نگرشی بر خودباختگی فرهنگی
در پی حوادثی در چند روز پیش که برام به وجود اومد چند جمله کوتاه رو اینجا نوشتم امیدوارم مقبول باشه
بشر از ابتدای خلقتش دارای فرهنگ بوده و برای زندگی بر روی این کرهی خاکی از یک سلسله آداب و رفتارهایی پیروی میکرده است. ذهن انسان از همان آغاز اجتماعی شده است؛ یعنی گروه اجتماعی آن را شکل و فرم داده است. ملتی که فرهنگ مخصوص به خود نداشته باشد، مرده محسوب میشود. علاوه بر این، یک فرهنگ بالنده برای تکامل خود، میبایست توانایی تبادل با سایر فرهنگها و جذب عناصر مثبت آن را دارا باشدهویت ملی یک ملت در گذر زمان به نسل های آینده سینه به سینه انتقال می یابد.
در طول حیات یک ملت پدر بزرگ و مادر بزرگ و پس از آنها پدر و مادر به پسر و دختر خویش هنجار ها ارزش ها آرمان های ملی و به طور کلی نحوه نگرش به زندگی و چگونگی زیستن را می آموزند.
گاه به دلایلی( برون فرهنگی یا درون فرهنگی) این ارتباط قطع می گردد وباعث پدیده ((گسست فرهنگی)) می شود





دوستان عزیز عمری است که این کلمات را شنیده ودیده ام وحال به عنوان دلنوشته برایتان مینویسم امیدوارم دوست داشته باشید