دخترخاله شدم. ;;)

خ. حسینی/ انگشت وسط/ چتری‌هام/غیره.

رمز شماره‌کلاسی‌م ـه.
ادامه نوشته

آهنگ گذاشتم رو وب‌م

صدای اسپیکرا رو بلند کنید تا هِی‌یو ـی ِ پینک‌فلویدجان را بشنوید.

برف ببار

عکس قشنگ شب‌بو رو ببینید و لذّت ببرید. 8)


تو روح هرکی که/ولش کن

من رو تصور کنید با موهای پسرونه؛

همین. :]

آروم باشم

ناراحت نباشم؛

همیشه همون‌جوری‌ئم که آدم می‌خواد نیست.

2014 میلادی

کریسمس‌تون هم مبارک اینا باشه. >> :] <<

ببینم فردا جور می‌شه با بچّه‌ها بریم جلفا :-؟

درسته مسلمون‌ایم، اما ما هم کریسمس ـو با بچّه‌مسیحی ـا جشن می‌گیریم.

مامان‌بزرگم ازم می‌پرسه

ریاضی یا تجربی؟

جواب می‌دم نمی‌دونم.


من استعداد انسانی ندارم؛

من کشش انسانیُ ندارم ـو

قطعاً انسانی‌برو نیستم؛

درست.


امّا بدم میاد «انسانی» رو رشته حساب نمی‌کنن

چرا مامان‌بزرگ من باید ازم بپرسه

ریاضی یا تجربی؟

و حتّی به روی خودشم نیاره که بله

انسانی و هنر هم رشته هستند.


به‌خدا :|

صرفاً یه‌سری حس درهم برهم که "بلدنیستم" چه‌جور توصیف‌شون کنم؛

وگرنه برای کسی که بلده بنویسه توصیف‌ش چندان هم سخت نیست.

وقتی متینه اون حرفُ زد [هرچند که شوخی‌شوخی بود] یا نگار تو روم [جدی] گفت؛

من ناراحت نشدم-

به شوخی ِ متینه خندیدم

و به حرفِ نگار هیچ واکنشی نشون ندادم.


این به این‌معنی نیست که من جنبه‌م بالائه یا بالا رفته

چون اگه پارسال همین‌موقع همون‌حرفارو به‌م می‌زدن ناراحت می‌شدم.

بلکه به این‌معنی ـه که من فرق‌کردم.

چیزایی که تا پارسال برام ارزش بودن الآن ارزش خودشون رو از دست دادن و چیزای دیگه جای‌گزین‌شون شدن

و من نسبت‌به پارسال روی بعضی‌چیزا کم‌تر حسّاس‌ئم؛ مثل همین‌موضوع.


من سیر طبیعی نوجوانی رو دارم طی می‌کنم و مثل همه‌ی نوجوون ـای دوروبرم شخصیّت‌م داره شکل می‌گیره.


همه‌ی آدما -بلا استثنا- یه اشتباهاتی می‌کنند تا خودِ واقعی‌شون رو پیدا کنند.

اونی موفق‌تره که تعداد و شدّت اشتباهات‌ش کم‌تر باشه تا پیداکردنِ خودِ واقعی‌ش.

تابه‌حال صبح ِ اول صبح وب ـاتونو آپ کردین؟ ;;)


رویابافتن چیز خوبیه‌ها؛ اما تا وقتی که بدونی رویاهات عملی‌ان، ینی می‌رسی به‌شون حالا هرچی هم که سخت باشه. اما رویای غیرممکن بافتن یه عذابه که داری به خودت تحمیل می‌کنی، وقتی نمی‌رسی به‌ش، فک‌کردن به‌ش و تو ذهنت فیلم‌ساختن و خاطره‌های خوب ِ دروغی ساختن یه رنج و عذابه که شاید اون‌لحظه که داری به‌ش فک می‌کنی شیرین باشه اما از خواب که پا می‌شی [ناتمام]

نقطه ندارن، پایانی نیست براشون

آ-دَم

بع-ضی وق-تا

خـوب

خر

می-شه

خسته‌م؛ بوی بخاری نفتی

تیک‌تاک تیک‌تاک تیک‌تاک

نمی‌خوام وابسته‌ی ساعت و زمان باشم؛ آیکونِ «آلارم» رو از میان‌بُر های روی صفحه‌ی گوشی‌م حذف کردم و دیروز به دستم ساعت نبستم. و به مراتب احساس بهتری نسبت به روزای دیگه داشتم.