+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۱ ساعت 21:16 توسط ミarminミ
|
یک شبی مجنون نمازش را شکست٬بی وضو درکوچه ی لیلا نشست٬
عشق٬
ان شب مست مستش کرده بود٬فارغ ازجام الستش کرده بود٬گفت:
یا رب از چه خوارم کرده ای؟بر صلیب عشق دارم کرده ای؟
خسته ام زین عشق٬دل خونم مکن٬من که مجنونم٬
تومجنونم مکن٬مرد این بازیچه دیگر نیستم٬
این تو ولیلای تو من نیستم؟
گفت:ای دیوانه لیلایت منم؟
در رگت پنهان و پیدایت منم؟
سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم ونشناختی!!
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20:26 توسط ミarminミ
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 22:12 توسط ミarminミ
|
من در سرزِمـیـنـی زنـدگـی مـیـکـنـم که
تـنـها"خـدایـش"از پـشـت خـنـجـر نـمـیـزنـد!!

"خدایــــــــــا"دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن....
باورت بشود یا نه... روزی می رسدکه..
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 22:5 توسط ミarminミ
|
حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون
نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود
تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !
باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم
به دخترا دل می بازی ؟ !
نه نمی دم نه نمی دم
گل پری جون با زانتیا
گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها
گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی
که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین
یه کمی به من سواری می دی ؟ !
نه که نمی دم
چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم
اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه
در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه
پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا
نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا
برو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزه
حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه
نازی اومد از استخر
نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟
من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم
چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،
بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه
حسنی یهو مثه جت
حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت
آن شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم !
هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟
تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی
خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه
باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام
حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو
درست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد
یه زن گرفت وشاد شد
زی زی شد و دوماد شد
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 21:16 توسط ミarminミ
|


































ஜسلام دوستان عزیز ஜ