم نظیرهاست.
لنکرانی را می توان فردی دانست که بدون هوا و
هوس قدرت، فقط بر اساس تکلیف به صحنه آمد و باز هم بر همان معیار و مبنا از عرصه
کناره گیری کرد. لنکرانی فردی است مهذب که تقوای وی گمشده صحنه سیاست امروز ایران
اسلامی است. لنکرانی را می توان فرد اصلحی دانست که علی رغم نیاز مبرم کشور به وی،
از این مسئولیت سنگین چشم پوشی کرد. امیدواریم روزی او را در این جایگاه نظاره
کنیم.
بيانيه مومنانه دكتر لنكراني و اعلام انصراف از كانديداتوري
پشتوانه دکتر کامران باقری لنکرانی
آرايش سياسي انتخابات رياست جمهوري شكل و شمايل متفاوتي پيدا كرده است و از روزي كه هاشمي رفسنجاني به وزارت كشور رفت و ثبت نام كرد، آنهايي كه پيش از اين اصلي ترين نقطه قوت خود را "كارآمدي"، "توان اجرايي" و "تيم با تجربه" براي مديريت كشور مي دانستند، طي روزهاي گذشته مشي خود را تغيير داده و بيشتر سعي بر دوگانه سازي ميان خود و هاشمي دارند.
به گزارش رجانيوز، اما در اين ميان يكي از ويژگي هاي بارز دكتر كامران باقري لنكراني كه از ديد افكار عمومي و حتي بخشهايي از نخبگان جامعه مغفول مانده است، توان اجرايي بالاي فردي و تيم مديريتي قوي است كه در صورت پيروزي در انتخابات وي را همراهي خواهند كرد.
در اين باره مي توان به بسياري از نخبگان متعهد و متخصص دولت هاي نهم و دهم اشاره كرد كه طي سالهاي گذشته كارآمدي خود را نشان داده و هم اكنون نيز به عنوان نيروهاي پرتجربه و متخصص، ضمن مشورت به دكتر لنكراني، به مثابه يك تيم اجرايي و مديريتي امتحان پس داده، وزن كارآمدي لنكراني را با بسياري ديگر از كانديداها متفاوت كردند.
در اين باره مي توان به چهره هايي مانند دكتر پرويز داوودي (معاون اول رييس جمهور در دولت نهم و استاد اقتصاد دانشگاه شهيد بهشتي)، مهندس پرويز فتاح ( وزير نيروي دولت نهم و مسئول بنياد تعاون سپاه)، دكتر مسعود ميركاظمي ( وزير بازرگاني دولت نهم، وزير نفت دولت دهم و رييس كميسيون انرژي مجلس نهم)، دكتر محمد سليماني (وزير ارتباطات دولت نهم و استاد مخابرات دانشگاه علم و صنعت)، مهندس محمد رضا اسكندري (وزير كشاورزي دولت نهم و مدیرعامل سازمان اقتصادی کوثر)، دكتر رضا تقي پور (وزير ارتباطات در دولت دهم)،مهندس امیر منصور برقعی (معاون راهبردي رييس جمهور)، دكتر علي اصغر زارعي (معاون وزير نفت و نماينده مجالس هشتم و نهم)، مهندس سيد مهدي هاشمي (رييس سازمان مهندسي كشور، سرپرست وزارت كشور در دولت نهم و نماينده مجلس نهم)، دكتر غلامحسين رضواني ( قائم مقام معاونت راهبردي رييس جمهور)، دكتر حسين صمصامي (سرپرست وزارت اقتصاد در دولت نهم و استاد اقتصاد دانشگاه شهيد بهشتي)، دكتر رحمت ا... حافظي (رييس سازمان تامين اجتماعي دولت دهم و معاون وزير بهداشت دولت نهم )، مرتضي بختياري (استاندار اصفهان در دولت نهم و وزير دادگستري دولت دهم)، مهندس روغني ها و دكتر سيد فاطمي (معاون هاي وزير صنايع دولتهاي نهم و دهم) و ... اشاره كرد.
نكته جالب توجه آنجاست كه نامبردگان عمدتا از مديران خوشنام و كارآمد دولت نهم بوده اند كه به تصريح رهبر معظم انقلاب، "محبوبترين دولت از صدر مشروطه تا امروز" بوده است و همچنان خاطره شيرين خدمتگزاري آن در افكار عمومي باقي مانده و آنچه امروز نيز باعث روي گرداني بخش قابل توجهي از مردم به دولت فعلي شده است، خروج نامبردگان از دولت و جايگزيني حواشي به جاي خدمتگزاري بوده است.
از طرف ديگر به نظر مي رسد تنها فرد و جرياني كه مي تواند در اين سطح از همراهي مديران ارشد كشور با خود، با دكتر لنكراني هماوردي كند هاشمي رفسنجاني است، زيرا وي نه تنها سابقه دو دوره رياست جمهوري را دارد بلكه به واسطه نزديكي حزب كارگزاران با وي كه به مجمع الوزراي اصلاح طلبان مشهور است، مي تواند تعداد قابل توجهي از مديران ارشد گذشته كشور را با خود همراه نشان دهد اما اين موضوع نيز در حالي است كه به سبب نوع رويكرد مديريتي هاشمي و تكنوكرات هاي اطراف وي، اين هماوردي نمي تواند منجر به برتري وي نسبت به لنكراني باشد زيرا "تعهد همراه با تخصص"، همان حلقه مفقوده اي است كه در شرايط كنوني كشور مي تواند گره هاي بزرگ پيش روي ملت را باز كند.
نامه 8888 نخبه خوزستانی به عمار امام خامنه ای
8888 تن از نخبگان،اساتید،طلاب و فضلاء حوزه و اساتید و دانشجویان خوزستان در نامهاي خطاب به آيت الله مصباح يزدي با استقبال از انتخاب دكتر باقري لنكراني به عنوان گزينه اصلح از سوي ايشان، تاكيد كردند: " پشتیبانی قاطع خود را از این تشخیص نافذ و بصیرانه برای حفظ ارزشهای متعالی انقلاب اسلامی اعلام میداریم.
به گزارش رجانيوز به نقل از جبهه پايداري استان خوزستان، نويسندگان اين نامه همچنين تاكيد كردند: " ما جمع نخبگان، طلاب و دانشجویان استان شهید پرور خوزستان با تمسک به ارواح طیبه شهدا و روح ملکوتی امام امت و با توجه به فرامین حضرت نائب الامام، امام خامنه ای"مدظله العالی" مبنی بر خلق حماسه در انتخابات پیش رو بر آن شدیم با مبنا قرار دادن تمسک به بزرگان و اولیاء اهلبیت عليهمالسلام خصوصاً مطهری زمان، عقبه تئوریک نظام، بصیر حزب الله، حضرت آیت الله مصباح یزدی در حمایت تمام قامت ایشان از اصلح دوران جناب آقای دکتر لنکرانی، بپا خیزیم."
گفتني است امضاي نخبگان براي حمايت از علامه مصباح يزدي در معرفي گزينه اصلح براي انتخابات رياست جمهوري ادامه دارد.
متن كامل اين نامه در ادامه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»
حکیم متالّه و استاد اخلاق عزیز!
ذوشهادتین بودن شما، به تعبیر حضرت امام(قدس سره) برای ما حجت است.
مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در مورد شخصیت جنابعالی میفرماید: «من قدر آقای مصباح را میدانم، ایشان خلأ شهید مطهری وعلامه طباطبایی را در زمان ما پر کردهاند… در شما(علامه مصباح) سه چیز جمع است؛ علم، صفا و بصیرت. و به معنای حقیقی کلمه دارای بصیرت هستید.»
ایشان همچنین در جایی دیگر میفرمایند: «در انتخابات به افراد بصیر مراجعه کنید.»
برای ما که از بنِ دندان ولی فقیه را نائب امام زمان(عج) میدانیم مراجعه به جنابعالی عین تکلیف است.
نظر به فرمایش آیت الله مصباح یزدی پس از آرایش پدید آمده درروز پایانی ثبت نام: «همه حوادث عالم در اراده من سر سوزنی اثر نخواهد داشت یک تشخیص قطعی بوده ( معرفی آقای لنکرانی ) وظیفه همین است. چه آبرو برود یا نرود ! از شش سال قبل به این نتیجه رسیده ام که فرد اصلح برای ریاست جمهوری یازدهم آقای لنکرانی است.»
ما جمع نخبگان ، طلاب و دانشجویان استان شهید پرور خوزستان با تمسک به ارواح طیبه شهدا و روح ملکوتی امام امت و با توجه به فرامین حضرت نائب الامام ، امام خامنه ای"مدظله العالی" مبنی بر خلق حماسه در انتخابات پیش رو بر آن شدیم با مبنا قرار دادن تمسک به بزرگان و اولیاء اهل بیت عليهمالسلام خصوصاً مطهری زمان، عقبه تئوریک نظام، بصیر حزب الله، حضرت آیت الله مصباح یزدی در حمایت تمام قامت ایشان از اصلح دوران جناب آقای دکتر لنکرانی، بپا خیزیم.
لذا پشتیبانی قاطع خود را از این تشخیص نافذ و بصیرانه برای حفظ ارزشهای متعالی انقلاب اسلامی اعلام میداریم .
سخنان قابل تامل و خوب آقای جلیلی در جمع ستاد دانشجویی خود
به گزارش خبرگزاری مهر، سعید جلیلی نامزد انتخابات ریاست جمهوری یازدهم عصر دیروز با حضور در حسینیه شهدای دوکوهه و در جمع اعضای ستاد دانشجویی "مقاومت رمز پیشرفت" درباره تبلیغات انتخاباتی گفت: توجه داشته باشید که هرگونه رفتار انتخاباتی ما در انتخابات خودش موضوعیت دارد. رفتار ما باید در انتخابات یک رفتار نمونه باشد. اولین گام برای تحقق اهداف انقلاب تبلغات انتخابات است؛ در اولین گام باید تلاش مان را نشان دهیم و ادعاهایی را که داریم باید در اولین گام که همان تبلیغات است نشان دهیم؛ لذا از همه شما عزیزانی که لطف دارید و با یک نگاه تکلیف مدارانه در این جا حاضر شدید، صمیمانه خواهش می کنم در هیچ مسیری از گام هایی که بر میدارید و هر حرکتی که انجام میدهید آخرت خودتان را به دنیای دیگران نفروشید.
تحلیل جالب وقابل توجه رسایی از آمدن هاشمی
یادداشت حسین شریعتمداری دوشنبه 23/02/92 درروزنامه کیهان
پیام حمایت احمدینژاد از مشایی به اصحاب فتنه/ ماجرای جلسه خصوصی خاتمی
1- آوردگاه «جمل» است. آتش جنگ فرو نشسته و امیر مؤمنان علیهالسلام در حالی که چشم فتنه را کور کردهاند، با تأسف به کشته شدگان سپاه فریب مینگرند و در وصف جنگافروزان فتنهگر که بعد از آنهمه رجزخوانی و خط و نشان کشیدنها به سختی شکست خورده و به خاک مذلت افتادهاند میفرمایند؛
«و قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذین الامرین الفشل ولسنا نرعد حتی نوقع ولانسیل حتی نمطر... اصحاب فتنه جمل چون رعد غریدند و مثل برق جرقه زده و از جای برآمدند اما، علیرغم آنهمه لاف گزاف، هنگام کارزار، ناتوان و ترسان بودند و از هم گسیخته و پراکنده شدند، ولی ما، خروش برنمیداریم مگر آن که دست به عمل میزنیم و هرگز نمیباریم مگر آن که سیل به راه می اندازیم».
حضرت پیش از آغاز جنگ و هنگامی که پرچم را به دست فرزندش محمد حنفیه میسپرد، خطاب به او فرموده بود؛ «اگر کوهها از جای کنده شدند، تو بر جای خویش بمان، دندانها را بر هم بفشار، جمجمهات را به خدا بسپار، پای بر زمین کوب و چشم به دور دستهای سپاه دشمن بدوز، بیم به خود راه مده و بدان که پیروزی از جانب خداست».
2- بعد از ثبتنام آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نامزد انتخابات ریاستجمهوری یازدهم، که متأسفانه در قاب مشترک اصحاب فتنه و حلقه انحرافی صورت پذیرفت، رسانهها و مقامات خارجی و دنبالههای داخلی آنها در اقدامی هماهنگ و مانند دهها مورد مشابه دیگر، صدا به هلهله بلند کردند و صفحات اول روزنامهها و خروجی سایتها را از این توهم انباشتند که چه نشستهاید؟! کار نظام و انقلاب تمام شد! و حزبالله میرود که خانهنشینی پیشه کند! و...
این همه هیاهو در حالی است که وقتی به صحنه نگاه میکنی به وضوح میبینی که هیچ اتفاق تازهای نیفتاده است. آمریکا به عنوان حامی رسماً اعلام شده ائتلاف فتنه و انحراف، همان آمریکاست که به قول هفتهنامه «ویکلی استاندارد» تمامی رؤسای جمهور آمریکا از کارتر تا اوباما در یک نقطه با امام خمینی(ره) به اشتراک نظر رسیدهاند و آن، این که «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند». مردم، همان مردم هستند که فتنه آمریکایی- اسرائیلی88 -جنگ احزاب- را علیرغم آنهمه برنامهریزی بیرونی و ائتلاف همه دشمنان داخلی و خارجی به دیوار بصیرت 9 دی کوبیدند. همانها که بعد از آنهمه رجزخوانی مشترک دشمنان بیرونی و درونی، حماسه بینظیر 22 بهمن را آفریدند. همان مردمی که با وجود تحریم انتخابات مجلس نهم از سوی مدعیان اصلاحات، به مراتب بیشتر و گستردهتر از انتخاباتهای قبلی پای صندوقهای رأی آمدند و...
و اما، اصحاب فتنه و حلقه انحرافی نیز همانها هستند که بودند و تاکنون هرچه کوشیدهاند و خروشیدهاند، راه به جایی نبرده و در نهایت اعتراف کردهاند که برای «هیچ» بیهوده به خود پیچیدهاند! بنابراین چه فاکتور جدیدی به ائتلاف فتنه و انحراف اضافه شده است که تاکنون نبوده است؟! اگر پاسخ «هیچ» است- که هست- بیتردید این همه سر و صدای مشترک بیرونی و داخلی نیز برای هیچ است. نیست؟!
3- اکنون باید پرسید حضور آقای هاشمی رفسنجانی در قاب نامزد مشترک فتنه و انحراف چه تغییری میتواند در معادلات قبلی این دو جریان ایجاد کند؟ و چه ارزش افزودهای برای این ائتلاف بیارزش در پی خواهد داشت؟ مگر جناب هاشمی بیرون از جبهه مدعی اصلاحات طرفداران دیگری هم دارد؟ پاسخ منفی است یعنی کسانی که از آقای هاشمی طرفداری میکنند همانها هستند که پیشازاین و طی چند سال گذشته در میان طرفداران و حامیان فتنه و انحراف حضور داشتهاند بنابراین آقای رفسنجانی جمع جدیدی را به طیف یاد شده اضافه نکرده و نمیکند که اینهمه هیاهو برای آن قابل اعتناء باشد. مگر مدعیان اصلاحات بارها اعلام نکردهاند که هاشمی رفسنجانی سردار بی سپاه است؟! و مگر کارگزاران و مدعیان اصلاحات قبل از این با یکدیگر در ائتلاف نبودهاند که حالا پیوند آنان، یک حرکت و اتفاق جدید تلقی شود؟! و به قول کودکانه یکی از اصحاب فتنه، نامزدی هاشمی به منزله «انفجار بمب در میان اصولگرایان»! باشد؟!... خب! با این حساب باید پرسید، آن اتفاق مهمی! که دشمنان بیرونی و ائتلاف مشترک فتنه و انحراف در بوق و کرنا کردهاند چیست؟!
4- حالا به این نکته میرسیم که وقتی نامزدی آقای رفسنجانی هیچ تغییر جدیدی در جبهه فرو ریخته و ائتلاف مشترک فتنه و انحراف پدید نمیآورد، اصرار فتنهگران برای نامزدی ایشان با چه هدف و منظوری صورت پذیرفته است؟ پاسخ به این سؤال اگرچه فصل جداگانهای میطلبد ولی در این مختصر به دو نکته اشاره میکنیم.
الف: برخی از مدعیان اصلاحات و چند رسانه بیگانه طی همین 48 ساعت گذشته با صراحت اعلام کردهاند نباید انتظار داشت که نامزدی آقای رفسنجانی، پایگاه از دست رفته جبهه اصلاحات را به آنان بازگرداند چرا که هاشمی یک بار در همین میدان حضور داشته و نگاه مردم به ایشان با اندکی تفاوت همان نگاه به اصلاحطلبان است ولی نامزدی آقای رفسنجانی- به قول بیبیسی- میتواند پوششی برای فعالیت انتخاباتی اصلاحطلبان باشد و زمینهای برای بازگشت آنها به درون حلقه نظام فراهم آورد. ولی از این فرصت- به گفته تحلیلگر رادیو فردا- نباید انتظار تجدید حیات اصلاحطلبان را داشت.
ب: و اما، اکنون به خبری اشاره میکنیم که میدانیم جناب هاشمی رفسنجانی میتواند با تحقیق و بررسی دقیق از صحت آن اطمینان حاصل کند. تحقیق در این زمینه برای ایشان دشوار نیست.
آقای خاتمی بعد از اصرار آقای هاشمی برای کاندیدا شدن به چند تن از افراد بسیار نزدیک خود میگوید؛ آقای رفسنجانی میداند که شورای نگهبان صلاحیت مرا رد میکند و قصد دارد بعد از رد صلاحیت من، بدون آن که هزینهای پرداخته باشد، آرای اصلاحطلبان را به صندوق کاندیدای تحت فرمان خود منتقل کند. خاتمی میگوید؛ نامزد مورد نظر او هم رای نمیآورد ولی شکست وی به حساب هاشمی نوشته نمیشود و هاشمی میتواند کماکان منتقد شرایط کنونی باقی بماند بی آن که جایگاه خود را به رای مردم گذاشته باشد. در همین حال و هوا، جلسهای در «...» تشکیل میشود. در این جلسه آقای «م» پیشنهاد میکند میتوانیم با این توضیح- بخوانید ترفند و توجیه- که خرابکاریهای احمدینژاد باعث رویگردانی مردم از ایشان شده است و فرصت برای نامزدی آقای هاشمی فراهم است و... توافق هاشمی را برای کاندیداتوری جلب کنیم و تاکید میکند که اگرچه آقای هاشمی فاقد پایگاه مردمی است و شکست میخورد ولی این شکست به حساب اصلاحطلبان نوشته نمیشود، چرا که هیچکس هاشمی را اصلاحطلب نمیداند! و سابقه همراهی او با نظام را فراموش نمیکند. در پی همین تصمیم است که از یکسو آقای خاتمی روی نامزدی آقای هاشمی اصرار میورزد و سخن «کاش هاشمی میآمد» او در رسانههای داخلی و خارجی بازتاب گسترده داده میشود و از سوی دیگر برخی از افراد مطرح در همین طیف ماموریت مییابند که تاکید کنند هاشمی همان عالیجناب سرخپوش است!... و بدین ترتیب بار دیگر آقای هاشمی به عنوان «پل» در اختیار مدعیان اصلاحات قرار میگیرد. یعنی همانها که بیشترین اهانتها را علیه وی رواداشته بودند و هرگز از آن همه اهانت و دشمنی ابراز پشیمانی نکرده و نمیکنند!
پیش از این با محاسبه شرایطی که میدانستیم از نگاه آقای رفسنجانی پنهان نیست پیشبینی کرده بودیم ایشان نامزد نمیشود ولی فاکتورهای دیگری که به برخی از آنها اشاره شد در میدان محاسبات وی قرار گرفت و ایشان را در معرض یک شکست قطعی و غیرقابل اجتناب دیگر قرار داد.
5- در این میان پیوند حلقه انحرافی با اصحاب فتنه نیز در فریب جناب هاشمی بیتاثیر نبوده است. توضیح آن که حلقه انحرافی به پایان عمر خود رسیده است و با خاتمه دولت احمدینژاد، باید از قطاری که بی بلیت سوار آن شده بود پیاده شود. بنابراین حلقه انحرافی برای ادامه حیات خود چارهای جز پیوند با یک جریان سیاسی دیگر نداشت. اما برای ائتلاف با اصحاب فتنه مانند هر معامله دیگری پای داد و ستد در میان است. حلقه انحرافی اگرچه هویت ندارد ولی دست گشادهای بر رانت قدرت و ثروت دارد. و این همان امتیازی است که به اصحاب فتنه داده است و از سوی دیگر اصحاب فتنه در مقابل برخورداری از رانت قدرت و ثروت حلقه انحرافی، این حلقه را در بازی بعدی میپذیرد. حضور غیرقانونی آقای احمدینژاد در جریان ثبت نام مشایی و اعلام حمایت از وی که علیرغم اعتراضهای فراوان صورت گرفت در همین بستر قابل ارزیابی است. آقای احمدینژاد با این اقدام انتحاری خود به اصحابفتنه پیام میدهد که برای تنشآفرینی و فتنهانگیزی آماده است و میتوانند روی قانونگریزی و ساختارشکنی حلقه انحرافی حساب باز کنند. پیامهای پنهانی ردوبدل شده بماند برای فرصتی دیگر.
6- تنها تغییر قابل توجه در صورت مسئله این روزها، حضور پرشورتر از همیشه در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم است، چرا که از یکسو مردم در مشاهده همراهی و همخوانی بیگانگان با اصحاب فتنه و انحراف، انگیزه قویتری برای حضور در انتخابات یافتهاند و از سوی دیگر حضور همه سلیقهها، آرای انبوهتری را به صندوقها سرازیر میکند.
و بالاخره اصحاب فتنه و انحراف میدانند و آزمودهاند که اگر بار دیگر خیال فتنه و آشوب در سر داشته باشند، حزبالله یعنی همان مردم پاکباخته حتی به اندازه چند ساعت نیز به آنها امان نمیدهند و به قول مولایشان حضرت امیر علیهالسلام، وقتی نوبت باریدن به آنها میرسد، سیل به راه میاندازند. به اعتراف واشنگتنپست، فدائیان رهبر ایران- حضرت آقا- از چند هزار کیلومتر فاصله بحران سوریه را مدیریت میکنند و در لبنان و فلسطین حضور دارند. نباید مقابله این نیروی عظیم با آشوبهای داخلی را نادیده گرفت... یاد مرحوم حاج بخشی بهخیر، گوش کنید! هنوز فریادش طنینانداز است که؛ ماشاءالله، حزبالله.
به رهبر نامه گریان مینویسم
رضا پارسیپور دامغانی شاعر معاصر ::::
به رهبر نامه گریان مینویسم
ز سختیهایم آسان مینویسم
دلم تنگ تماشایش دوباره است
ری و ماه خراسان مینویسم
خداوندا تو میدانی که از جان
برای آن دل و جان مینویسم
دلم گرم از دو دست پر ز مهرش
وجودش مهر رخشان مینویسم
نگاهش با نگاهم الفتی داشت
وگرنه کی من این سان مینویسم
رقیبان دورم از رویش نمودند
چه روشن شرح هجران مینویسم
چو مولانا ملولم از دد و دیو
به مولایم، به انسان مینویسم
خدایا رحم کن تا بینمش باز
که دارم درد و درمان مینویسم
ندارم طاقت رنج فراوان
ببخشا گر فراوان مینویسم
چه باید کرد با این مایه حسرت
بهارا از زمستان می نویسم
«رضا» از دامغان من این غزل را
به آن پیر سخندان مینویسم!
جبهه پایداری چه در انتخابات ریاست جمهوری رأی بیاورد چه رأی نیاورد، راه خود را که همان گفتمان انقلاب
کامران باقری لنکرانی در سلسله نشستهای سیاسی انتخاباتی طرح عنوان «صراط» جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان که با همکاری بسیج دانشجویی و تشکل رایتالعباس، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه لرستان برگزار شد، گفت: بسیاری از کارشناسان معتقدند که سیاستهای اقتصادی دولت هاشمی کشور را در یک مسیر بحران قرار میدهد به گونهایی که امروز مشکلات اقتصادی کشور ناشی از سیاستهای دوران هاشمی است.
وی افزود: دوران سازندگی کشور پس از جنگ در دوران هاشمی شروع شد اما متأسفانه مدلی به کار گرفته شد که تحلیلگران در آن زمان معتقد بودند که کشور را در مسیر بحران قرار میدهد.
این نامزد انتخاباتی یادآور شد: متأسفانه سیاست اقتصادی هاشمی سیاست نامتوازنی بود و از طرف سیاستهای فرهنگی هاشمی که بیارتباط با سیاستهای اقتصادی او نبود به گونهای بود که به جای اینکه به فکر مفاخر فرهنگی کشور خودمان باشیم برای اینکه باب میل کشورهای غربی عمل کنیم دچار نوعی خودباختگی شدهایم.
لنکرانی افزود: در دولت هاشمی تعامل ما از سوی عربستان صورت میگرفت یعنی ما باید حتماً از طریق کانال عربستان با دنیا ارتباط برقرار میکردیم که این کار غلطی بود.
وی افزود: امروز ما شاهد آن هستیم که مذاکرات هستهای ایران بدون واسطهگری دیگر کشورها که میخواستند از طریق آنها ارتباط با دنیا برقرار کنیم، برگزار میشود.
این کاندیدای جبهه پایداری در انتخابات ریاستجمهوری خاطرنشان کرد: تنها در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی بود که دادگاه میکونوف به گونهای سیاست خارجی ایران را محکوم کرده بود که اگر رئیس جمهور از کشور خارج شود آن را دستگیر کنند.
لنکرانی در ادامه در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه آیا ائتلاف میکنید یا نه، گفت: من به ائتلاف اعتقادی ندارم و به نظر من ائتلاف معنایی ندارد.
وی یادآور شد: در کابینه دولت یازدهم نگاه ما به اشخاص حقیقی است یعنی هر کسی براساس توانمندی از آن استفاده میشود.
کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تصریح کرد: انتخابات ریاست جمهوری یک فرصت است که نقاط قوت گذشته را بشناسیم و نقاط ضعف را تقویت کنیم.
لنکرانی تأکید کرد: اقتصادی که براساس منابع خام مانند نفت خام بنا شود این اقتصاد دوامی ندارد.
وی افزود: باید در خصوص رأی دادن تحقیقات عمیقتری صورت گیرد زیرا برخیها در آن زمان کارهایی انجام دادند که باید مردم از آن آگاه باشند به عنوان مثال در دوران هاشمی رفسنجانی خیلیها ثروتمند شدند.
لنکرانی در خصوص آمدن دکتر جلیلی به صحنه گفت: جبهه پایداری برای این گفتمان انقلاب تنها یک نفر معرفی میکند و رقابت درون گفتمانی نداریم.
کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در خصوص موضوع گرانی یادآور شد: موضوع گرانی را با سه برنامه کوتاهمدت، تحول نظام بانکی، کنترل فساد اقتصادی و انضباط دولت میتوان تا حدودی این رویه را کنترل کرد.
لنکرانی در ادامه تصریح کرد: جبهه پایداری چه در انتخابات ریاست جمهوری رأی بیاورد چه رأی نیاورد، راه خود را که همان گفتمان انقلاب است را ادامه میدهد.
وی در ادامه به بحث حاشیهنشینی در برخی از مراکز استانها و شهرها اشاره کرد و گفت: باید این حاشیهنشینها که مرکز کانونهای آسیب در شهرها هستند ساماندهی شوند زیرا یک جمعیت زیادی از کشور ما در این مناطق زندگی میکنند.
لنکرانی خاطرنشان کرد: در رابطه با روستاهای کشور طی این ۸ سال دولت نهم و دهم به اندازه ۵۰ سال گذشته کار شده است.
وی تصریح کرد: مدیر کلان کشور به تعهد، ایمان، خلاقیت، تلاش شبانهروزی، مشورتپذیری و وجود عقل جمعی نیاز دارد.
لنکرانی یادآور شد: تنها دو کاندیدای ریاست جمهوری محسن رضایی و دکتر سبحانی دارای مدارک اقتصادی هستند که این دو نامزد نیز راهحلهایی که برای رفع مشکلات اقتصاد کشور ارائه دادهاند با هم متفاوت است. سیاست و اقتصاد را در عرصه تعامل بینالمللی را باید با هم ببینیم.
لنکرانی با بیان اینکه مذاکره با آمریکا معنا ندارد و اگر این رویکرد تغییر یابد شرایط تغییر میکند، گفت: آمریکا میخواهد ایران را در موضع ضعف روبهرو کند و تا زمانی که رویکرد آنها رویکرد دشمنی است مطمئن باشید که ما مذاکره نمیکنیم.
لنکرانی خاطرنشان کرد: ۱۴۷۲ روز وزیر بهداشت بودهام که در آن دوران نیز اختلافنظرهایی به وجود آمد و در دولت دهم در سال ۸۸ که مشایی به عنوان معاون اول رئیس جمهور انتخاب شد و مقام معظم رهبری کتباً نامه دادند ما جمعی از وزرا طی نامهایی به مقام معظم رهبری اعلام کردیم که تا مشایی معاون اول رئیس جمهور است ما در جلسات آن شرکت نمیکنیم و همین کار هم صورت گرفت.
وی در خصوص شعار عدالت گفت: در دولت نهم و دهم علیرغم اینکه این شعار در برخی زمینهها کارنامه مثبت داشته و در بعضی جاها منفی بوده باید همواره در دولتهای آینده عدالت در اولویت باشد.
کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: با افتخار اعلام میکنیم محوریترین برنامه ما در عرصههای مختلف عدالت است و آن را به عنوان یک هدف میانه میدانیم.
لنکرانی در خصوص رابطه با کشورهای خارجی گفت: به گونهایی سخن میگویند که به دنبال ترویج کرنش به غرب در سطوح مختلف هستند و عدهای هم از ماجراجویی میگویند اما امروز کار به جایی رسیده که هر دو سخن از مذاکره با آمریکا میگویند در حالی که امام و مقام معظم رهبری استحکام در مواضع و بهرهگیری از همه ظرفیتهای کشور را در این حوزه تعیین کردهاند و هر که صیغهای را از این مسیر را توصیه کند راه درستی معرفی نکرده است.
لنکرانی در ادامه به اقتصاد کشور اشاره کرد و گفت: اقتصاد ایران بیماری مزمن دارد و مانند بیماری سرطانی است که باید ریشه آن را دریابیم و آن را کنترل کنیم.
وی تصریح کرد: باید به ۵ دهک پایین کشور که درآمد آنها ناچیز است نگاه ویژهای داشته باشیم.
لنکرانی گفت: امنیت غذایی برای کشور مهم است و در این زمینه کارنامههای مثبت و منفی داشتهایم. سال گذشته هم صادرات محصولات کشاورزی را داشتهایم و هم واردات را که باید به آن توجه شود.
حاشیه های سفر دکتر لنکرانی به لرستان
کامران باقریلنکرانی، کاندیدای جبهه پایداری انقلاب اسلامی در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در سفر به لرستان از بخش شیمی درمانی بیمارستان عشایر خرمآباد بازدید و به عیادت بیماران رفت.
* باقریلنکرانی در این بازدید با کادر پزشکی این بخش گفتوگو کرد؛ در این دیدار بیماران از کمبود برخی داروها، نبود هود و فضای نامطلوب این بخش به شدت گلهمند بودند.
وی در این خصوص گفت: ساخت بیمارستان جدید عشایر از مصوبات دور دوم سفرهای استانی است و قرار بوده تا سال ۹۰ به بهرهبرداری برسد.
* این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری به مقام شامخ شهدای لرستان ادای احترام کرد.
وی در بدو ورود به شهر خرمآباد راهی گلزار شهدای این شهر شده و بر مزار شهیدان لرستانی به ویژه شهیدان فطرس ادای احترام کرد.
*پدر شهیدان فطرس ضمن خیرمقدم و استقبال از باقریلنکرانی گفت: برای شما که از نیروهای ارزشی انقلاب هستید، آرزوی موفقیت دارم و ما از شما دو چیز میخواهیم، یکی اینکه تا آخر با ولایت همراه باشید و دیگر اینکه ادامهدهنده راه شهیدان باشید.
* باقریلنکرانی نیز خطاب به پدر شهیدان فطرس گفت: اصل این است که همه ما در خدمت انقلاب و ولایت باشیم و از ارزشهای آن دفاع کنیم.
وی افزود: با حضور بر مزار شهدای لرستان یاد و خاطره نیم قرن فداکاری لرستانیها برای انسان تداعی میشود.
*باقری لنکرانی دو سخنرانی یکی در اجتماع عمومی مردم در سالن شهید آوینی و دیگری در دانشگاه لرستان در جمع دانشجویان داشت.
* پرسش عموم مردم خرمآباد از باقریلنکرانی بحث گرانی، تورم، هدفمندی یارانهها، تحریمها، مذاکره با آمریکا و …. بود.
* حجتالاسلام نبویان، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی باقریلنکرانی را در این سفر همراهی کرد.
* باقریلنکرانی در جمع دانشجویان طیفهای مختلف دانشگاه لرستان حاضر شد و به مخالفان و موافقان دولت احمدینژاد و اصولگرایی و اصلاح طلبی پاسخ داد.
*در ادامه کوشکی، سخنگوی جبهه پایداری در لرستان ضمن انتقاد از مسئولان لرستانی گفت: همیشه بچه مذهبیها مظلوم واقع میشوند.
وی افزود: برای گرفتن سالنی برای سخنرانی باقریلنکرانی که یک نیروی ارزشی است، کلی اذیت شدیم، اما افراد دیگری که هیچ سابقه ارزشی ندارند، مکانهای مذهبی را در اختیارشان قرار میدهند.
دست نوشته ای از دکتر لنکرانی ؛ لنکرانی از “آقا” می گوید ...
«شما چهار سال، یعنی حدود ۱۴۶۰ روز وقت دارید. هر روز که میگذرد، یکی از این
عددها برداشته میشود و مجموعه به صفر نزدیک میشود. هر یک روزتان غنیمت
است!»
او میگفت و من مینوشتم. شهریور ۱۳۸۴ و ماه رجب بود. مینوشتم و
میدانستم که چهارسال خواهد گذشت، اما نمیدانستم که این گذار چنین پرشتاب خواهد
بود. اکنون که فرصت تأملی دست داده، قدری از رمز و راز آنچه را که در فرصتهای
کوتاه دیدار میگفت، میفهمم؛ هنوز هم قدری را، نه همه را.
***
رهبر انقلاب فرمود: «ما هیچ وقت از تحریمها ضرر نکردهایم. اگر این خوراک آماده را از ما بگیرند، آن وقت ذهن ما به جوشش درمیآید و کارهای بزرگ به ثمر میرسد.»

ایشان در جمعبندی این بازدید چندساعته فرمودند: «کشور ما بدون حرکت در جادهی گسترش دانش و گسترش پژوهش، امکان ندارد بتواند به نقطهی مطلوب خودش دست پیدا کند. مخصوص کشور ما هم نیست. کلید، دانش و پژوهش است.» همچنین هشدار دادند که: «اصرارم بر این است که هر وقت ما برای پیشرفت علم کار میکنیم، این را فراموش نکنیم که علم و دین توأمانند.»
جوان نخبهای که اختراعی درخور توجه داشت، در حضور ایشان از عدم رسیدگیها و فقدان حمایتها گلایه میکرد. او به وجد آمده بود و ناخودآگاه میگریست. بعداً گفت: از اینکه میبینم شخص اول مملکت بیتکلف ایستاده و حرفهایم را میشنود، دست مهربانی بر دوشم میکشد، اشکهایم را پاک میکند و شخصاً پیگیر امور میشود، ناخودآگاه به گریه آمدهام.
استاد پرمدعایی هم آمده بود تا به قول خودش مطالبی را به رهبری برساند. قدری متکبرانه شروع به سخن کرد و فحوای کلامش اثبات این موضوع بود که ما باید راه پیمودهی دیگران را برای ارتقای علمی کشور با همان سبک و سیاق و همان نظام و روش برویم. کلامش که تمام شد، نگاهش برق میزد. خیال میکرد خیلی عالمانه سخن گفته. آقا که شروع به سخن کردند، در چند دقیقه مبنای نظری بحث را خیلی بهتر از خود او بیان فرمودند. سپس نقد روش متدوال در پیشرفت و ارتقای علمی را بیان کردند و آنگاه اشاره کردند که حتی تحولات جهشی غرب هم خارج از این مسیری که به ما معرفی میکنند، صورت پذیرفته و تحولات چشمگیری که در عرصهی علم و فناوری رخ داده، جهشی بوده و با شکست ساختارهای مرسوم امکان وقوع یافته است.
در اندونزی، یک دانشجوی رشتهی پزشکی دانشگاه جاکارتا میگفت: «شما قدر این سید را نمیدانید. مثل ماهی در آب هستید. نمیفهمید چه نعمتی دارید.» راست میگفت.
در آکرا، پایتخت غنا، عالمی دینی میگفت: «اگر ما مثل این مرد را داشتیم، کارهایی میکردیم کارستان!»


در عصر نبی گر بشکستند همه عهد علی را