داستانی از عشق، رشد و سپاس بی پایان
همسفر دیروز؛
امروز در سکوتِ عمیقِ قلبم، می خواهم فراتر از حصار دلتنگی ها، واژه ها را نه برای گلایه و درد، که برای سپاسگزاری کنار هم بنشانم
آن روزها و سال هایی که هم مسیر و هم نفس بودیم، برای من صرفاً ورق خوردنِ روزهای تقویم نبود؛ بلکه جان مایه ی زندگی ام بود در حریم امنی که تو با عشقت ساختی و من در پرتو محبت بی کران تو، زیستنی متفاوت و طعم دوست داشتنی واقعی را تجربه کردم
ما دوشادوشِ هم مسیر دشواری را پیمودیم؛ مسیری که لغزش ها و اشتباهاتمان در آن، نه نشانه ضعف، بلکه پله هایی برای قد کشیدن و بزرگ شدنمان بود
زیباییِ رابطه ی ما در سادگی و آرامش نبود، بلکه در همان اوج و فرودهای پُرهیجان بود که ثابت می کردیم می توانیم از هر طوفانی گذر کنیم و دوباره دستانمان را به گرمای آفتابِ فردا بسپاریم
تمامِ آن لحظه ها که دنیا کوچک تر از درخششِ چشمانمان می شد، گنجینه هایی هستند که هرگز از حافظه ام پاک نخواهند شد
سرنوشت اما همیشه با آرزوها قلم نمی زند، با تلخی می پذیرم که در تب و تابِ آن روزها، نتوانستم هم ترازِ عشقی باشم که تو شایسته اش بودی؛ شاید هنوز به آن پختگی نرسیده بودم که وسعتِ حضور بی بدیلت را درک کنم و حافظِ آن گنجینه باشم، با این حال، اگر سهم ما از تقدیر، تنها خواندنِ همین چند فصل از یک کتابِ زیبا بود، امروز با تمام وجود پذیرای آنم
اکنون که قدم در مسیر تازه ی زندگی ات گذاشته ای، می بینم که سرنوشت تا چه اندازه با رویاهایمان فاصله داشت، تماشایِ اینکه به مقصد رسیده ای، برای من هم تسکین است و هم دلتنگی، اعتراف می کنم که جای خالیِ خاطراتمان هنوز در سینه ام تیر می کشد، اما خواهم آموخت که با این درد رفاقت کنم؛ چرا که این بارِ سنگین، بهای همان عشقِ نابی است که روزگاری میان ما جریان داشت و من با افتخار در کنج قلبم نگاهش می دارم
عشقِ ما، با تمام لحظه های روشن و درس های تلخش، اینک به زیباترین و محترمانه ترین شکلِ ممکن، به خاطره ای درخشان بدل شده است، قصه ی ما، روایتی است که در قلب من، با عشق، احترام و یک «دوستت داشتمِ بی صدا و ابدی» مُهرِ پایان خورد
من امروز، فارغ از هر نامی، می خواهم فقط یک بار دیگر از تو تشکر کنم: برای تمامِ این سال ها، برای هر لبخند، هر شانه به شانه بودن، هر درسی که به من دادی، و برای عشقی که باعث شد من به نسخه بهتری از خودم تبدیل شوم...
با تمام وجود آرزو می کنم کانون زندگی ات همیشه گرم، و مسیرِ پیشِ رویت، سرشار از نور و خوشبختیِ ماندگار باشد 🌹









یا رب تو مرا به یار دمساز رسان / آوازهٔ دردم بهم آواز رسان/آن کَس که من از فراق او غمگینم / او را به من و مرا به او بازرسان . . .