بازم میاید چک میکنید یعنی ....؟
بعد این همه وقت
دلم خواست یه یادی رو این خراب شده ی قدیمی بنویسم
همین ... : )
بعد این همه وقت
دلم خواست یه یادی رو این خراب شده ی قدیمی بنویسم
همین ... : )
اخر فروردینم داره میرسه
فروردین 1401 !!
خوب من و خود این وب هم فکرش رو نمیکرد بتونه این روزهارو ببینه !!!
طولانی ترین شب سال
شبیه که دستت از همه دنیا بریده شده باشه و آرزو کنی فردا نشه ... : )
یلداتون مبارک ...
شهریور هم داره تموم میشه و نفس های آخر تابستون رو می کشه ....
بدرود
مثلا زود خوابیدم که صبح هم زود بیدار شم، از ساعت 3.43 بیدار شدم و خودمم موندم الان چرا باید بیدار باشم :-/
به شدت هر روز و هر ثانیه به ثانیه های نداشتنت فکر میکنم، به زیبایی هایی که دیگخ کنارم نیس، به لبخندی که دیگه نمیبینم و صدایی که مثل صدای عبدالباسط موقع حرف زدن توو گوشم میپیچید ....
هر روز به این سیاه چاله ای که به داخلش افتادیم فکر میکنم که چطور شد ما ؟! چطور شد اون ؟!! و هزاران چطور دیگه
دوباره حس میکنم نه همه اینا یه رویای بد هست و میگم که امکان نداره ولی واقعیت با اشک هاش رو صورتم قلت میخوره و اینور انور میره ....
هر لحظه صدای مظلومانه و پر امید انشالله ی که وقتی گفتم از حموم عافیت در بیای و گفتی انشالله توو گوشمه
هر روز دارم آخرین عکسی که پست کردیو میبینم و به این فکر میکنم تو چطور رهایی رو تصویر کشیدی در حالی که ....
و هزاران حرف دگر هر ثانیه در دل و مغزم هست که تمومی نداره و فقط باید فکر کرد و گریست ....
هیچ وقت فکرشو نمیکردم این بلا سر من بیاد
هیچ وقت فکر نمیکردم هر لحظه به مرگ فکر کنم که کی دوباره میشه ببینمت
بسیار پُر از هیچَم !! بسیار ...
هیچ وقت به خیال تک تک سلولام نمیرفت خواهر یا برادرم بخواد از بینیشون خون بیاد چه برسه اینکه بمیرن !!
نمیدونم اشتباه کجا بود، هیچ جای این مسئله برام قابل حل نیست، حس میکنم تویه اون زندگی که هیچ موقع آرزوشو نمیکردم قرار پیدا کردم و راه فراری ندارم و محکوم به ادامه ی راهم
برادر عزیزم، تمام ثانیه های زندگیم همراه منی، وقتی بیدار میشم، میخوابم، راه میروم، ماشین میرونم، گوشی بدست میگیرم، گل هارا نگاه میکنم، به آسمان خیره میشم، صدای پرندگان را می شنونم ...
پشت و پناه من باش، تنهام نزار ...

شبا خوابم نمیبره، چشمام میسوزن و بی حال بیحال میشم ولیبازم این خوابکوفتینمیاد سراغم
به کدامین درد دچارم نمیدونم ولی میدونم به درد نداشتن تو !!!
داداشجان کجایییییییییییی تولدت یه ماه دیگست ...
هی جی اف، فرنام چطور شد رفت ؟!
نمیدونم !!!!!
و روزی هزاربار کارم شده به همین فکر کردن که چطور شد ... : )
ای زندگی نحس کوفتی لعنت بهت
فرنام به سمت خدا با لذتي بسيار رفت ....
تاریخی که هر سال ازش می گذره لذت و شیرین کمتر میشه و دردش بیشتر، دقیقا مثل همین دندون دردی که الان دارم، روزها حس مزخرفی داره، سالها، ثانیه ها و ساعت ها
خیلی وقت لذت خواسی توو زندگیم حس نمیکنم، قلبم اکثر اوقات تیر می کشه و موها ی بغل سرم سفید شده اکثرا، قلبم حسابی تیکه تیکه شده و تیکه های مهمش شده فرنام ...
فرنام که کوه امید هست برام، دلیل زندگی، تنها موجود زمینی و گوشتی که اینقدر شبیه منه، با سینه هایی که از وسط تا زیر ناف چندین بار پاره و دوخته شدن، پوست چسبیده به استخون و دنده های بیرون .... سوراخ های دیگه ای که جاشون روی بدنش هست و تک تک این سوراخ ها قلب منو سوراخ کرده و باعث نابودی روحم داره میشه
خدا پارسال رو هیچ وقت تا آخر زندگیم برام تکرار نکنه، تازه 29 اسفند بعد 2 تا عمل سخت اومدیم خونه، رسیدیم اردبیل همه با قیافه های پنچر، پسری که سرتا پاش دوخته شده بهم و همه گنگ و مبهم در شرنوشت پیش رومون
واقعا 5 نفر توو زندگیم ارومم میکنن، البته 2 تای اونا گاهی عامل دیوانه شدنمم ولی 3 تا دیگه نه دوای روح و قلبم، چطور این توده ی بدخیم در سفره ی 97 ما قرار گرفت نمیدونم
شاید مشکل از سبزه ی عیدمون بود، شاید در سنجد و گل های سر میز ... حتی تابلوی روی دیوار هم نمیدونست این " ت " چطور بر سر سفره ی هفت سین ما بود، یک " ت " به دردی و سختی " ط "
دویییدمووو دویدم، سوی خوشبختی دوووویییدم، اما با سر داخل چاله ی درد و سختی افتادم ....
* پ ن :
حضرت عشق فرنام یادتون نره، عیدتون مبارک ... امااام امت فرشاد ...
مَنمَرْگَم
ساكِت،سُراغَمبيا ... شايَدزِندهشَوَم !!
بهديدگانَت،مَهوخورشيدروبياويـــز،شايَدزِندهشَوَم !!
بهبادبگوبِوَزَدْ،بهبارانبگوبِبارَد ... شايَدزِندهشَوَم !!
چونديدبرخاستهازآوار،آرامبربالينمبِنْشين ...
بويِتُندِنفسهايَترااضافهكُن،شايَدزِندهشَوَم !!
بدانيد و اگاه باشيد
اين خاموش بودن و اثري نذاشتن از خودتون اون دنيا جواب باس پس بديد
^____^
تويهدنيايهتعدادادماواسمونكلدنيان،واسبعضياكلدنياشونكوچيكهوواسبعضيابزرگ،وايازونروزيكهدنياهاترويسرتخرابشه
برايبعضياكلديناشونميشهمادر،پدر،خواهر،برادر،دوست،گلودرخت،عشق،يكيسگشبراشكلدنياستوبراييهبچهاونعروسكيكهبغلشه،شايدواسبعضيايهروياشيرينكهسالهادوراتفاقافتادهكلدنياشونباشهوورسيدنبهاونروياديگهچيزيمحااال ...
دنياهاتونعزيزنوبراشونتلاشكنيد،دوسشونداشتهباشيدوببوسيدشونحتيتوورويا ! اياكسيجلوتوميگيرهبراييكثانيهلذترويايدنيات؟؟شايدبسيارمحدودباشهوليدركلبازمامكانشهستكهباشنوليباچنتاتكونازشونردميشي.
خيليدلمميخواستعكستمامدنياهامورويبدنمخالكوبيكنم،حتيرويپلكام ! بدنمپُرشهازنقشونقاردنياهاييكهخدامنوبخاطرشونافريدهودرآخرقرارهبخاطرترسيمايننقشونقارهارويبدنفانيكهامانتدادهبهمونمجازاتمكنه ! نوشاست .... منباتمامجانميپذيرم : ) لذتدردبخاطرتوراميپذيرم،زخمهايتيززبانراميپذيرم،دردهاياينقلبخستهراميپذيرم،حرفزدنهايپشتتلفنوبعدشحملههايشبانهراميپذيرم ... ميپذيرم،مييييپذيرمو ....
آياتوهممراميپذيري؟؟فكرنميكنم :)
بعضيحرفارونميشهزدحتياينجا،چونالانكلبالشيكهزيرسرمهستخيسهودارهمنوغرقخودشميكنه. وبدترازاوندردهايپشتسرهمه،اينكهتقريبابيشترادمهاپيشخونوادشونباشن،بادوستانشونوادمهاييكهدوسدارندرارتباطباشن،هرهفتهكوهبرنبهاسمرهاييازمشكلات ( كهبندهفكرنميكنمچيزيجزتفريحيبيشوتجميعقوابرايشروعنابوديبزرگترطرفشوننيس)،كلاسبرندريابرنجنگلبرنووووووووو
بعدمنچي؟! هيچوقتپيشكساييكهباسبودمنبودم : ) وچيبشه؟! هيچياسمخرروتبزارن،احمقفرضتكنن،عكسبزارنهرجوريكهدلشونميخواست،وباتماموجودشونبهآتيشزدنتادامهبدن. بعدباخودتبگيايامندارمبراياينطورافراديميميرم؟! برايكسيكهيكباردرعمرشيككاريخواستبكنهبهمصلحتيمخالفتكرديوبعدابهدرخواستتوهمونكارروانجامدادوتمومنشدهبهتلافيگذشتهكوفتتكرد ! واقعاچهدنيايزيبايييدارم ... واقعاچهدنياييروبانوكسوزندرتاروپودوجودمحككردم.
واماتويييكههيچخبرنداريمننصفموهامبخاطرتحملدردتوسفيدشد،توييكهمنتورانيمهيگمشدهنه،نيمهيكاملخودمميبينم،بهترينفرشتهيدنيارويزمين،وبامناينجوريميكني،بامنيكهشايد١ماهفقطايندكتراوندكتررفتمومردموزندهشدمبرايهرسوالوجواب ... !
ميگويندبرادردردبرادرميفهمدپسكوش؟! عوضاينكهبگيفرشادهمينالانپيشمناستشايدفردانبودسكتهكردمردوراحتشدوبرايشفقطبخندي،اخمتخمروبرايمتجويزميكني! نفسعميقپشتسرهمبكشمودردلمبگمكهنهايناهمهآزمايشه،خداميخوادببينهادمشدميانه : )
خداواقعاهستي؟! بهاونقرآنيكهاونهمهقشنگجملاتشكنارهمجمعشده،قسمكهگاهيشكميكنم : ) وليدلمهروقتشكستهفرداشآرزومروبرآوردهكردي،منحاضرمهمينامشببميرمفرنامخوبشهوليتااخرعمربسوزهكهچراباهاماينجوريكرد،حاضرمبميرمكهيكيديگهازدستمراحتشهبرهخوشبختشهوتااخرعمرفقطخوابحالروزهايمنوببينهوقتيبهمبازبونخنجرزد ...