گل ب پامون بریزید ک اومدیم.........خخخ

خدایا ب امید خودت نع بنده های بی خودت..
 پسران خرابکار و آدمخوار

اینجا وب دوتا داداشه آدمخواره ...

 دوتا داداش که ب اندازه صد نفر آتیش می سوزونن!!!

البته

ایشالا با روحیه دادنای شوما...آتیش ما بیشتر میشه...


ما در نظر داریم مدیر بلاگفا رو هم

ترور کنیم...هرچی باشه ما آدمخواریم 

ولی

بین خودمون بمونه...لدفن

 


 



عاشق همتون منتظر تک تکتون.........

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

                                 

        راستی شعار مارو یادتون نره........................      

    اگه نگیم نخندیم...پیاز میشیم می گندیم


درضمن


نظظظظظظظظظظر


فراموش نشه


!!!

و اکنون

سلام

بعد از مدت ها ....

نمیدونم دیگه از اون دوستای قدیمی ک هر روز به وبمون سر میزدن و همیشه گلایه داشتن که جرا دیر به دیر میاین خبری هست یا نه ...

نمیدونم هرکدوم الان کجان و چیکار میکنن ...

این وبلاگ باعث تجدید خاطرات ماست ...

یادگاری از شیطنت های زمانی که ‍کلی شور و شوق داشتیم

کلی اذیت میکردیم و خوشحال بودیم

زمانی ک زندگی اون روی دیگه ش رو بهمون نشون نداده بود ...

چند سال از اولین باری ک اینجا نوشتیم میگذره

و ما بزرگ شدیم

وقتی قسمت درباره بلاگ رو میخوندم با دیدن نوشته ی سامان یه خنده ی کج نشست رو لبم ...

نوشته هر دو مون دبیرستانی علافیم ...

وای خدا یادش بخیر .. اون روزا

الان دیگه تموم شده و ما دبیرستانی نیستیم

حتی دیگه علافم نیستیم

و تموم شد همه چی ....

ما دو تا بزرگ شدیم و مشکلاتمونم باهامون بزرگ شده ....

اما رشد ما تصاعد حسابی داشت و رشد مشکلاتمون تصاعد هندسی ....

خیلی سریع تر از ما قد کشید ...

همیشه به این وبلاگ سر خواهم زد چون یادآور بهترین دوران زندگی من و داداشمه ...

با وحود همه ی اینا ... هر کجا هستم باشم آسمان مال من است ....

سایمان

تولد اینجانب











دیروز تولدم بود ....


دیگه گفتم بیام اینجا تولدمو ب خودم تبریک بگم

ک عقده تو دلم نمونه فردا پس فردا برم معتاد شم...

والا

و از همینجا از برو بچی ک مرام گذاشتن و تبریک گفتن 

تچکر عمیییق میکنم


تولد تولد تولدم مبارک مبارک مبارک مبارکه مبارک .........






چاکر شما سایمان

روز عشق





























حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی


است که برای نگفتن دارد ...


دکتر علی شریعتی

منم امشب دیگه چیزی نمیگم ...

 چون حرف واسه نگفتن زیاد دارم...



تف بدید تفم ته کشیده...

عاقا تف تو این زمونه 

تف نه ها تففففففففففففففففففففف 

اصن اخ تف تو این زمونه

نمیدونم چ حکمتیه ما رو هر چی انگشت میذاریم ملت جفت پا میان توش

حتی تو این یکیم شانس نداریم فک کن دیگه تا این حد ؟؟!!

ببین آخه :

0.980442001356494200_taknaz_ir.jpg

در ادامه نظر شما را به دیدن چند واقعیت محض از زنگی خودم جلب میکنم:

خخخخخخخخخخخخخخ :)


0dpyie6xd4h22r01wh7.jpg


troll-1.png

jori-k-man-to-ketri-ab-miri.jpg



شک ندارم همه ی اینا درمورد 98% برو بکس ایرانی صدق میکنه.....

موافقید؟

شعر منتشر شده از سامی

امروز سرما خوردم نشسم ت تفکرات عمیق بودم ب ی نتیجه رسیدم.....

ب جون جدم مخم پوکید تا بهش رسیدم...

میدونی ی اژدها رو چیجوری میشه کشت؟؟

کافیه اشخال بندازی تو چشمش...بعد

.
.
.
.
.
.
.
چون ب ی اژدهای دیگه میگه توو چشمم فوت کن....بعدش فوتشون آتیشه کلن کلشون میسوزه...

 ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﻣﯿﺰﺍﺭﻡ ﺑﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺸﻮ ﺑﺒﺮﯾﻦ ...

در ضمن از رو حرفا من کپی نکنین....بعضیا...


اینم شعرم:

من امروز در خانه ام و پر تغال خورم چون پادشان

همی حال کنم بدون سایمان

آن بیچاره فلک زده در انجا

همی جان بر کند چون بی نوایان

به به چ خوش است زندگی 

نبردیم تا این سن چنین لذتی

سایمان نیا ک خونه ارومه 

بیای اینجا همه چی داغونه

هی خورم پرتغال را قاچ قاچ

هی مادر زند بر لپ من ماچ!!!!!!!!!!



 

دچار بی خود ارشی دوگانگی شدم :)))

بهم جدیدا داره ی الهاماتی وارد میشه ......

 طرف سر نمازش با گریه منو از خدا خواسته...

خدایا منو بهش بده خب!!!


:)))))))))


اون روز خسته و کوفته از باشگاه اومدم مثه پشه آفتاب زده ی گوشه کپیدم  تو خواب

 دارم با عشقم آب نبات چوبی میخورم و اهنگ امیددددددددد جهااااااااان گوش میدیم 

اونوخ  مامانم  اومده بالا سرم اینطوری صدام میزنه.....  (باریتم بخونید)

برخیــــــــــــــــــــــــــــز کــه روز محشــــــــــــــــــــــــــــر آمــــــــــد :|

ی لحظه فک کردم قیامت شده....


بعد بچه های مردم هر روز ماماناشون با گلم سنبلم بلبلم پاشو قربونت برم از خواب

 بیدارشون میکنه ....


اینو گفتم اگ دو روز دیگه خودکشی کردم شوماها بدونید دلیلشو..................

 اگ من نصف سنجاب تو عصر یخبندان پشت کار داشتم الان سر معلم شیمی 

رو گذاشته بودم رو تن معلم زیستمون :)))


نسل سوخته :)

عاقا من ک حضرت عباسی بچه بودم از این غلطا میکردم

مگه زمان ما اپل و ایفون بود؟!

بود عایا؟

د ن د نبود دیگه...

تف به این زندگی ... تف ب این روزگار

حالا ک فک میکنم میبینم ما واقعا نسل سوخته ایم...

 باچه چیزای سرگرم میشیم

به بچه های الان بگی با ی نگاه شماتت بار نگات میکنن ک تا ته میسوزی ....

والا :)

آخیییییییییییییییی

ولی خدایی حالش از صد تا بازی و سرگرمی امروزی بیشتر بودا....

موافقید؟

images (30).jpg

نسل سوخته س دیگه 

خخخخخخخخخخخ

36743841044047321366.jpg

10444292026284935345.jpg

6696-0cf0324839c37702643ef8e8aac4ae18-l.jpg

موقع خوابم من ک واقعا اینجوری بودم

خخخخخخخخخخخ

3.jpg

درباره کامنتاتون

میدونی مشکل من  چیه؟؟؟

این که شما منو  نمیفهمی و ی مشت نظر چرت واسم میزارین


بیخیالش....اما ی جمله از من ب شما نصیحت


تا با کفش های کسی راه نرفتی درباره راه رفتنش قضاوت نکن......

 بله اینجوریاس....

من همینم که اینجام هیچ کدوم از رفتارام هم مجازی نیس تو واقعیت هم اینجوریم....

و ب اینی که هسم افتخار میکنم نیازی ندارم ک کسی بهم محبت کنه ....

آره با هر کسی نمی تونم بسازم چون هرکسی واسم آدم نیس.....

کسی که دروغ می گوید با وجدان خود در جنگ است....ژان پل سارتر

توهین ب همه نشه ها...ببخشید اگ یکم تند رفتار کردم....

چاکر همه با مراماششششش

:)

سیییییییییییییییییییییییییییییییییلام

خب بالاخره سامی هم ک اومد...

خدایی با وجودی ک از قیافه نحسش خوشم نمیاد(جدی نگیرید!) ولی نبود اصن حال نداشتم مطلب بذارم

تا میخواستم ی کوفتی بنویسم همه غم و غصه هام یادم میومد 

نظرارو هم ب زور جواب میدادم

درضمن سامی خان :

هوووووووووووووووووووووووووووووی به خودت :)

کاری رو ک گفتی انجام دادم...

حالا یکمم بد دهنی میبخشمت ب هر حال بخشش از بزرگانه............

به جای این حرفا پاشو جوراباتو از رو تلوزیون بردار نا سلامتی 5 شنبه س !

خدایی اتاق ما الان دیدنیه یه لنگه جوراب رو تلوزیون ی لنگه رو شوفاژ

....

پناه میبرم ب خدا از شر این نظم رجیم


ولی خوشم میاد ما هر زری بزنیم و هر غلطی بکنیم تهش داداشیم...


مراحل درس خوندن من تو این یه ماهی ک امتحان داشتیم:

خوابیدن روی جزوه

گرفتن مشکلات و نواقص گل های قالی

جمع کردن آشغال های ریز و درشت اطراف زمین

خاک گیری گوشه های موبایل

گرفتن چندین عکس با گوشی از خودم در حالت های مختلف ژست درس خوندن

اس ام اس بازی با بچه های كلاس که هر کدوم چه قدر درس خوندن

خوندن یادگاری های جزوه که رفقا سرکلاس نوشتن

به فحش کشیدن استاد و فک و فامیل هاش

و در آخر هم خسته شدم و رفتم یه چیزی بخورم...!!

و در نهایت :


91867659037886628804.jpg


حالا تو از بین اینا کدوم مدلیش بودی یا هسی؟؟:)

49405009468087558105.jpg

طلوع سامی...

هووووووووووی سایمان مگه کوووری؟

میلینکی ترتیبشو بهم نریز....

حالا هم درسش نمیکنم تا خودت درس کنی بدو درسش کن 

سلام سلام  خوفین!!!!!!!!!!!!!!!!!!
با تچکر از همه اونایی که احوال داش سامی رو گرفتن همشونو میبوسم...
اوه اوه دخدرا برین عقب چ خبرتونه!!!!
منظورم ب شما نبود که پسرا رو گفتم...
چ دخدرای پرویی شدینا...
دخدرم دخدرای قدیم ...ای بابا ...اسم پسر میاوردی لپشون سرخ میشد
....نچ نچ برین توبه کنین....

خب چ خبرا میبینم عاق سایمانم دارن شو معدل میزارن....
آدم باس با جنبه باشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حالا بیخی....
الان طی ی اقدام شجاعانه می خوام واس همه کامنت بزارم تا همه ذوق مرگ بشن...
آمار تلفات بالا میره!!!

بزا چن تا ازین تفکراتم و کارام تو امتحانای میان ترم و واستون بگم

ک بدجور مخمو ترکونده بود...

الان مخ شما هم ک 100 درصد میپوکه چون گنجایش تفکرات منو نداره :))))



خداییش خیلی حال میده که فامیلیت صالح باشه بعد اسم بچه ات رو بزاری ساحل اونوخت ملت دچار خود درگیری میشن
:))

ﻣﻦ : ﺍﻟﻮﻭ .. ۱۱۰؟

ﭘﻠﯿﺲ : ﺑﻠﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ؟
ﻣﻦ :ﻣﻨﻮ ﺑﺰﻭﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﻥ .
ﭘﻠﯿﺲ : ﺁﺭﻭﻡ ﺑﺎﺷﯿﺪ .. ﺍﻻﻥ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﮐﺠﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ؟
ﻣﻦ : ﻣﺪﺭﺳﻪ






اعتراف می کنم نصف «آره یادم میاد» هایی که گفتم چاخان بوده.
حوصله نداشتم طرف تعریف کنه!

 

تا حالا واستون پیش اومده هر سوالی که تو امتحان بلدی ۰.۵ داره؛

اما سوالی رو که بلد نیستی ۱.۵ نمره کمتر نیست؟




 

 

توی آسانسور بودم دخدر همسایمونم هم سوار شد

اول ساکت بود بعد گفت : چطوری ؟

گفتم : الحمدلله

یه نگاهی به من کرد ، هندزفری شو جابجا کرد !

معلوم شد داره با تلفن حرف می زنه!

هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم :

الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله


اینا بر اساس واقعیت های زندگی من تو امتحانای میان ترم ساخته شدن :)



برین ادامه مطلب چن تا عکس باحال گذاشتم...

ادامه نوشته

خخخخخخخخخخ

سلامممممممممممممممممم

بعد از کلی روز چرت و سگی بالاخره یه خبر خوشم شنیدم 

تا حدودی از ته چاااااااااااااااااااااااااااااااااااااه روزمرگی هام بیرونم آورد

کارنامه هامونو دادن

 19/96

 یکم بی کلاسه معدل آدم تو دبیرستان بیس شه ...نیس؟

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


.

اما

.


.


.

-----------------------------------

اهای برادری ک خصوصی گذاشتی میگی خالی میبندی

عمت خالی میبنده و 7 جد و آبادت.... البته دوستان ببخشنا بعضا باید باتوجه ب سطح شعورشون باهاشون حرفید...

جهت اطلاع شما عکسشو آپلود کردم

جل الخالق!

کافر همه را ب کیش خود پندارد

vq8vn10wwa23t7nrz6.jpg



قتبل توجه بعضیا :

این پست مخاطب خاص داشت...

به خاطر اون گذاشتم

همین

چاکرتون سایمی

دوستای با مرام

من خاک پای او رفیقیم ک تا پست قبلیمو خوند اس داد.... 

چاکرشم ک فک میکنه چون ازم دوره چیزی بهش نگفتم

دادا مخلص مرامتم با مرام  از تو نزدیک تر ب من کیه آخه؟

دیگ این حرفو نزن

جونم فدای ی تار موی تو 

بیخیال ... تو از لبخندای ژکوندم لذت ببر....خنده هام پیشکش لوتی هایی مث تو....

خوشحالم ک تو رو دارم رفیق ...

.

.

.

ولی مرگ من همو دیدیم بیخی چیزی ک خوندی شو

نگیر بهم

اگ گفتنی بود اولین نفری ک میفهمید تو بودی

باور کن


سگ خور

ples3wsg0nwbwp9qb4i.jpg

یادش بخیر شلمچه

آخ ک همیشه چ زود دیر میشه

اینام دست منو سامیه خخخخ

چ رمانتیکم بودیم...

استغفرالله...

.

.

.

.

.

این روزا یکم حالم گرفته س

تو این شرایط حتی گیتار لعنتیمم باهام قهر کرده ....انگار سرما خورده ....صدای مرگ میده.... شایدم گوش من با صدای ملودیام قهره ...نمیدوم ...

درد داره...

درد داره نتونی ب هیشکی بکی چ مرگته...

حتی نزدیکترین دوستات

هههه حتی سامیم باهام قهر کرده

فک کن چ فاجعه ای....

هابیل و قابیل نشیم خوبه...

ولی من باهاش قهر نیسم

یعنی هیچوقت بلد نبودم با سامی قهر کردنو چ باور کنه چ نکنه ...

.

.

.

.

بابا حالم خرابه ... خسته شدم بس لبخند ژکوند الکی زدم

کیه ک درک کنه...

این روزا همه چی داره پاچه مارو میگیره .... ولی خیالی نی ...

لاشه ی شلوارم سگ خور نامردی دنیا


اندرون

جدیدا ب این نتیجه رسیدم ک ب بعضیا  حتما باید گفت مشکل

از 

اندرونته چون ان درونته ....


یعنی نامردیه اگ بهشون اطلاع رسانی نکنی


خو بیچاره ها ی دکتری چیزی برن شاید فرجی شه


(ساری یکم اعصابم خط خطی شده این روزا

از دست همون بعضیا ک گفتم...)

سلام به همه جینگولای خودوم............توروخدا اینقد خود کشی نکنین!!!!

بخدا میدونم دوری از ما براتون خیلی سخته ولی خب چ میشه کرد...زندگی همینه!!!!

بزا اول بعد ازین همه مدت اومد یه چن تا عکس باحال براتون بزارم که اصالت منو

یادتون بیاد!

آپلود عکس , آپلود رایگان"

به افتخار دخدرر پسرای شیراز یه کف مرتب...حسودا دس نمی زننا!!!

زود باش محکم....صداش نیومدا....


اینجا هم دروازه قرآن که عشقه منو سایمان هسسسسسس

در همون اطرافش هتل بزرگ شیراز که اونم گل سر سبد هتلای ایرانه...


اهم اهم ...بیاید اینجا تو رویا فرو نرید ...خودتونم بکشید شیرازی نمیشین......حالا مگه این که من قصد ازدواج کنم و یکی بیاد زنه من بشه!!!!

اوففففف چرا ریختین بهم بابا من قصد ازدواج ندارم بوخودا!!!!

باش باش نوبت به همه میرسه ...

اصن با همتون ازدواج می کنم...

چ قلطی کرد گفتما!!!

ایش بی جنبه ها!!!!


خواسم بگم که......آها دقیقا 26 که امتحانای منو سایمان تموم میشه با

یه مشت خاطرات مزخرف همیشگی برمیگردیم

یعنی اون روز وبمون میترکونه ها همتون باید حضور داشته باشین!!!!!!

میدونم که همتون دیونه خاطراته دیونگی ما دو تا هسین !!!خود شیفته خودتی

البته شاید اونایی که تازه وارد هسن خعلی هنوز باهامون جور نشده باشن.....

که قلط میکنن نشده باشن!

به هر حال 26 دی ! یادتون نره

فعلا عزت زیاد...مچکرم!


حکایت ما

اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین،

عسل و رویا صدا خواهند زند.

اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام

زمینی، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.(البته الفاظ دیگه ای هم هستن ک به 

علت رکیک بودن از گفتنشون معذورم.)

خدایی شما از کدوماشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



بکس تجربی

سلام سلوووووووووووووووم سیلاممممممممممممممممممم سام علیک دوستان عشققققققققق خودم حال شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ احوالتون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خوفید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عاقا جاتون خالی امروز صبح مث بچه های خوب راهی مدرسه شدیم 

بازم مث بچه های خوب  نشسته بودیم و منتظر بودیم کلاش شروع شه 

القصه

با برو بکس کلاس ب این نتیجه رسدیم حال و حوصله ی درسا رو نداریم آخه همشون اختصاصی بودن امروز لامصبا

خلاصه 

معلم زیست با هزار دبدبه و کبکبه وارد کلاس شد و همین ک نشست برو بکس سوت بلبلی زدن جاتون خالی 

معلمه ی نگاه کرد ولی هیچی نگفت شروع کرد ب حضور غیاب همچی ک اولین اسمو خوند برو بکس   مرحمت فرمودن و دوباره سوت زدن معلمه کفری شده بود دیگه بدبخت

اومد درسو شروع کنه دوباره سوت ....

یه صفحه رو با فلاکت درسید خواست صفحه ی دومو شرو کنه ک بازم سووووووووت....

دیگ  معلم زیست گرامی از کوره در رفت و با ی حرکت اکشن پرید تو دفتر و معاون و مدیر رو آورد... 

البت ما منتظر همین بودیم تا  هر طور شده از وقت کلاس بگذره

جاتون خالی کلی بارمون کردن آخرشم گفتن خودتون مث بچه آدم بیاید تعهد بدین و قضیه  تموم شه ولی ما زیر بار نرفتیم ...آخه سخته بخوای تعهد بدی ک دیگه کرم نریزی

به هر حال

مدیره داشت منفجر میشد میگفت اینا دیگ چ جانورایی هستن 

گفت حالا ک تعهد نمیدین و نمیخواین آدم شین کلاستون منحل هیچ دبیری هم سرتون نمیاد دیگه... سر صف هم جلو همه عابروتونو میبریم

خخخخخخخخخخخخخخخخخ

ما رو میگه داشتیم با دممون گردو میشکوندیم  

یه حال اساسی کردیم رفتیم تو حیاط گل گفتیم و گل شنیدیم

بیچاره ها دیدن ما ککمونم نگزیده یه معلمو فرستادن... معلمه اومد گفت میخواین ضامنتون شم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بکس ماه همه یک صداگفتن 

نهههههههههههههههههههههههههههههه

بدبخت کپ کرد 

ضایع شد اساسی 

خلاصه ما امروزو حال کردیم  در حد تیم ملی جاااااااااااااااتون واقعا خالی.................

.

.

.

.

.

.

.

.


چاکرتون سایمان



paths

NEVER WALK ON TRAVELED

 PATHS , BECAUSE THEY ONLY

 LEAD YOU WHERE OTHERS

 HAVE BEEN...

واس خاطر دخترای ایرونی....


فقط بخاطر شما هسا!!!!!




پر از لاكاي رنگارنگ...


رژ لباي پررنگ...


گردنبنداي طلايي..نقره اي...


انگشتر و جواهر


پر از ست كردن دامن با تاپ


ساپورت, ساقاي رنگي رنگي


پر از قراراي دخترونه


دوره همي...


تلفناي 2 ساعته با موضوع مخاطب خاص!!!


گريه كردناي يواشكي زير پتوهاي صورتي


دفترچه خاطرات

قول دادن به هم و اينكه فردا يه روز جديده!


دوردوراي پر شيطنت


پاستا خوردن تو كافه ي دنج...


اهنگ گوش دادناي نصف شبي تو اتوبانا...


با ناراحتي به هم زنگ زدن و چن دقيقه بعداز شوخياي هم خنديدن


ارايشگاه رفتناي هول هولكي


1000 بار اين جمله رو تكرار كردن : تو ك اكي ميشي حالامن چيكا كنم؟


گپاي 4 -5 تايي دور ميز و نسكافه خوردن،مسخره كردن همديگه


كلمه هاي رمزي ك فقط خودمون معنيشو ميدونيم


رازايي ك فقط خودمون ازشون خبر داريم


دنياي ما پره از لباساي سفيد و توراي پفپفي و مخاطباي خاصمون


ك شاهزاده سواربر اسب سفيدمونن


دنياي ما دخترا پره از احساسات پاك و روياهاي دختروونه .


چرا فکر می کنی چون دختری


باید همیشه غمگین باشی؟ شکست خورده باشی؟!


عزیز من!


یاد بگیر که تو دختری!


یاد بگیر تو کلاس بذاری! تو ناز کنی !


اون خیلی بیجا می کنه تورو ناراحت کنه!


خیلی بیخود می کنه اشکتو دراره!


اصلا برا چی به یه موجود مذکر اجازه می دی شادی زندگیتو ازت بگیره


این اسمش عشق نیست به خدا!


خودتو گول نزن!


کسی که عاشق تو هس،


هرگز نمی تونه غمتو ببینه!


چه برسه به اینکه خودش عامل غمت باشه!!


دختر باش!


دخترونه ناز کن!


دخترونه فکر کن!


دخترونه احساس کن!


دخترونه استدلال کن!

دخترونه زندگی کن!



اینا حرفایی واقعی یه پسر هس...

البته اون تیکه اولشو در همه جا باهاش موافق نیسم اما این آخریاش واقعا راسته....

اگه کسی عاشقت باشه حاضره جونشو بده اما ناراحتیتو نبینه حتی یک ثانیه..

جان سامان با یه کلمه من عاشقت شدم گوله حرفاشونو نخورید...


سلام و خدافظی

سلام به بر و بچ ببخشید خیلی وقت بود نتونستم اینجا خوب به دلایل زیاد که شاید براتون شنیدنی نباشه ولی یکیش این بود که:

اخه من دارم 4 تا وبلاگو اداره می کنم و تازگیا قرار بود نویسنده یه سایت هم بشم ...که الان شدم....

و این که دو تا هدف دارم تو زندگیم هر وقت بهشون رسیدم اون وقت دنیا برام بهشته ولی اگه بعضیا بزارن..خوب در کل همین دیگه......

ی چیز دیگه....خودتون می دونید که این  وب همش دست نوشته منو سایمان هس پس اگه جایی مطالبمونو ببینم یعنی کپی شده نه این که به ذهنه خودتون رسیده....

البته اونایی که به نظره خودتون کپی هس شما هم می تونید کپی کنید

        به امید دیدار

به قوله فیتیله ها: خدافظی سخته اما چاره نداریم.....

البته فک  مزخرف نکنین  که دیگه هیچ وخت نمیاما.....کور خوندین

دوره ی آخرالزمان

من بعضی وقتا یه صحنه هایی میبینم ک دوست دارم برم بکلی تو افق محو بشم...

چند روز پیش خونه داییم اینا بودم یه خار رفت تو پام

به زنداییم میگم موچین دارید؟میخوام خار از پام درآرم(کلی هم بهش اطمینان دادم ک بعدش ضد عفونیش میکنم واسشا )

خلاصه زنداییم رفته موچینشو از تو صد تا سوراخ درآورده..

- زندایی مگه قاچاقه ک اینجوری قایمش کردی؟

- چیکار کنم از دست این محمد(پسرداییم) بیشعور قایمش کردم 

- چطور مگه؟

- آخه پدرسوخته باوجود اینکه دو هفته ای یه بار میره آرایشگاه ولی بازم زیر ابروش ک درمیاد باموچین من زیرشو تمییز میکنه میخوام دم دستش نباشه...بره خودش بخره اگه میخواد...

.

.

.

یکی نیست به اینا بگه خو شما ک با پسرتون ک ابروشو ور میداره اینقدر خونسردانه رفتار میکنید چه حکایتیه  دخترتون ک دو برابر پسرتون سن داره نمیذارید پشت لبشو برداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ک بیچاره انقدر متلک نشوه.........

!

!

!

فکر کنم اینجوری ک داریم پیش میریم چند سال دیگه عروس بره دم آرایشگاه دنبال دوماد ببرتش تالار....

بعد سر سفره عقد --------

- دوماد رفته گل بچینه

- دوماد رفته گلاب بیاره

- دوماد زیر لفظی میخواد

بعدم پسره بعد سه بار صداشو نازک میکنه و میگه با اجازه بزرگتر بلههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

عروسم با غرور سیبیلاشو یه تاب میده و بادی به گلو میندازه و به بابای پسره میگه قول میدم خوشبختش کنم..........



حالا حق دارم من برم تو افق محو شم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 عایا؟؟؟؟؟؟؟؟

نه شما بگین برم محو شم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برم جوون مرگ شم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


دیوانه...

من دیوانه ای بیش نیستم...محلم نگذارید....روزگار این چنین می خواهد


عده ای معلق در هوا ...

هوایی که نه نامی از زمین دارد و نه نشانی از آسمان...

من دیوانه ام راحت باشید......دگر عادت دارم ب نقش بازی کردن

نقش دلقکی که زیر لبخند های تلخش اشک هایش را پنهان می کند...


از یک دیوانه انتظاری نداشته باش.... محبت....درک کردن ....فهمیدن ...

خندیدن..

این را به خاطر بسپار من یک دیوانه ام....دیوانه...

منم هستم ولی در سایه

سلام ب دوستان گل و منگل و عشق و پشق و  معتاد ب نت خودم

حالا اگه دختری یه کم از مانیتور فاصله بگیر... 

عقب

عقب تر

عقب تر تر

آهان حالا خوب شد

خو من ب فکر خودتونم کور میشین اونوخت هیشکی نمیاد بگیرتتون

اگه هم پسری ک بشین جات خوبه دادا

بذگریم....

عافا منم هستما البته شایدم نباشم خیالاتی شدم ولی تا اونجا ک یادمه بودم گاهی وقتا هم نبودم  حالا بودم یا نبودم؟!

بودن یا نبودن؟ مسئله این است...

من ک مث سامان بیکار نیستم ک 24 ساعت تو نت باشم ک

زن دارم بچه دارم پس فردا کنکور دارم باید دکی شم ک عیالم طلاقم نده

بچه م معتاد نشه 

خونه مو بانک مصادره نکنه

اگه خواستم دوباره زن بگیرم دختره بگه یارو دکیه با مخ قبول کنه

و هزارتا چیز دیگه...

پس اصن اساس زندگی بنده ب این کنکور کوفتی وصله ک امیدوارم هرکی باعث و بانیشه گور ب گور بشه و جنازشو تو هر قبری میزارن خاک پسش بزنه ...

کلاس و درس و امتحان تو تابستونم پاچه مارو میگیره

دامن گیر نه شلوار گیر نه خب دروغ چرا؟؟ شلوارک گیر این درس شدیم ما

پس اگه کم میام و مطلب نمیذارم زیاد فک نکنین نیستم و پشت سرم حرف بزنیییییدا

من هستم مواظب تک تکوتونم

دست از پا خطا نکنید

ک یهو با خشم سایمان مواجه میشید

جای تک تکتون تو دهلیز راست قلبم محفوظه 

عاشق همتون منتظر تک تکتون 

سایمان



کدوم حس؟؟؟؟

ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺟﻠﻮﻱ ﮐﺪﻭﻡ ﺣﺴﺘﻮ ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻲ ﺑﮕﻴﺮﻱ؟؟

.

.

.

-1 ﻟﺠــﺒﺎﺯﻱ

-2 ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ

-3 ﮔﺮﻳﻪ

-4 ﻭﻟﺨﺮﺟﻲ

-5 ﺧﻨﺪﻩ

-6 ﻋﺼﺒﺎﻧﻴﺖ

-7 ﺧﻮﺍﺏ

-8 ﺷﮑﻢ

-9 ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺑﻲ

-10 ﺑﺪﺑﻴﻨﻲ ﻭ ﺷﮑﺎﮐﻲ

-11 ﻧﻔﺮﺕ

-12 ﺗﻨﺒﻠﻲ

-13 ﻓﻀﻮﻟﻲ

من ک ب شخصه از شماره 10 حالم ب هم میخوره......
فوضولی هم ک خوده دخترا خودشون بهتر می دونن....خخخ

تفریحات اینجانب...

ببخشید های من....

من چن تا مذرت خواهی ب چن تا بده کارم نمی دونم یا طلبکارم بابت دیروز....

اولیش به اون نمی دونم زوج جوان (دو کفتر عاشق) یا دوستان جوان

( دو کفتر منافق)...

من دارم مثه آدم آهنگ گوش میدم و میون این علفزارا قدم میزنم

و گل میچینم علم غیب ندارم ک کسی اون وسطاش نشسته که...

دوستانی ک ملطفت نشدید.....دیروز داشتم عینهو این عاشق بین گلا قدم

میزدم و آهنگ می گوشیدم (ارتفاع علفاش دو متر بود...)

ک یهو با یه صحنه خیلی فجیح رو برو شدم ک زبان از گفتنش شرم

دارد.......

البته اون بنده خداها ک خودشون دیگه تو زمین فرو رفتنا!!!!!!!!!!!!!!

افتاد؟؟؟

زوجین عزیز لطفا به علف ها اطمینان نکنید.....



کفترا ببخشید



در راه برگشت بودیم و من همچنان آهنگ در گوش سرمو زدم بودم ب

شیشه ماشین بیرون مینگرستیم حدود 12 شب بود

( ما بر و بچ جوان:من،دختر عمو ،پسر عمو ها ،سایمان)

تو ی ماشین دیگه بودیم اینجانب عادت دارم همیشه شبا 

چراغ قوه بندازم تو خیابونو نیگا کنم چم دونستم بقیه مشکل دارن ک ...

این نیسانیه رد شده دوتا فحش بارمون کرد بعدم گفت جوانان الاف و

بوقققققققققققققققق...

نیسانی ببخشید


همچنان ک در راه کرم می ریختیم بعد 6 ساعت فهمیدیم ک یکی از

درا بازه ...همه درا باز و بسه شد و آخریش دره اینجانب بود ک

تا بازش کردم همه این گوجه هایی ک جلو پام بود شپلق ریخت

وسط اتوبان یه لحظه حس کردم وسط فیلم پارانرمالم کل خیابونه

خونی شد !!!!!!!!!!!!!!!!!!

گوجه ها یکی یکی پلق پلق پوکیدن...خخخخخخ

گوجه ها ببخشید













خبری تازه در راه است...

بگنده این شانس داشتم بسنی کوفت میکردم لامصب نمی دونم چرا دیگه انگشتام چسبیده ب کیبورد!!!اینم از بستنی خوردن ما.....والا


نمی دونم درباره چی بحرفم بعضی اوقات فک مبکنم خیلی چیزای بی مزه تعریف می کنم..نه؟؟؟!!!!

ب هر حال نمیشه کاریش کرد دیگه....


بچه ها تا دو روز یا سه روز دیگه یه عملیات داریم ک قراره رو کم کنی انجام بدیم دعا کنید کارمون بشه حتما براتون تعریف می کنم....


خوب حالا با ایجازه کوچیکترا ی دوتا حرف و درد و دل دارم باهاتون  اگه خداییی نکرده براش وخت بزارین و بوخونین احتمال داره

0/00001...گرم از انرژی بدنتون در راه سامان فدا بشه....



اولیشششش

همون طور ک میدونید من با همه خیلی صمیمی میگیرم و برام فرقی نداره ک کی هس حتی اگه حالش هم از من بهم بخوره من برام فرقی نداره(البته قلط کرده ک حالش بهم بخوره)

پس منظور بد نگیرید ک من باهاشون زیاد شوخی می کنم و صمیمی میگیرم....نا سلامتی من شیرازیما!!!!!!!!!!!!

مگه نشنیدید میگن شیرازیا خون گرم هسن پس دیگه حرف مفت نزنین..........

 با تچکر

دومندشششششششششششششش


ازین ب بعد هرکی خاس می تونه برامون مطلب بفرسه تا با اسم مبارک خودشون اینجا بدرجیم و حالشو ببره ک مردم الاف محترم نظر میدن


سومنششششششششششششش


نظرتون درباره صندلی داغ چیه ک بزاریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مثلا هر هفته با یکی ک بیشتر همه کامنت گذاشته یا تازه وارد بوده یه گفت و گو بزاریم و هر چی دلتون خاس ازش بپسین بی رودربایستی...........


چهارمندشششششششششششش

یه مسابقه ماهانه بزارم جایزه هم داره ولی باس کمک کنین و بگین ک چ جور مسابقه باشه ک پر طرفدار بشه.....

دمه آخری این کارو هم انجام بدید ته کامنتتون بعد برین...

همین دیگه ارایض بنده تموم شدن

هر نظری اراجیفی چرتو پرتی بود بگید....


who is his mother???


چرا نمی زارن من ب این اطمیان برسم ک پسرم!!!

 

والا دیگه آرامش ازمون سلب صلب ثلب شده.....

 

عصر بود

 

مهمون داشتیم....داییم اینا...

 

رو دیوار نشسه بیدیم داشتیم با پسر همسایه اونوری(پویان) می حرفیدیم

 

مامان:سامان من و زنداییت اینا میریم بیرون مواظب محمد باششششش خوابه...

 

محمد چیست؟محمد موجودی دوساله هس که فقط آتیش میریزه و

مثه دخترا لوس هسو عشوه میاد!!!

 

ما هم ب امید اینکه بیدار نمیشه داشتیم می حرفیدیم ک...

یه هو نمی دونم چش شد یک جیغ زد

ک من در همون ثانیه 12 کیلو کم کردم

 

با کمک پویان و طی یک حرکت اکروباتی پریدیم تو اتاق...آخه مادر من ...

من چ جوری اینو آروم کنم؟؟؟!!!!

 

البته مخ پویان بیشتر کار کرد ..بچه رو انداختیم تو پتو من یه ورشو گرفتم اونم اون ورشو تابش دایم تا آروم

 

بشه!!!!!!!!!!!

 

اصن قیافه منو میدیدی کف زمین دیگه غلت می خوردیا!!!

 

حالا نشسیم خستگی در کنیم اومده با قیافه بی شرمانه میگه مامان............جیش!!!!

 

دور و برم نیگا کردم دیدم کسی نی فقط من و پویان!!!!یعنی من ..مامان؟؟؟بلا ب دور

 

گذاشتمش تو توالت میگم برو کارتو کن دو ساعت بعد اومدم هنوز در همون حالت

وایساده....عجب طاقتی داشتا!!!!

 

دیگه بقیه کارو دادم دسته پویان ...پدره بچه رو دراورد تا کارشو بکنه!!!!

موندم چ جوری جون سالم ب درد برد...

 

آخه مادر من ...من ک دختر نیسم




++++اونایی ک لینکشون پاک شده لدفن بگن که درسش کنم

 

خانم ...عاقا....یک لحضه لدفن!

امروز ی آپ کردم ک اطلاعات اومومی تون بالابره زشته قد یه خرس هیکل

کشیدی هیچی نمی فهمی...

بس صبحونه نون پنیر بردی مدرسه خرف شدی....والا...

خوب بگذریم.....

یک پیشنهاد...

خوب یه پیشنهاد خوش مزه براتون دارم ک تجربه شخصی خودمه ولی حالا

چون اصرار می کنید میگم....

وختی میرید حمام یه هف هش تا لیمو بردارید با نمک زیر دوش حمام

بخورید...اصن یه صفایی داره غیر قابل توصیفه ها!!!!!!!

دیونه خودتی.....خخخ


یک اطلاعیه...

اون خانمی ک گفته بودید رنگ قالبتون خیلی دلگیره و ازین جور چیزا..فدای اون دل با احساست....

ما ب فکر خودتونیم چون عده کثیری از الافان محرم و محترمه شب میان تو

نت مثه مگس می چرخن و اگه قالب روشن باشه چشماشون بیشتر درد

میگیره و آبریزش پیدا می کنه....

برید حال کنین من اینقد ب فکرتونم....


یک قرار داد...

اونایی ک لینک مون هسن و بهمون سر میزنن در صورت این ک نیان تو گوشی  می خورن و میرم یه قالب روشن میزارم ک چیشاتون درد بیگیره بعدن ک چیش پزکش شدم بیایید پیش خودم...

شما و ما تا روزی خبر ایشالا عروسیتون یا بهتراز اون خرماتون در خونه ما نیومده از این جا نمیرید....

یعنی می خوام یه روز بیاید کامنت بزارید و دعوتم کنیدا!!!!

یک چیزه جالب...


همتون همی الان برید تو اون لینکمون ک نوشته تولد خودتون می فهمید چیه ولی حتما برید جالبه....


یک نکته...


اگه تو لینکامون کسی کنکوری بوده همی الان بگه چ رتبه ای آورده...برام مهم هسا!!!

بعضیا قبل رتبه ی کنکورشون یه *141* بزنن شاید گوشیشون یه 5 تومن شارژ بشه!!

یک تجربه...

هیچ وقت حرف تو دلتون نیگه ندارید جون سایمان راس میگم الان هر چی تو دلته رو کن...اصن یه جمله از احساساتت بنویس می خوام بدونم با چ جور آدمایی سرو کار دارم...

کلمه ی شلغم هم توش باشه


جدیدا عاشق این ترز حرف زدنه این ستاره دریاییه تو باب اسفنجی شدم اسمشو یادم رفت!!!!




اینو هم یکی زحمتکشان جامعه ب ما ابراز محبت کردن و ما رو شرمنده کردن کامنت

خصوصی گذاشتن

گفتم شما هم بدونید...

پیدا کردن یک پسر وفادار ،

 از پیدا کردن یک مارمولک پرنده ی سخن گوی سرخابی تو اقیانوس آرام سخت تره  !!

بگو کدومشی؟؟؟؟



یه پسته کاملن جدی...


بچه تورو خدا امشب منو سایمان یادتون نره

وگرنه خودم جفت پا میام تو حلقتون

خوب امشب هر کی هر کیو دوس داره براش دعا می کنه....

خوب قاعدتن من در وسط قلبتون جای دارم پس یادتون نره....

من آرزو دارم براتون بگم؟؟؟خو میگم چون میدونم خیلی فوضولید

1-من زن می خوام.....این همین جوری از دهنم پرید

-2پزشکی قبول بشم......بشم چیش پزکش

3-عمو بشم...زن و بچه سایمانو میگم..

4-خانوادگی بریم....اونجا...بماند

5-این طرفو ک می خوایم ضایش کنیم کارمون بشه..

6-برم مشد کربلا مکه ....هر جا شد


نمی دونم امشب دلیل اولین قطره اشکت چیه ولی اگه واسه آخریش دلیل نداشتی

بزارش برای من...