جمله...؟

 

اگه یه خودکار داشتی که اندازه یه جمله جوهر داشت چی می نوشتی؟؟


                من:  معتاد کامپیوترمعتاد نیست بخدا ! فقط تنهاست …

تنهایی...

 
کوچیکتر که بودم فکر میکردم تنهایی یعنی وقتایی که هیشکی خونه نیست !

.

.

.
تنهایی با ت شروع می شود …

با هیچ چیز تمام نمی شود !

.

.

.
گاهی آنقدر تنها می شوم که خدا هم به تقدیر می گوید :


کمی مهربانتر باش !

.

.

.
تنهایی یعنی یک نفر خیلی کم است !

.

.

.

تنهایی یعنی آرزوی مرگ کنی تا حتی شده برای تشییع جنازت یه عده دورت جمع بشن …


دنیا...

 
دنیا پر از تباهی است،نه به خاطر وجود آدم های بد،


بلکه به خاطر سکوت آدم های خوب...!



Google Gravity....

 

     توی گوگل این کلمه رو سرچ کن...

 

google gravity


اولین سایتی که میاد رو باز کن،ببین چه اتفاقی می افته


تو جای سرچ یه چیزی بنویس و اینتر کن


 ببین چ اتفاقی میوفته... :)


اگه خوشت اومد مدیونی بر نگردی نظر ندی!!



خدا...



از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد،


خدا گفت: نه!

رها کردن کار توست. تو بايد از آنها دست بکشی.


از خدا خواستم تا شکيبايی ام بخشد،


خدا گفت: نه!


شکيبايی زاده رنج و سختی است.


شکيبايی بخشيدنی نيست، به دست آوردنی است.


از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد،


خدا گفت: نه!


من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوری.

از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد،


خدا گفت: نه!


رنج و سختی ، تو را از دنيا دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر می کند.


از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد،


خدا گفت: نه!


بايسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی اما من تو را


هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوی.


من هر چيزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفريند از خدا خواستم و باز گفت: نه.


من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود از هر چيزی لذتی به کف آری.


از خدا خواستم ياری ام دهد تا ديگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند.


و خدا گفت: آه، سرانجام چيزی خواستی تا من اجابت کنم.



يك دقيقه سكوت....


یک دقیقه سکوت


به خاطر تمام آرزوهایی که در حد یک فکر کودکانه باقی ماندند!


به خاطر امید هایی که به نا امیدی مبدل شدند


به خاطر شب هایی که با اندوه سپری کردیم!


به خاطر قلبی که زیر پای کسانی که دوستشان داشتیم له شد!


به خاطر چشمانیکه همیشه بارانی ماندند!


یک دقیقه سکوت!


به احترام کسانی که شادی خود را با ناراحت کردنمان به دست آوردند!


بخاطر صداقت که این روز ها وجودی فراموش شده است!


بخاطر محبت که بیشتر از همه مورد خیانت واقع گردید!


یک دقیقه سکوت به خاطر حرف های نگفته!!


برای احساسی که همواره نادیده گرفته می شد!!

...




وقتی به دنیا اومدی اولین چیزی که گفتی 


چی بود؟



1.ما نخوایم بیایم بیرون کیو باید ببینیم؟


2. دستتو بکش خودم میام بیرون!


3.برید کنار من اومدم!


4.من به نشانی اعتراض سکوت کردم!


5.آی لاو یو پی ام سی


6.دخترم یا پسر؟


7.یا علی!!!


8.از تعجب تا دوسال حرف نزدم


9.من چیزی نگفتم همه گفتن عجب عروسکیه...!


10. من کیم؟ تو کی هستی؟ اینجا کجاست؟

 


11.هیچکدام!



12.یادم نمیاد!



یه معذرت خواهی....

سلام


دوستان گلم ببخشید که ی مدت نیستم!!


امتحانا ک شروع شد دیگه نشد بیام!!


ببخشید!!


ادامه مطلبم حتما بخونین!!


ادامه نوشته

تـــِـجــارتـــــِ درد نـــاکــــ


ایـنـــجـا


فــــــــَـقــــط


واژه مے فـــُـــروشــــیـمـ


و


ســــُـکــوتــــــ مے خـــَـریــمــ


چـــــِ تـــِـجــارتـــــِ درد نـــاکے ســـتـــ ...!!!



فعلا ثابتـــــــــ!


+اول سلام!


+ببخشید ی مدت نبودم!!


+نتم قطع بود!!


+دلم واستون جییییییییز شده!!!


+متنظر نظراتون هستم ها؟؟ً

+فعـــلاً



پُسـت ثـآبِتِــــ....


سَـــــلآم:)


ایـن پُسـت ثـآبِتِــه:)



هَـر کـی ایـنو میخــونِه بـی زَحَمَـت نَظَرِشـو بِگِـه:D



ایـن پُسـت وآسـه ی "فـ ـآنتِـ ـزی" هـآست:D


هَـرکـی فـآنتِزیه خـودِشـو بِـگِـه مَن هَر چَنـد وَقـت یـه بآر تـو اِدآمِه


فـآنتِزی هـارو میـذآرَم:)


اَوَلیـن فـآنتِزی رو خـودَم میـگَم شُـمآ هَم حَتمـاً بِگیــن هَـر چَنـدتآ


و هَـر وَقـت بـه فِکـرِتـون رِسیـد:)


مَنتَظِـرِ فـآنتِـزی هـآتـون هَستَمـآ:)


اِدآمِـه یِ فـ ـآنتِـزی هـآ=>

 

ادامه نوشته

خدای مهربان...


سرمشق های آب بابا  یادمان رفت،


رسم نوشتن با قلم ها یادمان رفت،


 شعر خدای مهربان را حفظ کردیم


اما خدای مهربان هم یادمان رفت!!