Hi

تنهــــــــــــــــایی را دوستــ دارمــ !!

عادتـــ کرده ام که تنهـــ ـا با خودمــ باشم !!

دوستــــ ـی میگفت عیبــ تنهــــ ـایی به این استـــ که عادتــ میکنی ...

خودتــ تصمـــــیم میگیــ ـری ، تنهـــــــا به خیــ ـابان میروی ... به تنهــایی قــ ـدم میزنی !!

پشتــ میــ ـز کافی شاپــ تنهـــ ـا می نشیـــنی و آدمــ هــــ ـا را نگاه میکنی !!

ولــــی من به خاطـــ ـر همیـــ ـن حس دوستـــش دارم !!

تنهــــ ـا که باشی نگاهتـــ دقیق تــ ـر میشود و معنـــ ـادار !!

چیــــ ـزهایی میبینی که دیـــ ـگــــران نمیبیـــنند !!

در خیـــ ـابــان زودتـــ ـر از همـــ ـه می فهمـــ ـی پاییـــ ـز آمــ ـده

و ابـــ ـرهـــا آسمـــ ـان را محکـــــم در آغـــ ـوش کشیـــ ـده اند !!

میتــــوانی بی توجــ ـه به اطــــ ـراف

ساعتـــ ها چشم به آسمان بـــ ـدوزی و تولد بــــ ـاران را نظـــاره گر باشــــی !!

بـــ ـرای همیـــــن تنهـــ ـایی را دوستـــ دارم !!

زیــــ ـرا تنهـــ ـایی حسی استــ که به من فرصتـــ میدهــد " خودم باشـــ ـم " !!

بـــ ـا خــــــــودم که تعــــ ـارف ندارم !!

مدتهاستـــ که به تنهــــ ـایی عادتــ کرده ام !!

بـــ ـه و بـــــ  مـــــــ ـا  خــــــــوشـــ  اومــــــ ـدیی!!!!

اينكه هيچ حسي نسبت به بازگشايي مدرسه ها ندارم كاملا عاديه :| :| :|

قبلا يه شور و شوقي داشتم ولي الان ريـــــلـــــكــــس p: :D

" آغـــاز ســـال تحصيلـــــي جـــديد بـــرعاشقـــان علـــــم و ادب مبــــاركـــ ــ ــ "

همــ ــه چــ ــی تــ ــمومه

 

نــ ــــ ـــه از ســـ ــ ـــفیــ ــ‌ ــد و نــ ـــ ــه از ســ ــیاه ،

 

دیـــ ـــگر از هیـــ ـــچ یـــ ــک نمی نویــ ـــسم !

 

دیــ ـــ ــگر نــ ــه از تــ ــو می نویســـ ـــم و نـــ ـــه از رفـــ ــتنـــ ـــت ...

 

هــ ــیــــ ـــچ کـــ ـــدام را نـــ ـــمی خـــ ـــواهــ ـــم ،

 

همـــ ــــین چــ ــند وقـــ ــت خـــ ــاطـــ ـــره بـــ ـــرای گریــــ ـــه هـــ ـــایـــ ــم کـــ ــافـــ ـــیــ ــســ ــت

 

Picture Hosted by Free Photo Hosting at /

 

شروع پاییز

سلام^ـــ^

یه خبر خوب!!!!!!!!

من وهانی تو یه کلاسیم اما تاینی توکلاس مانیست"ــ"

روز بدی نبود ولی اونطور که انتظار میرفت نبود.......

مدرسه دوران راهنماییم رو بیشتر دوست دالم^ـــ^

این یه خر تو خریه نگو ونپرس $__$

اما خب دیگه باید تحمل کرد!!!

نمیدونین چه ترافیکی بود تو این بزرگراه قبل ازمیدان آزادگان!!!ساعت7:15که از خونه زدم بیرون ساعت8ونیم رسیدم!!!!

اووووووووووووف خدا آخرشو به خیر کنه×ـــ×

پاییز همگی مبارک.امیدوارم دلاتون بهاری وآفتاب وجودتون تابستونی باشه.برای همتون آرزوی موفقیت میکنم.

 دوســـــ ـــــــت دارم تــــــــ ـــنها باشــــ ـــم


با خــ ـــیالی ؛ خالـــ ـــی از با تو بودن ها


دوســـ‌ ـــت دارم به یاد آن روزهای گذشـــ ـــته


در خـــ ـــلوتی


کنـــ ـــج آرام این اتاق خـــ ـــالی


به یاد آن روزگـــ ــــاران


خـــ ـــاطراتـــ ـــم را یاد کــ ـــــنم                                                                                                                  

                                                                                             




سلام دوستای گلم.....

خیلی ناراحتم........

یه اتفاق خیلی بد واسمون افتاده.........

تازه از تهران زده بودیم بیرون که بهمون زنگ زدن وگفتن برگردین........

عمم تصادف کرده بود ورفته بود تو کما........

تارسیدیم تهران ورفتیم بیمارستان تموم کرده بود......

چندبار واسش شوک زدن واسه 1دقیقه برگشت اما بازم رفت........

الان تازه از تهران برگشتیم......

خستم.........

خیلیم خستم.......

فردا باید بریم مدرسه.......

کاش میشد برم همون مدرسه ی قبلیم نمونه......

هی خدا.....

4شنبه هم باید میرفتیم مدرسه هم واسه اولیا جلسه داشتن هم برای دانش آموزان که من اینجا نبودم.......

زن دایی طیبه به جامون رفت.......

کلاس بندی کردن......

نمیدونم تو کدوم کلاسم یا باکیا هستم.......

امیدوارم با هانی تو یه کلاس باشم........

ازاینکه فردا داریم میریم مدرسه خوش حالم.......

امیدوارم مدرسه ی جدیدبامن سازگار باشه.........

"آغاز سال تحصیلی جدید مبارک"


Happy birthday

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه............

 دوست یعنی اون جمله‌های ساده و بی‌منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی‌شه............

 دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می‌گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می‌شه............

 دوست یعنی تنهایی هامو می‌سپرم دست تو چون شک ندارم می‌فهمیش..............

 دوست یعنی.......................

 دوستای خودم..........

هانی جون تولدت مبارک عزیزمامید وارم قلبت همیشه مملوء از شادی وعشق و روزگارت به روشنی آفتاب وزیبایی بهار باشه......برات یه تن سالم وعاقبت به خیری رو آرزومندمامیدوارم ۱۰۰۰۰ساله بشی

          

            بوس،love،محبت                     I LOVE U به شدت

 سلام خوبین؟؟

ظاهرا ساعت2شبه من بی خوابی زده به کلم!!

نتیجه زبانمو هنوز نگرفتم زنیکه عوضی هرچی بش گفتم نمرمو بگو نگفت@ــ@اعصاب خوردکن اصلا این معلمه خیلی رو مخ بود اووووووووووووق دیگه باهاش نمیگیرم تاجونش دربیاد!!!

آقا من فردا مسافرم ولی خواب اصلا به چشمام نمیاد قراره ساعت5بزنیم بیرون پس خوابمو میذارم واسه اون موقع....

اگه بدونید این چند روز تو چه وضعیتی زندگی کردم........

مامانم قصد تغییر دیزاین زده بود به کلش سرویس اتاقا رو عوضید من که اتاقم صورتی بود وباتمام وجود میدوستیدمش رو بنفش کرد اتاق خودشم قهوه ای کرم کرد......

هال پذیرایی هم شکلاتی وکرم......

وای این چند روزه بخاطراین تعمیرات حسابی خونه درهم بود........

وووووووووووووووووووووی خلاص شدم.......

امروز صبح رفتم از بابابزرگ مانتوشلوار مدرسه خریدم...(انصافاخیلی گشاده اما دیگه کاریش نمیشه کرد)

کیف هم خریدم کتابام رو هم گرفتم فقط مونده کفش بگیرم ویه خورده خرت وپرت جانبی........

هیییییییییییییی رفتم کودک فک کنم حساب بابامو خالی کردم ^ـــ^یه عالمه علوسک خلیدم^ـــــــــ^من عاچق علوسکم بااینکه بزرگ شدم ولی هنوزم میدوستم!!!

هیییییییییییییی میخوام هاپو بخرم چندماهی هست که دیگه هاپو ندالم ولی میخوام بگیرم حالا نمیدونم از چه نژادی بگیرم به نظرتون چی خوبه؟؟پودل؟؟شارپی؟؟بیشون فریزه؟؟بول داگ؟؟.....؟؟

برم بخوابم مامانم الان گیرداده میگه برو بخوااااااااااااااااااااب بچه جون دیروقتههههههههههه.....

شب خوش بابای 

چـنـد وقـتـیـسـت بـه جـاے یـک جـرعـه آب ِ خـوش,

"بـغـض" از گـلـویـمـان پـایـیـن مـے رود,

ایـهـالـنّـاس ...

دل را لـگـد نـکـنـیـد !

 


یادش بخیر...

یادش بخیر که بعد از امتحانای ترممون میرفتیم سر کوچه و تا میرسیدیم میمردیم از ترس.....

یادش بخیر که سه شنبه ها تا ساعت ۴ تو مدرسه بودیمو وقتی هم که برمیگشتیم از خستگی میمردیم ولی باید تاریخ میخوندیم.....

یادش بخیر که همیشه ما ۱۵ دقیقه بعد از زنگ کلاس سر کلاس بودیم....

یادش بخیر که بعضی از روزا همه زنگامون شده بود علومو فقط غر میزدیم....

یادش بخیر که باید به زور خانوم محمودی سرود میخوندیم....

یاد اون قهر ها و آشتی های بچگونمون بخیر....

یادش بخیر که همه زنگای علوممونو تو نمازخونه بودیم....

یادش بخیر که هر زنگ تفریح دنبال اینترنت از این کلاس به اون کلاس میرفتیم....

یادش بخیر که برای امتحانای ترم دوم تا صبحو بیدار بودیم....

یادش بخیر که دزدی موبایل میبردیم مدرسه تا عکس بگیریم....

یادش بخیر که وقتی ازت میپرسیدن کدوم مدرسه میری میگفتیم نمونه....

واقعا یادشون بخیر....

قدر هیچکدوم از این لحظه هامونو ندونستیم....

واقعا کاش میشد که برگردیم.....


ستایش نوشت:

یادش بخیراون روزایی که تو مدرسه همش سعی میکردیم جیم بزنیم

یادش بخیر اون روز معلم من وهانا نرفتیم سرکلاس ادبیات وتو کلاس دینی مشغول وب گردی بودیم وبعدش رفتیم سرکلاس سال دوما که گردو سرکلاسشون بود وبزن وبکوب وقر قر قر:)آخرشم لو رفتیم وپورولی فرستادمون پیش نورایی وناوبر..........(که ماازرفتن به پیش نورایی خودداری کردیم)

یادش بخیراون شبی که فرداش امتحان تاریخ داشتیم ومن ومهرزاد وهانا پا به پای هم تا صبح بیدار بودیم وهرچندوقت یه بار به هم اس میدادیم!هانا میگفت صفرگرفتن هم عرضه میخواد.......مهرزاد هم به آدم انرژی میداد که درآخر2دور رو کامل زدیم:))

یادش بخیر........

 

یه آپ الکی.....دلم گرفته

دلم خیلی گرفته

حال واحوالم اصلا خوب نیس

چند روزه که لب به چیزی نزدم کلا از اشتها افتادم

خوابم ندارم

دلم واسه قبلنا تنگولیده

واسه دوران راهنماییم

واسه دبستان

واسه مهدکودک

واسه خانوم نورایی واون سوتش که هردفه ک سوت میکشید 2مترپرت میشدم هواو باعصبانیت میگفت:گردن خورد موهاتو بزن تو.......

واسه خانوم ناوبر واون حرفای آرامش بخشش

واسه خانوم قاسمیان وسوتی هایی که سرکلاس علوم میداد

واسه خانوم عسگریان بااون برگه های امتحاتیش ونمره های قشنگ ریاضیمون

واسه اون شب وروزایی که کارمون فقط درس خوندن بود وفقط درس

واسه اون روزایی که حوصله درس خوندن نداشتم و واسه اینکه مامانم بهم گیرنده میرفتم تو اتاق ومینشستم پشت میز واس بازی میکردم..............

دلم خیلی گرفته

دوس دارم کل زندگیمو بدم که فقط یه ثانیه از اون روزا برگرده

دلم واسه روزای فروردین تنگ شده

که با خونواده داییم وخالم نصف ایرانو گشتیم

اون روزا که تو سفر کلی خوش میگذشت باوجوداینکه من استرس درسامو داشتم

واسه اون روزا که واسه اینکه از شر امتحانای عسگریان خلاص شیم خودمونو به مریضی میزدیم

یااون روزا که به بهانه تمرین سرود جیم میزدیم ودرآخر هم همه1نمره منفی گرفتیم ولی درکل امتحان معادله خط رو ندادیم:)دی

واسه اون روزا که باهمدستی امتحانارو کنسل میکردیم

واسه اون روزای تابستون که بعد از کلاس فیزیک با مریم تو نوبهار آیس پک میزدیم تورگ وبعدش میرفتیم کانون زبان ومن میرفتم کلاس زبان

واسه16تیرسال قبل که یه روز فراموش نشدنی واسه من ومریمو و....اس

واسه اون روزای تابستون که من وهانا وصدف پشت سرهم داستان آپ میکردیم

یادش بخیر

واسه اون روزایی که قبل از کلاس ادبیات تو نوبهار بابچه ها ول بودیم وهمیشه نیم ساعت دیر میرسیدیم به کلاس وآقای بیتا به شوخی وکنایه ازمون گلگی میکرد

واسه اون روزایی که آقای بییتا به من میگفت شایسته بجای ستایش

واسه اون روز که توکلاس ادبیات کلی باهم عکس گرفتیم که هنوزم اون عکسا به دستمون نرسیده چون توگوشی هاناس:)دی

واسه روز معلم که مدرسه رو گذاشتیم رو سرمون وهردفه بااومدن نورایی یه ضدحال جانانه میخوردیم وآخرسر نادیا وفلشش لو رفت اما من لو نرفتم(آخه اصولا من حرفه ایم وهمیشه ازاین چیزا همرامه اما هیچوقت گیرنیوفتادم:)دی

دلم واسه مهرزادم تنگولیده اصلا ازش خبرندارم:(:(:(

اهه اهه دلم خیلی پره بااین چیزا خالی نمیشم فقط وقتی اینجامینویسم یه خورده سبک میشم

دارم مذخرف ترین ومسخره ترین تابستون زندگیمو پشت سرمیذارم:(اه اه ایییییییییییییییییییش

2ماهه که به اتاقم دست نزدم درحدی شلوغه که اصلا پاتوش نمیذارم........

آخه حوصله ندارم.همه لباسام به غیراز لباسای مهمونیم پخش زمینن.......کتابامو که دیگه وللش!!همه ی مانتوهام و شال هام هم روتختم ولو هستن...شبامیرم اون یکی اتاق میخوابم مامانم میگه آخرش این اتاق رو هم مثه اتاق خودت میکنی:)دی

امروز12تابستنی خوردم فک کنم اضافه وزن پیداکردم:(

دی زیادی حرف زدم باس برم:)

شب خوش^ــــ^

 خیلی روزای بدیه پر از نامردی پر از دروغ پر از خیـــانت...


دیگه از این همه نامردی و دروغ و خیــــانت خسته شدم...

دنیا فقط داره دوره خودش میچرخه بدون اینکه کسی به خواستش برسه

بعضیا میگن دنیا با همه ی بدیش بازم خوبه ولی نه...

آخه اونایی که میگن دنیا خوبه

منظورشون کدوم قسمتشه؟

عذابــش؟

خیانتــش؟

یا اینکــــــــــه دروغش؟

اونایی که اینو میگن یا خیلی دروغ میگـــن یا احساس ندارن...

میگن زندگی بدون عشق هیچه...

ولی بعضی عشقا هستن که اگه تو زندگی باشن باعث میشن که زندگی هیـــچ بشه و آدم رو به نیستی بکشه...

زندگی چه با عشق چه بی عشق میگـــذره...

کسی خوشبخته که عاشـــــق نشه اگرم شد عشـــــــقش ارزش داشـــته باشه...

زندگی فقط یه دروغـــه...

یه دروغ بزرگــــ...

دوســ ـشـــ دارم

دوســ ـشـــ دارم ولــ ـی مـ ــی تـ ــرسـ ــم بــ ـهــ ـش بـ ــگـ ــم.

مــ ـی تــ ـرسـ ــم بـ ــگــ ـم و بــ ـگــ ـویــ ـد مـ ــرســ ـی.
 
بــ ـگــ ـویــ ـد مـ ــمنـ ــونـــ.

یـ ــا هـ ــر چــ ـیـ ــزی بــ ـگـ ــویـ ــد بـ ــجــ ـز :

مـ ــنـــ هـ ــم دوسِتتـــ دارمـــ........

 

عــــــــــشــــــــــق چــــــیــــــســــــتــــــ....

پــــــــــرســــــــــیــــــــــدم عــــــــــشــــــــــق چــــــــــیــــــــــســــــــــتــــــــــ ؟

گــــــــــفــــــــــتــــــــــ :

آتــــــــــشــــــــــ اســــــــــتــــــــــ.

گــــــــــفــــــــــتــــــــــمـــ مــــــــــگــــــــــر آنـــــ را دیــــــــــده ایـــــــ ؟

 گــــــــــفــــــــــتــــــــــ :

نــــــــــه در آنــــــ ســــــــــوخــــــــــتــــــــــه امــــــ

 

خـ ــــیــــ ـلــ ـــی دلـــ ــم گـــــرفـــ ــتـــ ــه

ســ ـــلام......

ســ ـــلامــ ـــی از تــ ـــه دل گــ ـــرفـــ ــتـــ ــم......

خــ ـــیــ ـــلـــ ــی دلــ ـــم گـــ ــرفــ ـــتـــ ــه......

نــ ـــمــــ ـیــــ ـدونــ ـــم دارم چــ ـــیـــ ــکـــ ــار مــ ـــیــ ـــکــ ـــنــــ ـم.....

نـــ ــمـــ ــیـــ ــدونـــ ــم بــ ـــایـــ ــد چـــ ــیـــ ــکـــ ــار بــــ ـکــ ـــنــ ـــم.......

دیــ ـــگـــ ــه خــــ ـســـ ــتـــ ــه شــــ ـدم از ایــ ـــن زنـــ ــدگـــ ــی مسـ ــــخــــ ـره.........

نــ ـــمــــ ـیــ ـــخــ ـــوام.....

تـ ــــو دوراهــ ـــی گــ ـــیــ ـــر کـــ ــردم.....

کـــ ــسـ ــــی کـــ ــه عــ ـــاشــ ـــقــ ـــشــ ـــمـــ ــو بـــ ــایـــ ــد ول کـــ ــنــــ ـم.......

نــ ـــمـــ ــیــ ـــتـــ ــونــــ ـم فــ ـــرامــ ـــوشــ ـــش کـــ ــنــــ ـم.......

هــ ـــمــــ ـه مـــ ــیــــ ـگـــ ــن فــ ـــرامـــ ــوشــ ـــش کــــ ـن.....

هـ ــــیـــ ــچــــ ـکـــ ــســـ ــی درکــ ـــم نـــ ــمــــ ـیــ ـــکــ ـــنـــ ــه......

ایـــــ  کـــ ــاش مــ ـــیـــ ــشـ ــــد از ایـــ ــن وضـــ ــع خــــ ـلاصـــــ بــ ـــشـــ ــم.......

نـــ ــمیـــ ــتــ ـــونــــ ـمـــــ......

خـ ــــیــــ ـلــ ـــی دلـــ ــم گـــــرفـــ ــتـــ ــه.......

مــ ـــیـ ــــخــ ـــوامــ رو شـــ ــونـــ ــش گــ ـــریــ ـــه کـ ــــنــ ـــمـــ......

مـ ــــیـــ ــخـــ ــوام بـ ــــفــ ـــهـــ ــمـــ ــه کـــ ــه بـــ ــراشـــــ.......

واقـــ ــعـــ ــا خــ ـــســ ـــتـــ ــم......

واقـــ ـــــــعــ ـــا......

بـــ ــرام دعــ ـــا کـــ ــنــ ـــیـــ ــن.........

خدای من!

چه لذت بخش است گذر نسیم یاد تو بر دلها

و چه زیباست پرواز پرنده خاطره تو بر قلب ها

 و چه شیرین است پیمودن اندیشه در جاده ی غیب ها بسوی تو

چه روح می بخشد گام زدن در مسیر عرفان تو

و چه جان می دهد ایمان به غیب تو

خدای من!

 محبوب من!

 چه خوش است طعم عشق تو

 چه شوق آفرین است نگاه عاشقانه تو

 چه تکان دهنده است توجه مهرآمیز تو

چه شیرین است زندگی در کنارتو و در زیر سایه لطف تو

چه لذت بخش است:

"گرمای دست نوازش تو"

دل چـــ ـــ ــوب......

برســــ ــر ـمزرعــــه ی ـســـــ ـــبز ـفــــ ـــلک.....

ـباغــــ ـــبانــ ــی به مترســ ـــک ـمیـــ ـــگفــــ ـــت:

دل ـتو چــــ ـــوبــــ ـــیـــــ ــن اســــ ــــت.....

وندانــــســــ ــــت کــ ــهـ زخـــ‌ ـــ ـــ ـــ ــم زبـــ‌ ــان......

دل چـــ ـــوب راهــــ ـــم میــــ ــشــــ ــــکــــ ــنـــ ــد....                                                                     

رفـــتــــــن

از قــــــبل هم باید حدس مـــــی زدم می روی

“رفـــــــتنــــ ” همیشہ

حتی در دستور زبان فارســـی

“لــــــازمـــ” است…
 
زوزه بـــاد را می شنـــوی؟

حـــادثه نزدیکــــــ است…

دارم می رســـم … منزل آخـــر را می گویـــمـــ .

پـــای آن کـــوه بلنـــد … پشـــت آن پرچـــین هـــا .

لبــــ جویـــی شایـــد … سایـــه نارون و ســـکوتی آبـــی … و چه زیباسـتـــ به تـــو پیوســـتن .

 

سلام خوبین؟06300000

ببخشید یه مدتی نبودم دلم براتون تنگیده بود....21200000

تبریک میگم عزیزم ستایش جونم.....12800000

اینقدر جوش حالم که اومدی تیزهوشان پیش خودم...۴ سال دوباره با همیم...آخ جوووون...

فقط کاش دوباره تو یه کلاس باشیم....... تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

تو این مدت که نبودم میبینم ستی فعال بودها.....

گفتم:خدایا از همه دلگیرم

گفت:حتی از من؟

 گفتم:خدایا دلم را ربودند،

 گفت:پیش از من؟

گفتم:خدایا چقدر دوری؟

گفت:تو یا من؟

گفتم:خدایا کمک خواستم،

گفت:از غیر من؟

گفتم:خدایا دوستت دارم،

گفت:بیش از من؟

 تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

زندگی مانند نوشــــتن مشـــــق استــ.

یک خودکار داری و یک سرمشق و برگی به نام تک برگ صفحه ی گیتی

اگر بخواهی از سرمشق بنویسی که هیچ

اما اگر میخواهی خودت از خودت بنویسی

باید حواست باشد که وسطای کارت جوهر خودکارت تمام نشود

طوری ننویس که اخر کار اخر صفحه ی گیتی جایی برای نوشتن پایان نداشته باشی!!

هاناجــــــونــــــــــ خــــــــدایــــــــ نــکــــــــردهـــ یهـــ مــوقــعـــ آپـــ نکــــنیــــ؟؟؟؟!!!!!(•̪●) 

 

جییییییییییییییییییییییییغ جیییییییییییییغ قرررررررررر قرررررررررررررررر دسسسسسسسست دسسسسسسسسسسست دافا قررررررررررررررررررر تیزهوشان قبول شدممتحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ 

 تاینی (تینا)هم قبولیییییید خودم بش گفتم طفلکی خبرنداشت کلی خر ذوق شد 

رنگ ماه تولد

متولدین فروردین:قرمز


رنگ قرمز باعث شده تا متولدين فروردين بيشتر عصباني شوند، ولي به محض آن كه آتش خشم آن‌ها خاموش شود، به سرعت تبديل به آدم‌هايي شاد و بانشاط مي‌شوند.
متولدين فروردين افرادي بلند پرواز، مصمم و با اراده هستند و از توجه بيش از حد به احساسات خوششان نمي‌آيد. هيچ كس نمي تواند مانند متوليدن فروردين قاطع و خشن باشد، ولي از طرفي، كمتر كسي معصوميت و عاطفه آن ها را دارد.
آن ها هرگز تحمل شكست را ندارند و درباره‌ي نتيجه‌ي نهايي هر چيزي، از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال، بسيار خوش بين هستند. آن ها از رقابت خوششان مي‌آيد و خيلي ماهرانه با افكار و نظرات خود، ديگران را به مبارزه مي‌طلبند. مخالفت ديگران، موانع و مشكلات براي آن ها سرگرم كننده و نشا‌ط آور است و از آن لذت مي‌برند و هيچ گاه منتظر موفقيت نمي‌شينند، بلكه با شتاب به سوي آن مي‌دوند و به همين دليل كمتر به ديگران وابسته اند.
 


متولدين ارديبهشت : صورتي

متولدين ارديبهشت به ندرت نگران مي‌شوند. هنگامي كه كارها مطابق خواست آن ها انجام نمي‌شود ، اخم مي‌كنند ، اما عصباني نمي‌شوند. خويشتن داري و صبر از صفات ذتي آن‌هاست و به خاطر همين خصوصيات ، كارهاي خود را خيلي راحت انجام مي‌دهند و هيچ چيز نمي‌تواند مانع رسيدن آن ها به هدفشان شود.
متولدين ارديبهشت نسبت به خانواده و دوستان خود بسيار وفادار و صادق هستند. هم چنين در شجاعت و دلاوري رتبه‌ي اول را دارند ، زيرا هيچ كس مثل آن ها نمي تواند اين همه از خود مقاومت نشان دهد. متولدين ارديبهشت ممكن است لجوج و سمج به نظر بيايند ، ولي بردباري و صبر اين افراد مثال زدني است.


متولدين خرداد : نقره‌اي


رنگ نقره‌اي متولدين خرداد را به افرادي دلسوز ، مهربان ، خون گرم ، صادق و دلپذير تبديل كرده است. اين افراد از كارهاي يكنواخت و تكراري بدشان مي‌آيد ؛ كارهاي روزمره باعث مي‌شود كه فكر كنند هم چون پرنده‌اي در قفس اسير شده‌اند. هم چنين آن ها ذاتا بي قرارند و همواره به دنبال هيجان و تغيير و تنوع در زندگي خود هستند. اين افراد اگر در جايي ثابت بمانند ، افسرده مي‌شوند. اين افراد با مهارت‌هاي ذاتي خويش ، چنان ذهن مخاطب را درگير مسائل مختلف مي‌كنند كه فرد متوجه تغيير مسير ذهنش نمي‌شود.


متولدين تير : خاكستري

تيرگي رنگ دروني متولدين تير باعث مي‌شود كه گاهي اوقات بد اخلاق شوند. برخي مواقع اگر كسي از آن ها ساعت بپرسد ، با اخم جواب مي‌دهند و در مقابل درخواست ديگران با عصبانيت رفتار مي‌كنند. بايد توجه داشته باشيد كه اين حالت آن ها موقتي و رودگذ است و فورا به همان آدم دل نشين هميشگي تبديل مي‌شوند. متولدين تير تخيلي قوي دارند و مي‌توانند آن را به خوبي تحت كنترل درآورند. اين افراد فورا متوجه حالات دروني خود و ديگران مي‌شون و اين حالات را در حافظه قوي خود ثبت مي‌كنند.


متولدين مرداد : طلايي


متولدين شهريور : نارنجي

نخستين موضوعي كه در مورد متولدين شهريور جلب توحه مي‌كند ، اين است كه آن‌ها طوري رفتار مي‌كنند كه انگار مسئله مهمي در ذهن خود دارند و در تلاش‌اند كه آن را حل كنند.گاهي اوقات احساس مبهمي به آن ها دست مي‌دهد كه انگار از چيزي نگران هستند. اين احتمال واقعا وجود دارد ، زيرا نگراني براي آن‌ها كاملا طبيعي است.اين افراد هميشه با لبخند خود ، مشكلات بزرگ را مخفي مي‌كنند. متولدين شهريور ، انسان‌هايي كمال گرا هستند كه مي خواهند به بالاترين نقطه‌ي پيشرفت برسند و براي رسيدن به اهداف و برنامه‌هايشان بيشتر از شركت در مهماني‌ها و محافل اجتماعي اهميت مي‌دهند.



متولدين مهر : آبي

متولدين مهر ذاتا هنرمند هستند و از نور و موسيقي ملايم به شدت لذت مي‌برند. آرامش و هماهنگي در امور بر سلامتي متولد مهر تاثيري معجزه‌آسايي دارد. افراد وقتي بيمار مي‌شوند بايد به محيطي عاطفي بروند و كتاب هاي جذاب بخوانند تا زودتر درمان شوند ، زيرا اين رفتارها اثر فوق‌العاده‌اي بر سرعت بهبودي آن‌ها مي‌گذارد.
متولدين مهر هنگام گفتو گو با ديگران ، ابتدا تا جايي كه مي‌توانند حرف مي‌زنند سپس مشتاقانه به حرف‌هاي طرف مقابل گوش مي‌دهند
.آن‌ها در دعواهاي ديگران هميشه نقش صلح دهنده را بر عهده دارند و اوضاع را به خوبي آرام كرده و صلح و صفا برقرار مي‌نمايند.


متولدين آبان : سفيد

اگر از يك متولد آبان بپرسيد كه آيا مي‌تواند به شما كمك كند ، او به راحتي پاسخ مي‌دهد : بله يا خير. بنابراين اگر آد حساس و رودرنجي هستيد ، از او در هيچ موردي نظر خواهي نكنيد ، زيرا او هر حقيقتي را رك و راست مي‌گويد.
متولد آبان اصلا اهل تملق‌گويي و چاپلوسي نيست ، يعني شخصيت خود را بالاتر از آن مي‌داند كه دست به چنين كاري بزند. بنابراين اگر در مواردي از شما تعريف كرد ، يقين داشته باشيد كه از صميم قلب بيان كرده سات : بنابراين ارزش آن تعريف را بدانيد.


 متولدين آذر : بنفش

متولدين آذر اغلب اوقات شاد و خون گرم هستند ، ولي اگر صميميت آن ها سوء استفاده شود ، عصباني مي‌شوند.
اعتراض عليه قوانين و مقررات دست و پا گير در ميان متولدين آذر بسيار شايع است. آن‌ها هرگز از دعوا و درگيري فرار نمي‌كنند و از كسي كمك نمي‌خواهند
.
متولدين آذر هرگز تحمل ندارند كه كسي آن‌ها را به دروغگويي متهم كند. يك اتهام غير منصفانه و بي مورد ممكن است آن‌ها را به شدت عصباني كند
.
اين افراد ابتدا دست به عمل مي‌زنند و بعد به نتايج كارشان فكر مي‌كنند
.

متولدين دي : قهوه‌اي

متولد دي فردي عمل‌گرا است. او نيازي به خودنمايي ندارد و ترجيح مي‌دهد كه ديگران در صحنه حضور داشته باشند و او به عنوان فردي حامي و مقتدر ، در پشت صحنه از آن‌ها حمايت كند.
متولد دي ، بلند پروازي و جاه‌طلبي بسيار زيادي دارد و گاهي نمي‌تواند آن را مخفي كند
.
به ياد داشته باشيد كه متولد دي هميشه طوري رفتار مي‌كند كه فكر مي‌كنيد مانند پر ، نرم و بي‌آزار است اما در حقيقت ماند ميخ محكم و كوبنده است
.

متولدین بهمن:زرد

متولدين بهمن تركيبي از خونسردي ، عمل‌گرايي و بي ثباتي هستند. آن‌ها به راحتي با ديگران هم‌دلي
مي‌كنند و فقط با چند كلمه صحبت ، مي‌توانند اضطراب آن‌ها را كم كنند و به آن‌ها آرامش بدهند كه اين به خاطر اعصاب قوي و پر توان آن‌هاست.متولدين بهمن معمولا افرادي گوشه‌گير و تنها هستند و با اين كه دوستان زيادي در اطراف خود دارند ، ولي دوست صميمي و نزديك چنداني ندارند.

 متولدين اسفند : سبز

متولدين اسفند تحت تاثير فطرت بخشنده‌ي رنگ سبز ، به دور از هر نوع حرص و طمع هستند. شخصيت دلپذير ، جذاب و در عين حال تنبل متولدين اسفند ديگران را تحت تاثير قرار مي‌دهد.اين افراد نسبت به قوانين و مقرات محدود كننده ، بي اعتنا هستند و به توهين‌ها ، تهمت‌ها و نظرات مخالف ديگران توجه نمي‌كنند.آن‌ها دوست دارند كه بتوانند در هر زماني ، آزادانه خيال پردازي كنند و طبق علايق و نيازهاي خود زندگي كنند.متولدين اسفند به ندرت عكس العمل شديدي از خود نشان مي‌دهند. البته فكر نكنيد كه آن‌ها افراد بي خيالي هستند ، زيرا زماني كه احساساتشان جريحه‌دار شود ، با زيركي خاص خود نيش و كنايه مي‌زنند و طرف مقابل را مسخره مي‌كنند

گروه اینترنتی مرداب | www.Mordab-Group.Ir
خب من متولد ماه بهمنم هانا هم متولد شهریوره......

چرا اینطوری شد...؟؟

بچه ها من دوست دارم به خاطر دوستام برم نمونه...

ولی مامانم نمیذاره.......

همه دوستام رفتن اونجا...

تینا...ستایش...

تو تیزهوشان هم دوستام هستن ولی واقعا از دوستای صمیمیم جدا شدم...

شبی که فرداش تیزهوشان داشتم  خیلی گریه کردم...

چون میدونستم از دوستام قراره جدا بشم...ولی نه اینطوری که همه بچه ها برن نمونه و.........

واقعا کسایی که به خاطر یه تیزهوشان قبول شدن دوستای قبلیشونو کنار زدن واقعا براشون متاسفم....

کسی که با یه قبول شدن آزمون خودشو گم میکنه.....

نمیگم که کم تلاش نکرده برای قبول شدن.....ولی کنار زدن دوستایی که سه سال باهاشون بودی.....

ولی واقعا کسایی بودن که خیلی تلاش کردن و تیزهوشان قبول نشدن....مثل ستی و تینا....

کاش امسالم باهم بودیم.........

همه بهم میگن که خوشحال باشم....

نه که خوشحال نباشم ولی اینکه از دوستام جدا شدم برام خیلی سخته.....

خیلی سختمه که دبیرستان رو با یه دوستای دیگه شروع کنم.........

خیلی.........

این روزا.......

این حق من نبود........

این نتیجه واقعا حق من نبود............

این چند روز کارم شده گریه کردن............

کی میدونه؟؟؟.....

امشب بامامان وبابام رفته بودیم کافی شاپ آریانا........

دوست مامانم خانوم حسینی هم اونجا بود.......

باخونوادش اومده بود.......

دخترش سال دومه راهنماییه مدرسه تیزهوشانه........

وقتی مارو دید اومد جلو وبعد از سلام واحوال پرسی گفت تبریک میگم ستایش ایشالا موفق باشی وشاهد موفقیتت تو کنکور باشیم.......

منم خودمو شاد جلوه دادم و به زور به لبخند زدم وگفتم ممنون.....

لعنتی واسه چی درد منو بیشتر میکنی؟؟؟4روزه که دارم تو خودم میریزم اما تبریک گفتن اطرافیان واسه قبول شدن تو مدرسه نمونه دردمو بیشتر میکرد.......

بعد از اینکه اونا رفتن همون جا زدم زیر گریه.....

واقعا دلم پر بود........

مادرم گفت: ستایش اینجا جای گریه کردنه؟؟بس کن دیگه خسته شدم از دست این بچه بازیات...نمونه هم مدرسه خوبیه تو اگه راست میگی تو اونجا نفر اول باش خوب درس بخون واسه کنکور که بهشون ثابت کنی اونجا حق تو بوده نه حق عتیقه هایی مثه اونا البت نه همشون اونایی که جای تو رو گرفتن.........

بابام گفت ستایش بابا گریه نکن اونا قول یه کلاس بهمون دادن اگه یه کلاس اضافه کنن تو حتما توشی.....اگرم اضافه نکردن به جهنم تو برو نمونه درس بخون...مهم کنکوره........

اما اونا میخوان منو دلداری بدن.........

دیگه از خودم ناامید شدم........

زهرا هم همینطور......از وقتی تیزهوشان قبول شده دیگه یه اس هم نمیده........

اما هانی درکم میکنه......

واقعا دوسش دارم..........

نمیدونم اونم به اندازه ای که من اونو دوست دارم دوسم داره یانه؟؟

اما خب مهم نیس مهم اینه من دوسش دارم........

من همه دوستامو دوست دارم گرچه بعضی از اونا لیاقت دوست داشتن منو ندارن........

ادامه نوشته

منم به اندازه هانی ناراحتم.....شایدم بیشتر

آره هانا تیزهوشان قبول شد ورفت.......

اما من نمونه قبول شدم..........

بیشتربخاطر این ناراحتم که من یک سال زحمت کشیدم که سال بعد باهانی تو تیزهوشان باشیم.......

هنوزم باورم نمیشه آخه خدایی من خیلی درس خوندم......

من آدم حسودی نیستم اما چشمم میوفته به بعضی از قبول شده ها که میخوام سرمو بکوبم تو دیوار......

یکی مثه کیانا سیبیلو یا سارا خنگول یا مژده دماغ کج اصلا حقشون تیزهوشان نبود........

الان همه دوستام بم اس میدن که ستایش تو چرا قبول نشدی؟؟؟واقعا چرا؟؟؟

خلاصه دارم آتیش میگیرم.......

حالا اعتراض دادم اونا با افزایش یه کلاس موافقت کردن ولی مدیر تیزهوشان قبول نمیکنه میگه جا نداریم.....

حالا همینجوری مونده.......

دعا کنید درست شه.......

خیلی ناراحتم...

سلام بچه ها...

خوبین...؟؟

چه خبر...؟؟؟

یه اتفاق بدی افتاده...

برین ادامه تا براتون بگم...

ادامه نوشته

today

وایییییییییییییییی چقدر خسته شدم.......

یعنی به معنای واقعی جونم درومد............

هاناهم از من بدتر.......

دیشب قرار گذاشتیم که امروز باهم بریم بادی پامپ.....

هانا خانوم به من گفتن که این ورزشم مثه هیپاپه وبارقص همراهه.......

صبح ساعت9ازخواب بیداریدم فک کردم کسی خونه نیست تلفنو برداشتم که پدرم بزنگم بگم کوشی من نیم ساعت دیگه کلاس دارم که دیدم از تو بالکن صدای تق وپوق میاد.....

رفتم ببینم کیه تا پرده رو زده کنار دیدم بابام رو بالکنه وداره رو باربکیو جیگر کباب میکنه......

چنان جیغی کشیدم نگووووووووو ونپرس......

آخه اصلا انتظار نداشتم که بابام رو بالکن باشه........

هیچی اونم خشکش زده بود که من چرا جیییییییییییییغ کشیدم..........

وقتی که به خودمون اومدیم کلی خندیدیم.......

خلاصه جیگرخوردیم(مامانیم خونه نبود واسه همین کلی زیاده روی کردیم)

ساعت9:15از خونه زدم بیرون و9:30اونجا بودم....

هانا هم بامادرش تازه اومده بود......

خلاصه رفتیم سرتمرین.....

وووووووی چه تمرینای سختی!!هانا به مسخره میگفت ماهم ازاینا بلدیما!!!!

به معنای واقعی بابام درومد........

به قول هانا شدیم مثه این خر بارکشا هست که کلی ازشون کارمیکشن وآخرسرمیفتن یه گوشه عر عر کردن!!!!!!

اهه اهه من رقص دوکس دالم اونجایی که مامیریم هیپاپ نداره ایروبیکشم پرشده!!!گریههههههههه

بعداز کلاس ما نی نی کوچمولو ها ایروبیک داشتن!!!وووووووووووی چقدر بامزه بودن باور کنید رامون نمیدادن مگه نه منو وهانی میخواستیم بااونا بیام......

الانم یه زانو دردی دارم نگووووووووو ونپرس......

عصرم قراره باکیمی برم استخر.......

شبم خونه دخترعمم دعوتیم!!

خودتون قضاوت کنید من تاشب چیزی ازم میمونه؟؟؟؟هییییییییییی^ــــ^

 جمعه آزمون تیزهوشان داشتیم.............

دعا کنید قبول شیم..........

بزرگترین آرزومه.......................

دعاکنید سال بعد بادوستای صمیمی وگلم تو یه مدرسه باشم........

خداییش خیلی زحمت کشیدم..............

کارنامه هم گرفتیم............

از نمره هام راضی بودم..............

معدلم شد19/98..........

اما من معدل واسم مهم نیست.........

مهم نتیجه این آزمونه که 10تیرجوابش میاد.......

 

تفسیر عشق

تفسیر عشق

یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

 دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟

من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم

ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت

پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون

عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم

اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه که نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

عشق واقعی هیچوقت نمی میره

این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره

"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

"ولی عشق کامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه"

 

سال دومم.  

خوبين....؟؟؟؟

جريان سال دومو گذاشتم....

بدوييييييين......

ادامه نوشته

سال دوم

سلوووووووووووووووووم

راجب روزای سال دوم نوشتم بپرید ادامه مطلب

ادامه نوشته