چیزی بگو، حرفی بزن، دردی دوا کن!
یا درد مندت را به درمان مبتلا کن!
تو ساکت و خاموشی و من،سخت دلتنگ
اي مهر تو آغاز احساسي دل انگيز
مثل شروع رنگها در فصل پاييز
اي ماني من، خالق الوان ارژنگ!
ای کاش جای اینهمه ساکت نشستن
يا در به روي اينهمه احساس بستن
با واژه هایت می زدی بر جان من چنگ!
چنگي بزن بر جان رنجورم غمينم
سازي بزن از شور خوبم! نازنينم!
ای ساز چنگت پیش گوش من خوش آهنگ!
تصويري از مهر تو در قلبم نشسته
انگار بر ذرات جانم نقش بسته
حسي سراپا عشق، اما پاك و يكرنگ
حالا كه از حس من اگاهي صدا شو
از ساكت و خاموش ماندنها جدا شو
آواز شو در گوشم اي مرغ خوش آهنگ!
#مژده_ژيان
و چند نقــــــد از دوستان سه گاني پرداز :
ابتدا جناب "حسين محمدي.ف"
ضرباهنگ این سه پاره بسیار زیباست .
بند اول مستقیم به مخاطب حس و حال عجیبی می دهد.
تصویر مرغ خوشخوان که لب بر بسته است از درد _و واژه های : پای لنگ و جنگ _ ذهن مخاطب را متوجه بغضی که شاعر دارد می کند .
بند2 این حس و حال را دنبال می کند هم شاعر دلتنگ است و هم مخاطب او
اینجا شاعر حتا درمان را ابتلا می داند.
احساس اندوهی عمیق در بند دو وجود دارد.
وزن سه پاره دارای موجاهنگ و موسیقی زیبایی ست و مخاطب را مشتاق دنبال کردن ماجرا می کند.
بند سه ،شاعر خاطرات زیبایی را با تصویر سازی زیبایی از احساس و رنگ و پاییز و اوج کار_ مانی و ارژنگ _را رقم می زند، هماهنگی زیبای حروف ر_ز_ژ_و گ(گاف)در این بند و معجزه مانی ، دلفریب وبه یاد ماندنی ست
بند 4 در مقایسه با سه بند قبل ضعیف می نماید ارزویی نصیحت گونه و در خواست سرودن از مرغ(یا شاعر یا خواننده یا...) که نا امیدانه درخواست سرزندگی و شادابی را طلب می کند با اینهمه حزن این بند نیز قابل درک است .
بند5 شاعر بازهم ارزوهای گذشته را می طلبد.
_چنگ(ایهام)شور(ایهام) و باز، واژه ی خوش اهنگ تکرار می گردد که گویا عمدا باز در این بند اورده شده و ارزو و اصرار شاعر را بیان می کند
بند6 حالت شعارگونه پیدا کرده و گان سوم :
حسی سراپا عشق،اماپاک و یکرنگ
کمی به این بند اسیب رسانده است
عشق _ سوای عشق هایی کز پی رنگی بود_در واقع، عشق حقیقی همیشه پاک و یکرنگ است
و این بند تکرار گفته شده هاست هرچند با زبانی دیگر .
این بند اگر با نگاهی تازه و اشراقی سروده شده بود و کشف و اتفاق شاعرانه را در خود گنجانده بود کم و کاستی های قبل را پوشش می داد
بند6 بازگفت همان بندهای قبلی ست و شاعر نتوانسته است چیز جدیدی را مطرح کند
مخاطب به سادگی با این سه پاره ارتباط بر قرار می کند و حس خوبی را تجربه می کند حسی که در عین عاشقانه بودن حزن و اندوه ان نیز قابل درک است.شاعر محترم بسیار با احساس و ازدل سروده است
سخنی کز دل براید لاجرم بر دل نشیند
برای شاعر محترم ارزوی شادکامی و موفقیت دارم.
و پاسخ بنده
با سپاس و تشكر از فرصتي كه براي نقد اين سه پاره گذشتيد.
بايد به طور مختصر عرض كنم كه درك شما از حس و حال شاعر دقيقا درست بود از شروع شعر كه با دلتنگي آغاز شده بود و در جريان ان ادامه داشت تا بند 4 كه به نظر شما ضعيفتر بود و بايد عرض كنم اين بند و بند پايايني سه پاره ، به دليل كم بودن تعداد بند ها بعد از اتمام شعر به صورت تلاش دوباره و كاملا كوششي و شايد با احساس كمتري سروده شده
در مورد ضعف سخنم در باره عشق پاك ، بايد اضافه كنم اين عشق وراي عشقهايي كه ميشناسيم شايد به گونه اي حسي شبيه عشق مولانا به شمس بوده كه گفتنش براي شاعر به صورتي كه در ذهن مخاطب بگنجد بسيار براي بنده سخت بود و شما درست ميفرماييد به گونه اي ضعف دارد.
و باز هم سپاس از وقتي كه براي اني نقد ارزشمند گذاشتيد!
و نقد اقاي بهنام عليپور
این سه پاره به نظر بنده با تمام زیبایی ها و حال و هوای عاشقانه ی خوبی که دارد، سه ایراد اساسی و ساختاری دارد که به ترتیب عرض خواهم کرد.
1_ همانطور که سه گانی سرایان و علاقه مندان به سه گانی واقف هستند سه پاره یکی از زیر مجموعه های سه گانی به شمار می رود که در واقع مانند چهارپاره این قابلیت را به شاعر میدهد که با دست باز قلم بگرداند و داستانی را روایت کند.
ولی فرق عمده اش با چهارپاره قوانین مربوط به قالب سرایش و قافیه است که در قالب کلاسیک و نیمایی(به اختیار شاعر) و قافیه ی اختیاری در مصراع "اول و دوم" یا "دوم و سوم" یا "اول و سوم" و یا بی قافیه سروده میشود.
سه پاره ی خانم ژیان نوعی شباهت اساسی با قالب مسمط دارد. به دلیل اینکه در هر بند دو مصراع اول هم قافیه هستند(مثل "رشته" در مسمط) و مصراع سوم همه ی بندها با هم قافیه دارند(مثل "بند" در مصراع آخر هر بخش از یک مسمط).
پس این شکل به نوعی از حال و هوای سه گانی فاصله میگیرد و بیشتر تداعی کننده یک مسمط است(ولی بصورتی که هر بخش سه مصراعی باشد).
2_ این سه پاره از طرفی از حالت روایی و یا حکمت آمیز بودن خارج شده است و حالتی شبیه تغزل دارد و ازاین جهت باز شباهت هایی به غزل دارد و از حال و هوای سه گانی فاصله گرفته است.
3_ زبان این شعر در خیلی از موارد از زبان معیار دور شده است و عباراتی مثل:
"مرغ خوش آهنگ" "دردی دوا کن" "مهر تو" "ساکت و خاموشی" "الوان ارژنگ" "چنگ زدن" و... شعر را از مخاطب امروزی جدا می کند.
و تکرار مداوم واژه ها و عباراتی مثل:
_خوش آهنگ/ دو بار
_خاموش/ دو بار
_مرغ/ دو بار
_چنگ/ سه بار
و
_ساکت/ چهار بار
باعث میشود خواننده و یا شنونده آن لذتی را که باید، از اثر نبرد.
برای سرکار خانم ژیان آرزوی توفیق و سربلندی دارم و عرض پوزش به خاطر نوشتن نقد.
و پاسخ بنده
با تشك از توجه و وقتي كه براي خواندن و نقد سه گاني بنده گذاشتيد
متشكرم كه در قسمت اول نقدر تان تعريف سه پاره را از كتاب بوطيقاي سه گاني را مرقوم فرموديد
و اما مواردي كه با عنوان ايراد از آنها ياد كرديد :
شباهت به مسمط - حالت تغزل گونه- دور بودن از زبان معيار - و... اينها به سليقه ي شاعر در نوع نگارش كلاسيك در بيشتر سروده هاشتن بر ميگردد كه شايد نتوان بر ان عنوان "ايراد " گذاشت در واقع به نظر بننده مخاطبان كلاسيك پسند اين نوع نگارش را به يقين خواهند پذيرفت چون با طبع شاعر ش يكي است.
از محبت و توجه و وقتي كه براي خواندن و نقد سه پاره ي بنده گذاشتيد بسيار ممنونم دوست جوان و سه گاني پردازم!
،(شباهت به مسمط) البته اين كار عمدي صورت گرفته چون شاعر طبق سليقه ي خود كه علاقه مند به فرمهاي كلاسيك است از اين روش براي نوشتن سه پاره استفاده كرده
و به طبع از واژه هايي كلاسيك و حتي ضرب اهنگ غزل گونههم در طول سروده براي هماهنگي بيشتر استفاده شده ( در حقيقت كار سليقه اي بوده و نميتواند ايراد محسوب شود)
💢دیدگاه آقای بهزادگرانمایه طائر:
سه پاره ای مسمط گونه که این قالب هم مورد تایید دکتر فولادی هست و میتوان از آن بعنوان مثلث نیز یاد کرد...پس ایرادی در قالب به نظر بنده وجود ندارد.
حرفی بزن چیزی بگو...این حشو نیست....دقیقا انگار داره با مخاطب حرف میزنه...و این اعجازه برای شعر
هم متکلم هم مخاطب هر دو درد کشیده اند....گنجشک مثل شاخه (که رویش نشسته) و سنگ (که با آن معمولا مورد ضرب قرار میگیره) ساکت شده
در گان دوم چیزی بگو حرفی بزن...دقیقا برعکس اولی...و این بی تابی متکلم رو میرسونه...یعنی در اضطرابه هی میخواد حرفی بشنوه
مبتلا کردن به درمان آشنا زدایی عجیبیه
شروع رنگها در فصل پاییز یک کشف شاعرانه هست واقعا
ای مانی من ! خالق الوان ارژنگ....فوق العاده زیبا و ضربه ای عجیب میزنه
چنگ به جا و دقیق استفاده شده
تصویری از مهر تو بر قلبم نشسته ... این خود تداعی تصاویر زیادی برای مخاطب میتونه باشه ..برای همه مخاطبان
و اینکه هر یک از بند ها مستقلا میتونند سه گانی مستقلی باشن
..................
و یک اشکال
دکتر فولادی فرمودند که وزن سه گانی نباید 4رکنی باشه
و اگر هم گانی بخواد 4 رکنی باشه ، باید فقط یک گان اینطوری باشه
حدالامکان باید کمی ایجاز و کوتاه نویسی رو داشته باشیم

جسارت بنده رو ببخشایید ...
بی نهایت سپاس
لذت بردم
پاسخ من:
بهزاد عزيز ممنونم از نگاه قشنگتون به اين سروده كه حس خودم را در كام شما عزيز ديدم و تشكر از نقد در انتهاي صحبتهاي شما كه براي من مفيد و آموزنده بود.



💢 دیدگاه نسیم محمدجانی :
سلام و درود بسیار به همراهان سه گانیکو
دیدگاه های دوستان را در مورد سه پاره ی زیبای خانم ژیان خواندم و بسیار بهره بردم؛ دوستان هر کدام به نکات بسیارخوب و قابل تاملی اشاره فرمودند که دقت نظرشان جای سپاس و تحسین بسیار دارد .
سه پاره ی روایی زیبایی است و شاعر حس و حالش را با مدادرنگی واژه ها به وضوح تصویر و توصیف نموده که دوستان به خوبی اشاره فرمودند و از تکرار آنها می پرهیزم ؛
اما یک نکته :
خواننده باخواندن مصراع آخر بند اول:
من پای لنگی ام که برگشته است از "جنگ"!
متوجه می شود شعر زبان حال یک «رزمنده» است و منتطر است شاعر که از زبان «رزمنده» سخن می گوید؛ نقبی هم بزند به ماجراهای جنگیدنش و چیزهایی که دیده و شنیده و... در جنگ؛ اما تا پایان شعر این انتطار به پایان نمی رسد و فقط توصیف مکررحس و حال فعلی شاعر را می خواند.( البته جنگ در مصاف باهر نوع دشمنی از انسان یک رزمنده می سازد.)
برای شاعر این سه پارۀ زیبا و همه ی شما خوبان توفیقات روزافزون آرزومندم.
درود و تشكر مريم بانوي عزيز از ايجاد فضايي ادبي براي نقد و نظر و تبادل نگاه دوستان سه گاني پرداز !
و تشكر از نگاهتان به اين سروده
پايده باشيد به مهر http://seganisara.blogfa.com/