حقيقت اينه كه حرفاي كلفت تو مخاي تنگ نميره 

اقا من هرچي به اين پو عه ميدم عن اقا دهنشُ كج ميكنه ميگه نــع. چرت

جمله ي : 

نكتشو گرفتي لايك كن 

رو اعصاب ترين جمله ي دنيا


پارسال مامانم أينا گمم ميكردن تو استلخُ باشگا  پيدام ميكردم الان تو دسشويي حموم


ماهياره موهايه جلوشُ كوتاه كرده … بابام بش ميگه شبي بچه هاي پاسگاه نعمت اباد شدي :)) 

+ ايا تا به حال اهنگ لتس دنسِ ولي را شنيده ايد ؟؟ :))

كه عشق اسان نمود اول ، نمود اخر ، نمود كلن 

چن روز پيش گوشيمو ريست كردم هر چي داشتمُ نداشتم پاك شد . از همون شب به بعد خوابم تنظيم شد 

:|

مجلس هم مثه دبيرستانه. يكي از اينور داد ميزنه بيـــــا پائين … اونيكي داد ميزنه احسنتــــ به به . 

+ تنها فرقش اينه كه ما ميخواستيم طرف خفه شه دست ميزديم … اينا ميگن دووووووووو دووووووو 

٦٦٦

قمي هام دو دستعن. 

اخوندا و وبلاگ نويسا

عن پستاش بيستام نشده بوداا

حالا من كاري به كارخونه هاُ دانشگاه ها ندارم كه خارج از شهر ميسازن. ولي ديگه لامصبا چيكار استلخ دارين كه مياين وسط اتوبان ميسا زين ؟؟ خب ميمردين يه جاي بهتر ؟

عزيزم شمايي كه عرق مثه ابشار نياگارا از سرُ روت ميباره خب يه بار عرقاي شيرينتو بمال به لپمون حالا فوقش دو بار ديگه جون مادرت ديگه ٣ بار بوسُ ماچُ نكن ديگــه

حالم از وبم بهم ميخوره 


همين :)

كركره مغزم شبا مثه خورشيد مياد پائين. 

اسم من تو شناسنامه فائزه اس ، اسمه داداشم ميثم . اسمه دختر عموم سميه ، اسمه پسرعمومم محمد ، اسم اين تيارا عه هم فــــرنوش +_+ 

همه ي اين اسماي تو شناسنامه اي رو پسر دايي بابام انتخاب كرده. حالا من كاري به اين كه كلن اسماي بچه ها و نوه ي بابام چه ربطي به پسردائيش داره ندارم … يارو مُرد ديروز :| 


يه وب رفتم هيچ كودمتون توش نبودين . احساس غربت كردم اصن 


بعضي وِبام وقتي اپ ميكنن نبايد بري توشون، بايد كلن هفته اي يه بار بشون سر بزني

بد جالب اينجاعه كه مطلباي يه هفتشون ، به اندازه ي يه پستِ ديگران هم ارزش نداره

بد خيلي جالب تر اينه كه كلن بي محتواس وبشون

بد خيلي خيلي جالب تر اينه كه وبِ من دقيقن جزو همين دستس


طرف خودش مثلن ژست گرفته پهنِ صندلي شده ، اونوخ به لبُ لوچه ي ديگران گير ميده

كسي كه مسخرس نبايد ديگرانُ مسخره كنه خب

 

هر بچه ایی میاد بغلم گریه میکنه

:/

 

به بهشت نمیروم اگر  رنگارنگ  انجا نباشد