بعد از مدتها تصميم گرفتم باز سوالي را مطرح كنم
همانطور كه همه مي دانيم يكي از علل تشديد مجازات ها علل شخصي مي باشد. مثلا ماده 527 ق.م.ا تعزيرات چنين بيان مي دارد : « هركس
مدارك اشتغال به تحصيل يا فارغ التحصيلي يا تاييديه يا ريز نمرات تحصيلي دانشگاهها
و موسسات آموزش عالي و تحقيقاتي داخل يا خارج از كشور يا ارزشنامه هاي تحصيلات خارجي
را جعل كند يا با علم به جعلي بودن آن را مورد استفاده قرار دهد علاوه بر جبران خسارت
، به حبس از يك تا سه سال محكوم خواهد شد .
در
صورتي كه مرتكب ، يكي از كاركنان وزاتخانه ها يا سازمانها و موسسات وابسته به دولت
يا شهرداريها يا نهادهاي انقلاب اسلامي باشد يا به نحوي از انحاء در جعل يا استفاده
از مدارك واوراق جعلي شركت داشته باشد به حداكثر مجازات محكوم مي گردد .»
يا قسمت اول ماده 3 ق.ت.م.م.ا.ا.ك كه بيان مي دارد : « ... در صورتي كه قيمت مال يا وجه مأخوذ بيش از بيست هزار ريال نباشد به انفصال موقت از
شش ماه تا سه سال و چنانچه مرتكب در مرتبه مدير كل ياهمتراز مدير كل يا بالاتر
باشد به انفصال دائم از مشاغل دولتي محكوم خواهد شد...»
در قسمت آخر ماده 527 ق.م.ا تعزيرات مشاهده مي كنيم كه اگر مرتكبِ جرمِ موضوع ماده 527 يكي از كاركنان وزارتخانه و ... باشد مجازات وي تشديد شده و به حداكثر مجازات محكوم مي شود.
يا در ماده 3 ق.ت.م.م.ا.ا.ك نيز مشاهده مي كنيم كه اگر مرتكب جرم در مرتبه همطراز با مدير كل باشد مجازات وي شديد مي شود و به جاي انفصال موقت به انفصال دائم محكوم مي شود.
اما گاهي مشاهده مي كنيم نه تنها مجازات چنين افرادي تشديد نمي شود بلكه تخفيف هم داده مي شود براي مثال ماده 3 ق.ت.م.م.ا.ا.ك در قسمت ديگر چنين بيام مي دارد كه : « ... در صورتي كه قيمت مال يا وجه مأخوذ بيش از دويست هزار ريال تا يك ميليون ريال باشد
مجازات مرتكب دو تا پنج سال حبس بعلاوه جزاي نقديمعادل قيمت مال يا وجه مأخوذ و
انفصال دائم از خدمات دولتي و تا هفتاد و چهار ضربه شلاق خواهد بود. و چنانچه مرتكب
در مرتبه پايينتر از مديركل يا همطراز آن باشد به جاي انفصال دائم به انفصال موقت
از شش ماه تا سه سال محكوم خواهد شد...»
در اينجا مشاهده مي كنيم علل شخصي نه تنها موجب تشديد مجازات نشده بلكه موجب تخفيف هم گرديده است زيرا در قسمت بالا مشاهده كرديم كه اگر مرتكب همطراز مدير كل باشد به جاي انفصال موقت به انفصال دائم محكوم مي شود اما اينجا همطراز مدير كل به جاي انفصال دائم به انفصال موقت محكوم مي شود كه نوعي تخفيف مجازات محسوب مي گردد.
حال نظر شما چيست؟ به نظر شما علت اينكه قانونگذار در دو قسمت اول ماده 3 ق.ت.م.م.ا.ا.ك همطراز مدير كل بودن را از علل مشدده دانسته اما در دو قسمت آخر آن را از علل مخففه؟
**************************************************
پي نوشت شماره 1
در يك تقسيم بندي ساده افرادي كه ماده 3
ق.ت.م.م.ا.ا.ك شامل آنها مي شود را مي توان به سه گروه تقسيم كرد:
|
گروه
ها
|
ميزان
مجازات
|
|
مرتبه
پايين تر از مدير كل
|
2
تا 5 سال حبس+جزاي نقدي معادل مال ماخوذ + تا 74 ضربه شلاق + انفصال موقت از 6
ماه تا 3 سال
|
|
مرتبه
مدير كل
|
2
تا 5 سال حبس+جزاي نقدي معادل مال ماخوذ + تا 74 ضربه شلاق + انفصال دائم
|
|
مرتبه
همطراز با مدير كل
|
2
تا 5 سال حبس+جزاي نقدي معادل مال ماخوذ + تا 74 ضربه شلاق + انفصال موقت از 6
ماه تا 3 سال
|
**************************************************
پي نوشت شماره 2
منظور از
عبارت « همطراز آن» در ماده 3 ق.ت.م.م.ا.ا.ك همطراز بودن با مدير كل است نه مرتبه
پايين تر از مدير كل؛ چرا كه عنوان مرتبه پايين تر از مدير كل يك عنوان كلي است و
ديگر نياز نيست كه همطراز آن نيز ذكر شود و بنظر من چنين برداشتي اصلا منطقي و
معقول نيست