فرهنگ غدیر ،پرورش نسل مهذب

فرهنگ غدیر فرهنگ ناب اسلام است فرهنگی که بدون ان رسالت پیامبر بزرگ اسلام ناتمام میماند فرهنگ  غدیر فرهنگ نفی استکبار و سلطه شیطان است فرهنگی که ولایت را از ان خدا و پیامبرش و اولی الامر میداند.فرهنگی که عاشورا را دربر دارد و حرب لمن حاربکم و سلم لکمن سالمکم از ان برخاسته است.

فرهنگی که زمینه ساز قیام خمینی کبیرشد کسی که ایران را از طوغ بردگی استکبار رهانید و به ریسمان محکم ولایت امیرالمومنین علیه السلام پیوند زد .

غدیر بستر تربیت جوانانی است که با  دم مسیحایی حضرت امام  جان تازه ای گرفتند و شالوده استکبار را در هم پیچیدند و به دنبال ان در سیزده ابان ۱۳۵۸  با تسخیر لانه جاسوسی انقلابی دوم بر پا کردند .

از زمان بین پیروزی انقلاب تا ۱۳ابان ۱۳۵۸ حرکت ها و توطئه های زیادی در کشور شکل گرفت که در همه انها ردپایی از امریکا دیده میشد و سفارت امریکا به محالی برای تفرقه افکنی توطئه جاسوسی و بحران سازی تبدیل شده بود و این موجب خشم مردم و ناراحتی حضرت امام شده بود و همچنین حرکت کند و غیر انقلابی دولت موقت که با این کانون فساد برخوردی قاطع نکرده بود .حضرت امام بارها در سخنرانی ها و مواضع خودشان مردم   و دانشجویان را به هوشیاری و ضرورت مقابله با این  توطئه ها دعوت نمودند.

پذیرش شاه از سوی آمریكا خشم ملت و امام را صد چندان كرد. حضرت امام كه از دولت موقت قطع امید كرده بودند، در 9 آبان 58 طی سخنانی فرمودند: «ای جوان‌هایی كه در مقابل توپ و تانك رفتید ای خواهرهایی كه جوانان خود را از دست داده‏اید... حفظ كنید خودتان را، نهضت خودتان را حفظ كنید ننشینید دیگران برای شما كار كنند، اینها برای شما كاری نمی‏كنند.»

همچنین حضرت امام طی پیامی در 12 آبان 58 در اعتراض به پذیرش شاه از سوی رژیم آمریكا اعلام كردند: «دانشگاهیان، دانش‏آموزان و طلاب علوم دینی با قدرت تمام مبارزه خود را علیه آمریكا گسترش دهند.»

 لذا عده ای از دانشجویان بر خود فرض دانستند اعتراض خود را به  توطئه های امریکا با تصمیمی عاقلانه و نه احساسی اعلام کنند و این طور بود که ساعت ۱۰:۳۰ دقیقه روز ۱۳ ابان ماه سال ۱۳۵۸ ه.ش ،نزدیک به ۵۰ دانشجوی سازماندهی شده د رتقاطع خیابان طالقانی  و بهار به سمت سفارت امریکا حرکت کرده و لحظه تاریخی اشغال لانه جاسوسی اتفاق افتاد.

  این حادثه نتایج بزرگی را درپی داشت  که  ازجمله میتوان  به این موارد اشاره کرد: بیشتر ازپیش مشخص شد که امریکا طبل تو خالی بیش نیست و هیمنه ان  در جهان شکسته شد.نمایان شدن چهره حقیقی امریکا که با شعارهای فریبنده حقوق بشر و ازادی سعی درفریب افکار عمومی داشت . و بالاخره با تسخیر مرکز بحران کشور در فضای ارامتر و بهتری قرار گرفت ورابطه استعماری ایران و امریکاپایان یافت. 

  

دشمنان اسلام عافبت در اتشی که خود بر افروخته اند خواهند سوخت

                                              بسمه تعالی

  چون روز روشن است که شیطان صفتان و خون آشامان توان دیدن گل سر سبد هستی را نداشته باشند چرا که دینی که حضرت رسول صلی الله علیه و اله وسلم  از جانب ایزد منان به بشریت بخشید مانعی اهنین بر سر اهداف شوم استکبار و صهیونیسم است

                          

فرهنگ نیوز

مسلم است خونخوارانی  که شکم را از خون مظلومان عالم انباشته و کاخهای خود را بر فراز استخوانهای شکسته ستمدیدگان برافراشته باشند هر ان از ویران شدنش در هراسند هر روز نقشه ای و طرحی و هر روز مکر و حیله ای .

این بار دیگر از سر ضعف و استیلا به گل سر سبد عالم هستی اهانت کرده و غرق شدن خود را در باتلاق کثیفی که خود به دست خود درست کرده اند بیش از پیش به نمایش گذاشتند . غافل  از انکه وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِین»، گویا نمیدانند اتشی که بر افروخته اند عافبت هستی خودشان  را به بد ترین نحو ممکن خواهد سوزاند انشا الله .

خداحافظ ای ماه ترین ماه ها

تازه داشتیم با تو انس میگرفتیم تازه در رفاقتمان باز شده بود تازه تو شده بودی انیس و مونس ما یار  و همدمی که موقع خواب هم با مابود.

ای زیبا ترین ماه خدا ای زیباترین شبها و روز ها چقدر زود رفتی.

رفتی ولی تو را من چشم در راهم  روزها را میشماریم تا دوباره بیایی و تو راتنگ در آغوش بگیریم  ببوسیم و ببوییم ولی بعد از مدتی تو بی اعتنا به دلتنگی ما میروی خب چار ه ای هم نداری این قانون روزگار است

وداع امشبت چقدر جانسوز بود  ای کاش یک روز دیگر مهمانمان بودی راستی مهمان به این خوبی و نازنینی دیده اید؟مهمانی که به واسطه او به مهمانی خدا بروی !

امشب آروز کردیم ای کاش اولین روزی بود که امدی ای کاش از رسانه ها اولین روز ورودت را اعلام میکردند ولی افسوس که خبر وداعت را دادند و دلمان  را پریشان کردند .

ای ماه زیبایم خوب میدانم در حقت کوتاهی کردم میدانم قدرت را ندانستم  حلالم کن بر ما خرده مگیر .قول میدهم بار دیگر که قدم رنجه کنی و قدم بر دیدگان ما بگذاری به بهترین نحو ازشما  پذیرایی کنیم .سعیمان  این است قلب و دلمان را در اختیارت بگذاریم و تو بکنی هر انچه میخواهی.

خدایا به حق  ماه مبارک قسم ،به روزها و شبهای قدرش، به لحظه ها و ثانیه هایش قسم  که بمانیم و باز هم دیده مان به این ماه نورانی  روشن شود بمانیم و دوستش بداریم و قدرش را بدانیم .

 

 

اسراییلی مراقب سایه ها باش!

شما اسراییلیها دارید به آخر خط میرسید کیست که طنین شمارش معکوس حیات شمارا نشنیده باشد! مرگ درچند قدمی شماست .شما صهیونیستها به دلیل همان خصلت های  غیر انسانی که دارید محکومید به ایفای نقش. از یک طرف انسانیت را میدرید، ازطرف دیگر دست بر سر ارزوهای خود میکشید.

اسمش این است که دارید زندگی میکنید و این را به ضرب تبلیغات انحصاری تان دارید هوار میکشید. اما خودتان بهتر  از هر کس میدانید که زندگی تعریفش جداست .

اساسا زندگی انسانی به انسانها مربوط میشود .حال انکه شما شان تان از چهار پایان پست تر است.فتیله مرگ شما روز به روز و  به دست خودتان پایین کشیده میشود .

از این به بعد، یک روز خوش نخواهید داشت؛ اگر چه در کاخهای شیشه ای پناه گرفته باشید .اگر چه پولتان از پارو بالا برود. اگر چه تمام اسلحه های دنیا در غلاف منیت شما نگنجد تنها جنوب لبنان نیست که مدفن شما شد؛ بلکه سرزمین های غارت شده هم،  جنازه شما را به قبرستانشن راه  نخواهند داد.

از این پس مرگ بر سر شما سایه خواهدداشت .یعنی همان مرگی که شما به اطرافیان و مخالفان خود تحمیل میکنید، از این پس گلوی خود شمارا خواهد فشرد .از این پس مراقب سایه ها باشید .از سایه ها بترسید با ترس زاده شده و با ترس بمیرید !

این تقاص ملعبه کردن دین موسی علیه السلام است .اینها تقاص بی ابرویی شماست که خود رااز موسای عزیز میدانید، اما روح پاک این پیامبر خوب و ظلم ستیز الهی را می ازارید .

جست و خیز های اخیرتان نشان میدهد که خسته شده اید و بریده اید .اخر مگر چقدر میشود با ترس از سایه ها زندگی کرد؟شما زندگی نمیکنید! هر روز میمیرید و زنده میشوید .شما برای ارزوهای دور و درازتان بهای سنگینی پرداخته اید .از این پس هم باید بپردازید.

مسلمانها که چیزی از خود ندارند تابه دنیا دلبسته کرده باشدشان،پس با شما میجنگند.این شمایید که دنیا و ادمهارا به متر مال و منال خود اندازه میگیرید.این شمایید که از کوچکترین زخم وارده، هوار میکشید.شمابا گسترش اخلاق صهیونیستی خود، تعبیر ایات قرانی مارا سرعت می بخشید.آیات ۴و۵و۶و۷سوره اسرا خبر از سرنوشت محتوم شما میدهد :((دوباره در زمین فساد و خونریزی میکنیدو تسلط وسرکشی سخت و ظالمانه می یابید))؛ و آنگاه ،مرگ فجیع شمارا پیش گویی میکند که محققا خود به دست  خود مقدمات انرا فراهم اورده اید .پروردگار قادر و عزیز در این ایات ،پس از اشاره به تسلط و خونریزی و ظبلم و جنایت شما میفرماید :((و انگاه که وقت انتقام ازظلم شمارا فرا رسد ،بندگانی جنگ اور را برشمامسلط میکنیم تا اثر بیچارگی و اندوه بر چهره های شما ظاهر شود.این جنگاوران مانند بار اول به  مسجد (بیت المقدس)وارد میشوند و به هر چه و هر کس که دست یابند به سختی از میان بر دارند.))

قدس! سرزمین اسلام .میعادگاه مسلمانان .قدس تندیس ازادی نشانه استواری و مردانگی است .قدس یعنی به خود امدن آی مسلمان بیدار شو و ببین که زمزم خون اسماعیل در فلسطین چه می کند. تا کی نظاره گر  بودن و دم بر نیاوردن به پا خیزید و فریاد ازادی سر دهید تا کی در تماشاخانه دنیا ذبح تشنه لبان ازادی خواه را دیدن  تا به کی به دار آویختن کودک چها رساله را دیدن تابه کی مثله کردن مسلمانان را دیدن  و خون دل خوردن  تا به کی .....

به امید ظهورت هستیم ای مولایمان

 یا صاحب العصر و الزمان  ادرکنا

بیا تا روزهای طلایی پیروزی اسلام فرا رسد

مگو روح خدا رفت از برما...

در خرداد ماه اتفاقات متعددی رخ داده که حضرت امام خمینی در به وجود امدن هر یک از انها نقش به سزایی داشته است .

پانزده خرداد٬فتح خرمشهر ٬ارتحال ملکوتی حضرت امام و...

پس باید خرداد را ماه ر وح الله نامید ٬ روح اللهی که میتوان مصداق فرمایش رسول گرامی اسلام دانست که فرمودند :"علمای امت من مانند انبیا بنی اسرائیلند"

جهاد فی سبیل الله ٬پی ریزی حکومت اسلامی اظهار برائت از شرک و مشرکین ٬دعوت به  مبارزه با طاغوت زمان و .... امام خمینی را به  عنوان وارث خاتم الانبیا در عصر حاضر قرار داده است .

اکنون در این برهه حساس توجه به وصیت حضرت امام که خلاصه همه وصایای ایشان در طول حیات پر برکتشان است و پشتیبانی از ولایت بهترین دستو رالعمل برای تداوم انقلاب  استمرار حاکمیت دینی است .

 

 

 

 

بسم رب الهادی

علیرضا قزوه، شاعر متعهد کشورمان در قالب شعری نو با عنوان "مرتد سوم"، هتاکی بی شرمانه خواننده خارج نشین به امام هادی(ع) را محکوم کرد.

به گزارش جهان، وی در وبلاگش نوشته است: به بچه خفاشی که به ساحت امامان مظلوم شیعه اهانت کرد و به بچه های سرراهی "بالاترین" که کارگردانان این بازی اند

بسم رب النور

بسم رب العشق

بسم رب الهادی المهدی

آن که شعر و هرچه موسیقی ست

نذر درگاهش

آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند

بسم رب العشق

آن که حافظ ها و سعدی ها

عشق او و آل او را بر زبان دارند

بسم رب الهادی المهدی

صاحب عصری که عالم وامدار اوست

گرچه دجالان بدآهنگ

گرچه شیطان های بد ترکیب

داردار و واق واق خویش را آواز می گویند

این نه موسیقی ست

این نه شعر و نه ترانه

این همه فحش است

این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست

بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب

کارگردان

استخوانی پرت خواهد کرد

پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو

آن دَل هرجایی یابو

 
مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است

مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر

مزد این چندین دهان بی چاک

استخوانی

مزد این مزدورهای مست عیاشش

فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند

جایزه در راستای  فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر

 جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند

پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش

 
مرتدند اینان نه یک تن شان

مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر

با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل

با همان  مسئول کلاشش

مرتد دوم

کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ

مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...

مانده آن سو مادری چشم انتظار راه

مادری شرمنده ی  شاهین...

                           نه ،  خفاشش!

غذاهایی لذیذ در رستورانی با حجاب! + عكس

بولتن: "لطفا حجاب را رعایت کنید " شاید مشابه چنین تابلوهایی را بر سر در بسیاری از مغازه ها، فروشگاه ها، رستوران ها، کافی شاپ ها و ... دیده باشید اما براستی تابه حال چند درصد از مدیران این اماکن عمومی حاضر شده اند برای رعایت این تابلو منافع مالی خود را به خطر بیاندازند و به آنچه که نوشته اند عمل کنند ؟

اینجا تهران است ام القرای جهان اسلام ، شهری که بسیاری از مردم و دلسوزان انقلاب این روزها نگران وضعیت نا به سامان حجاب در آن هستند اما در این میان هستند کسانی که دلسوزی برای حفظ حجاب را به معنای حقیقی کلمه معنی کرده اند . نشانی اتوبان یادگار امام، ضلع شمال به جنوب؛ بعد از خروجی اوین-درکه که را شاید بسیاری از مردم تهران آن را با رستوران معروف دشت بهشت بشناسند . یکی از زیبا ترین و خاطره انگیز ترین رستوران هایی که خیلی ها حداقل یک بار هم که شده به آن سر زده اند و از غذاهای معروف و محبوب آن چشیده اند . این رستوران که در تپه های زیبایی حاشیه بزرگراه واقع شده است در فضایی سرسبز و دلنشین و در محیطی دنج و آرام پاتوق بسیاری از کسانی بود که می خواستند ساعاتی از اوقات فراغت خود را به صرف غذا و لذت بردن از طبیعت بگذرانند اما متاسفانه فضای قبلی این رستوران به گونه ای بود که کمتر خانواده ای به خصوص قشر مذهبی به آنجا سر می زد اما در دوره جدید مدیریت این رستوران فضای موجود به کلی عوض شده و دشت بهشت امروز اساساٌ جایی برای خانواده ها و قشر مذهبی در محیطی کاملا سالم است .

«ورود خانم های بدون چادر ممنوع می باشد» هر چند شاید خواندن این تابلو برای خیلی ها عادی باشد اما اهمیت آن وقتی مشخص می شود که در روزگاری که نگه داشتن دین مانند نگه داشتن آتش بر کف دست است، هستند کسانی که برای انجام وظیفه در قبال دین شان از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند. حاج علی برهانی، قد بلند با موهای جو گندمی حدود 60 ساله؛ همان مردی است که مردانگی به خرج داده و رستورانی را به دست گرفته که نه برای کسب درآمد به هر قیمتی و نه برای مال اندوزی در دنیایی که پایانش فقط یک متر زمین است، بلکه برای حضور خانوادگی کسانی که دین و حفظ ارزش های آن دغدغه شان است رستورانش را تبدیل به محلی برای حضور بانوان محجبه و خانواده های آنان کرده است

بر پایه این گزارش رستوران دشت بهشت با غذاهای لذیذ و فراموش نشدنی اش این روز ها دیگر پاتوق افرادی شده است که دوست دارند به همراه خانواده شان در یک محیط سالم و شاداب لحظاتی را در بیرون از منزل بگذرانند . البته هر چند حاج علی برهانی از از افت فروش رستوران دشت بهشت به دلیل جلوگیری از ورود بانوان بی حجاب و بد حجاب خبر می دهد اما از کاری که کرده به هیچ وجه پشیمان نیست و امیدوار است بخش زیادی از قشر مذهبی ما از وجود چنین رستورانی در شهر تهران آن هم در منطقه سعادت آباد با خبر شده و مراسم ها و برنامه های خود را در این رستوران شیک برگزار کنند و یا به همراه خانواده های خود برای صرف ناهار یا شام به این مجتمع سر بزنند . قطعا بسیاری از خانواده ها از شنیدن وجود چنین فضایی سعی می کنند شبی خاطره انگیز را در رستوران دشت بهشت بگذرانند .

نشانی رستوران: سعادت آباد-میدان فرهنگ-بلوار ۲۴ متری -مجتمع فرهنگی دشت بهشت (دهکده سلامت (
شماره تماس جهت رزرو: ۲۲۱۴۶۳۵۸-۰۲۱


هدف اصلی من از این پست که کپی شده از رجا نیوزاست اطلاع رسانی و تبلیغ این عمل زیبا و به جا است

اقدام مدیر این رستوران نمونه ای از امر به معروف و نهی ا زمنکراست و ستودنی است

هر کسی در جایگاه و موقعیت خودش میتونه تاثیر گذار باشه نباید منتظر باشیم دیگرون کاری کنن

که ممکنه هیچ وقت کاری صورت نگیره!

 

درد دلی با را هیان نور

بسم الله الرحمن الرحیم

چشم باطن اگر بگشایی ٬بر سرزمین خونرنگ جبهه که پا میگذاری قدم هایت را میبینی که گام بر اسمان میزنند.جسمت بر زمین میرود و روحت بال بر اسمان میگشاید .

انگاه هر قدر که پیش میروی و بر پهنه جغرافیاکه سیر میکنی٬ در دل تاریخ است که وارد میشوی .

وقتی به خرمشهر وارد میشوی گویی همپای "جهان ارا" است که قدم بر کوچه ها و خیابانهای خونین شهر ۱۳۵۹میگذاری و این تابلوی معروف اثر شهید بهروز مرادی است که در مقابل دیدگانت هنوز ایستاده است اگرچه حالا مدتهاست که نیست :"کوچه های این شهر به خون مطهر است٬ با وضو وارد شوید."

چشم به گلزار شهدای هویزه که میدوزی٬ حسین علم الهدی و اصحاب عاشورایی اش در مقابل دیدگانت هویدا میشوند  وتو انگار که در میان معرکه ای .

از میان نیزارهای هور که عبور میکنی بچه های خیبر و بدرند که به بدرقه ات می ایند. خوب گوش کن :

این صدای ملکوتی حاج همت است که پهنه هور را در مینوردد و به تو میرسد.

راستی !حاج عباس کریمی را میبینی ؟

مهدی باکری را چطور؟

دردو کوهه چه خبر است ؟

در اردوگاه کوثر چه میگذرد؟

انرژی اتمی٬کارون٬دارخویین...؟

از حاج احمد متوسلیان سراغی بگیر از بچه های" بیت المقدس"

به شلمچه که رفتی ٬کربلا را خواهی دید.میدانم که باور داری پس درنگ مکن.

مگذار لحظه های سفرت را دیو "غفلت "برباید و  این" ظاهر" ظالم که بیشتر نشانه های ان روزها را درخود گم کرده است ٬چشمانت را از توجه به حقایق بدزدد.

از ظاهر عبورکن ٬لحظه ای .....فقط لحظه ای از غفلت بیرون آ! و از هر انچه تورا د رغفلت و ظاهر متوقف میکند ٬عبو رکن ....هرچیز که باشد .

ای عزیز این سفر را به مثابه سفر عمر در نظر آر.اگر"گذشته "آن را غافل بودی در "حال" توبه باش تا "اینده" را ازکفت نرباید.

و اگرنه ٬تو خود میدانی که چشمان ظاهر بین هر جهانگردی از هر کجای عالم و با هر دین و اعتقادی شاید دقیق تر از من و تو این زمین را در پی ظواهر جستجو کنند و ببینند٬اما ازراههای اسمانی نشانی نیابند.

حالا که جور "زمان" نشانه های اسمان را در زمین از ما گرفته تا گم شویم پس٬مواظب باش !حتی همسفران زمینی نیز پاهایت را د رخاک ممکن است زنجیرکنند.

بند ها را بگسل ٬چشم هایت را بشوی و دیده از ظاهر به باطن بکش .انگاه به" کربلا"ی جبهه  که میرسی خود را در "عاشورا "می یابی و بر زمین مظلوم ان که نظر میکنی ٬خود رادر میان اصحاب عاشورایی امام عشق میبینی.

راز این که در چنین" سفر"ی اسمانی هستی یا نه را ٬ان راوی عزیز خون نگار٬شهید سید مرتضی اوینی چنین فاش میگوید:

(در سفرهای "زمین"ی پا هاخسته  میشوند و در سفرهای "اسمان"ی دل ها مجروح...)

چادر  "غیر"مشکی خاله بهار

جمعه بود و داشتم یکی یکی به شبکه های سیما سر میزدم شبکه قران و معارف امد و من میخکوب شدم  "خاله بهار"مجری برنامه "گلهای زندگی "برنامه ای که مخصوص خردسالانه چادر قهوه ای پوشیده بود  اشتباه نمیدیدم  چند روز بعدشم با چادر خاکستری ظاهر شد  با خودم گفتم اینم برگ زرین دیگری که به افتخارات صدا و سیما اضافه شد .

اگه قراره چادر مشکی را تبدیلش کنن به چادر رنگی و در این مورد به  اصطلاح  بخوان فرهنگ سازی کنن ایا باید استارتش از شبکه قران زده بشه

البته اصل کار رو غلط میدونم ولی اینکه از شبکه قران شروع بشه دیگه غلط اندر غلطه

من که در شبکه های دیگه ندیدم مجریاش از چادر رنگی استفاده کنن ایا باید اولین شبکه ای که همسو با سیاستهای "خاتون "حرکت میکنه شبکه قران باشه ؟!

دلواپسی من از اینه که چادر مشکی رو تبدیل کنن به چادر رنگی بعدش کوتاه بشه بعدشم مدل دار و بعد چشم باز کنیم و ببینیم به سر چادر چی امده !

شاید این یه نوع حساسیت سنجیه من که به برنامشون پیامک زدم و اعتراض خودم را اعلام کردم

وای که دارن الگو سازی میکنن

 

دخترهای دانشگاه باید اسلحه حمل کنند

قبل از نقل خاطره بگويم كه بعضي از كلاسهاي دانشگاه ما تا ساعت 10 شب ادامه دارد و اين باعث مشكل براي خيلي از دختران شده است!
ساعت حدود 5 عصر بود و من مشغول نوشتن يك طرح براي باشگاه پژوهشي در كميته ي فرهنگي بودم كاملا تمركز گرفته بودم كه ناگهان يك دختر خانمي مانتويي با ظاهري بسيار نامناسب وارد اتاق من شد و سلام كرد!
جواب سلامش كه دادم بدون مقدمه گفت :
«حاج اقا ببخشيد مي توانم به شما اعتماد كنم؟ بچه مي گويند راز كسي را فاش نمي كنيد !»
من هم بگونه اي كه خيالش را راحت كنم محكم گفتم :
«مطمئن باش من در موضع مشورت به هيچ كس خيانت نمي كنم.»
همين كه خيالش راحت شد چند لحظه اي سكوت كرد و بعد با احتياط گفت :
«حاج اقا من يك سؤال شرعي دارم آيا دختران مي توانند براي امنيت خود اسلحه همراه خودشان داشته باشند؟»
شما بودي چي مي گفتي؟
من كه از تعجب نمي دانستم چه بگويم تمركز گرفتم و با تامل گفتم :
«منظورت را واضح تر بگو»
آن دختر خانم كه يك ديگر جرات حرف زدن پيدا كرد بود گفت:
«حاج اقا راستش را بخواهيد من هر روز يك اسلحه رزمي امثال چاقو و ... با خودم دارم ولي مي خواهم يك كلت كمري تهيه كنم!»
توي اين دانشگاه ما چيزهايي آدم مي بيند كه در هيچ جاي دنيا نمونه ندارد!
گفتم : «آخه چرا؟»
گفت :  «حاج اقا من بعضي وقتها كه تا ساعت 9 يا 10 شب كلاس دارم وقتي به منزل برگردم نزديك ساعت 11 شب مي شود براي همين وقتي از دانشگاه به طرف خانه مي روم در پياده رو كه پسرها اذيت مي كنند و متلك مي گويند وقتي منتظر تاكسي مي شوم ماشين ها مدل بالابوق مي زنند و اذيت مي كنند ! حاج اقا بخدا شايد وضع ظاهريم به نظر شما بدباشد ولي من اهل خلاف و رابطه هاي نامشروع نيستم من فقط دلم مي خواهد خوش تيپ باشم !»
من هم بدون مكث گفتم : «خوب از نظر دين هيچ طوري نيست شما اسلحه دفاعي داشته باشيد اصلا همه دختران براي دفاع از خود بايد نوعي اسلحه حمل نمايند ولي نه هر سلاحي يك نوع سلاح است كه خيلي هم قدرت تخريب و دفاعي بالايي دارد»
بنده ي خدا كه منتظر موضع مخالف من بود با اين حرفهاي من داشت شاخ در مي اورد براي همين خيلي زود گفت: «چي؟ چه؟ چه اسلحه ايي مجاز است؟ اسمش چيه ؟»
من كه ديدم بدجوري عجله دارد گفتم :«اگر بگويم قول مي دهي يك هفته استفاده كني اگر جواب نداد ديگر استفاده نكني»
بنده خدا خيلي هیجان زده شده بود گفت: «قول مي دم قول مي دم ... قول مردونه !»
گفتم : «اسم آن سلاح بي خطر و بسيار كار آمد چادر است! شما يك هفته استفاده كنيد ببينيد اگر كسي مزاحم شما شد ديگر هيچ وقت به طرفش نرويد!»
با تعجب مثل كسي كه ناگهان همه انرژي او كاهش پيدا كرده باشد گفت: «چادر! اخه چادر ...»
گفتم : «ديگه اخه ندارد يك هفته هم هيچ اتفاقي نمي افتد»
با حالت نيمه نااميدي تشكر كرد و رفت.
و من ماندم و فكر مشغول كه اي بابا عجب كاري كردم نكند بنده خدا ديگر هيچ وقت سراغ چادر نرود نكند از مشورت كردن با روحاني بيزار شود. حضرت وجدان من را سرگرم اين فكرها كرده بود كه يادم افتاد به حرف امام خميني عزيزكه فرمودند: «ما مامور به وظيفه هستيم نه مامور به نتيجه !»
لذا با خداي خودم خيلي خودماني گفتم : « خدايا من سعي كردم وظيفه ام را انجام دهم انشالله مورد رضايت تو قرار گرفته باشد بقيه اش هم ،هر چه تو صلاح بداني... »
مدت حدود يكي دو ماه از جريان گذشت و من به كلي فراموش كرده بودم تا اينكه روزي يك خانم محجبه به اتاق من آمد سلام كرد گفت : «حاج اقا مي شناسي؟»
من هم هرچه فكر كردم به ياد نياوردم براي همين گفتم : «بخشيد شما را نمي شناسم»
گفت : «من همان دختري هستم كه اسلحه به من دادي تا همراه خودم حمل كنم حالا هم كه مي بينيد مثل يك بچه ي خوب، سلاح چادر حمل مي كنم هرچند هنوز درست و حسابي چادري نشده ام! ولي مادرم خيلي دعاتون كرده چونكه هر روز بخاطر چادر نپوشيدن من در خانه دعوا داشتيم .راستش حاج اقا خانواده ما مخصوصا مادرم چادري هست و اهل مجالس مذهبي ولي من فرزند ناخلف شده بودم كه حالا به قول مادرم سر به راه شدم»
من هم كه حيرت زده شده بودم گفتم : « خوب برايم تعريف كنيدچه شد كه چادري بودن را ادامه دادي؟»
مكثي كرد شروع به گفتن جريان كرد: « راستش حاج آقا وقتي از اتاق شما رفتم خيلي درباره حرفهاي شما با ترديد فكر كردم ولي تصميم گرفتم امتحان كنم براي همين چند روزي وقت برگشتن از دانشگاه بطوري كه همكلاسي ها متوجه نشوند مخفيانه چادر مي پوشيدم ولي از وقتي كه چادر بر سر مي كنم ساعت 10 و يا 11 شب هم كه از دانشگاه بر مي گردم نه پسري به من متلك مي گويد نه ماشين مزاحم بوق مي زند اصلا كسي تصور نمي كند كه من چادري اهل خلاف باشم راستش را بخواهيد بدانيد هيچ وقت فكر نمي كردم دخترهاي چادري اين همه امنيت دارند! و اين همه خيالشان از بابت مزاحم هاي خياباني راحت است. كم كم جريان چادري پوشيدن من را بچه هاي كلاس متوجه شدند الان هم مدتها است كه دائم با چادر رفت و امد مي كنم و از كسي هم خجالت نمي كشم البته فكر نكنيد حالا ديگر بسيجي شده ام ولي قصد ندارم اسلحه ايي كه تازه كشفش كرده ام را به اين راحتي از دست بدهم. بعضي از دختراي كلاس متلك مي گويند ولي بيچاره هاخبر ندارند من چه گنجي يافته ام. البته جريان را براي يكي از بچه ها كه نقل كردم تمايل پيدا كرده براي فرار از دست مزاحم ها چادر بپوشد ولي خودش مي گويد خانواده اش اصلا اهل چادر و امثال چادرنيستند ولي فكر كنم تصميم دارد چادر بخرد»
راستش را بخواهيد من ديگر حرفي براي گفتن نداشتم براي همين فقط به حرفهاي او توجه مي كردم دلم مي خواست زودتر از اتاق برود تا اشكهايم سرازیر شوند.
وقتي از اتاق رفت تنها كاري كه توانستم انجام بدهم سجده شكر بود

خاطره (1) حجه الاسلام مسلم داوودنژاد، مشاور فرهنگي در دانشگاه هاي استان اصفهان:

نقل از وبلاگ http://www.tarhyno.ir/