من.....

من....

بی تو نابودم....ببین زندم ولی دنیای من مرده.......

تو دنیای من بودی ولی دوریت من و از پا در اوورده .......

واسه خودم!!!!

 

این

شـــــــــــب ها

چقدر

دلـــــــم می خواهد کســی آرامــــــــــــــ بــهم بگویـد:

"

بـمیــــــــــری انشاالله "

و من فـریــــاد بـــزنم

:"

آمـــــــــــیـن

رفت؟؟؟؟!!!!!

رفــــــــــــت؟

 

بــــــــــه سـلامــــــــــت

!

مــــــن خـــدا نــيــستــم کــــــه بــگــويــمــــــــ

:

صــــد بـــــار اگـــر تـــوبه شـکسـتـي بـــاز آي

.....

آنــــــکه رفـــــــت


بــــــــه حـــرمت آنــچــه بـــا خـــود بـــــرد

......

حـــــق بـــرگــشــــت نــــــدارد

.....

رفـتـنش مـــردانـــه نــبــود

.......

لااقـــل مـــــــــــرد بــاشـد بــــر نــــــــگــردد

......

در آیـنـه زنی دارد بــغــض مـی کـنـد....

بـیـایـیـد بـغـلـش کـنـیـد

پـشـتـش را بـمـالـیـد
بـه او بـگـویـیـد هـمـه چـیـز درسـت مـی شـود....


دلـش مـی خواهـد کـمـی دروغ بـشـنـود
آیـنـه را پـایـیـن تـر نـصـب کـنـیـد


گــمــانــم دیـگـر بـه زانــو در آمـده.......

واقعا!!

باید به بعضیا گفت.....

اونی که دستش دور گردن شماست...

قلادش دست ما بود.

خوب پارس نکرد ....

ولش کردیم!!!

 

من...

سلام ..... این و نوشتم واسه اون با معرفت هایی که نگرانم بودن.....

ممنون از همتون!

من اینترنت خودم قطع شده....!!یکم هم درگیره درسامم....یکم که نه زییییییییییییییییییییییییاد!!!

حرف اخر.....!!!!!!!فقط تنهام نزارید...این ۳و۴ماهه اصلا هیچکی سر نزده بوداااا!!!

بیخیال...

فعلا

ســــــــلامتي پسري که نامردی و لاشــــــي بازي رو بـَلد بود
اما واسه هـيچ دختري امتـــــــحانـش نکرد...
×
×

ســــــــلامتي پسري که نامردی و لاشــــــي بازي رو بـَلد بود
اما واسه هـيچ دختري امتـــــــحانـش نکرد...
×
×

هیس...

التماس مال دیروز بود ، مال وقتی بود که ساده بودم …
الان میخوای بری ؟
هـــــــــیــــ ـــــس !
فقط خداحافظ …

فرهاد

شکایتی نیست که فرهاد نشدی....

من تلخ بودم....

دلم بشکنه حرفی نیست.....

عوضی!!!!!!!!!

عوضی....

من به تو پا ندادم............!!!!!!

دل دادم!

میفهمی؟

دل

من.....حال من...

+این روز ها کاری که اسم تو با من میکند....هیچ تیغی با رگ هایم نکرد.....

+ چه لذتی بالاتر از این که اسمت قسم راست یک نفر باشد.....

فقط خودت!!

""خودت باش""....

به اعتماد هیچ شانه ای اشک نریز...

و به اعتماد هر اشکی شانه نباش....

دلتنگی همون مکثیه که رو اسمش میکنی

وقتی شماره های گوشیت رو بالا و پایین میکنی !

وفا یعنی انکه حتی بعد از رفتنت نگذاشتم بفهمند که تو مرا

دور زدی!!!

یه جایی .....

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده ...

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏بره و از میانشون می‏گذره از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی
.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
از درد های کوچیکه که آدم می ناله؛ ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اگر بتونی دیگری را همونطور كه هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.


به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
كسی كه دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینكه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش.



ترس!

دلـــــــخوشـــــــم

کـــــــه هـــــــر چـــــــه

از مــــــــــــــن

دور شــــــــــــــوی

از آن ســـــــــوی کُـــــــرۀ زمـــــــیـــــــن

بــــــــــــــه مـــــــن

نزدیـــــــکــــــ تـــــــر مـــــــی شـــــــوی !

فــــــــــــــقــــــــــــــط

مــــــــــــــی تـــــــرســـــــم ...

مـــــــبـــــــادا

گـــــــالیــــــــله

اشـــــــتـــــــبـــــــــاه کــــــــــــــرده بــــــــــــــاشـــــــــد!!!

{نوشته من نیست.کپی شده...مال امیره...البته بی اجازه}

تو

میدانی؟؟

به رویت نیاوردم...از همان زمانی ک

به جای "تو "به من گفتی: "شما"... فهمیدم پای "او" در میان است!

؟؟

این روزها...

خنده هایم شکلاتی شده اند...

تلخ تلخ...

فریاد من تویی!

صدایی در عمق تنهایی هایم تو را

فریاد

میکند....

خسته

خسته ام.

نه این که کوه کنده باشم...نه!

دل کنده ام!

تلخ...

روزگــــ ـــــــآر تلـــــ ـــــخــ ــ استــــ ـــ ....


بـــ ـــهــ تلـــ ـــخـــیــ یکــ لیـــــوآنــ قهوهـــ ....

امــــ ــــــروز ایـــــ ــنــ جملــــهـ مـــآدر بـــ ـــــزرگــــ رآ درکـــ میـــ ــــ کنــ ـــمــ....

یکــــــــــــــــیـ بــــــــــود ، یکیـــــــــــــ نبـــــــود

زنـــ ـــــدگیـــ گــــ ــــآهــ فـــــرآز و نشــــیــبــ ـهــآیــ دآرد....

نمیـــــــدآنـــــمــ چـــــرآ در هــــمیـــشــهـ در نـــــشیــــبــ هــآ فریــــآدمــ میــ گــــیــرد....

یــــــآد یکیـــــــــــ بود ، یکــــیــ نبود....

و ـهـــمیــــشــهــ اینــ اســ ــــتــ ....

یکیــــ ـهـــــ ــــستـــ و یکیـــــ نیستـــــ....

 

باران بهانه بود تا تو زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی...

با من بمان..گرچه باران دیگر نمیبارد...!

محیا: چقدر دلم بارون میخواست تو این حس...خدایا شکرت!

دلم..

خیلی دلم گرفته!

قول!

گمم نکن!!

قول..

که گوشه ی حافظه ات ... ارام بشینم!

بگذار بمانم...!

ارام گوشه ی حافظه ات فقط

قصه

قصه شیرین است...

کودک چشم من از قصه تو میخوابد!....قصه نغز تو از غصه تهی است....

باز هم قصه بگو...تا به ارامش دل

سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم...!

ازت بدم میاد!

زبونم لال

یه وقت فکر نکی چیزه شاخی بودی...!

من توقع ام رو در سطح تو پایین اووردم!

چه گونه میتوان به زخم های پای خسته گفت:

تمام راه رفته اشتباه بوده است ...!!

دوست دارم..

بدون دلیل "دوستت دارم"!

تا نقض کنم قانونی را که هنوز دلیل می طلبد....