چهار جریان مشخص در اندیشۀ لیبرالیسم
بنابراین نظریه اگر تأمین منافع فرد وآزادیهای او در جامعه به طور
کامل صورت پذیرد، این امر خود به خود به تامین مصالح اجتماعی نیز منتهی
خواهد شد.
محدود ساختن آزادیهای فردی در هیچ صورت
صلاح نیست، بلکه تمام اختلالات در زندگی انسانی از همین جا ناشی می شود که
دولت یا هر مرکزیت متمرکز اجتماعی دیگر به تضعیف فرد و تحدید آزادی عمل او
مبادرت ورزد. این دخالت در قالب قوانین و نظامات حقوقی که منجر به محدود
ساختن آزادیهای فردی به خصوص در زمینه اقتصادی میشود سبب ایجاد فساد است .
بنابراین معتقدان به اندویدوآلیسم به طور کلی با نظارت و مداخله دولت
در فعالیتهای اقتصادی مخالفت می کنند. اینان چون سرشت انسان را به طور
طبیعی نیک میشناسند لذا عقیده دارند که اگر او را به حال خود واگذارند
بسوی پاکی و نیکی حرکت خواهد کرد و اگر برخلاف مقتضای طبیعت بخواهند حقوق
طبیعی او را سلب کنند باعث انحراف او از طبیعت اولیهاش که همانا پاکی و
نیکی است خواهند شد.

از نظر مفهوم می توان لیبرالیسم را آزاد منشی معنا کرد که از واژه «لیبر» به معنای آزاد مشتق شده است.
لیبرالیسم از نظر سیاسی دارای دو مفهوم جداگانه است:
1- در یک مفهوم سیاسی لیبرالیسم به یک جریان سیاسی بورژوازی اطلاق می
شد که در عصر مترقی بودن آن، در زمانی که سرمایه داری صنعتی علیه آریستوکراسی
فئودالی مبارزه می کرد و در صدد گرفتن قدرت بود، بوجود آمد و رشد کرد.
لیبرال ها یا آزاد منشان در آن زمان بیانگر منافع و مدافع طبقه ای در حال
رشد و بالنده بودند، آزادی از قید و بندهای اقتصادی و اجتماعی دوران
فئودالیسم را طلب می کردند، می خواستند که قدرت مطلقه سلطنت محدود شود، در
پارلمان عناصر لیبرال راه یابند و حق رای آزاد و سایر حقوق سیاسی در محدوده
خاص آن دوران به مفهوم بورژوایی آن به رسمیت شناخته شود.
2- در مفهوم سیاسی دیگر لیبرالیسم به یک روش لاقیدانه و درویش مسلکانه
در داخل حزب طبقه کارگر نسبت به دشمن طبقاتی اطلاق می شود. در این مفهوم
لیبرالیسم به معنای آشتی طلبی غیر اصولی به ضرر اساس اندیشه های مارکسیسم ـ
لنینیسم، نرمش بیجا در مقابل خطا و نادیده گرفتن نقض اصول به علل مشخصی
بکار می رود. لیبرالیسم در این مفهوم از تظاهرات اپورتونیسم و اندیویدوالیسم است. احزاب مارکسیستی با این جریان که مخالف با پیگیری در اجرای خط مشی و مبارزه اصولی و هشیاری انقلابی است مبارزه می کنند.
جلوهاي
ديگر از ارتباط دو فرزند زهرا(س)، روز عاشورا است، كه دل عزاداران بايد به
عشق وليعصر بتپد و ذكر قيام اباعبدالله، با ياد امام زمان (عج)، توأم
باشد.

حاج
علي بغدادي ميگويد: [در تشرف خود] به حضرت صاحب الامر(ع) عرض كردم: اي
سرور ما! مسأله اي دارم؟ فرمود: بپرس. گفتم: روضه خوان هاي امام حسين(ع)،
ميخوانند كه سليمان اعمش، نزد شخصي آمد و از زيارت حضرت سيدالشهدا(ع)
پرسيد، آن شخص گفت: بدعت است. شب آن شخص در عالم رؤيا، هودجي را ميان زمين و
آسمان ديد، سؤال كرد: در آن هودج كيست؟ گفتند: فاطمه زهرا و خديجه كبري 8.
گفت: به كجا ميروند؟ گفتند: امشب (شب جمعه)، براي زيارت امام حسين(ع)
ميروند. همچنين ديد رقعه هايي از هودج ميريزد ودر آنها نوشته است: ((امان
من النار؛ لزوار الحسین ليلة اكمعة امان من النار يوم القيامة؛ اين برگ
اماني است در روز قيامت براي زوار امام حسين(ع) در شبهاي جمعه)). آيا اين
حديث، صحيح است؟ فرمودند: آري! راست و درست است.
گفتم: سيدنا! صحيح است
كه ميگويند: هر كس امام حسين(ع) را در شب جمعه زيارت كند، اين زيارت برگ
امان از آتش است؟ فرمود: آري والله؛ و اشك از چشمانش جاري شد و گريست...(1)
پی نوشت:
راه افتاد. در بين راه درباره اين مسأله كه ((گريه بر امام حسين(ع) گناهان را مي آمرزد)) فكر ميكرد. همان وقت متوجه شد كه شخص عربي، سوار بر اسب به او رسيد و سلام كرد. بعد در لحظهاي پرسيد: جناب سيد! درباره چه چيز به فكر فرو رفته اي؟ و در چه انديشه اي؟ اگر مساله علمي است مطرح كنيد، شايد من پاسخش را بدانم. سيد بحر العلوم فرمود: در اينباره فكر ميكنم كه چطور ميشود، خداي تعالي اين همه ثواب به زائران و گريه كنندگان بر حضرت سيدالشهدا(ع) ميدهد؛ مثلاً در هر قدمي كه در راه زيارت بر ميدارد، ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملش نوشته ميشود و براي يك قطره اشكي تمام گناهان صغيره و كبيرهایش آمرزيده ميشود؟
آن سوار عرب فرمود: تعجب نكن! من براي شما مثالي مي آورم تا مشكل حل شود.