خوشبختي
خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند

ﻣــﯽ ﺩﺍﻧـــﯽ
ﻣــﯽ ﺩﺍﻧـــﯽ…
ﺍﮔـــﺮ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺗﻮﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ِ ﺑـﯽ ﺁﺭﺯﻭ ﺑﻮﺩﻥ ِ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘـــ !
ﺷــﺎﯾـــــﺪﺁﺭﺯﻭﯾــﯽ ﺯﯾﺒـــﺎﺗــﺮ ﺍﺯ ﺗـــ ــــﻮ ﺳــﺮﺍﻍ ﻧﺪﺍﺭﻡ … …

لیاقت
از بعضی ادمها خاطره میماند

افسوس!
خیلی سخته به خاطر کسی که دوستش داری
همه چیز رو از سر راهت خط بزنی
بعد بفهمی
خودت تو لیستی بودی
که اون به خاطر یکی دیگه خطت زده...

من سابق
تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !
من را به من نبودن محکوم نکن !
من همانم که درگیر عشقش بودی !
یادت نمی آید ؟!
من همانم !
حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !

خاطرات
دلم که گرفته باشد باصدای دستفروش دوره گرد هم گریه میکنم!
چه رسد به مرور خاطرات باهم بودنمان…

دیگه باورم شده ندارمت
این سکوت و این هوا و این اتاق .. شب به شب به خاطرم میاردت
توی این خونه هنوزم یه نفر .. نمیخواد باور کنه نداردت
نمیخواد باور کنه تو این اتاق .. دیگه ما با هم نفس نمیکشیم

تنهاترین
دلم گرفته
ماندنی
به تو ميانديشم،
و به رؤياهايت، و غم دیروزی.
با همه دلتنگی
خنده هایت همه آرامش بود،
تو پيام آور شادي بودي.
و در آن تاريكي
چشمهایت روشن، گويي از جنس بلور.
گونههايت همه سرخ و نگاهت گيرا.
همه را خوب به خاطر دارم.
***
تو بدان،
باور كن،
روشنيها با توست .
من به ايمان تو ايمان دارم.
***
به تو ميانديشم، و به رؤياهايت، و سرانجام سپيد.
تا ابد خواهم ماند.
رفتني نيست مرا.

تــــــــــــــــــــنهایی
مهربون اي هم قبيله، ميدونم دستات چه سرده
هر كي ميگه غم نداره، تو دلش يه دنيا درده
تو ميخواي كه من ندونم، دلت از غصه هلاكِ
جاي شلاق سياهي، رو تن نجيب و پاكِ
اما ناگفته هويداست، غمي كه ريشه دَوونده
اون غمي كه غير شاخه، زده ريشه رو سوزونده
تو خودت گفتي قديما، قصه گل و تگرگُ
قصه خويش دلآزار، قصه ريزش برگُ
نميدونم توي دنيا چرا آدما حقيرن
چرا خوبا واسه خوبي، توي دست شب اسيرن
اين چرا، چرا، چراها، هيچكدوم درمون نميشه
آخه دردِ ديگه اينجاست، از يه خاكيم و يه ريشه
تا بوده قصه دنيا، قصه غربت و درده
پس ديگه دلو نسوزون، زندگي قسمت و بخته
تو بخند، تو اين زمونه، چارهاي ديگه نداريم
شايدم با خندههامون، غصه رو تنها بذاريم

زمــــــانه
سوت پايانم را بزنيد....قبول کردم "صداقتم" حريف "هرزگي" زمانه نميشود
باختم...

ميلاد نور گــــــــرامي باد
يا محمد خلقت از نام بلندت پا گرفت در پس شان حضورت اين جهان معنا گرفت
ميلاد نور گرامي باد

درد و دل
عجب دنیایی شده
اونی که یه روزی باهاش درد ودل میکردی حالا شده درد دلت .

مُـــــــــردن

"تنهایی" چه کارها که با آدم نمی کند

تنهایی
آنان که در ستایش ِ "تنهایی" مینویسند, بیشتر از کسانی که از تنهایی ِ خود گله دارند احساس ِ تنهایی میکنند...
.
بدون مــــــن
دیدی که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!!
دیدی که صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !!
این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند…
فرقی نمی کند با مــــــن …بدون مــــــن…
دیــــــروز گر چه ســـــــخت امروزم هم گذشت …!!!

اوج پستـــــــــــــــــــــی

تنها موندن سختــــــــــــــــــــــــــــه

















