عشق کودکانه

 

یکی دیگر از مشکلات جوانان از آغاز جوانی که گریبانگیر جوانان می شود احساس علاقه شدید و دوست داشتن جنس مخالف در سنین آغازین جوانی و نوجوانی است بدون آنکه بداند چرا و چگونه رفتار کند که آن را عشق کودکانه می نامند.

عشق کودکانه

این عشق و علاقه کودکانه چون با چشمان بسته و رویاهای کودکانه آغاز می شود و شاید تقلید از الگوها و یا تاثیر نوع تربیت خانواده باشد در سن ۱۰ سالگی در کودک آغاز می شود و چون ناآگاهانه است و غرق در رویا بسیار شدیدتر از دوستداشتن های بزرگسالان آگاه است و چون هیچ پشتوانه و وصالی هم ندارد یا در آغاز یا پس از مدتی به نابودی می انجامد و در جوان باعث بروز صدمات شدید فکری و روحی و روانی می شود و تا چندین سال جوان را همراهی کند و به عنوان یک عشق شکست خورده به خود آزاری می انجامد و جاهایی دیده می شود که جوان دست به خودکشی و یا آزار پدر و مادر و یا فرار از خانه می زند و باعث نابودی خود و دیگران می شود.

 

 

خاطره من

 

چند ماه پیش عکس جوانی ۱۷ ساله که آغاز و شروع جوانیش را دیدم که چون دست معشوقه خود را در دست پسری دیگر دیده بود دست به خودکشی زده بود و اینچنین است عشق کودکانه ناآگاه و غرق در رویاهای کودکانه.

 و چنین فاجعه ای جامعه را تحدید می کند و هیچ کس نه چاره اندیشی می کند و نه به یک جوان تنها اهمیت میدهد تا بپرسد که چرا و با همدردی آگاه کند و جوان را با افکاری چون

نمی دانستم - نگفته بودند - نمی فهمیدم - بچه بودن و نادان تنها بگذارند

فرهنگ

فرهنگ

 

هربار از ایران و سرزمین ایرانی و آریایی به میان می آید حرف از تمدن و فرهنگ و ایمان و آبروی چندصدساله به میان می آید ایرانی که سرزمینی محو تمدن و دانش بشری بود و دیگر کشورهای جهان از این فرهنگ و تمدن و دانش بی بهره نبودند و سرزمین ما ایران را به بزرگی یاد می کردند که در جمله ای از وصیت نامه داریوش کبیر می خواندم که خلاصه شرح متن آن اینگونه بود که

مردمان ایران در ۲۸ کشوری که ایران به آنها حکومت می کند قابل احترامند و آنها هم در ایران صاحب احترامند.

و اینک در زمانه ما چه بر سر فرهنگ و تمدن و ایمان و آبروی ما ایرانیان و مسلمان و مصیحیان و یهودیان و زرتشتیان و هر ادیان دیگر در ایران آمده است.

چرا مردمان کشورهای دیگر که علم و فرهنگ و تمدن خود را مدیون گذشته ما هستند و سالهاست ما آنها  را به عنوان دشمنان خود قلمداد می کنیم و از کودکی در گوشمان خوانده اند که مردم دنیا بزرگترین دشمنان ایران هستند به خودشان اجازه می دهند که درباره ایرانمان و مردممان و تمدن مان و اعتقادمان اینگونه توهین آمیز و پست فکر کنند و نظر بدهند و فیلم نامه ای بسازند که از واقعیت به دور است و دیده میشود که مردم کشور خودمان هم از اینگونه فیلم ها و بازی ها استقبال می کنند. واقعا چه بر سر ما و فرهنگ و تمدن ما آمده است.

 

 

نظر مثلا صاحب نظران و مسئولان و استادان خودمان:

 

هروقت تلویزیون یا رادیو درباره مشکلات جامعه و جوانان و خانواده ها صحبت می کنند و یا درباره جامعه و حل مسائل آن به بحث می نشینند به این نتیجه میرسند که باید فرهنگساری کرد یعنی مردم و جوانان ما بی فرهنگند و فرهنگ استفاده از ابزارهای روز و رفتارهای جامعه و رانندگی در خیابان و مدرسه رفتن و خیلی چیزهای دیگر را ندارند ((( یعنی ما بی فرهنگیم))

 

ما بی فرهنگ نیستیم بلکه گذشته پرستیم و فقط به فرهنگ و دانشمندان گذشته مان که دارند از یاد می روند افتخار می کنیم و گذشته گرا نیستیم تا لااقل مثل فرهنگ هزارسال پیشمان رفتار کنیم برای همین است که گذشته مان از آینده مان درخشان تر است یا به عبارتی آینده مان از حال و گذشته مان پست تر و بی فرهنگ تر و عقب مانده تر است و یک چرای بزرگ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

به خداوند

 

من از این دوران که دیگر آبرویی و فرهنگی و تمدنی برای ما باقی نگذاشته اند به خداوند متعال شکایت می کنم که ببین خدا که چگونه پست شده ایم آن هم دربرابر کسانی که وقتی ما بن سینا داشتیم دوران وحشی گری و آدم خاری و آدم کشی کسانی بود که امروز با فرهنگ و دانش و علمشان به ما فخر می فروشند و به فرزندانشان می آموزند که ایرانیان از گذشته بی فرهنگ و بی تمدن بودند و به ما لقب وحشی بودن را می دهند و واقعا چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب یا بد بودن - معتاد یا ورزشکار بودن - خوشحال یا غمگین بودن - دزد و یا صادق بودن - با ایمان یا کافر بودن - ظالم یا مظلوم بودن - کارگر یا دکتر و دانشمند بودن و خیلی کلمات مترادف دیگر که از تاثیر خانواده بر روی انسان بوجود می آید.

 

 

فرزندان بزرگ بخوانند...

 

من بزرگترین فرزند یک خانواده کوچک هستم و بزرگترین فرزندان خانواده های دیگر هم شاید با من هم عقیده باشند که

همیشه سختی ها - غم و غصه ها - افسردگی ها - سرکوفت ها - سرزنش ها - تنهایی ها و گوشه نشینی ها سهم و قسمت فرزند بزرگتر خانواده است. و چقدر مظلومانه و نا آگاهانه با ما رفتار کردند و رفتار می کنند.

چندوقت پیش فکر می کردم که دیگر بزرگ شدم و آن رفتارهای نا.... خانواده ام تمام شده ولی این طور نبود من محکوم بودم به فرزند بزرگتر بودن.

بعضی وقت ها در ناراحتی هایم به این می اندیشم که شاید مرا خدای دیگری خلق کرده که آنقدر متفاوت با من رفتار می کنند و مرا غم ها و غصه های دوران کودکی و نوجوانی در بر می گیرد که چرا نداشتم و چرا اینگونه با من رفتار شد بسیار متفاوت تر از فرزندان دیگر خانواده.

 

 

آنهایی که بغض داشتند بخوانند...

 

تا بحال بغض چقدر گلویتان را بدرد آورده است؟

تا بحال چقدر فهمیدید درد دل کردن دردی از دل دوا نمی کند.

تابحال چندبار در قلبتان گریه کردید و دیگران نشینیدند.

چه کسی درک می کند که پنج سال بغض داشتن یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وقتی خانواده آدم. ما را بی عرضه قلمداد می کنند و وقتی ما را با برادر کوچکتر مقایسه و سرزنش می کنند و نمی دانند این متفاوت بودن ما با برادر کوچکتر از متفاوت برخورد کردن آنها با ماست و نمی دانند که چه تیشه ای بر ریشه دل ریش ما می زنند.

و نمی دانند که چه درد آور است  مرگ آرزوها

 

فقرفکری در پدران و مادران یک خانواده

 

یکی از بررگترین مشکلاتی که کودکان در قنداق تا پیرمرد ها و پیرزن های گوشه نشینی که خاطرات دوران جوانی  خود را مرور می کنند فقر فکری خانواده هایی است ک در آن بزرگ شدند.

 

فقر فکری چیست؟

 

از پدر و مادر  بپرسید که دوست دارند فرزندانشان در آینده چکاره شوند و یا بپرسید که فرزندانشان در این سن نیازمند چیست و یا از فرزندانشان در حال و آینده چه انتظاری دارند و یا بپرسید که چه خواطره بدی از فرزندانشان در ذهن باقی گذاشتند با چگونگی جواب آنها به میزان فقر فکری آنها در خانواده پی خواهید برد.

وقتی پدر اصلا سن دقیق فرزندش را نمی داند و حتی کلاس و مدرسه او را نمی شناسد....

وقتی مادر تمام نیاز فرزند را خوردن همان غذایی که آماده می کند و خوابیدن بی سر و صدا می داند و حوصله توجه به درس فرزند را ندارد...

و بسیار تفکرات و عملکرد های فقیرانه پدر و مادر ها که باعث یک سری ناراحتی ها و افسردگی ها و بیماری ها در کودکان و جوانان و حتی در سنین بالا می گردد.

کودک فکر می کند ...

کودک در کودکی با رفتارهای فقیرانه پدر و مادر خود با مسائل بسیار سرد و بی حوصله رفتار می کند و حق دارد چون در چنین محیط سرد و خوابالوده ایی نمی توان پر نشات و شاد بود.

من کودک چرا با کودکان دیگر فقر دارم؟

چرا گوشه نشینی و تنهایی و افکار رویایی خود را بیشتر از بازی با هم سن های خودم دوست دارم؟

چرا این گوشه نشینی را در من داشتن ادب و آرامش فرض می کنند؟

 

زندگی تو به من می آموزی

زندگی تو به من می آموزی

زندگي مانند شطرنج است

وقتي نمي داني به تو مي آموزند

و وقتي دانستي براي مات كردنت مي كوشند

 

لحظات را گذراندیم برای رسیدن به خوشبختی

 

             اما افسوس خوشبختی همان لحظه هایی بود که گذشت

 

چه خوبست لحظه اي در زندگي از چنگ و دندان روزمرگي زندگي خود خارج شويم و به خود و موقعيت خود و لحظه هايي كه در آن به سر مي بريم بيانديشيم كه ...

واقعا چه هستيم ...

در چه مسيري از اين بزرگراه زندگي كه در آن جرايان داريم هستيم ...

و در اين بزرگراه پر تلاتم زندگي چرا خود را فقط درگير عرض اين جاده مي كنيم

 

بهتر است بيانديشيم اگر اجازه انديشيدن را داشته باشيم

 

بهتر است به مسيري كه در آن قرار گرفتيم يا قرارمان دادند لحظه اي توقف كنيم

 

انسان خودآگاه يا ناخداگاه در مسير زندگي به دنبال كسي يا چيزي و يا جايي مي گردد تا آرامش بگيرد يا

كامل شود و يا جواب قانع كننده اي براي نيازهاي دروني خود پيدا كند ... ولي نمي تواند.

كودك به دنبال صداي قلب مادر در رحم -

به دنبال پستان مادر در ابتدا -

به دنبال مادر در هنگام شروع -

به دنبال دوستان و همبازي در آغاز شناخت -

به دنبال لذات در آغاز غفلت -

به دنبال همسر در آغاز نوجواني

و پايان كودكي -

به دنبال فرزند در آغاز اميد براي پيدا كردن هويت -

به دنبال دانش در آغاز فهم -

به دنبال يك پايان در آغاز يك آغاز -

و اين بار مرگ -

 

و اين ايدعال مكان يا شخص كجاست كه انسان ناخداگاه از آن خبر

دارد ؟ 

کنترل افکار - رفتار - اعتقاد و ...

اگر روزی به این آگاهی برسید که تمام رفتار ها و افکار و عقاید ما را مانند یک رباط و یا یک وسیله بازی کنترل میکنند چه حسی نسبت به خود و اطرافیان خود پیدا می کنید.

به نظر شما . . .

به نظر شما بدترین وسیله ای که اختراع شد و هیچ چیز جز مصیبت و بدبختی را برای انسانها از کودکی تا پیری و مرگ را نداشت چیست ؟ 

وسیله ای که مرا را از ابتدا تحت کنترل بعضی قدرت ها قرار داد و افکار ما را به سمت و سوئی که باب میل خودشان است کشانید.

تا به حال به افرادی که در حال تماشای تلویزیون هستند توجه کرده اید که چگونه مسخ این وسیله شده اند و از قید و بند زمان و مکان غافل شده اند .


منظره ای عجیب و مضحک و ناراحت کننده ایست

شاید بعضی از شما دوستان نسبت به آگاهی و شناختی که دارید و نسبت به موقیتی که شما را دربر گرفته است نظر متفاوت و یا موافقی را داشته باشید ولی این یک حقیقت تلخ است که هر وسیله ای که برای آرامش بشر اختراع می شود تحت کنترل بعضی قدرت ها برای کنترل انسان ها قرار می گیرد تا انسان ها را مانند یک برده مسخ شده تحت کنترل بگیرند.

گربه فضول...

خانواده دست و پا چلفتی...

جراح قلب و تعمیر کار

روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد.


 

تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت:


 

من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می


 

کنم و تعمیر میکنم. در حقیقت من آن را زنده می کنم. حال چطور درامد


 

سالانه ی من یک صدم شماست.


 

جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درامدت ۱۰۰برابر شود


 

اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی

 

هدف..

عشــق يعنـي .....

یه عکس جالب

سلام به همه دوستان


یه عکس جالب دیدم گفتم شما هم ببینین


وای اگه شما جای این دختر بودین چه واکنشی نشون میدادین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

????????????

كاميونداراي اف كي

خواهش مي كنم از همه بچه ها كه جواب بدن


چطور گذشت؟؟؟؟؟

p@risa

 

چرا خوب ؟؟؟؟؟

 

چرا بد؟؟؟؟؟

 

چرا معمولی؟؟؟؟

 

منتظر نظراتون هستم.