معشوقه ی من
خدایا سپاسگزارم واسه وجود پدرو مادرم بخاطر سگم تیکو که الان 12 ساله شده .بخاطر زندگیم هرچی که ازت خواستم بهم دادی .عشقم s سپاس فراوان دارم. تمام دارایی ها مدیون توام خدای مهربون بهم سعادت بده بتونم به تمام مخلوقات حیوانات و گیاهان انسانها کمک کنم چه سعادتی از این بهتر...ای خدای مهربون من چیزی بجز این سعادت نمیخواهم کمک کردن به تمام مخلوقات بهترین عبادت من است.عاشقتم خدای مهربونم من سرباز توام
در آغـوش مـے گـیـــــرمت
و نـمـیـدانـے کـه چـه آرامـشـے سـت
هـمـیـــن آغــــــوش خـیــــالـے
فراموش کردهام.
با سرعت به اعماق کهکشان میگریزد.
اگر او با خاطره ای از عشق دیگری راضی شود.
من هنوز به قصه ی گنج های پنهان باور دارم.
نگاهم می کنی
چه موسیقی ِ بیهوده ای
وقتی که لب هایمان نمی رقصند
کاش او بداند که همیشه یک جا زیر چتر کوچکم برایش هست.
که انگار خاک بر سر تر از
تو، وجود ندارد
از شاخه می افتند
من به زیر شیرینی لبهایت
له می شوم....
كه روحم به پرواز در مي آيد !
«نسبیت» را به زانو درمیآورد!
و زمان متوقف میشود؛هنگامهی بوسیدنت!
حتی بهترین آدمها، امانتداران خوبی نیستند.
یعنی من باشم و تو باشی
و حرفی برای گفتن نباشد...
:به کدامین گناه، دلم دیگر حتی او را نمیخواهد؟
و تو میدانی که نامت درلبهای او ایمن است...
گهواره ام با تو
تب می کند تنم بی تو/
...
غمگین پرنده ی بیتابم
دود
از لابه لای لبهایت
پر رمز و راز آلود..
فراموشیشان تاپای غرورجنگیدی...
بلندای تن نازک خیالت را نشانه رفته است...
با تعّجب میگم: یعنی از تن تو هم داغ تر؟
| Design By KHanOomi |