خط 427 : شب قدر

"بسم رب النور"

شب ليله القدر همان شبي است كه شما با خداي خود انس مي گيريد. 

آيا ميبيني كه ليله القدر چه قدر خوب است؟ چقدر حديث براي ليله القدر شنيده‌ايد؟

وقتي كه با خداي خود انس گرفتي آن شب ليله القدر است و آن را احيا گرفته‌اي. 

شب زنده شده است و به صبح انچاميده  است. تسبيح خدا شده است .

حتي مطلع الفجر. ملائكه را خداوند بر سر آن عبدي مي‌ريزد كه بيچاره شده است 

و خدا و ائمه را مي‌خواند. تا چه وقت؟ حتي مطلع الفجر.

(حاج آقا دولابی)

خط 426 : شب قدر

"بسم رب النور"

هر وقت محزون شدي و با خوبان از خودت دفع حزن كردي ، 

ليله القدر است. 

وقتي كه ليله القدر را درك كردي ، 

صبح ديگر نزديك است . صبح ، فرج است و صبح فرج است.

(حاج آقا دولابی)

خط 425 : آداب دعا

"بسم رب النور"

 دعا آدابي دارد مثل شماره تلفن اگر اين شماره را بگيريم گوشي را بر مي‌دارند

آداب دعا:

1- بسم الله گفتن

2- دست بلند كردن، يكچيزي، كسي از من پرسيد شما وقتي دعا مي‌كنيد دست بلند مي‌كنيد مي‌گوييد خدا بالاي آسمان است؟ گفتم نه اين علامت اين است كه من سائلم، آدم سائل آدمي است كه سؤال مي‌كند. دستش را بلند مي‌كند. اين علامت گدايي من است. نه علامت مكان خدا. 

 همچنين اگر ده مرتبه يا الله بگوييد، ببينيد كه خدا مي‌گويد لبيك يعني چه مي‌خواهيد؟ بهت مي‌دهم. حديث است در اصول كافي: اگر ده مرتبه گفتيم يا رب، خدا مي‌گويد لبيك، چه به تو بدهم. 

 در دعا چند عمل به عنوان آداب دعا آمده: 1- بسم الله گفتن 2- تجليل از خدا، مثل همين دعايي كه مي‌گوييم يا علي يا عظيم، يا غفور، يا رحيم. خدايا تو رحيمي، بخشنده‌اي، آمرزنده‌اي، تجليل كنيم از خدا، غفوري، رحيمي، جليل، جوادي، كريمي. فارسي، عربي، هرچه بلديم، از خدا تجليل كنيم. 

3- بيان نعمت‌ها. يك خرده نعمت‌ها را بيان كنيم. خدايا مثل يك تك سلول بودم، يك اسپرم بودم، انسانيت به من دادي، مي‌شد من انسان نباشم. مي‌شد آدم نباشم. مي‌شد ديوانه باشم، مي‌شد در اين شب قدر خوابم ببرد، مي‌شد ايمان نداشته باشم. مي‌شد بودايي بودم، مي‌شد، مي‌شد، مي‌شد، همين كه در اين جا نفس مي‌كشم، در اين زمان، مكان، حلال زاده هستم، عقل دارم، فطرت دارم، اميرالمؤمنين را دوست دارم، زهرا را دوست دارم، قران را دوست دارم، تجليل از نعمت‌ها و بيانش. 

4- شكر، شكر هم كه مي‌كنيد نگوييد خدا را شكر مي‌كنيم، اين طوري شكر كنيد: خدايا براي هر نعمتي كه به ما دادي، براي هر يكيش در هر آني به عدد آنچه براي آن علم داري شكر، نگو صد هزار مرتبه شكر. صد هزار تا كه چيزي نيست. نگو به عدد شن‌ها، به عدد برگ‌ها، به عدد باران‌ها، شكر، بگو به عدد انچه برآن علم داري شكر. اين شكلي فكر كنيد. 

5- بيان لغزش‌ها، منتهي يواش بگو كسي نفهمد، خدا راضي نيست كه آدم گناه هايش را به زبان بياورد كس ديگري بفهمد گناه كردي. خودت بگو خدايا اينجا نگاه بد، كلام بد، بد امضائ كردم، بد فكر كردم، بد رفتم، بد عمل كردم. به زبان بياور. بعد كه به زبان آوردي بين خودت و خدا، 

6- عذر خواهي كن استغفرالله ربي و اتوب اليه. خدا من را ببخش. بعد از اين‌ها يك صلوات ديگر بفرست، بعد اينجا دعا كن بعد از دعا هم يك صلوات ديگر بفرست. اين آداب دعاست. 

(حاج آقا قرائتی)

خط 424 : شب قدر

"بسم رب النور"

بعضی از این تقدیرایی که برای ما نوشته می شه در تمامی عمر ما تاثیر گذاره. 

بعضی از اتفاقات، سال آینده برای شما خواهد افتاد 

و با همین یک امضا که در شب قدر برای شما می کنند تمام عمر شما تحت الشعاع قرار میگیره. 

امشب دستاتو بالا ببر و سر آن اتفاقات، تاثیر بگذار و کل عمرت را تحت الشعاع قرار بده.

(حاج آقا پناهیان)

خط 423 : شاخص

"بسم رب النور"

شاخص و راه روشنی كه امیرالمومنین علیه السلام، معرفی می كنند، 

اداره جامعه اسلامی با دستورات اسلام، برخورد قاطعانه با دشمنان متعرض، 

مرزبندی شفاف و روشن با دشمنان، و هوشیاری در مقابل فریب دشمنان است.

(مقام معظم رهبری/تیرماه 89)

خط 422 : متعلق به همه

"بسم رب النور"

اميرالمؤمنين (عليه‌الصّلاةوالسّلام) متعلق به همه‌ى انسانيت است؛ 

نه فقط متعلق به شيعيان و نه حتّى متعلق به مسلمانان. 

همه‌ى انسانيت در برابر عظمتها و زيبائيهاى على‌بن‌ابيطالب (عليه‌السّلام) خاضع و خاشعند؛ 

مگر آنهائى كه نشناسند و نديده باشند.

(مقام معظم رهبری / مرداد 86)

خط 421 : جوانمرد

"بسم رب النور"

زهر شمشیر ابن ملجم کار خودش را کرده .تجویز پزشک شیر است . 

یتیمان بیرون خانه شیر به دست ایستاده اند.اهل بیت و یاران در خانه , نگران علی اند.

وعلی در آخرین وصیتش به حسن و حسین , نگران مردم؛

ـ به شما دو تن و همه فرزندان و خانواده ام و هر کس که سخنم به او می رسد  , 

« خداترسی »و «نظم» و « آشتی دادن بین مردم » را وصیت می کنم ...

جان  شما و جان ایتام ...جان شما و جان همسایگان ...جان شما و جان قرآن ...جان شما و جان نماز ...

 زهر شمشیر ابن ملجم کار خودش را کرده .تجویز پزشک شیر است .

 یتیمان بیرون خانه شیر به دست ایستاده اند. علی نیمی از شیر را خود می خورد

و نیم دیگر را ... :

ـ به اسیرتان شیر داده اید ؟

(برگرفته از کتاب «آن مَرد » نوشته محمد جواد میری)

خط 420 : شهادت

"بسم رب النور"

امیرالمومنین (علیه السلام) در خلال آن 45 ساعت (از ضربت خورن تا شهادت) :

می دانید مَثَل من مَثَل کیست؟

مَثل آن عاشقی ست که به دنبال مطلوب و معشوق خود می رود و او را می یابد.

مَثَل من مَثَل آن تشنه ای ست 

که در یک شب تاریک دنبال آب می رود ناگهان آب را پیدا می کند ، چقدر خوشحال می شود.

شهید مطهری(ره)/آزادی بندگی ص96

.

.

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر که این تازه براتم دادند

خط 419 : قبولی روزه

"بسم رب النور"

اگر ما ماه رمضانی را گذراندیم ، شب احیایی را گذراندیم ، روزه های متوالی را گذراندیم

و بعد از ماه رمضان در دل خودمان احساس کردیم 

که بر شهوات خودمان بیش از پیش از ماه رمضان مسلط هستیم

بر عصبانیت خودمان از سابق بیشتر مسلط هستیم ،بر چشم بیشتر مسلط هستیم 

بر زبان بیشتر مسلط هستیم ، بر اعضاء و جوارح خودمان بیشتر مسلط هستیم

و بالاخره بر نفسمان بیشتر مسلط هستیم

این علامت قبولی روزه ماست .

شهید مطهری(ره)/آزادی بندگی ص81

خط 418 : شب احیاء

"بسم رب النور"

شب زنده آن شبی ست 

که انسان تمام یا لا اقل پاسی از آن را 

با یاد خدا  و با مناجات و با راز و نیاز با ذات پروردگار به سر ببرد 

و شب مرده آن شبی ست که 

انسان تمام آن شب را با غفلت و فراموشی ذات مقدس پروردگار به سر ببرد.

شهید مطهری(ره)/آزادی بندگی ص81

خط 417 : حیا

"بسم رب النور"

غلام جوانی را دید که داشت غذا می خورد و سگی روبه روی او نشسته بود. 

هر لقمه ای که می خورد، لقمه ای به سگ هم می داد.

پرسید: «چرا این طور می کنی؟»

غلام جواب داد: «من خجالت می کشم که خودم غذا بخورم و این سگ گرسنه بماند».

حضرت خواست به او پاداشی نیکو بدهد. 

برای همین او را به دلیل این عمل نیک، از مولایش خرید و آزاد کرد و باغی را که در آن کار می کرد، 

خرید و به او بخشید.

(البدایه و النهایه، ج 8، ص 38)

خط 416 : کرامت

"بسم رب النور"

به حضور امام آمد و اظهار فقر و حاجت کرد. 

امام حسن (علیه السلام) دستور داد تا پنجاه هزار درهم، به اضافه پانصد دینار به او بدهند. 

مرد سائل حمالی را صدا زد که پول هایش را برایش ببرد. 

حضرت پوستین خود را هم داد و فرمود: «این را هم به جای کرایه به آن مرد بده».

ستارگان، درخشان، ص 46