66

خیلی سعی کردم در حال مستی نوشته ای دیگر ننویسم حداقل توانستم اینجا 1true ننویسمش ...

اندیشمند نیستم ٬ اما روزگاری میدانستم چیزها را ساده تر از آنچه هست بپندارم.

65

دلتان همیشه با خود گفته << من از میان مردم برخاسته ام و ندای خدا نیز از آنجا به من رسیده است>>

شما نمایندگان مردم همیشه چون خر خیره سر و حیله گر بوده اید.

64

وقتی که راه خیانت هموار می شود/
تصحیح میکنم؛
وقتی که راه خیانت هموار می کنی...

63

لذّت به توان ابدیت !
عشق بازی لـ بـهای تو با اندام تنـ اسـ‌ لی من ...

62

حالت ِ زنی را دارم
كه آخرين
نوار بهـ داشتی قاعـ دگی اش را
دور می اندازد!

61

دنیای اعتراض‏های خاموش است دنیایی که زنان شوهردار برای تجربه‏ی چند لحظه عشق واقعی به پسران جوان دل می‏سپارند و مردان سرخورده برای اثبات مردانگی کشف نشده‏شان به دختران باکره.

60

رفتارت به زنهای ارقه میماند،
آنهایی که بیرونشان را رنگ «آدمهای سختی کشیده» زده‌اند
تا ضعف‌هایشان را توجیه کنند، تا حرکتی در زندگی نکنند
هر روز بیشتر از پیش به این باور میرسم

ترحم؟؟؟!!!

مشکلات دوستانت برای تو علامت سئوالی است،
که فقط به علامت سئوالهای ذهنت اضافه می‌شود

جالبه تو انتظار داری من مسیر زندگیم را برای تو تغییر دهم
اما تو حتی روند ساده زندگیت را بخاطر من اصلاح نکردی.

59

هر کجا نام ترحم آمده ثمره‏اش آلوده‌گی و ناخالصی بوده است. به‌ خصوص آن ‌جا که پای عشق در ميان بوده باشد. عشق توام با ترحم نمی‌شايست که عشق نام بگيرد، عشق ناب سراپا بی‌رحمی است.
پ.ن: شاید غرورم رو شکونده‏ باشی امّا هرگز نمی‏تونی شرافتم رو لکه‏دار کنی...

58

زنان هرگز دو مرد را از یاد نمی‏برند. اوّلین مردی که عاشق‏اش شدند و نخستین مردی که در آغوشش خوابیدند.
نخستین عشق با افسوس، نفرت و اشک به یاد می‏آید و اوّلین عشق‏بازی با حسرت، لذت و لبخند.
پ.ن: و بیچاره زنی که اشک و لبخندش به یاد یک نفر باشد...

57

دست می برم
به زیر شکمم
آنجا که هسته های استرویید
مرا فرا می خوانند به خارش
و غرق خارش هسته ها هستم
که یادم می افتد
تحریم های هسته ای
خارش را
خارم را
و خارت را
خواهند سپوخت

GOD-17

اگه گفتید چرا در همه‏ی ادیان الهی و مکتب‏های فکری و ایدئولوژیک از خدا به‏عنوان یک مرد نام برده شده؟
چون اگر خدا زن بود تا الان هزار بار بهش تجاوز کرده بودند...

55

کاش یک دایناسور بزرگ صورتی بودم.
پ.ن: نوشته‏ی بالا را به سرندیپیتی عزیز و مهربان تقدیم می‏کنم.

54

دلم برای دلم می‏سوزد وقتی که تمام دلم را در آغوش دیگری می‏بینم.

53

چرا خدا برای من این "س ر ن و ش ت" رو نوشت! پ.ن: دوست داشتن دلیل نمی‏خواهد امّا نفرت سرتاسر دلیل است.

52

دست من خالی خالیست ، امّا من بزرگ‏ترین بلوف زندگیم را در قمار با شیطان زده‏ام، می‏خواهم همه‏ی عشق را با همه‏ی مکرش تاخت بزنم.

GOD-16

آمار گرفته‏اند که شانزده درصد مردم دنیا فقط خدا را قبول دارند و به هیچ دینی اعتقاد ندارند. نمی‏دانم مرا هم حساب کرده‏اند یا نه؟

50

زن‏ها خیانت می‏کنند چون در آرزوی پیدا کردن مردی می‏سوزند.
پ.ن: گاهی مرد بودن آسان‏تر از نامرد بودن است.

GOD-15

می‏پرسد به خدا اعتقاد داری؟
فکر ندارد، آری اعتقاد دارم. خدا هست اما ضعیف‏تر و بی‏توجه‏تر از آنچه برایش تبلیغ می‏کنند.

48

مرد با افسوس می‏گوید: دیگر هیچ دختر پاک و نجیبی پیدا نمی‏شود، چطور ازدواج کنم؟
می‏گویم: نه اینکه از شما مردها نجابت و پاکی فوران می‏کند!

GOD-14

خدا را به بازی جدیدی دعوت کرده‏ام.
من و خدا هر کداممان یک ورق سر داریم، او تمام قدرتش را در آس خشت گذاشته است و من تمام عشقم را در آس دل جمع کرده‏ام.
این یک بازی مردانه بود، خدا با رو کردن سرباز گیشنیز نارو زد. امّا فکر تپانچه‏ای که زیر لباسم پنهان است را نکرده بود.
دقیقه‏ای بعد خدا خواهد مرد و از این بازی فقط یک آس پیک به جا خواهد ماند.

46

من بودم، او بود، خوشبخت در یک جزیره‏ی دور افتاد‏ه‏ی متروک.
همه چیز عالی بود، قبل از آنکه قایقی بیاید...

GOD-13

می‏گفتند شیطان بسیار زشت است، از خدا خواستم شیطان را نشانم دهد.
دیشب شیطان به خوابم آمد، بسیار زیبا بود، عاشقش شدم و به خدا خیانت کردم...

44

او خوابیده‏ است و من آرام می‏نگرمش، نمی‏داند چه لذتی دارد نگاه کردنش در خواب. این لحظه‏ها را می‏پرستم، آنقدر زیاد که گاه حتی نفس هم نمی‏کشم تا مبادا بیدارش کنم...

43

من همون هستم كه نشستم اون بالا بالاها و به همه‏ی شما اون پائين می‏خندم * اشتباه نشه خدا نيستم، فقط يه غريبه هستم...

42

خیلی احمقانه است که در ایران، اهمیتی نداره چطور زندگی ‏کنی بلکه مهّم اینه که چطور بمیری

41

هروقت دلش می‏گیره، صاف میاد سراغ من! یکی نیست بهش بگه، مگه این بیچاره چاه بازکن اداره‏ فاضلابه؟

40

یکی از آن روزها که در آغوش او به اوج آسمان‏ها رسیدم، فهمیدم چگونه یک انسان معمولی می‏تواند خدا ‏شود.

GOD-12

و من به خدایی وفادارم که مظهر بی‏وفایی به بندگانش است.

GOD-11

و خدا فراموش کرد از روح خودش در زن بدمد، همین شد که زنان مهربان‏تر شدند.

GOD-10

در دنیا مردمانی چنان گرسنه هستند که خدا را جز به شکل تکه نانی نمی‏بینند.