خ. حسینی/ انگشت وسط/ چتریهام/غیره.
آهنگ گذاشتم رو وبم
برف ببار

تو روح هرکی که/ولش کن
همین. :]
آروم باشم
ناراحت نباشم؛
همیشه همونجوریئم که آدم میخواد نیست.
2014 میلادی
ببینم فردا جور میشه با بچّهها بریم جلفا :-؟
درسته مسلمونایم، اما ما هم کریسمس ـو با بچّهمسیحی ـا جشن میگیریم.
ریاضی یا تجربی؟
جواب میدم نمیدونم.
من استعداد انسانی ندارم؛
من کشش انسانیُ ندارم ـو
قطعاً انسانیبرو نیستم؛
درست.
امّا بدم میاد «انسانی» رو رشته حساب نمیکنن
چرا مامانبزرگ من باید ازم بپرسه
ریاضی یا تجربی؟
و حتّی به روی خودشم نیاره که بله
انسانی و هنر هم رشته هستند.
بهخدا :|
وگرنه برای کسی که بلده بنویسه توصیفش چندان هم سخت نیست.
من ناراحت نشدم-
به شوخی ِ متینه خندیدم
و به حرفِ نگار هیچ واکنشی نشون ندادم.
این به اینمعنی نیست که من جنبهم بالائه یا بالا رفته
چون اگه پارسال همینموقع همونحرفارو بهم میزدن ناراحت میشدم.
بلکه به اینمعنی ـه که من فرقکردم.
چیزایی که تا پارسال برام ارزش بودن الآن ارزش خودشون رو از دست دادن و چیزای دیگه جایگزینشون شدن
و من نسبتبه پارسال روی بعضیچیزا کمتر حسّاسئم؛ مثل همینموضوع.
من سیر طبیعی نوجوانی رو دارم طی میکنم و مثل همهی نوجوون ـای دوروبرم شخصیّتم داره شکل میگیره.
همهی آدما -بلا استثنا- یه اشتباهاتی میکنند تا خودِ واقعیشون رو پیدا کنند.
اونی موفقتره که تعداد و شدّت اشتباهاتش کمتر باشه تا پیداکردنِ خودِ واقعیش.
تابهحال صبح ِ اول صبح وب ـاتونو آپ کردین؟ ;;)
رویابافتن چیز خوبیهها؛ اما تا وقتی که بدونی رویاهات عملیان، ینی میرسی بهشون حالا هرچی هم که سخت باشه. اما رویای غیرممکن بافتن یه عذابه که داری به خودت تحمیل میکنی، وقتی نمیرسی بهش، فککردن بهش و تو ذهنت فیلمساختن و خاطرههای خوب ِ دروغی ساختن یه رنج و عذابه که شاید اونلحظه که داری بهش فک میکنی شیرین باشه اما از خواب که پا میشی [ناتمام]
نقطه ندارن، پایانی نیست براشون
بع-ضی وق-تا
خـوب
خر
می-شه
خستهم؛ بوی بخاری نفتی
تیکتاک تیکتاک تیکتاک