شيخ الازهر و اختلافات شيعه و سني

تاريخ خبر: روزنامه اطلاعات دوشنبه 18  فروردين 1393 - 7 جمادي الثاني 1435ـ 7 آوريل  2014ـ شماره  25841

دكتر احمد طيب رئيس الازهر در گفتگو با شبكه نيل مصر مطالبي درباره عقايد شيعه و سني مطرح كرد كه متن آن در ذيل از نظرتان مي‌گذرد:


* خبرنگار سؤال كرد آيا به نظر شما عقايد شيعه مشكل ندارد؟

ـ شيخ طيب جواب داد: نه چه مشكلي دارند، 50 سال پيش شيخ شلتوت فتوا داده است كه شيعه مذهب پنجم اسلام و مانند مذاهب ديگر است.

* خبرنگار گفت: فرزندان ما در حال شيعه شدن هستند چه بايد بكنيم؟

ـ شيخ جواب داد: خوب بشوند مگر كسي از مذهب حنفي به مالكي برود ما اشكالي به او مي‌گيريم؟ خوب اين‌ها هم از مذهب چهارم به مذهب پنجم رفته‌اند.

* خبرنگار پرسيد شيعيان با ما در حال قوم و خويشي هستند و با فرزندان ما ازدواج مي‌كنند.

ـ شيخ جواب داد: چه اشكالي دارد، بين مذاهب ازدواج آزاد است.

* خبرنگار گفت: مي‌گويند شيعيان قرآنشان فرق مي‌كند

ـ شيخ طيب پاسخ داد: اين حرف‌ها خرافه پيرزن‌ها است. قرآن شيعيان با ما هيچ فرقي ندارد و حتي رسم‌الخطشان نيز مانند قرآن ما است.

* خبرنگار گفت: 23 روحاني از يك كشور (عربستان) فتوا داده‌اند كه شيعيان كافرند، رافضي هستند

ـ شيخ گفت: براي مسلمين جهان فقط‌ الازهر مي‌تواند فتوا دهد و فتواي آنها اعتباري ندارد.

* خبرنگار گفت: پس اين اختلافاتي كه بين شيعه و سني مطرح مي‌كنند چيست؟

شيخ پاسخ داد: اين اختلافات سياست خارجي است و مي‌خواهد بين شيعه و سني اختلاف بياندازد.

* خبرنگار گفت من يك سؤال جدي دارم؛ شيعيان كه ابوبكر و عمر را قبول ندارند، چگونه مي‌گوييد اين‌ها مسلمان هستند؟

ـ شيخ طيب گفت: بله قبول ندارند، اما مگر اعتقاد به ابوبكر و عمر جزو اصول دين اسلام است؟

قصه ابوبكر و عمر يك قصه تاريخي است و تاريخ به اصول اعتقادات ربطي ندارد.

* خبرنگار كه از اين جواب جا خورده بود گفت: شيعيان يك ايراد دارند آن هم اين كه مي‌گويند امام زمانشان از 1000 سال پيش هنوز زنده است.

ـ شيخ پاسخ داد: خوب ممكن است چرا ممكن نباشد، ولي دليلي ندارد ما اعتقاد آنان را داشته باشيم.

* خبرنگار پرسيد: آيا ممكن است كودك 8 ساله امام باشد؟ شيعيان معتقدند كودك 8 ساله امام شده است.

ـ شيخ گفت: وقتي يك طفل در گهواره پيغمبر بشود اينكه يك كودك 8 ساله هم امام باشد عجيب نيست، هرچند ممكن است ما به عنوان اهل تسنن اين اعتقاد را قبول نداشته باشيم؛ اما اين موضوع به اسلام آنها صدمه‌اي نمي‌زند و آنها مسلمانند.

20 داستان كوتاه از آزادگان


20داستان كوتاه از آزادگان


به ادامه مطلب مرا جعه فرماييد..


 برگرفته از کتاب « اسارت » جلد 15  از  مجموعه کتب روزگاران

ادامه نوشته

سلام

چند ماهي بود وقت نكردم به وبلاگ برسم

شرمنده همه دوستان

البته مشكلي داشتم .....

دیدار مردم سیستان و بلوچستان با دکترمحمدباقرقالیباف

قالیباف: در دفاع مقدس در این استان در کنار اهل سنت و تشیع بودم/ در دولت من تبعيضي بين مردم وجود نخواهد داشت 
هر جوان با ظرفیت ایرانی، با هر گرایشی باید مورد استفاده قرار گیرد/گذشت و محبت مردم این استان در همین بیابانها، کوهها و روستاها دیده ام/دولتی از جنس همه مردم تشکیل می دهم/جوانان با صلاحیت موتور محرکه ای برای رفع سوء تدبیری ها هستند....

دیدار مردم سیستان و بلوچستان با دکترمحمدباقرقالیباف

مردعمل

حاج باقر قالیباف مردی که میدان جهاد برایش فرقی نمی کند

مرد عمل: مدیریت و کار جهادی، یکی از پررنگ ترین وجوه کاری دکتر قالیباف در رزومه کاری و مدیریتی وی محسوب می شود. انجام طرحها و پروژه های مختلف و طرحهای کلان با امکانات و زمان محدود نظیر بهره برداری از  فاز یک پارک ولایت به عنوان بزرگترین بوستان خاورمیانه در ۷۷ روز کاری، گذاشتن روز شمار اتمام پروژه های بزرگ شهری و عمرانی و تعهد به عهد، مدیریت بحران هایی نظیر سیلاب اخیر تهران با الگو گرفتن از سبک مدیریت جهادی و طرحهای مختلف دیگر در حوزه های عمرانی و سازندگی از جمله نمونه های کار جهادی به سبک فعالیت های مخلصانه دفاع مقدس در کارنامه محمدباقر قالیباف محسوب می گردد، که نشات گرفته از همان روحیه جهادی سالهای حضور در عرصه های خون و حماسه در دوران دفاع مقدس است.

قالیباف در رابطه با این فرهنگ غنی و انسان ساز معتقد است: “عشق به دین و ملت و التزام عملی به تدبیر و خرد، عصاره فرهنگ جهادی است، همانطور که آزادی خرمشهر نمونه ای از مصادیق این فرهنگ بوده است. اما موفقیت این الگو تنها به میدان جنگ خلاصه نمی‌شود بلکه این فرهنگ منطق کلی انقلاب و الگوی اساسی ما برای موفقیت در تمام عرصه‌های جامعه است. امروز مهم‌ترین وظیفه ما در گرامیداشت عملی یاد و راه شهدا، تلاش در جهت احیای فرهنگ اصیل جهادی و مبارزه با تحریفات و سطحی‌نگری‌ها نسبت به آن است.”

قالیباف معتقد است که فرهنگ جهادی بر مبنای تعریف حقیقی آن تمام مؤلفه‌های فوق را در بر دارد و ازاین‌رو می‌تواند به بهترین نحو تأمین‌کننده منویات مقام معظم رهبری درخصوص نیل به پیشرفت و عدالت در ایران اسلامی باشد. به اعتقاد محمدباقر قالیباف، هشت سال دفاع مقدس و عملیات رزمندگان اسلام با همه فراز و فرودش به خلق فرهنگی غنی منجر شد، همان تفکری که به‌عنوان فرهنگ پایداری از آن نام می‌برند.

براستی که فرهنگ دفاع مقدس به‌واسطه ریشه و خاستگاه‌های تاریخی خود نوعی فرهنگ دینی و ملی است و می‌تواند نسخه شفابخشی برای رفع بسیاری از مشکلات کشور باشد.

دکتر قالیباف

محمدباقر قاليباف

پیام های مقام عظمای ولایت در مورد انتخابات ریاست جمهوری

پیام های مقام عظمای ولایت در مورد انتخابات ریاست جمهوری

سر فصل ها:

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif حضور در انتخابات یك عمل صالح است

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif رقیب انتخاباتی خود را «شیطان اكبر» به حساب نیاورید

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif هر چیز به وقت خود

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif مشاركت عظیم مردم در انتخابات

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif گزینش خوب و به صلاح انقلاب

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif انتخابات مایه بی‌آبرویی برای كشور نشود

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif فرض ما بر سلامت انتخابات است

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif آرامش سیاسی كشور حفظ شود

به ادامه مطلب مراجعه نمایید...


ادامه نوشته

پاسخ رهبر انقلاب به ۱۰ پرسش درباره مبارزه تاریخی ملت ایران با آمریكا

پاسخ رهبر انقلاب به ۱۰ پرسش درباره مبارزه تاریخی ملت ایران با آمریكا
ردیف سؤال پاسخ
۱ آیا تقابل ملت ایران با دولت آمریكا صرفا به پس از انقلاب اسلامی برمیگردد؟
مبارزه از زمان كودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آغاز شده
و تا كنون ادامه دارد.
 
۲ ۱۶آذر با چه ویژگی‌هایی باید شناخته شود؟
۱۶ آذر متعلق به دانشجوى ضدآمريكا و ضدسلطه است.
 
۳ مصادیق دشمنی‌ دولت آمریكا علیه ملت ما
چه بوده است؟

كمك به حركتهای تروریستی، تصرف دارائی ایران كمك  به صدام در جنگ با ایران، شلیك به هواپیمای مسافربری،  اهانت به ملت ایران، تحریم‌های همه‌جانبه.
 
۴ علت اصلی دشمنی دولت آمریكا با ملت ایران و جمهوری اسلامی چیست؟
یك: نفی سلطه‌پذیری، وابستگی سیاسی و سكولاریزم اخلاقی؛
دو: پافشاری ما بر هویت ملی و اسلامی، دفاع از مظلومان و فتح قله‌های علمی
 
۵ علت بنیادین مقابله ما با دولت آمریكا چیست؟
طبق آیات قرآن پای‌بندی به ايمان بِالله و كفر به طاغوت واجب است و امروز طاغوت اعظم در دنیا آمریكاست.
 
۶ آیا رابطه با آمریكا خطر او را برای ما كم می‌كند؟
به دو دلیل خطر آمريكا را كم نميكند. یك: آمريكا به عراق حمله كرد؛ در حالى كه با هم رابطه‌ى سياسى داشتند. دو: رابطه، براى آمريكائى‌ها، همیشه وسيله‌اى براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدوری بوده است.
 
۷ چرا با آمریكا مذاكره نمی‌كنیم؟
مذاكره در سايه‌ى تهديد و فشار
و از موضع ابرقدرتی، مذاكره نيست.
 
۸ بعد از این مدت مبارزه كدام كشور
پیروز میدان بوده است؟

بقاء و پیشرفت انقلاب نشانه‌ی پیروزی ملت ایران است؛
ارزش‌های آمریكایی در دنیا افول كرده‌اند.
 
۹ آمریكا چه زمانی از دشمنی با ملت ایران دست خواهد برداشت؟
تا زمان تحقق اقتدار همه‌جانبه‌ی سیاسی، اقتصادی و علمی ایران این دشمنی ادامه دارد.
 
۱۰ سرانجام مبارزه‌ی تاریخی ملت ایران با دولت مستكبر آمریكا چه خواهد بود؟
سنت‌های الهی پیروزی جبهه حق را تضمین می‌كند.
 


متن کامل در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

چرا یک صلوات برای پیغمبر و سه صلوات برای امام خمینی؟

خاطره رهبر انقلاب از پاسخ یک راننده به یک شبهه:

چرا یک صلوات برای پیغمبر و سه صلوات برای امام خمینی؟؟؟

در دوران پيش از پيروزی انقلاب، بنده در ايرانشهر تبعيد بودم. در يكی از شهرهای همجوار، چند نفر آشنا داشتيم كه يكی از آنها راننده بود، يكی شغل آزاد داشت و بالاخره، اهل فرهنگ و معرفت، به معنای خاص كلمه نبودند. به حسب ظاهر، به آنها عامی اطلاق می‌شد. با اين حال جزو خواص بودند. آنها مرتّب برای ديدن ما به ايرانشهر می‌آمدند و از قضايای مذاكرات خود با روحانی شهرشان می‌گفتند. روحانی شهرشان هم آدم خوبی بود؛ منتها جزو عوام بود. ملاحظه می‌كنيد! راننده‌ی كمپرسی جزو خواص، ولی روحانی و پيشنماز محترم جزو عوام! مثلاً آن روحانی می‌گفت: «چرا وقتی اسم پيغمبر می‌آيد يك صلوات می‌فرستيد، ولی اسم «آقا»(امام خمینی-ره) كه می‌آيد، سه صلوات می‌فرستيد؟نمی‌فهميد. راننده به او جواب می‌داد: روزی كه ديگر مبارزه‌ای نداشته باشيم؛ اسلام بر همه جا فائق شود؛ انقلاب پيروز شود؛ ما نه تنها سه صلوات، كه يك صلوات هم نمی‌فرستيم! امروز اين سه صلوات، مبارزه است! راننده می‌فهميد، روحانی نمی‌فهميد!

انتقاد تند استاد رسول جعفریان از افکار و سخنان آقای پناهیان درباره ظهور

انتقاد تند استاد رسول جعفریان

از افکار و سخنان آقای پناهیان درباره ظهور

داستان ظهور با این شکل که آقای پناهیان و امثال ایشان طرح می کنند، ریشه در آموزه های شیعی ندارد گفت: کشور با فقه و شریعت باید اداره شود و اخلاق و عرفان سالم هم به عنوان وسیله ای برای ایجاد مناسبات نرم میان مردم باید مورد استفاده قرار گیرد. ظهور هم که نوعی انتظار مثبت است، جای خود را دارد، اما نه بافتنی هایی که به اسم ظهور وجود مقدس حضرت مهدی(عج)، صدها بار در تاریخ دور و نزدیک ما به عنوان تفکر متمهدی های دروغین طرح شده و به جایی نرسیده است.

جهت مطالعه متن کامل به ادامه مطلب مراجعه نمایید.....

ادامه نوشته

اهانت به ساحت قدسی پیامبراعظم

آجرک الله یاصاحب الزمان(عج)

در مقابل اهانت به مقدسات اسلامی چه باید كرد؟

اهانت اخیر دشمنان اسلام به ساحت نورانی رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم واكنش‌های گسترده‌ای را در جهان اسلام در پی داشته است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در برهه‌هایی كه این اهانت‌ها رخ داده، علاوه بر هشدار نسبت به این روند خطرناك و تحلیل اهداف پشت صحنه این حوادث، راه‌كارهایی را برای مقابله با زنجیره پلید اهانت به اسلام و توقف آ‌ن مطرح كرده‌اند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR مهم‌ترین راه‌كارهای مورد نظر رهبر انقلاب برای مقابله با این زنجیره‌ی پلید را منتشر می‌كند.
 
۱
بازشناسی درس‌های قولی و فعلی پیامبر اسلام
۲
معرفی چهره بی‌پیرایه اسلام
۳
وحدت حول وجود رسول اعظم اسلام بر ضد دشمنان اسلام نظام سلطه
۴
توجه به پشت صحنه اهانت‌ها و اغراض عاملان آن
۵
پرهیز از درگیری اسلام با مسیحیت
۶
مطالبه مجازات اهانت كنندگان از سران امریكا
 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه نوشته

تجمل

خدایا اگر دستبند تجمل

نمی بست دست کمانگیر مارا

کسی تا قیامت نمی کرد پیدا

از آن گوشه ی کهکشان،تیر مارا

ولی خسته بودیم و میبرد طوفان

تمام شکوه اساطیر مارا

  

یافاطمه(س)شرمنده ایم...

آقا

 

با جان و دل از امرتان، آقا اطاعت می‌کنیم
هر چیز را خواهی ز ما، آنی فدایت می‌کنیم

از کوری دشمن همه، از آنچه تولید خود است
با این اشارت از شما، از جان حمایت می‌کنیم 

بسیج

  

بسیج از زبان شهداء

وصیتم به بچه های بسیج و دیگر برادران انقلابی این است که همیشه در نبرد با شیطان درونی (نفس) مبارزه کنند. با ظالمان و مستکبران که همانا راه مبارزه با نفس این است که انسان قرآن و نهج البلاغه و دعا زیاد بخوانند و همیشه مطالعه کنند تا در اثر مطالعه آگاهی بیشتر شده و بهتر بتوانند با شیطان مبارزه کنند و راه مبارزه با شیطان بیرونی این است که می گوئیم: برادران گرامی! شهیدان زنده، یاران امام، استعمارگران، سالهای سال، براثر ناآگاه بودن و بی سوادی خیلی از مردم بر ما حکومت می کردند و خونمان را می مکیدند و ما خود نمی فهمیدیم. من شنیدم که بعضی از بچه های بسیج با یک کمی ناراحتی که برایشان پیش آمده درس را ترک کرده‌اند. برادران عزیز، اگر می خواهید روح من شاد باشد، رفتارتان با یکدیگر رفتاری نیکو باشد.

شهید صفدرصفدری

**********************

با حضور فعال در صحنه‏ى انقلاب اسلامى از جمله بسيج مستضعفین، ادامه دهنده‏ى راه من و امثال من باشيد.

شهيد محمدحسين كاتبى       

**********************

به بچه های مسجد المهدی و دیگر بسیجیان و تمام مردم بگوئید هر کاری می‌کنند براى خداوند و رضاى او باشد؛ در سلام كردن، نگهبانى رفتن به جبهه فقط خدا باشد، چون بايد از او اجر و پاداش گرفت. شهيد سيدمحمد كاخك       

 **********************

برادران بسيجى! اميدوارم كه در راه الله، قدم گذاشته و امیدوارم قدمهایتان را استوارتر بگذارید و از خون شهیدان پاسداری و حراست کنید. شهيد هادى پورمهدى

**********************

 برادران عزيز سپاهی! همرزمان و هم سنگرانم! خيلى مواظب باشيد، چشم تمام مستضعفين جهان به شماست. به رزم بى امان خود ادامه دهيد و به مستضعفين، نويد پيروزى و استخلاص از يوغ چپاول گران تاريخ به آنها ارزانی دارید. و اگر خداى ناخواسته اشتباهى از شما سر بزند، ديوصفتان و مغرضان، آن اشتباه را به حساب سپاهت مى‏گذارند، نه تنها شخصيت تو را بلكه شخصيت و حيثيت سپاهت را مى‏كوبند و حساب فرد را با جمع، مختلط مى‏كنند و خوراك تبليغاتى براى اربابان كثيفش درست مى‏كند و بوق و كرناى عجيبى به راه مى‏اندازند كه اين، در خور شأن تو و سپاهت نيست. شهيد گل ‏محمد غزنوى

**********************

بسيجى‏هاى مقاوم! اميدوارم كه ادامه دهنده‏ى خون شهيدان اسلام باشيد و پيرو خون اباعبدا... الحسين(ع) باشيد. شهيد غلامرضا كاخكى

**********************

از برادران بسيجى و روحانيت وقتى راضى‏ام كه پرچم اسلام را به دست بيگانه ندهند و بر فراز كربلا و قدس به اهتزاز در آورند یا باید شهادت را پذیرا باشند یا بايد قيام كنند و ملت را در راه انقلاب بيدار كنند و مى‏دانم كه برادرانم سنگر مرا خالى نخواهند گذاشت. شهيد يوسف پراندخ

**********************

به فعاليت‏هاى خود اهميت بدهيد تا خداوند به تمام كارهاى شما جهت دهد. انسان اگر در همين جا فعاليت كند و هدفش خدا باشد و خدا را فراموش نكند، يك بسيجى واقعى است. شهيد اسماعيل جاقورى   

 **********************

سخنى براى شما برادران بسيجى دارم: تمام ابرقدرت‏ها هرچه ضربه خوردند از اين همبستگى شما برادران بسيجى است. تا مى‏توانيد وحدت كلمه داشته باشيد. 

...از برادران بسیجی پایگاهمان که در خودسازی و تربیت من نقش مهمی را داشته اند تشکر می کنم و امیدوارم سرباز امام زمان(عج) باقی بمانید و اما از کلاسهای عقیدتی و درس احکام فراموش نکنید که انسان ساز است. شهید اسماعیل جاقوری

**********************

 دايا! خود شاهدى كه در دلم جز رضاى خودت، هيچ چيزى جا ندارد. خيلى خوشحالم كه بهترين لحظه‏هاى زندگى‏ام، شركت در جهاد فى سبيل‏الله و در كنار اين بسيجى‏ها بودن است.

 اوج شكوفائى يك بسيجى كه نهايت بينائى هست، توفيق شركت در عمليات هست. شهيد سيدمرتضى توحيدى

شــهــدا شــرمــنــده ایم!!!!

شهدای انرژی هسته ای

در باغ شهادت باز، باز است

  

  

  

ای برادر جنگ، جنگ دیگری است خاکریز اکنون به رنگ دیگری است سـنگـری دیگــر بـنا بـایــد کـنـیـم دِیـن خــود بــر دیـن ادا بـایـد کـنـیـم سـنگـر دشـمن برون مرز نیست اشـــتـهـای او بـــــرای ارز نـیـسـت!!!

شــهــدا شــرمــنــده ایم!!!!

شهید زائر

شهیدی که زائر امام رضا شد

شهید زائر

نام شهید : یوسف عامری
تاریخ تولد : ۹/۱/۱۳۵۱
سن : 16 سال
محل تولد : روستای کهن آباد بخش آرادان شهرستان گرمسار
محل شهادت : جزیره مجنون
محل دفن : روستای کهن آباد بخش آرادان شهرستان گرمسار

گر چه پشت لبش تازه سبز شده بود اما کاری که کرد نشون داد که دلش خیلی وقته که سبزه. یوسف یه دایی داشت.

دایی هر چند وقتی به فامیل ها سر می زد. آخه نماینده مجلس بود و بیشتر اوقات دنبال کار مردم. یوسف دایی رو خیلی دوست داشت ولی تا حالا حتی جرأت نکرده بود یک کلمه باهاش حرف بزنه.

اون روز هم دایی اومده بود به فامیل ها سر کشی کنه. یوسف که خودش رو از قبل آماده کرده بود، با یه کاغذ تو دستش تو کوچه به دیوار خونه تکیه داده بود. مثل همیشه سرش پایین بود و کف کوچه رو کنکاش می کرد.

دایی رسید به خونه یوسف. یوسف هیجان زده بود. به سختی آب دهانش رو قورت داد. عرق کرده بود. آروم به دایی گفت دایی سلام. دایی با تعجب از پیشدستی یوسف تو سلام، جواب سلامش رو داد. گفت : چیه چرا تو کوچه ایستادی؟ یوسف مطمئن بود. تصمیمش رو گرفته بود. آهسته به دایی گفت دایی یه کاری باهاتون دارم.

دایی به رسم شوخی محکم به پشت یوسف زد و گفت بفرما در خدمتیم. ... دایی ، می خوام برم جبهه. گفتن باید بابام این رضایتنامه رو امضا کنه. ولی هر چی می گم، می گه " نه ؛ تو بچه ای ". شما بهش بگین من قول می دم مواظب باشم. بزاره برم.

نمی دونم دایی برق تو چشمای یوسف رو دیده بود یا نه. با مهربونی به یوسف گفت دایی جون باشه من با بابات صحبت می کنم. می گم که این مرد می خواد مرد شدنش رو نشون بده. یوسف خوشحال شد. اگه از دایی خجالت نمی کشید همونجا می پرید تو بغل دایی. به سختی خودش رو کنترل کرد. دایی وارد خونه شد. بعد از نیم ساعت در خونه باز شد. دایی داشت بند کفشهاش رو می بست. پاش رو که بیرون گذاشت یوسف پرید جلو . چی شد!! چی شد!! دایی؟!!

دایی اما به آرامی گفت : انشاء الله با اولین اعزام تو هم می شی یه بسیجی.

دایی نمی دونست که یوسف با اولین اعزام قراره یه پرنده بشه . قراره یه بهشتی بشه.

دو سه روز بعد ثبت نام شروع شد. هفته بعد بود که یوسف خجالتی ما درب تک تک خونه ها رو زد. از همه خداحافظی کرد. از کسایی که تا حالا حتی سلام بلند از اون نشنیده بودند. یکی یکی.

فردای اون روز اعزام شد.

یک ماه نشد که خبر رسید یوسف بر اثر اصابت تیر مستقیم شهید شده و جنازه اش هم تو جبهه مقدم مونده. یعقوب برادر یوسف به منطقه رفت و مدت ها به دنبال جنازه یوسف گشت ولی پیداش نکرد. انگار آب شده بود رفته بود تو زمین.

تا اینکه بعد از سه چهار ماه خبر رسید جنازه یوسف پیدا شده. یوسف عاشق امام رضا (ع) بود ولی به خاطر وضع زندگی و ... تا روز شهادتش که 16 سالش شده بود هنوز نتونسته بود بره زیارت.

اما ، عاشقی رسم عجیبی داره. بچه های مشهد جنازه یوسف رو اشتباهاً به جای یکی از شهدا منتقل کرده بودن مشهد و دور ضریح آقا امام رضا طواف داده بودن. بعد که خانواده مشهدی تحویلش گرفتن دیدن که این شهید اونها نیست. با پیگیری های یعقوب، یوسف به شهر خودش برگشت. و ...

و الان سال هاست که یوسف، مرد کوچک روستای ما مردانه در ورودی روستا و در گلزار شهدا زنده و بیدار منتظر کسیه که میاد و یوسف دوباره مرد شدنش رو در رکاب اون ثابت می کنه.

خاطرات

خاطراتی جالب و خواندنی از یک شهید

شهید مجید دایی دایی

رضایت‏نامه آورده بود که اجازه بدهم برود آموزش نظامی و بعد هم جبهه. امضا نکردم، صبح که بیدار شدم،

 

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

حافظ انقلاب

حافظ انقلاب کیست؟؟؟؟؟

یاسیدالشهدا

شما دیدید در شب های عملیات که سرود

 (ای ایران مرز پر گهر جایی) نداشد

این کشور با نوای یاحسین یاحسین حفظ شد نه ای مرز پر گهر. شرف این مملکت با حسین بن علی (علیه السلام) تامین شد

همه می دانید بدنه ارتش ایران در آغاز جنگ که متلاشی بود اگر نبود شوق و اشتیاق عاشورایی سپاهی و بسیجی همه چیز از دست رفته بود یک وقتی در قم 90 شهید را برای تشییع آورده بود.

سخنران مراسم تشییع هم من بودم برای تشییع در سر خیابان چهار مردان قم مادران شهید ایستاده بودند.

این مادران شهید گویا فرزندانشان را به حجله ی دامادی می برند. مادران به دنبال نعش جوانان؟!

آخر مادر سر نعش فرزند آن هم ارباً اربا ! ( پیکر تکه و پاره ) آنجا بود که به خودم گفتم دین خدارا نه سخنرانی تو حفظ کرده و نه فلان فتوای عالم!

وقتی خداوند بخواهد دین خودش راحفظ کند اینگونه آن را حفظ می کند. این است الان اگر کسی بخواهد بداند سند شش دانگ این کشور به نام کیست باید گفت: سید الشهداء(علیه السلام )

گفتاری از آیت الله جوادی آملی

شهید ابراهیم هادی

شهید ابراهیم هادی

از ویژگی های ابراهیم این بود که معمولا کسی که از کارهایش مطلع نمی شد بجز کسانی که همراهش بودند و خودشان مشاهده میکردند اما خود او جز درمواقع ضرورت از کارهایش حرفی نمی زد.

همیشه این نکته را اشاره می کرد:کاری که برای رضای خداست گفتن ندارد یامشکل کارهای ما این است که برای رضای هم کار می کنیم بجز خدا.

در دوران مجروحیت ابراهیم، به یکی از زورخانه های تهران رفتیم.ما در گوشه ای نشستیم. با وارد شدن هر پیشکسوت صدای زنگ مرشد به صدا در می آمد و کار ورزش چند لحظه ای قطع می شد. تازه واردهم دستی از دور برای ورزشکاران نشان می داد و بالبخندی برلب درگوشه ای می نشست.

ابراهیم بادقت به حرکات مردم نگاه می کرد. بعد هم برگشت و آرام به من گفت:این هارا ببین ، ببین چطوراز شنیدن صدای زنگ خوشحال می شوند.

بعد ادامه داد:بعضی آدم ها عاشق زنگ زورخانه اند. آنها اگر اینقدرکه عاشق این زنگ هستند عاشق خدا بودند دیگر روی زمین نبودند بلکه در آسمان ها راه می رفتند.

بعد گفت:دنیا همین است تا آدم عاشق دنیاست و به این دنیا چسبیده حال و روزش همین است اما اگر انسان سرش را به سمت آسمان بیاورد و کارهایش را برای رضای خدا انجام دهد مطمئن باش زندگیش عوض میشود و تازه معنی زندگی کردن را می فهمد.

می گفت: اسان باید هرکاری حتی مسائل شخصی خودش را برای رضای خدا انجام دهد.

راوی:عباس هادی

برگرفته از کتاب ((سلام بر ابراهیم)) ص 178 – زندگینامه و خاطرات شهید ابراهیم هادی.

انتخاب خوب

انتخاب شهادت

شهيد حاج جعفر ذاكر

انتخاب خوب

شبى ديدم صداى گريه‏ى بلند «حاج جعفر» مى‏آيد. داخل اتاق شدم و وقتى پرسيدم چه شده؟ گفت: «الآن امام در تلويزيون گفتند: اى كاش من هم يك پاسدار بودم!».

با شنيدن همين جمله از امام، ايشان وارد سپاه مى‏شود. هميشه مى‏گفت من زودتر از اينها بايد اين شغل را انتخاب مى‏كردم.

... شهيد حاج جعفر، مسؤول تداركات نيروى صد هزار نفره‏ى سپاه محمد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بود، در منطقه‏اى كه نيرو اعزام مى‏كرد، قبل از عمليات شهيد مى‏شود. دوستان ايشان فقط به خاطر مظلوميت ايشان گريه مى‏كردند.

... چون از نحوه‏ى شهادتش هيچ اطلاعى نداشتم، خيلى دلم مى‏خواست بدانم چطور شهيد شده است. آخر او خيلى مظلومانه و بى سر و صدا شهيد شد. تا اين كه شبى به خوابم آمد و گفت: «زمانى كه نزديك بود سرم به زمين اصابت كند صحنه‏اى برايم پيش آمد كه گفتند: «يا همسرت، يا شهادت». رو به من با حالت شرمندگى گفت: «من شهادت را انتخاب كردم». نكته‏اى را كه فراموش كردم بگويم اين است كه شهيد، چندين بار به سفر حج مشرف شده بود و در سال شصت پاسپورت مكه در جيبشان بود كه به ايشان گفتند در جبهه به تو نياز بيشترى هست و به همين دليل حاج جعفر به حج واجب خود نرفت و ماندن در جبهه را ترجيح داد.

(مجله‏ى شاهد، ش 258، آبان 75، ص 27)

راوى: همسر شهید

بدون شرح

 

بدون شرح

بدون شرح

شهید مهدی باکری

 

متن وصیت نامه ی شهید مهدی باکری

مهدی باکری

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 یا الله، یا محمّد ،‌یا علی یا فاطمه زهرا یا حسن یا حسین

 یا علی یا محمّد یا جعفر یا موسی یا علی یا محمّد یا علی

 یا حسن یا مهدی (عج) و تو ای ولی مان یا روح الله!

 و شما ای پیروان صادق شهیدان.

 خدایا!

چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت، و سراپا تقصیر و نافرمانیم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.

 یا رب! العفو .

 خدایا! نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی.

 ای وای كه سیه روی خواهم بود.

 خدایا! چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی!

 هیهات كه نفهمیدم!

 یا اباعبدالله شفاعت.

آه چقدر لذّت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش! ولی چه كنم كه تهیدستم. خدایا! تو قبولم كن!

 سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم ،‌عصر كفر و الحاد، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی اش.

 عزیزانم

 اگر شبانه روز شكرگزار خدا باشیم كه نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز كم است. آگاه باشیم كه سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم كه صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست.

 ای عاشقان اباعبدالله!

 بایستی شهادت را در آغوش گرفت، گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند؛

 بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نماییم تا بلكه قدری از تكلیف خود را شكرگزاری به جا آورده باشیم.

 وصیت به مادرم و خواهران و برادران و اهل فامیل؛ بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل كنید. پشتیبان و از ته قلب، مقلّد امام باشید، اهمیت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید كه راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید كه سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل (ع) برای اسلام به بار آیند. از همه كسانی كه از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار، بیامرزد.

 خدایا

 مرا پاكیزه بپذیر.   مهدی باكری

حدیث سینه‌های گلگون

یاران مردانه رفتند؛

یاران

اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

یاران غریبانه رفتند؛ اما هنوز بوی عطر جانمازشان شعر سپید یاس را می‌سراید. یاران رفتند و هنوز نام و یادشان زینت‌بخش کوچه‌های شهر است.

... و، من و تو،!

در این ساحل باشکوه و امن آنان ایستاده‌ایم و در این حضور عطرآگین و آسمانی‌شان در آرامشیم و از سرخی آنان دشت‌های‌مان سرخ و لاله‌گون است.

آنان مردان همیشه جاویدان این دیار دلیرانند. آنان آینه‌های تمام‌نمای راه عزت و شرف من و تواند. ... نگاه کن! نور از پیشانی‌های به خاک افتاده آنان می‌طرواد. برخیز! دست در دست هم دهیم و در امتداد مهر بمانیم!

دریافت پیام از شهدا

 

هر روز یک پیام از شهید

پیام از شهدا

امام خامنه ای

 

خاطرات جالبي از زندگي مقام معظم رهبري

نظم و قانون و عدالت، از جمله اركاني است كه بارها و بارها در قلم و بيان رهبر معظم انقلاب جاري گشته و بر آن، تاكيد كرده‌اند و خود نيز نخستين عامل اين پيام روحاني و انساني‌‌اند. در زير به نمونه هايي ازاين موارد از باب مشت نمونه خروار اشاره مي كنيم.

ماجراي بستري شدن همسر رهبر انقلاب در بيمارستان بقية الله تهران
"چندي پيش همسر مقام معظم رهبري بيمار شد و براي عمل جراحي به بيمارستان بقيت‌الله رفت. همسر ايشان با وجودي كه چند روز در بيمارستان بستري بود، هيچ‌كس اطلاع نداشت كه همسر مقام معظم رهبري هستند و همه كارها اعم از دريافت ويزيت، دارو و ساير كارها را در نوبت انجام دادند. دو روز مانده به مرخص شدن همسر رهبر انقلاب، به مسئولان بيمارستان خبر دادند كه مقام معظم رهبري قصد دارد براي عيادت به بيمارستان بقيه‌الله بيايند؛ با آمدن رهبر انقلاب به بيمارستان، مسئولان آنجا تازه فهميدند كه آن خانم، همسر رهبر معظم انقلاب بوده اند. "


* غبارروبي مرقد مطهر حضرت امام رضا(ع) و دستمال متبرك
هنگام غبارروبي مرقد مطهر حضرت امام رضا(ع) خدام حرم دستمال‌هاي سفيد آغشته به گلاب ناب را براي غبارروبي به افراد مي‌دهند. مقام معظم رهبري پس از مقداري غبار‌روبي، دستمال را به سر و صورت خود مي‌كشند. ايشان در يكي از غبار‌روبي‌ها به آقاي واعظ طبسي (توليت آستان قدس رضوي) فرمودند: آيا مي‌توانم اين دستمال متبرك را براي خود بردارم؟
مقام معظم رهبري، توليت آستان قدس رضوي را به آقاي واعظ طبسي سپرده بودند، ولي با اين حال، براي برداشتن پارچه متبرك به غبار ضريح امام رضا(ع) از او اجازه مي‌گيرند. احترام مقام معظم رهبري به قانون براي همه ما درس است.
ايشان پس از كسب اجازه از آقاي واعظ طبسي در حالي كه چشم‌هاي‌شان پر از اشك بود و به راز و نياز مشغول بودند، با دقت، دستمال را تا كردند و در جيب خود گذاشتند. براي ما خيلي زيبا بود كه آقا در آن حال، اين‌همه توجه دارند كه دستمال متبرك را تا كنند و با نظم كامل در جيب خود قرار دهند.(حجت‌الاسلام حقاني)


*اگر بقيه افراد مي‌توانند،فرزندان من هم بيايند
زماني كه ضريح مطهر حضرت امام رضا(ع) در حال تعويض بود، در خدمت مقام معظم رهبري به پابوسي امام هشتم(ع) مشرف شديم. مقام معظم رهبري براي زيارت در كنار مرقد آن امام(ع)، مشغول راز و نياز بودند، چون ضريح را برداشته بودند، حضور در كنار قبر، رنگ و بوي ديگري داشت. بعد از پايان راز و نياز حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، آقاي واعظ طبسي به ايشان عرض كردند: آقازاده هم بيايند نزديك‌تر تا از نزديك امام را زيارت كنند. معظم‌له فرمودند: پس بقيه چي؟ اين دقت را همواره حضرت آقا دارند. ايشان امتياز ويژه و خاصي را براي فرزندا‌ن‌شان قايل نيستند. در آن روز هم فرمودند: اگر بقيه افراد مي‌توانند از نزديك قبر امام هشتم(ع) را زيارت كنند، فرزندان هم بيايند. پس از بيان آقا، همه توفيق حضور يافتند.(حجت‌الاسلام حقاني)

* شما به منزل برويد
"يك روز مهمان مقام معظم رهبري بودم. فرزند ايشان آقا مصطفي نيز نشسته بود كه سفره گسترده شد، آيت‌الله خامنه‌اي به وي نگاهي كرد و فرمود: شما به منزل برويد. من خدمت ايشان عرض كردم: اجازه بفرماييد آقازاده هم باشند، من از وي درخواست كرده‌ام كه باهم باشيم‌. آقا فرمودند: اين غذا از بيت‌المال است، شما هم مهمان بيت‌المال هستيد. براي بچه‌ها جايز نيست كه بر سر اين سفره بنشينند. ايشان به منزل بروند و از غذاي خانه ميل كنند. من در آن لحظه فهميدم كه خداوند چرا اين همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است. "(آيت‌الله جوادي آملي)

* آيا درس همه پخش مي‌شود
درس خارج از ايشان خيلي كار مي‌برد. به انصاف از درس‌هاي بسيار خوب حوزه هم است، يك‌بار به آقا عرض كردم: آقا دوستان راديو مايلند درس شما را پخش كنند و درس برخي از مراجع قم را هم پخش مي‌كنند. پرسيدند آيا درس همه پخش مي‌شود و اين امكان براي همه است، گفتم نه، مگر راديو چه‌قدر ظرفيت دارد؟ گفتند: پس من هم نمي‌خواهم پخش شود. (حجت‌الاسلام مروي)

* در ايران معلولين مثل من زياد هستند
حضرت آقا، سينه‌شان از آن بمبي كه در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران منفجر شد، احتياج به رطوبت و هواي مرطوب دارد. دست راست هم لمس است. سفر چين، در خدمت آقا بودم. دكترهاي طب سوزني به آقا گفتند در عرض يك هفته دست شما را راه مي‌اندازيم. آقا فرمودند: در ايران معلولين مثل من زياد هستند. اگر همة آن‌ها آمدند، من هم مي‌آيم.(امير علي‌اصغر مطلق)

طلب علم حتی در جنگ

یکی از روز ها در منطقه عملیاتی والفجر یک در ارتفاع 112 فکه،

محوری که نیرو های گردان خندق لشکر 27 حضرت رسول(ص) عملیات کرده بودند، صحنه بسیار عجیبی دیدم که برایم جالب و تکان دهنده بود.

ازدور پیکر شهیدی رادیدم که آرام و زیبا روی زمین دراز کشیده و طاقباز خوابیده بود. سال 72 بود و...

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

گردان یاسین

روزهای سخت آموزش برای بچه های گردان یاسین

بچه هایی که قبلا در ارتش آموزش غواصی دیده بودند از مربیان ارتشی نقل می کردند که در ارتش 9 ماه فقط آموزش تئوری و بدنسازی انجام خواهد شد، بعد غواصی !

اما بچه های گردان یاسین....

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

98 درصد جانبازی

ازروزی که با اولین گروه نیروهای خراسان اعزام جبهه شد تا آن زمان که آتش جنگ فروکش کرد هیچ چیز برایش مهمتر از جنگ نبود

برای ادای تکلیف رفته بود...

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

پیر ترین شهید خراسان رضوی

شهید موسی نیک پی

اگر کسی خواست در رابطه با شهادت به خدا تسلیت بگوید، در جوابش بگویید:

 امیرمومنان علی (علیه السلام) فرمودند:...

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

مـــــــعــــــمــــــا

 

همیشه یک سوال با کودک ذهنم بازی می کند

شهید کیست؟....

ادامه مطلب...

ادامه نوشته