فاضل نظري
هم از سکوت گریزان ، هم از صدا بیزار
چنین چرا دلتنگم ، چنین چرا بیزار
زمین از آمدن برف تازه خشنود است
من از شلوغی بسیار رد پا بیزار

قدم زدم! ریه هایم شد از هوا لبریز
قدم زدم! ریه هایم شد از هوا بیزار
اگرچه می گذریم از کنار هم آرام
شما ز من متنفر ، من از شما بیزار
به مسجد آمدم و نا امید برگشتم
دل از مشاهده تلخی ریا بیزار
صدای قاری و گلدسته های پژمرده
اذان مرده و دلهای از خدا بیزار
به خانه ام بروم؟!خانه از سکوت پر است
سکوت می کند از زندگی مرا بیزار
تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست!
از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار
شریعتی
آبی آسمان که میبینم و می دانم که نیست
و خدایی که نمیبینم و میدانم که هست.
هر موجودی در طبیعت “آنچنان است که باید باشد”
و تنها انسان است که هرگز آنچنان که باید باشد نیست
از تنهایی به میان مردم می گریزم و از مردم به تنهایی پناه برم
من دشمن تو و عقاید تو هستم،اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم.
مذهب،اگر پیش از مرگ به کار نیاید،پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد
مطالب این وبلاگ فقط برای کسانی است که میدانند نمیدانند
وقتی در صحنه حق و باطل نیستی، وقتی که شاهد عصر خودت نیستی، و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی، هر کجا که خواهی باش، چه در نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است.
اما باز نگشتم، به بیراهه هم نرفتم که من نه مرد بازگشتم! استوار ماندن و به هر بادی به باد نرفتن دین من است. دینی که پیروانش بسیار کم اند. مردم همه زادگان روزند و پاسداران شب.
شریعتی یک راه بود نه یک منزل ،چراغ بود نه بت ،فریادی بود بر گوشهای سنگین و پتکی بود بر وجدانهای خاموش ،دردی بود مجسم و مجسمه ای بود از درد و متحرکی بود در صراط تکامل.
"عبدالکریم سروش"
استاد
خوش به حال مسافرکش های میدان آزادی / هر روز آزادانه فریاد
میزنند آزادی، آزادی.
*چقدر دوست دارم این سخن مسیح را « از راه هایی مروید که روندگان آن بسیارند از راه هایی بروید که روندگان آن کم اند» (دکتر شریعتی)
*آدم بالاخره می میره حالا من به اسهال خونی بمیرم بهتره یا به خاطر حرفم؟ (دکتر شریعتی)
شب پر خاطره
تجویز دارو برای شب امتحان :
سه بسته خاک برات نوشتم هر هشت ساعت میریزی رو سرت !
.
.
.
هر وقت اگه تونستی با تقلب نمره خوب بگیری به خودتت افتخار کن !
اگه نه با خرخونی همه می تونن ٢٠ بشن
.
.
.
بابام رفته هویج خریده میگه عَقلت که ناقصه ، مغزتم که کار نمیکنه بگیر این هویجو کوفت کن که حداقل چشمات برای تقلب کار کنه !
.
.
.
دانشجویی که توانایی اینو نداشته باشه ۲خط تقلب بکنه . . .
.
.
.
فردا چجوری میخواد توو این مملکت گلیم خودشو از آب بیرون بکشه ؟!
چجوری میخواد کار پیدا کنه ؟!
چجوری میخواد زندگی کنه ؟!
ها چه خاکی میخواد به سرش کنه عآآخه ؟!
سوتک
نمی خواهم بدانم کوزه گر
از خاک اندامم چه خواهد ساخت.
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم،
ســـــوتکی سازد،
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی
گستاخ و
بازیگوش.
و او هر روز پی در پی
دم گرم خودش را در
گلویم سخت بفشارد.
و خواب
خفتگان
خفته را
بیدار سازد.
بدین سان بشکند دائم
سکوت
مرگبارم را........ ( دکتر شریعتی)
افسون زندگی
| افسون زندگی | |
|
در بیکرانه زندگی دو چیز است که افسونم می کند : آبی آسمان که می بینم و میدانم که نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست. « دکتر علی شریعتی »
|

زنده باد ایران و ایرانی
خفن ترین جکهای ترکی، لری، رشتی و ...
یک روز یه ترکه ...
اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش
و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو،
برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم
یه روز یه رشتیه ...
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد،
برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.
یه روز یه لره ...
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود
و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد
یه روز یه قزوینی یه ...
به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد
یه روز ما همه با هم بودیم ...،
فارس و آذري و كرد و گيلك و مازني و لر و بلوچ و عرب و تركمن و قشقايي و ...
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند ... ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم !!!
و اینجوری شادیم !!!
این از فرهنگ ایرانی به دور است.
آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.
پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه
آنقدر این مطلب را بخوانیم تا عادت زشت در خندیدن
به هموطن( آنکه در دیده ما جا دارد ) در ما بمیرد و با هم یکی باشیم مثل همیشه،
مثل زمان های سختی و مثل زمان های جشن و افتخار
پاینده ایران و ایرانی


salam be veb man khosh omadin omidvaram khosheton biad lotfan nazar bedid